Le prime 200 righe.
بههوشه و علائم داره یا بیهوشه؟
بیهوشه
،بسیارخب میخوای عملیات احیا رو شروع کنی؟
نه، نمیدونم چجوری باید این کار رو بکنم
من میتونم قدم به قدم راهنماییت کنم
...الان ازت میخوام که یه دستت رو
روی مرکز سینهش بذاری - باشه -
انگشتهات رو بکن توی هم، و بازوهات هم صاف باشه
و باید محکم و به سرعت، روی سینهاش فشار بیاری
فرقی کرد؟ واکنشی میبینی؟
واکنشی نشون نمیده
کس دیگهای اونجا نیست، فقط تو و اونی؟ درسته؟
درسته
اون شوهر خواهرته؟ خواهرت کجاست؟
نمیدونم، فکر کنم پسرش رو برده مدرسه
پلیس و اورژانس توی راهه
ممنون
وقتی اومدن داخل بهم اطلاع بده. در ورودی بازه؟
آره
بازه
باشه. میتونی بیای بیرون؟
میتونی بدون چیزی توی دستات بیای بیرون؟ - آره -
میتونی؟ دستاتو ببری بالا و چیزی هم توی دستات نباشه
آره
از این طرف بیا، آقا
اسلحهای همراهت نیست؟ - اسلحه ندارم -
خیلیخب. از این طرف بیا - باشه -
اینجا بشین روی جدول - باشه -
کس دیگهای توی خونه نیست
بگیر بشین - باشه -
تیم رو بفرست داخل - باشه -
بگیر بشین - صحنه امنه -
این آقا رو آوردیم بیرون. مسلح دارم میرم داخل
!پلیس چندلر! اگه کسی داخله، اطلاع بده
ده دقیقه دیگه میرسیم
یه سوژه روی زمین افتاد
گویا تیر به سینهاش خورده
...اسلحه توی اتاق خوابه
روی زمین کنار یه کیف افتاده
شما اینجا بمونین، من برم ببینم اطلاعات این یارو رو میتونم بگیرم یا نه
یک، دو، سه، چهار تا گلوله شلیک شده
اسم اون یاروی داخل خونه رو پرسیدی؟
...نه، هنوز اطلاعاتی نگرفتم - چارلز والو -
چارلز والو؟ هجیش کن
واو الف لام واو
چی شده بوده؟ چجوری این اتفاق افتاده؟
یه سالی بود که اومده بودم فینیکیس
گزارشهای عادی مینوشتم، که معمولاً اخبار سخت و حوادث ناگوار بود
توی جولای 2019، یه تیراندازی شده بود
اولش، چارلز والو یه مردی بود که ...گویا برای دفاع از خود
تیر خورده و کشته شده
تحقیقات رو شروع کردیم
ما تنها کسایی بودیم که توی بازار ...خبری فینیکس
به این پرونده تمایل نشون داده بودیم
حس کرده بودم که این ماجرا یه کم متفاوته
ولی هیچوقت فکر نمیکردم به اینجا برسه
کارت شناسایی همراهته، آقا؟ - آره -
چی شده بود؟ توضیح بده
با چوب بیسبال اومد طرفم
همینجا زندگی میکنه یا اومده بود سر بزنه؟ - نه -
اومده بود پسرش رو ببره
خب. پسرش داخله؟ - نه -
خواهرم بردش مدرسه
فقط خودتون توی خونه بودین؟ - بله -
...بعد اون اومد و، چقدر طول
چه ساعتی اومد دنبال پسرش؟
نمیدونم، شاید 20 دقیقه پیش
آهان. بعدش دعواتون شد؟ سر چی؟
سر خواهرم بود
...روش دست بلند کرده بود
خواهر زادم هم با چوب توی دستش اومده بود بیرون
بعدش اون، چوب رو از خواهر زادم گرفت
مگه نگفتی خواهر زادت رفته بود؟
رفته بود، ولی این مال قبلشه
داشت به خواهرم نزدیک میشد که خواهر زادم ...با چوبش اومده بود تا از خواهرم
دفاع کنه
خواهر زادت - آره -
آهان - باهاش اونو هل داد، اونم از دستش گرفت -
آهان
من اومدم وسط، بهشون گفتم از هم فاصله بگیرن
درسته - بعدش خواهرم با خواهرزادم رفتن -
چقدر گذشته از رفتنشون؟
مثلاً یه ساعته؟ ده دقیقهاس؟
شاید بیست دقیقه باشه. درست نمیدونم - خب -
فکر کنم شوهرش با یه ماشین ...کرایهای اومده بود
فکر کنم الانم خواهرم با همون ماشین رفته
توی همین حال، لوری ماشین کرایهایِ چارلز رو برمیداره
جی جی رو میبره تا ساندیچفروشی و بعدش دم مدرسه پیادش میکنه
هفت دلار و 39 سنت
بعدش واسه خودش و تایلی از مغازه ...دمپایی میخره
تا نهایتاً برمیگرده خونه، یعنی جایی که اون اتفاق افتاده بود
جفتتون کجا بودین؟
...توی اتاق نشیمن. بعدش - آهان -
من برگشتم
اونم با چوب زد پشت سرم
بعدش من رفتم توی اتاقم و اسلحهام رو برداشتم
با خودت اسلحه آورده بودی؟
بله - همیشه همراهت هست؟ -
به طور مخفی اسلحه دارم. محض احتیاط واسه امنیتش
سلام، شما کی هستی؟
همسرشم - آهان -
یه لحظه اونور منتظر بمونین
...و بعدش
رفتم توی اتاق نشیمن ازش پرسیدم مشکلت چیه؟
