Le prime 200 righe.
پاسپورت ژاپنی ماکیکو اوتاوارا
پاسپورت
ویلهلم، داستان پریانی که ماه پیش شنیدیم چطور داره پیش میره؟
نوشتمش، جیکوب
تویی شارلوت؟
.بیا تو
برادر عزیزم جیکوب
برادر عزیزم ویلهلم
امروز در مورد چه داستان پریانی حرف زدین؟
داستان یه بچه بدشانس .که پدر و مادرشو گم می کنه
.سیندرلا
نامادری و خواهرای ناتنیش ،ازش سوءاستفاده میکنن و تنهای تنهاست
.طفلکی
.نترس
،یه دختر سخت کوش و صادق .قطعاً در نهایت پایان خوشی رو پیدا میکنه
نظر تو چیه سوروکو؟
،ویسکونت اوتاوارا ،از پیشنهادت ممنونم ولی
نگرانی؟
.نگران اینم که دخترت چه فکری می کنه
نیازی نیست نگران این باشی واقعاً؟-
کیوکو منو به ازدواج مجدد ترغیب کرد
یه مادر جدید میخواد
واقعاً؟
.درسته .نباید نگرانش باشی
.بیا با دخترات اینجا زندگی کن
اوتاوارا
.اینجا خونه جدیدمونه
.حواست باشه
ماما، داریم خواب می بینیم؟؟
تا حالا همچین ساختمون فوق العاده ای ندیده بودم
واقعاً قراره اینجا زندگی کنیم؟
کافیه. دخترای یه ویسکونت نباید همچین حرفایی بزنن
.بهتر شد
.مادام سوروکو
.به شما و دختراتون خوش آمد میگیم
.ساواکو اتاوارا
.یه وزن قشنگی داره
.ماکیکو اوتاوارا بیشتر خانمانه ست
کی از تو پرسید؟
!اسم من جذاب و ظریفه اوه بیخیال-
.بیا تو
و شما؟
!من کیوکوام
!مادر عزیز! خواهر عزیز
من دختر جدیدتون !و خواهر کوچیکشون هستم
.آرزوی این روز رو داشتم
همیشه میخواستم بدونم .خانواده جدیدم چطوری ان
.حالا آرزوم برآورده شده
نه، بهتر از چیزیه که خیال می کردم
.بعید بدونم کسی اندازه من خوشحال باشه
خواهش میکنم، به منم به عنوان خانواده خودتون فکر کنین و بذارین منم همین تصور رو داشته باشم
قول میدم که خواهر کوچیک خوبی .برای هردوتون باشم
.و این کوچولو هم دوست منه
.امیدوارم که شما هم باهاش دوست شین
،انتظار یه توله خودخواه رو داشتم .ولی صرفاً یه بچه معصومه
حتی به ما گفت خواهرای عزیز
احتمالاً هرکاری ازش بخوایم انجام میده
خب، سنجاق سرشو دیدی؟
فقط به این چیزا فکر میکنی؟
خب، اون یاقوتا واقعاً دوست داشتنی بودن
.همینطوره
احتمالاً اگه ازش بخوایم .بهمون میدتش
حالا کی خودخواهه؟
.چه آداب زشتی .حواست به رفتارت باشه
بانو کیوکو؟
دارم مثل تو میخورم خواهر
اینطوری خوردن بیشتر کیف میده و خوشمزه اش میکنه
.بیاید از این به بعد اینطوری بخوریم
مادرم وقتی بچه بود اینا رو می پوشید
!ببخشید که یه خرده قدیمی ان
!چه دوست داشتنی
!این خیلی نازه
!این به من بیشتر میاد
چطور جرئت میکنی برش داری؟
!هی، دستتو بکش
!ببین چی کار کردی
!تقصیر توئه خوک کثیف
چی گفتی؟
اگه آسیب می دیدم چی؟ نباید اینقدر محکم می کشیدیش-
.مبتذل خالصن یوشی-
خوشگلن، همونطور که از دخترای یه گیشای سابق انتظار دارم
ولی برای خاندان اتاوارا یه .مایه ننگ محسوب میشن
.اصلاً شبیه بانو کیوکو نیستن
.حتی لباسای مادام رو هم برداشتن
.کیمونوها توی تن اونا هدر میشه چرا به من نرسید؟
.بسه دیگه
.ایده بانو کیوکو بود به اونا مثل خانواده اش نگاه میکنه
.بله مادام
خیلی خوش میگذره
همه شون خیلی مهربونن
،مامان جدیدم به نظر باهوشه و خواهرامم مهربونن
.مشتاق آینده ام
.واقعاً هستم
کی دیروز اتاق بچه ها رو تمیز کرده؟
