Le prime 200 righe.
گردنبندت رو در بیار
چه قدر نزدیک شده ؟
الان در بیار
اوه این بوم
گردنبندت رو دوباره بنداز
باشه
خانم هونگ
منطقه محدود شده
حمام زنانه ، حمام مردانه
خانم هونگ
اونجایی ؟
خانم هونگ
سونا چونها
خانم هونگ
بیدار شو
به خودت بیا
هونگ جی آه
هونگ جی آه
خوبی ؟
خوبی ؟
همه چی مرتبه
سریع گرم می شی
قسمت ششم
چه اتفاقی برات افتاد ؟
چون خاطرات روح رو دیدم
فکر کردم همه چی مثل همیشه خوب پیش رفته
اشتباه از من بود
چون قبلش اونجا رو چک نکرده بودم ، متوجه روح دوم نشدم
اون روح منو رو تسخیر کرد
تسخیر ؟
مثل وقتایی که آدما می گن انگار توسط روح مسحور شدن ؟
درسته
وقتی روح از بدنم رد می شه
نا خواسته هوشیاریم رو از دست می دم
پس خیلی خطرناکه
همچین اتفاقی دوباره نمیفته ، نگران نباش
تا حالا نشده به جز این کار بخوای کار دیگه ای انجام بدی ؟
املاک دئه باک
مامان ، من امروز تسخیر شدم
فکر کردم فقط یه روح اونجاست
اما وقتی رفتم دیدم دوتاست
می دونم
می خوای بگی که چون قبلا اونجا رو چک نکردم این اتفاق افتاده
از این به بعد قبل رفتن حتما اون مکان رو چک می کنم
راضی شدی ؟
نگران نباش دیگه
می بینی که سالم برگشتم
اون واسطه کلاهبرداره که اون دفعه دیدیش
... نمی دونم دلیلش چیه ولی
وقتی کنار اونم دمای بدنم پایین نمیاد
برای همین خیلی خطرناک نیست
لطفا به من کمک کنید
راستی مامان
... هیچی مهم نیست
بعد از کار هیچی مثل آبجو نمی چسبه
یه جاجانگمیون دوتایی ، یه چابچه با برنج
با یدونه تانگسویوک
تو چی ؟
من یه جامپونگ دریایی می خوام
جامپونگ دریایی ، باشه
اشتها نداری ؟ چرا انقدر کم سفارش دادی ؟
به خاطر اتفاق دیشب هنوز حالم خوب نیست
تسخیر شدی ؟ چرا ؟
روح اون دانشجو که خیلی خشن به نظر نمیومد
یه روح دیگه هم اونجا بود
وای خدا
برای همین قبل رفتن باید اونجا رو چک کنی
حتما دوباره خاطرات اون شب اومد جلو چشمت ، خوبی؟
این بار یه ذره فرق داشت
وقتی جادو شدم
مثل دفعه های پیش ، خاطرات 20 سال پیش رو یادم اومد
ولی این بار یه بچه اونجا بود
اوه سونگ شیک
یه بچه بغلش بود
منظورت چیه ؟
فکر کنم خاطرات دقیقی از اون شب ندارم
به نظر می رسه اون بچه ای که اوه سونگ شیک اورده بود
برادرزاده اش بوده
ولی چیزی که عجیب بود
این بود که صورت بچه چشم و دماغ و دهن نداشت
اینکه قیافه اوه سونگ شیک یادته
ولی قیافه بچه رو یادت نمیاد عجیب نیست ؟
چون خاطرات برای زمانیه که تسخیر شده بودی
امکانش نیست که اشتباه باشه ؟
شاید
ولی چیزی که ازش مطمئنم
اینه که نمی تونم به خاطراتم اعتماد کنم
چرا تو این مدت مطمئن بودم که خاطراتم درسته ؟
هر چی بیشتر راجبش فکر می کنم
می بینم واقعا عجیبه
چرا مامانم اون روز بدون واسطه میخواست جنگیری کنه ؟
اگه صدایی هم شنیدی ، نباید بیای طبقه پایین
فهمیدی ؟
و مامانم چرا تسخیر شده بود ؟
چیزایی که یادت دادم رو که یادته ؟
همون جوریکه با خرس تمرین کردیم
به من ضربه بزن
چرا تو این مدت فکر می کردم
که چون روح قوی بوده مامانم مرده ؟
انقدر عجیبه که حتی نمی شه جوابی برای این سوالا پیدا کرد
باید زودتر بفهمم اون روز چه اتفاقی افتاده
پس من راجبش تحقیق می کنم
تو تمرکزت رو بذار روی شناسایی روح دوم
الان این موضوع مهم تره
ممنون
املاک دئه باک
اطلاعاتی رو که در مورد ساختمون چونها تو شبکه های اجتماعی بود پیدا کردم
