Informazioni sulla release

الهه ازدواج قسمت 10
Un commento di niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Pubblicato il: 2013-08-11
Download: 20
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

بابا، اینم قهوه اتون

بذارش اینجا. اینجا

شماها دارین چه غلطی می کنین؟

.متاسفم

متاسفم پدر

چی شده؟

چطور می تونی اینقدر بی ادبانه رفتار کنی؟

من و بابا کلی توی رستوران علاف موندیم و آخرش هم مجبورمون کردی برگردیم؟

مگه شما کی هستید؟

دارین چی کار می کنین؟

دیوونه شدین؟ عقلتون رو از دست دادین؟

چرا نمی تونی حرف بزنی؟

گفتم فکر کردین دارین چی کار می کنین؟

مین جی می شه بری توی اتاقت؟

یه تیکه هندونه بردار و

.برو تو اتاقت بخور

.باشه

چه خبره؟

چرا اینقدر بی ادبانه رفتار کردی؟

نمی تونی زود جوابم رو بدی؟

.چون من یه اشتباهی کردم

دوباره چی کار کردی؟

...صبر کن. اون

...من

.به ته ووک گفتم که نمی تونم باهاش ازدواج کنم

دلیلش این بود

چی؟

...واقعا اون

چی گفتی؟ تو نمی تونی چی؟

.متاسفم

متاسفم بابا

...هی. جی هی. جی هی

!هی

بیا با من حرف بزن

منظورت چیه نمی تونی ازدواج کنی؟

.هی. هی.درو باز کن

.تنهاش بذار. ولش کن

جی هی چی گفت و اینجوری گریه کرد رفت تو اتاق؟

.به ته ووک گفته نمی تونه باهاش ازدواج کنه

آه خدا

.پدر شما اومدید؟ ببخشید دیر کردم. درسته. متاسفم.

به خاطر فصل تعطیلات خیلی سرم شلوغ بود. غذا خوردید...؟

صدای چیه؟

کی داره گریه می کنه؟

.نمی دونم

خواهر زن؟

...پدر، ببخشید

.برو تو. برو داخل و بذار فردا صحبت کنیم

.پدر. من براتون رخت خواب پهن می کنم

.باشه

.اگه نمی خوای ازدواج نکن

.باباتو خواهرت به همین زودیا می میرن تا تورو بفرستن خونه ی شوهرت

تو تنها کسی هستی تو این دنیا که عروسی می کنه؟

چرا احساساتی می شی؟ خوب نکن. دختره ی احمق بی خاصیت

.تمومش کن

از کجا داری می یای؟

گفتم از کجا داری برمی گردی؟

چرا نمی تونی بهم بگی؟ از کجا داری برمیگردی؟

.امروز شنبه است و شنبه ها خبر پخش نمی شه

از صبح تا شب رفتی. کدوم گوری بودی؟

از کجا داری برمی گردی؟ از کجا؟

چرا نمی تونی حرف بزنی؟ کجا بودی؟- .سرت به کار خودت باشه-

سرم به کار خودم باشه؟- .آره. سرت... به کار ...خودت...باشه-

.خسته ام. اذیتم نکن

چی؟ اذیت؟

!عوضی! این عوضی

!عوضی

چته؟ چرا اینجوری می کنی؟ هی! دیوونه شدی؟ عقلت رو از دست دادی؟

.آره. دیوونه شدم. عقلم رو از دست دادم

چرا؟ چرا؟

فکر می کنی نمی دونم با اون زنیکه کجا مونده بودی؟

چطور می تونی همچین جاهایی بری انگار خونه ی خودته؟

منظورت چیه همچین جاهایی؟ چی داری می گی؟

چی دارم می گم؟ چی دارم می گم؟

.چطور می تونی به همچین جاهایی رفت و آمد کنی انگار خونه ی خودته

واقعا! تو چرا اینجوری می کنی؟

می خوای همینطور شوهرت رو بزنی؟

واقعا مثله یه احمق می خوای دعوا راه بندازی؟

.فحش می دی و از خشونت استفاده می کنی

واقعا دیوونه شدی؟

تو... دوباره این کار رو می کنی یا نه؟

همین الانشم به اندازه ی کافی جای ناخنات رو روم گذاشتی بازم این کار رو می کنی یا نه؟

