Mirror: A Tale of Twin Cities

Mirror: A Tale of Twin Cities (镜·双城)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Specials

Informazioni sulla release

Mirror A Tale of Twin Cities E01E43 Viki DramaDL
Un commento di AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tag

other
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (43)
Choose the file for your episode
E01
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E01.Viki.DramaDL.srt 51 KB
E02
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E02.Viki.DramaDL.srt 43 KB
E03
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E03.Viki.DramaDL.srt 46 KB
E04
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E04.Viki.DramaDL.srt 43 KB
E05
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E05.Viki.DramaDL.srt 42 KB
E06
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E06.Viki.DramaDL.srt 42 KB
E07
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E07.Viki.DramaDL.srt 47 KB
E08
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E08.Viki.DramaDL.srt 54 KB
E09
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E09.Viki.DramaDL.srt 45 KB
E10
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E10.Viki.DramaDL.srt 48 KB
E11
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E11.Viki.DramaDL.srt 37 KB
E12
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E12.Viki.DramaDL.srt 47 KB
E13
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E13.Viki.DramaDL.srt 52 KB
E14
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E14.Viki.DramaDL.srt 53 KB
E15
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E15.Viki.DramaDL.srt 57 KB
E16
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E16.Viki.DramaDL.srt 55 KB
E17
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E17.Viki.DramaDL.srt 42 KB
E18
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E18.Viki.DramaDL.srt 57 KB
E19
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E19.Viki.DramaDL.srt 52 KB
E20
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E20.Viki.DramaDL.srt 41 KB
E21
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E21.Viki.DramaDL.srt 54 KB
E22
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E22.Viki.DramaDL.srt 49 KB
E23
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E23.Viki.DramaDL.srt 54 KB
E24
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E24.Viki.DramaDL.srt 49 KB
E25
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E25.Viki.DramaDL.srt 44 KB
E26
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E26.Viki.DramaDL.srt 51 KB
E27
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E27.Viki.DramaDL.srt 48 KB
E28
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E28.Viki.DramaDL.srt 45 KB
E29
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E29.Viki.DramaDL.srt 47 KB
E30
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E30.Viki.DramaDL.srt 47 KB
E31
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E31.Viki.DramaDL.srt 39 KB
E32
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E32.Viki.DramaDL.srt 48 KB
E33
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E33.Viki.DramaDL.srt 44 KB
E34
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E34.Viki.DramaDL.srt 48 KB
E35
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E35.Viki.DramaDL.srt 42 KB
E36
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E36.Viki.DramaDL.srt 46 KB
E37
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E37.Viki.DramaDL.srt 49 KB
E38
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E38.Viki.DramaDL.srt 45 KB
E39
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E39.Viki.DramaDL.srt 48 KB
E40
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E40.Viki.DramaDL.srt 36 KB
E41
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E41.Viki.DramaDL.srt 37 KB
E42
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E42.Viki.DramaDL.srt 41 KB
E43
Mirror.A.Tale.of.Twin.Cities.E43.Viki.DramaDL.srt 36 KB
Scarica il sottotitolo Farsi Persian
Translate with Pro
Show all subtitles
Pubblicato il: 2022-03-12
Download: 64
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