اسلحه هم دستت بود؟ - ...آره -
و بهش گفتم چوب رو بذار زمین، ولی گوش نداد
...و دوباره با چوب اومد طرفم
قبلشم که یه بار باهاش زده بود ...توی سرم، واسه همین
بهش تیر زدم تا جلوش رو بگیرم
آهان، بعدش چی شد؟
همین بود
سرتو ببینم. خونریزی داری
میخوای بگم اورژانس بیاد؟
نه، یه کم آب بهم بدین
تقریباً دو سه سانت زخمه
من اطلاعات شما رو بگیرم
شوهرت اینجا زندگی میکنه؟ - نه، توی هیوستون زندگی میکنه -
متوجه شدم - ما جدا از هم بودیم -
فهمیدم. چند وقت اینجا زندگی کردین؟
!متوجه نشدم - میگم چند وقت اینجا زندگی کردین؟ -
حدود سه هفته - خدای من. آهان، باشه -
واسه همینه همسایهها منو نمیشناسن
فهمیدم - !باید بهشون سلام همسایه! ببخشید -
شاغلی؟
نه - خب -
یعنی پس انداز دارین؟
از قبل؟
چیه؟
سلام، خانوم جوان
اطلاعات تو رو هم بگیرم. چند سالته؟
شونزده - گواهینامه رانندگی داری؟ -
آره، داخله - خوبه -
تازه رانندگی یاد گرفتی؟ دوسش داری؟
یه کم دیگه 17 سالم میشه - یه کم دیگه؟ -
پس بالغی دیگه. اینجا با مامانت زندگی میکنی؟
وقتی ویدیوی لباس پلیس رو دیدیم، لوری توش به وضوح لبخند داشت
حتی نمیپرسه که چارلز حالش خوبه یا نه
ممنونم، خانوم. همینجا بمونید
!شوهرت مُردهها
انگار اصلاً براشون مهم نیست. خیلی ... اذیت میکنن
فکر میکنم دبیرستانها کارها رو ...سمبل میکنن
انگار لوری واسه این اتفاق آماده بود
انگار منتظر بود اینجوری بشه
وگرنه چطور انقدر بیتفاوت بود؟
سوالها رو راحت جواب میداد. همکاری هم میکرد
برادرت هم اونجا باهات زندگی میکنه؟ - نه -
...دیشب پیشم موند، چون نگران بودم که
اون بیاد سراغم و دردسر درست کنه
آهان - ...و -
...میخواستم یکی پیشم باشه، مثلاً برادرم
...چون به برادرم اعتماد دارم و
لوری گفته بود چارلز قراره جمعه ...جی جی رو ببره مدرسه
و بعدش بره برش گردونه
چارلز جی جی رو برد سوار ماشین کرد و یادش رفت تلفنش رو ببره
لوری هم یه چیزایی توی تلفن اون دیده بود که ناراحتش کرده بود
چارلز هم برگشت تا تلفنش رو برداره
...لوری میگه اینجا بود که با هم دعواشون شد
و تلفنش رو بهش نمیداد و برش داشته بود
اینجا بود که تایلی از خواب بیدار شد و چوب بیسبالش رو برداشت
داشتن سر هم داد میزدن که الکس هم از خواب بیدار شد
من با چوب کاری نکردم
فقط دستم بود
...خیلی داشت به مامانم نزدیک میشد
واسه همین، آوردمش بالا و بینشون نگهش داشتم
...جفتشون داشتن داد میزدن و اونم گفت
اگه منو با چوب بزنی، میری زندان
و منم همینجوری اونجا با چوب توی دستم وایساده بودم
مامانت بهت گفت که بری
دیدی که بین پدر ناتنیت و داییت چی شد؟
نه - آهان -
صدای شلیک رو شنید. فکر کنم دو تا شلیک شده بود
صداشون رو شنید
ولی گفت که صداش اونقدری بلند نبود و جوری نبوده که بترسونتش
بچهها دیگه اومدن بیرون و من صدای شلیک رو شنیدم
آهان. پس صدای شلیک رو شنیدی؟
ندیدم، فقط صداش رو شنیدم
و وقتی برگشتم، دیدم روی زمین افتاده
آهان - و وحشت کردم -
خب - و خب خیلی وحشت کردم -
حس مادریم گل کرد
گفتم، باید جی جی رو ببرم مدرسه
باید برم سراغ بچهها. فقط همین
وقتی مامانت با داداشت رفتن، تو دیگه برنگشتی داخل؟
...برگشتم کیف مامانمو بردارم
آهان - از توی خونه -
یعنی کیف پولش و بقیه چیزها
...رفتم تو، به هیچی کاری نداشتم
رفتم سر کمد مامانم، و سریع برگشتم
نه چیزی دیدم و نه چیزی شنیدم
کِی برگشتی داخل و کیفش رو برداشتی؟
بعد از اینکه مامانم اومد بیرون - آهان -
...خودت یا برادرت نشد که که راجع به تماس
با پلیس یا فوریتهای پزشکی چیزی بگین؟
یادت هست؟
آره، بهم زنگ زد - آهان -
ازم پرسید جی جی رو میبری مدرسه؟
منم گفتم آره، باید به پلیس زنگ بزنیم. اونم گفت باشه
،بعد از اینکه چارلز، چوب رو از دستش گرفت تایلی دیگه چیزی ندید
نمیتونم صحنهای رو تصور کنم که اون از خودش درآورده که رفته به مامانش کمک کنه
همه میگن که خب، اون هر کاری که لوری بهش گفته رو انجام میده
No comments yet. Be the first to leave one.