.بابا، ولش کن. ولش کن

.جانگ وو. جانگ وو. جانگ وو. من خوبم

!بابا

یکی داره گریه می کنه می گه نمی تونه ازدواج کنه و

.یکی دیگه داره گریه می کنه و می گه داره طلاق می گیره

.دارم دیوونه می شم

اینجوری نگو زن داداش

.من طلاق نمی گیرم

.من هیچوقت نمی تونم طلاق بگیرم

پس چجوری می خوای خلاص شی؟

.نمی دونم

.واقعا نمی دونم

اما جی هی چرا همچین حرفی می زنه؟

کی می دونه؟

.فقط همینطور گریه می کنه، بدون اینکه یه کلمه حرف بزنه

.اگه نمی خواد ازدواج کنه، لطفا بهش بگو ازدواج نکنه

...من

.بابا جانگ وو رو خیلی دوست داشتم. واسه همین باهاش ازدواج کردم

.توی تموم زندگیه من فقط بابای جانگ وو بود

،از وقتی که با هم برای بار اول قرار گذاشتیم، ازدواجمون

،به دنیا اومدن جانگ وو

.من واقعا خوشحال بودم

حقیقتش اینه که هنوزم وقتی بابای جانگ وو رو می بینم

.قلبم از جا می پره

.فکر کنم واقعا دیوونه بودی که اینجوری دیوونه وار عاشق شدی

آره

.حتی با اینکه من دیوونه وار عاشق بودم، بازم ازدواج سختی بود

.فکر کنم یه دلیلی داره که جی هی این حرف رو می زنه

...راستش من

.من می خوام به همه ی آدم های دنیا که دارن عروسی می کنن در مورد احساسم بگم

.همه می خوان

.منم می خوام همه چیز رو بگم. منم می خوام همه چیز رو بگم

یواش گریه کن. می خوای بین همه ی همسایه ها شایعه پخش کنی؟

.متاسفم

.ای خدا. دارم دیوونه می شم

داری چه غلطی می کنی؟

چطور جرات می کنی در مورد دارایی های من پرونده سازی کنی؟

.ازم می خوای پول هتل رو بدم. فکر کنم دیگه خیلی پر رو شدی

چطور جرئت می کنی همچین حرفی به من بزنی؟

.متاسفم مادر

من نمی خواستم با شما در بیوفتم- .خفه شو-

چطور جرات می کنی ازم بخوای واسه موندن تو هتل خودم پول بدم؟

.این برای هزینه های شخصیتون نیست. کارت اعتباری شرکت برای پرداخت همچین چیزهایی نبود

.اگه واسه کارای فرعیه شرکته، باید کاملا مشخص بشه

چی؟

کارای فرعی شرکت؟

.خنده دار شدی

حالا چون شوهرم به حرفات گوش می ده، فکر کردی تو کدوم شرکتی؟

اولین قدمت بعد از اینکه وارد شرکت شدی

این بوده که کارت عضویت دوستای من رو ببندی؟

.و به مادر شوهرت بگی این پول اون نیست و از پول خودش استفاده کنه

چرا هیچی نمی گی؟

اینجور که من دارم می بینم

بعد از وارد شدنت به شرکت، چقدر دیگه می خوای بی راهه بری؟

.متاسفم

.همچین قصدی نداشتم

،اما اگه شما اینطوری برداشت کردید

.عذرخواهی می کنم

چی؟

متاسفی؟

همچین قصدی نداشتی اما اگه من اینطوری برداشت کردم عذرخواهی می کنی؟

!مامان یوجین

این هیاهو اول صبحی واسه چیه؟

.به کارای مسخره ای که عروست انجام داده گوش کن

.شنیدم

.دارم سرزنشش می کنم چون هرچی بهش فکر می کنم بازم مسخره است

تو مشکلی توی کارایی که رییس اجرایی هونگ انجام داده می بینی؟

چی؟

حتی اگه از همین الانم دیگه اون کارا رو !ادامه ندی هتل شین یونگ بازم توی وضعیت قرمزه