پست هایی که در مورد نانوایی روی پشت بوم گذاشته بودن
کامنت های منفی زیادی داشت
و ایدیش نانوایی پشت بوم بود
اگه می خوای هی خمیازه بکشی برو بخواب
این به خاطر روح اون دانشجو است که
کل شب و بازی می کرده و نمی خوابیده
چرا انقدر بدجنسی وقتی خودت دلیلشو می دونی ؟
برای همین می گم برو بخواب
دارم گوش می دم
به خاطره تو نمی تونم تمرکز کنم
آروم باش
ادامه بده لطفا
باشه
کامنت های منفی رو ببین
من صاحب نانوایی پشت بوم هستم
اون فضای خالی با باز شدن نانوایی
خیلی شلوغ شد
ولی صاحب ساختمون
به بهونه ی بازسازی ساختمون منو از اونجا بیرون کرد
چون مشتریشون زیاد شده
صاحب ساختمون ، مستاجر رو بیرون کرده
انقدر که این اتفاق عادیه ، اصلا تعجب نکردم
صاحب های نانوایی کیا بودن ؟
دوتا دوستن که با هم شریکن و 30 سالشونه
اسمشون لی سونگ شیل و پارک این سوک
اون روحی که من دیدم هم حدودا 30 سالش بود
احتمالش هست که یکی از این دو نفر باشه
اون زنا خیلی وحشتناک بودن
یکیشون که خیلی حریص بود
حتما خیلی براتون سخت بوده
لازم نیست این چیزا رو بگی
مگه حرف اشتباهی زدم
اون زن شایعه روح رو پخش کرده بود ؟
می دونستم
گمشده ، لی سونگ شیل
خانم پارک این سوک ؟ بله؟
سلام
... در مورد همکارتون خانم لی سونگ شیل
پیداش کردید ؟
کامیون قهوه
بفرمایید ممنون
وقتی سونگ سیل اولین بار پیشنهاد داد
که یه نانوایی وسط ناکجا آباد باز کنیم
اولش باهاش مخالفت کردم
فکر نمی کردم جواب بده
ولی آخرش نانوایی خودمون را باز کردیم
فکر میکنی اونا این همه راه اومدن که نون بخرن؟
رفیق نگران نباش
همه چی درست میشه
نانوایی پشت بام
لذت ببرین مرسی
تازه و خوشمزه ست اها
سلام سلام
می توانید چند لحظه صبر کنید؟
باشه شرمنده
قهوه رو دوست داری؟
درست همونطوری که سونگ سیل گفته بود ممنون
تجارت مون رونق گرفته
مغازه های دیگه هم شروع کردن به باز شدن
و به یه منطقه تجاری تبدیل شده
سونگ سیل؟
اون خیلی تلاش کرد تا یه بودجه بگیره تا محله رو نجات بده
خیلی تلاش کرده
اون مطمئن شد که زباله
یا ته سیگاری توی خیابان ها نباشه
خیلی چیزها را پشت سر گذاشت
این چیزیه که گفتن؟
اونا تحقیرش کردن
بهش گفتن که بیش از حد حریص شده
پشت سرش هی بد میگفتن
بقیه صاحب مغازه ها ناراضی بودن
بیا دیگه واسه رفع مشکل اینقدر مشتاق نباشیم
ما باید از این منطقه مراقبت کنیم تا پیشرفت بکنه
موضوع مشتری زیاد نیست
باید بخاطر همه مراقبت این منطقه باشیم، موافق نیستی؟
میدونم حق داری
اما آدما کسایی که خیلی درستکار باشن رو دوست ندارن
بالاخره یکی باید اینکارو انجام بده
امروز باید مشغول آماده شدن برای افتتاحیه باشین
همه چی رو به راهه
چطوری میتونم بهتون کمک کنم؟ متاسفم که اینو میگم
اما ما باید ساختمان رو بازسازی کنیم
مسئله پرداخت اجاره بیشتری نبود
از اونجایی که مسئله بازسازی بود چاره ای جز ترک اونجا نداشتیم
اما اجاره توی اون محله بیشتر شده بود
پیدا کردن یه مکان جدید آسان نبود
یه روز که داشتیم از کنار اون ساختمان می گذشتیم
دیدیم که اون نانوایی ما رو تصاحب کرده
وجدان ندارین؟
در مورد بازسازی دروغ گفتین
دروغ نگفتیم
بعضی وقتا اوضاع اونطوری که میخوای پیش نمیره
میخوام ازتون به خاطر استفاده از نام نانوایی مون شکایت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.