Le prime 200 righe.
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
...آنچه گذشت
.بهشون حقیقتو گفتم
چی گفتن؟
.فقط وسایلشونو جمع کردن و رفتن
چرا داری این کار رو میکنی؟
.شاید بهتر باشه با رییست صحبت کنم
...به یه دلیلی به ذهنش خطور کرده
.که من نمیتونم از پسش بربیام
...امکان نداره تصادفی بوده باشه
درست بعد از اینکه نامزدم .ازدواجمونو بهم زد
خانواده "کلیورمور" این همه راه .رو از فیلادلفیا اومدن
"دکتر "مسترز" و خانم "جانسون .امروز در دسترس نیستن
چرا من مصاحبه ورودی شما رو شروع کنم؟
ویرجینیا" توی تختم هم رییس بود؟"
.نانس"، بیخیال"
خیلی خوب یادمه که ...بهت گفتم باید
با همسرت صادق باشی .و بهش بگی اتفاقی بینمون نیافتاد
.تمام اینجا رو شنود گذاشتن
عزیزم، خواب بد دیدی؟
.فکر نکنم که اصلا تو رو دیده باشه، خدا رو شکر
چرا اگر منو ببینه اینقدر بد میشه؟
دلایلی وجود دارند که نباید .ما با هم باشیم
.دلایلی که دیگه از گفتنشون نمیترسم
موقعیتت در مورد شام چیه؟
.وعده مورد علاقهم در روز
منظورم اینه که دوست داری منو برای شام ببری بیرون؟
دادستانی یه فهرست .جدید از شاهدان فرستاده
.یه اسمی توش هست که من نمیشناسمش
به عنوان کارمند پذیرش در .هتل پارک چنسری کار میکنه
پارک چنسری؟
...آره، میخوان برای شهادت دادن احضارش کنن
...ویرجینیا جانسون" و من ملاقاتهایی رو"
.در پارک چنسری داشتیم
.میخوام در مورد اعتراف به گناهکار بودن حرف بزنم
"میدونم چه کار کردی "بیل .و میدونم چرا انجامش دادی
بالاخره به جایی برگشتیم .که بهش تعلق داریم، پیش هم
:مترجم Highbury
فصل چهارم قسمت ششم فقط خانواده
..."ویرجینیا"
.من اول باید زنگ میزدم، میدونم
چیزی رو تو دفتر جا گذاشتم؟
.تو...؟ اوه، نه
.فقط چند تا خبر خوب گرفتم
و میخواستم به محض اینکه .شنیدمش با تو درمیونش بذارم
میشه بیام تو؟
.حتما
.یه گربه داری
."آره، "ارنی
.خب، من "ارنی" صداش میزنم
...به تازگی متوجه شدم
."خودش یه اسم داشته خانم "جولی
میدونی، آپارتمانهایی رو .اجاره میدن که از قبل وسایلش چیده شده
.اوه، نه، این یکی اسباب داشت .خیلی درهم ریخته بود
پس همه چیزو یه گوشه جمع کردم .و روشو پوشوندم
.میدونی، سعی کردم همه چیزو سادهتر کنم
...خب، حتما متعجب میشی که چقدر
باید حساس باشی تا یه جا .حس خونه بهت بده
.میز عسلی به درد میخوره
...شایدم مبل
.برای وقتی که مهمون داری
میخواستی جشن بگیری؟
..."بله، تازه از "آرنولد کترمن
.در "لیتل براون" خبری شنیدم
.میخواد کتاب جدید رو منتشر کنه
.وای، خبر خوبیه
.خبر معرکهایه
.کتاب یه هفته پیش کاملا مرده بود
فکر کنم سفرم به نیویورک .این تفاوت رو ایجاد کرده
لیوان برای شامپاین داری؟
.نمیدونم
.شاید چند تا توی گنجه باشه
.خب فکر کنم بهترین انتخابمون همینه
تو چی؟
...بعد از ماهها جلسات ترک الکل
.مشروب خوردن جذابیتش رو از دست داده
.اما نذار خوشحالیت رو خراب کنه
...راستش، وقتی اومدی داخل
.داشتم میرفتم تا به یه جلسه برسم
.راحت باش میتونی فنجون رو برداری
هنوز داری اون کار رو ادامه میدی؟ جلسات ترک الکل؟
.هوشیار بودن یه سفره نه مقصد
.هی - ."خدای من، "بیل -
.حسابی منو ترسوندی
بکستر" و من فکر کردیم" .که یکی یواشکی اومده تو
.متاسفم. متاسفم
میتونم برات یه نوشیدنی بیارم؟
...امیدوارم اینجا نیومده باشی
به این امید که جریان .هفته پیش رو تکرار کنیم
...نه، خیلی روشن منظورتو گفتی
.در رابطه با اون مسئله نیازی به تکرار نیست
...خب فکر کردم شاید بتونیم
.برنامه "نمایش امشب" رو با هم تماشا کنیم
آخرین باری که دیدیمش کی بود؟
.قبل از اینکه درخواست طلاق بدیم
تلویزیون آپارتمانت کار نمیکنه؟
.مجبور بودم از آپارتمانم بزنم بیرون
...حس میکردم میدونی
