Le prime 200 righe.
«اورسن ولز» .صحبت ميکُنه
نظرتون چيه اگه درست همونقدر جوون ميمونديد که همينحالا هستيد و حتي يک روز هم پيرتر نميشديد؟
.برايِ مدتِ 200 سالِ بعدي
اوه، من در حالِ تبليغِ يه لوازمآرايشِ .معجزهآسايِ جديد نيستم
در واقع ... اين پرسشيست که
،شخصيتهايِ داستانمون باهاش مواجهشدن .که دو مرد و يک دختر هستن
،همون مثلثِ ابدي ... بهعلاوهيِ جوانيِ ابدي
مساوي ميشه با ... يک عاشقانهيِ کوچولويِ غيرعادي
که اگه اجازه بديد، فقط تا ثانيههايي ديگه .براتون نمايش خواهيمداد
اميدوارم ازش .لذت ببريد
«« چـشـمــهيِ جــوانـــي »»
در سالهايِ ... دههيِ 1920
دکتر «هامفري باکستر» موردِ تحسين قرار گرفت ... بهعنوانِ کاشفِ
.چشمهيِ جوانيِ» علمي»
،ولي شايد با دختره شروعکُنيم ... چنانکه اينجا حاضره
،چون ايشون البته «کارولاين کُوتز»ـه .خانمهنرپيشهاي با شهرتِ جهاني
خانمهنرپيشه کلمهايست که ممکنه بعضي از شما ... موردِ پرسش قرارش بديد، چون اون
،به عبارتِ دقيقتر، اصلاً خانمهنرپيشه نبود .بلکه صرفاً «کارولاين» بود
... يکي از اون مخلوقاتي که
،نمايانگرِ چيزي عظيمتر از استعداد هستن ... و عظيمتر از
زيبايي، که شديداً عالَمشون رو .ستايش ميکُنيم
البته اندک اشخاصي اين امتياز رو داشتند ... که «کارولاين» رو از نزديک
،ستايش کُنند، و اگه اين عبارت رو معذور بداريد .با گوشت و پوست
،يکي از اونها «آلن برودي» بود .يک قهرمانِ تنيس. که ايناهاش
علم به ما ميگه ... که مردمانِ اين زمانه
سريعاً و بدونِ درد، به عشق .وارد و خارج ميشن
،«ديگران، مثلِ دکتر «باکستر ... که دوباره اينجاست
مرداني هستند که فقط برايِ ... يک شوروشوق زادهشدند
يا حداکثر دو تا، شوروشوق برايِ .شغلشون و برايِ يک زن
اونها هرگز .تسليم نميشند
مرداني از اين نوع، غالباً خودشون رو ... وقفِ علم ميکُنند
و اگر به کارکردِ معيني از غدد ... علاقهمند باشند
اين اغلب اونها رو .به «وين» ميکِشونه
يک دقيقه !صبر کُنيد
.داريم همينطور جلو ميگازيم ... «قبل از رفتن به «وين
هامفري باکستر» بعد از ظهري رو» .در «نيويورک» سپري کرد
دوستانش «مورگان»ها، او رو به تئاتر بردند ... تا نمايشي رو ببينه
که همچنين بطورِ بسيار غيرِمستقيم .مرتبط با غدد بود
،هامفري» در صندليش به جلو خمشدهبود» ... و اين لحظه مغفول افتاد، چون
تمامِ حضارِ ديگهيِ تئاتر هم .به جلو خمشدهبودند
"شما احياناً اون دختره رو نميشناسيد؟" .اين رو از دوستانش پرسيد
اونها گفتند : "چرا، «هامفري»؟ ... چطور آدمهايي مثلِ ما
بايد کسي مثلِ «کارولاين کُوتز» رو" "بشناسن؟