= آینه : افسانه شهرهای دوقلو =

= 1 قسمت =

در یک افسانه باستانی، یک سرزمین مقدس به اسم یون خوانگ وجود داشت

کونگ سانگ، چوان شیان و چانگلیو وجود داشتن

که سه قبیله بزرگ در اون ها سکونت داشتن

لانگ گان و بای وی قلمرو خودشون رو به وسیله قدرت آسمان و زمین گسترش دادن

در اعماق دریای بی‌لو از یون خوانگ مردم دریا زندگی می‌کردن

اونا موسیقیدان حرفه ای بودن و اشک هاشون تبدیل به مروارید میشد

قبیله چانگلیو تو کوهستان زندگی می‌کردن

هفت هزار سال پیش لانگ گان جنگ رو شروع کرد

اون خدای اژدها رو گیر انداخت و دریای بی‌لو رو مهر و موم کرد

مردم دریا هزاران سال نتونستن به دریای بی‌لو برگردن

هفت هزار سال بعد تعدادی از مردم دریا برای نجات قبیلشون وارد عمل شدن

بعد از اینکه تو یون خوانگ خرابی به بار آوردن بدون ردی ناپدید شدن

الان اون برگشته

مراقب باش

مادر من گرسنمه

بعد از اینکه از این کوهستان گذشتیم و به یون خوانگ رسیدیم

غذا پیدا می‌کنیم - !من غذا دارم -

!من غذا دارم

ممنون بانو

ممنونم بانو، زود باش بخور

چیکار میکنی دختر؟

قبلا بهت گفتیم، اونایی که بچه دارن نمی‌تونن از یون خوانگ رد بشن

اونا فقط مارو معطل می‌کنن، طوفان برفی رو ببین

از کجا غذا پیدا کنیم؟

اشکالی نداره، اشکالی نداره، من زیاد نمی‌خورم

کم می‌خوری؟ - من مال خودمو تقسیم می‌کنم، مشکلی نیست -

ما میریم یون خوانگ تا از بدبختی فرار کنیم

کی می‌تونه از اون بچه مراقبت کنه؟

همه می‌خوایم بریم یون خوانگ که زندگی بهتری داشته باشیم نه؟

هرکسی نمی‌تونه به یون خوانگ برسه

یادت باشه، فراموش کن

بای یینگ

تو جدیدی؟

اسمت چیه؟

من نا شنگم، اهل دشت مرکزیم

اونجا جنگ شد، بخاطر همین فرار کردم

می‌خوام تو یون خوانگ ساکن بشم

تو خیلی خوش قیافه ای ولی چرا همش اخم کردی؟

عصبی و کسل کننده ای

حالا که اسمتو نمیگی بهت میگم برادر یخی

چرا باهم به یون خوانگ نمیریم؟

می‌تونیم حرف بزنیم و بخندیم و حتی مراقب همدیگه باشیم

چطوره؟

منو دست کم نگیر، خیلی توانمندم

وگرنه چطور می‌تونستم تا اینجا برسم؟

یون خوانگ جای خوبی نیست

چطور ممکنه؟

مردم زادگاه من گفتن که مردم اونجا خوشحال و سالمن و ثروتمندن

برای ما مردم دشت مرکزی، مثل بهشته

برادر یخی، بذار فالتو بگیرم

فالگیری من خیلی دقیقه

از وقتی بچه بودم از این طریق تونستم پول دربیارم

نوشتن روح، خوندن رویاها و از این قبیل تو همشون خوبم

مجانی برات فال می‌گیرم

الهه آسمانی، لطفا گذشته و آینده این فرد رو بازگو کن

آسمان و زمین، خیره کننده و باشکوهه

و فقط خدا و ارتباط من با خدارو داره

یه هاله اطراف سر و پا در روح های شیطانی

قدرت و نور شمارو قرض می‌گیرم

تا پیشگویی رو روی زمین بنویسم

گذشته، حال و آینده این شخص رو بهم بگین

تموم شد، زود باش چیزی که رو زمین نوشته شده رو بخون

من نمی‌خونمش همونطور که نمی‌تونم برای خودم فال بگیرم

زود باش نگاه کن، بعد اینکه نگاه کردی من پاکش می‌کنم

هر شروعی یه پایانی داره

تنها راه مبارزه علیه باطی خلاقیت و محافظته

آخرین خط چیه؟

دوباره بنویسش

منم نمی‌دونم، من فقط سالی یه بار می‌تونم برای یه نفر فال بگیرم

حقه باز

حقه باز؟فالگیری من خیلی دقیقه

چیزی درمورد بای یینگت نگفته بود؟

اگه دروغ گفتی که ندیدی

فورا می‌کشمت

من، من نخوندمش، نخوندمش

الان داشتی خواب می‌دیدی

همش اسم اونو صدا میزدی

من استراق سمع نکردم

ارشدهای روستامون می‌گفتن کسی که تو خواب می‌بینی

یا کسیه که عاشقشی یا کسی که مرده

!یخ خشک!عجیب

اگه صد سال پیش شروع نمی‌کردیم

پایانی هم نداشت

آ یینگ، پدرت برات نامه فرستاده

که فورا به شهر جینگ برگردی

الان سه سال شده که تو کوهستان کونگجی هستی

وقتشه چیزایی که یاد گرفتی تو دنیا استفاده کنی

قوانین فرقه شمشیر مقدس یادته؟

شمشیر نوری رو بگیر، عدالت برقرار کن

درستکار باش و از مردم محافظت کن

من تو قلبم حفظ کردمشون

خوبه، پس همیشه یادت نگه دار

تو شاگرد فرقه شمشیر مقدس هستی و باید از مردم محافظت کنی