.ترس از فضای بسته گرفتم - .تنها زندگی میکنی -
.خب، به خاطر همینه، آره
...منظورم اینه که، من، میدونی، من
.اونجا احساس تنهایی میکنم
...به خاطر همین میخوام از "بارتون" بخوام
.به کلینیک برگرده
.میدونی، حضورش تو زندگیم خیلی مداوم بوده
.مثل خانوادهس برام
...و از اونجایی که خانوادهمون مثل قبل نیست
...و
...ویرجینیا" و من دیگه با هم مثل قبل نیستیم"
ممکنه بهت پیشنهاد کنم .قرار گذاشتن رو درنظر بگیری
."قرار گذاشتن؟ "لیبی
.چرا که نه؟ من میذارم
با کی؟
."برام کلر"
..."برام کلر"
ازت خواسته باهاش بری بیرون؟
وکیل من، "برام کلر"؟
.خب، راستش من ازش خواستم
.امیدوارم ناجور نباشه
...نا... نه، چرا
چرا باید ناجور باشه؟
."فقط یه قراره "بیل
...و فکر میکنم گام درست بعدی برای من همینه
.که برای تو هم همین خواهد بود
.پدر روحانی "بیل" واقعا جدیش گرفته
...تنها چیزی که تو آپارتمانش کم داره
.یه لباس کشیشی و یه پیراهن مندرس ـه
.واقعا به خاطر مشروب و همراهی تشکر میکنم
.از خونه رفتن بهتره
.به علاوه همه چیزو با "نانسی" مشخص کردی
.کسی نیستم که کینهای به دل بگیرم
.به خصوص در برابر یه همکار
چطور امکان داره "بیل مسترز" یه گربه داشته باشه؟
راستش رو بگم اون مرد .رو کاملا نفوذناپذیر میدونستم
...و همیشه درکش میکردم
...اما این چند ماه گذشته
.خب، وسط طلاق گرفتنه
.طلاق این وضعیتشو توضیح نمیده
...بیخیال، نامنظم، رفتار دورازانتظار
زندانی کردن خودش تو خونه .در برابر کسانی که زمانی بهشون نزدیک بود
...بله، از نظر سنتی اینا علائم
...مردی هستن که داره از یه ازدواج طولانی مدت میاد بیرون
.اما هر ازدواجی متفاوته
...برای مثال، وقتی طلاق گرفتم
.برای همه پیام تبریک فرستادم
.هر بار
...اما حتی یه ازدواج ناموفق میتونه
.یه جور پایداری بوجود بیاره
...در موسسه "کینسی" مردانی رو داشتیم
.که خیلی سختتر از زنها با طلاق کنار میاومدن
،و زنها میتونستن عادتهای جدید .زندگیهای جدید رو بوجود بیارن
در حالی که شوهرها، که عادت داشتن ...لباسهاشون اتو بشه
.غذا براشون پخته بشه، بدون همسرشون سرگردان میشدن
...و با اینحال تو اینجایی
...تو دفتر داری غذای چینی میخوری
در حالی که همسرت، "نانسی" امشب کجاست؟
.ممنون که یادم انداختی
...اینجا تنها سه دقیقه داشتم
..."بدون اینکه به این فکر کنم "نانسی
.با دوست دانشگاهی قدیمیش "بروس" شام میخوره
...منظورم اینه که
رابطه "بیل" که بیشترین ...شباهت رو به یه ازدواج واقعی داشته باشه
.با من بود
.همسر کاریش بودم
...و از اونجایی که زندگیش همیشه کارش بوده
.اما به خاطر تو الان دوباره ازدواج کرده
.همسرم. زن کاری جدیدش
...مدام به "نانسی" میگه
.میخواد اون در همه چیز شرکت داشته باشه
.تمام جنبههای کلینیک
باب"؟"
.هی، "باب"، بیدار شو
.همون مردی که میخواستم ببینم
!چه جای قشنگی داری
!حتما 800 فوت مربع هست
میشه یکم صدات رو بیاری پایین "باب"؟
.ساعت 12:30 صبحه
...اصلا میدونی که این مساحت
تو منهتن قیمتش چقدر میشه؟
.الان برات یه قهوه میارم
سخنرانیت، بیا .در مورد سخنرانیت حرف بزنیم
سخنرانیم؟
.هفته پیش تو دادگاه
هیچ دو انسانی .یه نقاشی رو نمیکشن
چقدر حقیقت داره؟
...در مقیاس یک تا ده، ده میشه حقیقیترین
چقدر حقیقت داره؟
.من میگم 12، خارج از مقیاس
.خیلی مهربونی
...واکنش جنسی یه موجود
.روی یه خط شکل نمیگیره
.شکلی وجود نداره که بخواد به خودش بگیره
حفظش کردی؟
...و تصمیم گرفتم که ازش به عنوان
.پیشگفتار کتابت استفاده کنیم
.چونکه گفتی حقیقت داره
.هیچ هنجاری وجود نداره، تنها انحراف وجود داره
واقعا منظورت همین بود؟
کسی هست که باید بهش زنگ بزنم "باب"؟
بهشون بگم که تو کجایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.