هامفري» متوجهشد که» ... فقط 2 يا 3 نفر معرف لازمداره
تا اين شکافِ بينِ خودش و هرکسِ ديگهاي .در هر جايِ دنيا رو مرتفعکُنه
بنابراين از هرکسي که ميشناخت، شروع به درخواستکرد ... درحاليکه مقصودش رو بسيار واضح بيان ميکرد و
،طبقِ انتظار، مدتِ نه چندان طولاني بعدش ... او در «لانگآيلندِ» شيک و باکلاس بود
در حالِ صحبت با .«کارولاين کُوتز»
و دختره رو بطرزِ حيرتآوري ... ناآگاه يافت نسبت به
تحقيقاتِ علميِ .اخيرِ بشر
و ميتونيد تصورکُنيد ... تأثيرِ
نطقِ اين مردِ جواننمايِ پشمريزانشده برايِ اون ... بُتِ محبوبِ عامهپسندِ دهههايِ 1920 و 1930 رو
.بر رويِ غددِ دکتر
«دوستانِ تيزِ «کارولاين ... سرگرم شدند
و سپس ... سردرگم شدند
چون اون دختر، نه يک دل، بلکه صد دل .عاشق شده بود
داري به کي تلفن ميکُني، عزيزم؟ - .«لِتي پارتريج» -
کي؟ - .آخه روزنامهنگاره -
الو، «لِتي»؟ ميخوام اولين کسي باشي که ميدونه .ما داريم ازدواج ميکُنيم
فوقالعادهست، نازنينم. حالا طرف کيه؟ - .باکستر»، مردِ غدد» -
!مردِ قوت !اوه، غدد
!«واي، «کارولاين !خوشِت باشه
فکرکُنم اشارهکردم ... که عنوانِ اين
،داستانِ کوچکِ عجيبغريبِ ديوانهوار .چشمهيِ جواني»ـه»
البته انواعواقسامِ ... چشمهها وجود دارند
،بعضيهاشون زيبا هستند ... بعضيهاشون
،بطورِ خالص اسطورهوار هستند .بعضيهاشون چشمههايِ احمقانه هستند
در نزديکيِ يک چشمهيِ احمقانه بود .که «نارسيسوسِ» اسطورهاي غرقشد
چون اين انعکاسِ تصويرِ خودش بود که .عاشقش شد و سقوطش داد
،البته احمقانهترينِ همه .چشمهيِ جواني»ـه»
پونسه ده لئونِ» پير فکرکرد که اون چشمه» ... جايي در «فلوريدا»ست، و اين
سه قرن قبل از ابداعِ !ساحلِ «ميامي»ـه
،البته در جستجويِ چشمه، بسيار فرتوت شد .ولي خُب او يک انسان بود ديگه
تقريباً همهيِ ما آرزو داريم فقط کمي .جوانتر از ايني بوديم که هستيم
خانمها واقعاً در اواخرِ هفتاد سالگيشون ."ميشه شنيد که همديگه رو خطاب ميکُنن "دختر
خانمهايِ مسنِ بسيار متمول و حتي آقايانِ مسنِ متمول ... ثروتشون رو خرج ميکُنند رويِ
نوشيدنيِ «غددِ ميمون» و باريکهاي اميد دارند برايِ ... برگرداندنِ ساعت رو به عقب يا لااقل
.اندکي کُند کردنش
و در اين حوزه، البته .هامفري» متخصص بود»
ديگه حالا، «هامفري» واقعاً .مجبور بود به «وين» برگرده
برايِ ادامهيِ تحقيقاتش .«همراه با «بينگلبرگ
"بينگل» کي؟»" .کارولاين» پرسيد»
.برگ»"، «هامفري» گفت»" ."«برگ»"
همون «بينگلبرگ»، عظيمترينِ همهيِ خبرگان .در زمينهيِ غددِ درونريز
«اوه، «کارولاين .اينو گفت
«اوه؟ و قراره تا چه مدت همراه اين «بينگلبرگ دور باشي، جيگرم؟