می‌تونی از کوهستان بری

بدرود استاد

ارباب، لطفا کمی آب بهم بدین

اگه یکم گریه کنی بهت آب میدم

!چطور جرأت میکنی

کی اونجاست؟

این مردم دریا چیکار کردن؟

چرا انقدر ظالمین؟

با توجه به ظاهرش انگار شاگرد فرقه شمشیر مقدسه

نمی‌تونیم‌ عصبانیش کنیم

شاگرد فرقه شمشیر مقدس؟

ارباب شی جینگ هم از همون فرقه نیست؟ - بله -

اینطوریه، این مردم دریا از عمارت سطلنتی قبیله چینگ فرار کردن

ما گرفتیمشون و داریم اونارو برمی‌گردونیم

شاهزاده چینگ؟

کجا می‌برینشون؟

عمارت سلطنتی چینگ

اونا...اونا می‌خوان مارو به بهشت شینگخان ببرن

!خفه شو

ما هنوز کار داریم پس میریم

بریم برادرا

!برین کنار!برین کنار

چرا اون خودش وارد تله شد؟

اینجا عمارت سلطنتی چینگ نیست

زود باشین پیاده شین

بریم

وقت تلف نکنین

بانوی‌ جوان صبر کنین

بدون دعوت نمی‌تونین وارد بهشت شینگ خای بشین

من شاهدخت ارشد قبیله بای هستم

با من بیا

چرا اومدی اینجا؟

اومدم یه نگاهی بندازم، اینجا خیلی لوکسه قبلا چنین جایی ندیدم

اینجا جایی نیست که تو توش باشی

تو می‌تونی بیای، چرا من نمی‌تونم؟

پس منم اومدم

این همه سال گذشته ولی هنوزم عادت جواب پس دادن رو داری

راستشو بگو، چرا اومدی؟

شنیدم اینجایی، اومدم ببینمت

الان منو دیدی

بعد اینکه نگاه کردی زود برو

به این زودی بیرونم میکنی؟

خاله رو، دو ساله همدیگه رو ندیدیم

دلت برام تنگ نشده؟

اگه منو زود از خودت برونی ناراحت میشم

با این مزخرفات می‌تونی بقیه رو گول بزنی

ولی منو نه

هنوز کار زیادی دارم

اینجا نمون تا مایه دردسرم نشی

چه کاری؟

خاله رو، می‌خوای مروارید روح‌ دریا رو پس بگیری؟

اگه نمی‌خوای بگی اشکالی نداره، منم میرم از یکی دیگه می‌پرسم

وایسا

از کجا در این مورد می‌دونی؟

مروارید روح دریا با سرنوشت کل قبیله چوان شیان مرتبطه

کسی که ازش کمک خواستی تو کشتی مرد

اون به یان شی گفت

مهم نیست چه اتفاقی بیفته

یه تو هیچ ارتباطی نداره

می‌دونی اینجا چطور جاییه؟با این حال بازم دزدکی وارد شدی

خاله رو چطور می‌خوای مروارید رو بگیری؟

کمک لازم نداری؟

من قبلا برنامه ریزی کردم

فقط‌ چیزی نپرس

وقتی از اینجا رفتی، رو به جلو برو

وقتی به آخر خیابون رسیدی یه خونه می‌بینی

اونجا منتظرم بمون

بعد اینکه کارم تموم شد میام دیدنت

یه چیز مهم هست که باید بهت بگم

خاله رو، نمایش مروارید یکم دیگه شروع میشه

رئیس جین ازت خواست آماده بشی

فهمیدم

بیا

صورتتو پاک کن

فکر نمی‌کردم شاهدخت بای با اومدن به اینجا مارو مفتخر کنن، ببخشید که به استقبال نیومدم

فامیلی من جینه، من رئیس بهشت شینگ خایم

رئیس جین، مرواریدهایی که رئیس کونگ فرستاده، رسیدن

امروز روز نمایش مرواریده

بهترین مروارید و یشم شهر اینجاست

من یه اتاق خصوصی براتون حاضر کردم که استراحت کنین

از این‌ طرف بفرمایین شاهدخت

مرواریدهای خون که رئیس کونگ فرستاده خالص نیستن

ما یه استخر تناسخ داریم

اگه واردش بشن

می‌تونن به زن یا مرد تبدیل بشن هرچی که خودشون بخوان

و اونایی که نتونن تناسخ پیدا کننن تبدیل به مروارید میشن

ممکنه مروارید روح دریا اونجا باشه؟

نگاه کنین، یانگ چی قرمزه

یین چی نیلی ـه

وقتی خاصیت یین و یانگ زیاد بشه تبدیل به یشم سبز میشه

وقتی خاصیتش کم‌ بشه، به جوهر سیاه تبدیل میشه

وقتی صحبت از نمایش مرواریده

این قسمت، جالب ترینشه

...اگه شاهدخت دوست داشته باشن

من از مرواریدها سر درنمیارم

مهم نیست چیزی متوجه بشین یا نه

کیفیت مردم دریایی که انتخاب می‌کنین مهمه

حالا که اومدین نمیذارم دست خالی برین

اگه دوست داشته باشین

می‌تونین هرکدوم از مردم دریا که اینجا هستن رو انتخاب کنین

مردم دریا؟

رئیس جین، خیلی رک هستین

پس‌...چند نفر از مردم دریا هستن که می‌تونم انتخاب کنم؟

هرچقدر که شما بخواین همونقدر میشه

تا وقتی این خواسته رو‌ داشته باشین

More Farsi Persian subtitles for Mirror: A Tale of Twin Cities

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left