هرچند ممکنه به خاطر نرفتن به هتل ناراحت بشی

،به خاطر کمبودهای شدید هتل شین یونگ

برنامه های مدیر یونگ برای در اومدن از این وضع خیلی سخته

.به نظر من که کار خوبی کرده

چی؟ چی؟

کار خوبی کرده؟

.بله. البته. باید همینو بگم

چطور می تونه قانونی وجود داشته باشه که خوانوده ی مالک رو استثنا قرار می ده؟

وقتی اعضای خانواده ی مالک اینطوری رفتار کنن

.طبیعتا کارکنان هم همین رفتار رو پیش می گیرن

،وقتی یه تازه کار می یاد

،باید شروع کنه و همه چیز رو از اول سازمان دهی کنه

.به نظر من که کارش رو خوب انجام داده

!رییس- .بسه دیگه-

پول درآر اصلی، پدر خانواده اینجاست. اونوقت مادر این خانواده کجاست؟

.برای والدین و بچه ها همشون یه جوره. هیچ چیز مجانی نیست

پسرات هیچ کدوم وارد تجارت نشدن

حالا که مامان یوجین وارد تجارت شده چرا درک نمی کنی؟ چرا نمی تونی هضمش کنی؟

.همونجور که مامان یوجین گفت از این به بعد باید از پول خودت استفاده کنی

چی؟ چی داری می گی؟

به هر حال این پول تو هم که نیست. چرا می رم گروه

اینقدر بی فایده کار می کنم و به دستش می یارم .اونوقت تو عین ماشین پول خراب کن می مونی

عزیزم

.مدیر اوه

تو هنوز جرات می کنی با تحقیر به من نگاه کنی؟

...من شما رو با تحقیر نگاه نکردم

...پس اگه نکردی

.من خیلی واضح بهت گفتم دست از جاسوسی واسه مادر شوهرم برداری

اما هنوزم داری یواشکی تو کارای من سرک می کشی؟

...اینطور نیست. به خاطر اینه که خانم

!ساکت باش

فکر کردی منم یه آشغالیم مثله تو که نتونم خودم رو نجات بدم؟

.از همون اولش خیلی حرفا واسه گفتن داشتی

.مخصوصا خیلی دوست داری راجع به بقیه حرف بزنی و شایعه پراکنی کنی

.عاشق اینی که پشت سر مردم داستان سرایی و شایعه پراکنی کنی

فکر می کنی من نمی دونم چطوری به اینجا رسیدی؟

با پخش کردن شایعه هایی که دوست داری (توی اینترنت و کورکس (بازار بورس کره

به خاطرش، من کلی سختی کشیدم. اینطور نیست؟

و مهم تر از همه ی اینا

.من به تو خیلی واضح بارها هشدار دادم

.اگه یه ذره عقل داشتی تا حالا دیگه فهمیده بودی

این عقلی که داری واسه چیه؟

.حتی دارو هم نمی تونه این همه حماقت تو رو درمان کنه

این چیزیه که تو با اون عقلت می خوای ثابت کنی؟

نمی دونم چطور مادر شوهرم کسی مثل تو رو انتخاب کرده اما

.هر سودی که از این رابطه بردی از امروز تمومه

برو استراحتگاه جه چون اگه می تونستم ترجیح می دادم اخراجت کنم

کارای زیادی واسه مادر شوهرم انجام دادی

.می فرستمت اونجا که تنبیه ام شدید نباشه

Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신)

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left