.سه سال - .سه سال، در اونطرفِ اقيانوس -
.آره
کاشکي نظرتو .عوض ميکردي
،عزيزم، من دوستداشتم همينالان ازدواج ميکرديم ... درست همونطور که خودت دوستداشتي، اما
اما حقيقتاً نميتونم از نمايشِ جديد .جيم بشم و همه رو قال بذارم
... بهعلاوه - .ميدونم، تو قراره حسابي گُلکُني، و عاشقشي -
ميدونم که فکرميکُني من شديداً حريصِ اينم که .بخاطرم يه اَلمشنگهيِ حسابي راه بيفته
هرگز همچين چيزي .به ذهنم خطور نکرده
ولي اين چيزيه که .فکرميکُني
و کاشکي ... ديوونه نبودي
چون خودم فقط .يه کوچولو اينطوريم
ولي بهت قول ميدم، عزيزم، عمراً هيچوقت حس کردهباشم .که ديوونگيه داره روم تأثيرِ واقعي ميذاره
و بهنظرت تأثيرِ واقعيش چه حسي داره؟
اينطوريه؟
«کشتيِ «هامفري ... عازم شد
و «کارولاين» بيشتر از هميشه ،به بُت تبديل گشت
همگان ازش انتظارِ ... عاشقشدن داشتند، ولي
،سالِ اول سپري شد، سالِ دوم سپري شد ... سالِ سوم بهکُندي سپري ميشد، و «کارولاين» هنوز
وفادار بود، که براش .دو دليلِ معرکه داشت
او بسيار بهافراط شيفتهيِ «هامفري» بود .و بسيار بهافراط شيفتهيِ خودش بود
،وقتي اون سه سال به اتمام رسيد ... هامفري باکستر» سوارِ يک کشتي شد»
.و حالا کشتي در حالِ لنگر انداختن بود ... اکنون برايِ هفتهها
او تصويري در ذهنش ساختهبود از اينکه ... کارولاين» چهجور ظاهري داشت»
،و از اونجاييکه اين ... در دههيِ 1920 بود
به تصويرِ «کارولاين»، پوستِ روباه نقرهفام .و گُلِ بنفشه پوشانده بود
در اسکلهيِ پهلوگيري ... پوستِ خز و گُلهايِ فراواني ديد
«اما هيچ نشانهاي از «کارولاين .مشاهده نکرد
،فقط دو نفر برايِ ملاقاتش اونجا بودند .مورگان»ها»
: آقايِ «مورگان» گفت !به وطن خوشاومدي
: هامفري» پرسيد» اون کجاست؟
.جوابي نبود
!دِ يالا ديگه کارولاين» کجاست؟»
باز هم .جوابي نبود
او گفت : مريضه؟ - .گفتند : نه -
.دوشيزه «کُوتز» مريض نبود ... حقيقت اين بود که
.او عاشق شده بود
«هامفري» .چشمهاش رو بست
شايد خوابش برده بود .يا مُرده بود
يارو کيه؟
،خُب والا ،خيلي سريع اتفاقافتاد
فقط همين .يکيدو هفته قبل
يـارو کـيـه؟
.«آلن برودي»
.همون قهرمانِ تنيس - .آره -
.تويِ مسابقاتِ سرتاسريِ تکنفره، 8 بار قهرمان شده - .که در 6 سالِ اخير، پشتِسرِهم بوده -
.آره، در 6 سالِ اخير .اوه، اون محشره
.يه بُتِ محبوبِ عامهپسنده
منظورتون اينه که مثلِ «کَري»؟
،اون موجودِ زيباييه .«هامفري»
و به ما مردم همون نوع هيجاني رو ميبخشه .که «کَري» بهمون ميبخشه
يه زوجِ حقيقتاً .حيرتانگيزن
اوه، فقط بايد صبر کُني .تا اونها رو با همديگه ببيني