.فکر کنم تومی یا یوشی
میتونیم بفهمیم، ولی چطور مگه؟
سنجاق سر ماکیکو غیبش زده
چی؟
بانو کیوکو دادش به تو؟
بله، یعنی، آره همینطوره
وقتی فهمید که چه قدر از ،سنجاق سرش خوشم اومده
گفتش که به من بیشتر میاد
چرا گرفتیش؟
!ساکت
چرا بهمون نگفتی؟
.کیوکو گفتش که به کسی نگم
به خاطر پاره شده کیمونو حالش بد بود
!آخ
!درد داره! ول کن
داشت مثل یه کلاغ با یه چیز !براق ور می رفت
!پای کار مچشو گرفتم
!چطور جرئت می کنی
!فکر کنم این مال شماست
!سنجاق سرم
!ای دزد کثیف
!گند زدی به کار دستش
!نمیدونستم مال شماست
!توی باغچه پیداش کردم
!دروغگو !ماکیکو-
.بسه دیگه
!تحمل نمی کنم اسم شوهرم رو خراب کنی
ازت میخوام از این خونه بری
،همه چیز اینجا متعلق به شوهرمه .همه چیز
نمیتونم اجازه بده .دزدی مثل تو اینجا زندگی کنه
خیلی حسودیم شد
همه چیزای خوب به تو رسید
چه بد شد
.ازت متنفرم
،کار یوشی اشتباه بود ولی اون دوتا خواهر هم خیلی طماعن
،از اولشم مال اون نبود ،اونم بهتر از یوشی نیست
.حتمااً کار خودشونه
!ببخشین! من خیلی متاسفم
.یه کاسه دیگه بیار
الساعه قربان
همه چشون شده؟
خیلی عجیب رفتار می کنید
.همه چیز خوبه
اگه چیزی برای گفتن هست بگو
!این نمایش عمدی اضطراب و ترس دیگه بسه
!ماکیکو !حق با اونه-
چطور جرأت میکنی بگی کار ماست؟
میدونستم که به ما به دیده تحقیر !نگاه می کنین
.آروم باشین
حرفی که میزنن حقیقت داره؟
!اصلاً و ابداً
واقعاً متاسفم خواهر عزیزم
چطوری میخوای بدون خدمتکار اموراتت رو بگذرونی؟
دیگه باهاشون خشن رفتار نکن
خب؟
.خواهر عزیز
بیا، اینم واسه تمیز کردن سوپ
میشه لطفاً به خاطر من ببخشیش؟
باشه؟
دیگه نمیخوای بزنیش به سرت؟
.زیادی سنگینه
همه شون ازمون متنفرن نه؟
.آره همینطوره
خدمتکارا ما رو به عنوان یه بچه ناخونده می بینن
تعجبی نداره که میخوان سنجاق سرو بدزدن
ولی چه کار احمقانه ای
،بین اینهمه سنجاق سر ....مال کیوکو رو دزدید
چی شده؟
یه خرده عجیب نیست؟
چی؟
.مشخصاً سنجاق سر گرونیه .هرکسی اینو می فهمه
پس چرا اینطوری باید پزشو بده؟
انگاری بخواد از عمد بگه من دزدیدمش
یعنی یه نفر میخواد ما رو بد جلوه بده؟
کی همچین کاری می کنه؟
حتی منم نمی دونستم که کیوکو .سنجاق سرو داده به تو
کیوکو؟ کیوکو؟-
...من فقط
.داشتی گوش میدادی
نگو که تو پشت این ماجرایی
...من نمیدونم چی دارین راست میگه-
.تو به من سنجاق سرو دادی
چی داری میگی؟
!تنهام بذارید
!بانو کیوکو
حالتون خوبه؟
!بانو کیوکو
پس همینطوری افتاد؟
،با توجه به گفته های بانو کیوکو
رفتن اتاق اونا تا آرومشونن کنن و متوجه شدن که دارن عجیب رفتار می کنن
فرار کردن، ولی یکیشون روش دست بلند کرده
که باعث شده تعادلش رو از دست بده و از پله ها بیافته پایین
!اینطور نیست
یعنی میگی دروغ گفته؟
.یه ذره تند رفتیم ولی همین حتی دستمون بهش نخورد
پس داری میگی دختر من دروغگوئه
،ما رابطه خونی نداریم
ولی من تمام تلاشمو کردم ،تا اینجا رو مثل خونه خودتون بدونین
که از امروز دیگه اینطور نیست
!نه
!صبر کنین
.کیوکو
!کیوکو
فکر کنم خواهرام میخواستن !نجاتم بدن
ولی منو ترسوندن و همین باعث شد فکرم پریشون شه
صرفاً بدشانسی باعث اون اتفاق شد
No comments yet. Be the first to leave one.