.ميتونم صبرکُنم
هامفري» در صبرکردن» .مهارت داشت
،اما در «نيويورک» ندرتاً عاقلانهست که آدم برايِ چيزي .مدتهايِ خيلي طولاني صبرکُنه
و او خيلي زود در يک رستوران، بطورِ تصادفي .با اون زوجِ ايدهآل مواجهشد
!نگاهکُن! نگاهکُن !عشاق دارن ميان
کدوم عشاق؟
!البته که عشاق ديگه وگرنه چهکسِ ديگهاي؟
!لِتي»، عزيزم»
!اوه ،خدايِ من !«هامفري»
آلن»، ميدوني که من» هواتو دارم، آره؟
حالتون چطوره؟
خُب، نظرت دربارهيِ اين «هامفري» چيه؟
!«اوه، واقعاً که، «کارولاين !نپرس
فکرميکُنم که جفتتون .جذاب هستيد
!يالا ديگه، عزيزم !به دوربين نگاهکُنين
بايد ازتون .عکس بگيريم
!يالا !سريع بگيرش
... اميدوارم که .دوستانِ خوبي باشيم
بعد از اتمامِ ماهعسلتون ... بايد اين
مردِ جوانت رو بياري .منو ببينه
!عاشقشيم
لااقل تا 2 ماه ديگه .امکانش نيست
.ميتونم صبرکُنم
و «هامفري» کمي بيشتر .منتظر موند
،يا در واقع .کُلي اين کارو کرد
،و کُلي فکرکرد .درحاليکه انتظار ميکِشيد
و سپس درست قبل از اينکه ... «آلن» و «کارولاين»
مهلتِ برگشت از ماهعسلشون ... سر برسه
هامفري» با مردي» ... تماس گرفت
.«بنامِ «مورگان - .مورگان» صحبت ميکُنه» -
او دوستِ قديميش «آلبرت مورگان» بود ... که حرفهاش
تبديلکردنِ نقنقهايِ مبهمِ ... دانشمندان
به مقالاتي واضح، رُک ... و بينهايت هيجانانگيز بود
.برايِ مجلاتِ هفتگي
.«حتماً، «هامفري
ولي الان 3 ماه ... سپري شده
از وقتيکه دنبالِ مقداري اطلاعات .دربارهيِ آزمايشاتت بودم
آخه چرا با من اينقدر لالموني ميگيري؟
چي؟
«اينو از «بينگلبرگ شنيدي؟
بله، دربارهيِ بعضي تستها ... که تويِ «وين» شروعکرديم
درست قبل از .رفتنم
.«اخبار اينه «آلبرت
.اخبارِ گُنده
پس شايد دوستداشته باشي ... دربارهيِ 20 تا
کلمهيِ بادقت .انتخابشده بشنوي
!وايسا! وايسا !همينالان ميام اونجا
«کاملاً قابلتوجهه که «مورگان ... تونست چکاري بکُنه با
اون 20 کلمهيِ بادقت .انتخابشده
اين خبر منتشر شد که متخصصِ تيزبينِ غددشناسي ... «هامفري باکستر»
سرانجام موفق به ايزولهکردنِ .ويبي-282» شدهبود»
.«ويبي-282»
خُب حالا، اونجور که ... من متوجهشدم
اين ترشحِ غدديايه که ،کنترل ميکُنه
بذاريد کلمهاشو ،بازم دوباره بگم
کنترل ميکُنه .پيريِ بافتها رو
دخترها! فقط تصورشو بکُنيد !که اين معنيش چيه
و حالا از جهانِ علم، به حرفهيِ هنرپيشگي و نمايش .خواهيم رفت
کلاغه خبر داده که ... «کارولاين» و «آلن برودي»
همين روزهاست که .ديگه برگردن
زوجِ ايدهآل خيلي زود .به آزمايشگاه «هامفري» سر زدند
:عروس فرياد زد !عزيزم
No comments yet. Be the first to leave one.