Le prime 200 righe.
صبح بهخیر
از کی تاحالا قهوهخور شدی؟
از دیشب که خوابم نبرد
آخی، عزیزم
کابوس دیدی؟
کاش کابوس میدیدم
صدای سکس میاومد
اوه
شنیدی؟
آره، چندشآور هم بود
شرمنده
...آخه من و پدرت
...کل تابستون رو از هم جدا بودیم و
وای خدا، من منظورم مندی و جورجی بود
آهان
عوق، شما هم مشغول بودین؟
خب، فرق داره
من و پدرت، متاهلیم
...پس وقتی احساساتمون
نمیخوام بشنوم
صبحونه چی داریم؟ خیلی گرسنهامه
نه
این چهشه؟ - دیوارهامون نازکن -
...صدای مندی و جورجی رو شنیده که
میدونی
خوبه صدای ما رو نشنیده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
باید با پسرت صحبت کنی
درباره چی؟
با این قضیه که با مندی همبستر میشن
موافق نیستم
از هم بچه دارن، ماری
واسه این حرفها یهکم دیره
ولی الان توی خونه ما زندگی میکنن
و هنوز ازدواج نکردن
باز شروع کردی؟
.دارم جدی میگم ما بچه نوجوون
توی این خونه داریم
چه درس اخلاقیای دارن به بچههامون میدن؟
همون درس اخلاقیای که تو دیشب داشتی میدادی
ما متاهلیم
اونا هم نامزدن
پس منتظر چی هستن؟
چرا از من میپرسی؟
باید یه چیزی بهشون بگیم
میتونیم دخالت هم نکنیم
گناهه جورج
و مثل یه مسیحی خوب، میبخشمشون
به سلامتی
هی
لباس تنتونه؟
آره، بیا تو
سلام دختر عزیزم
شبها نمیذاره بخوابین
نه، تخت میخوابه
این خصلتش رو از من به ارث برده
خب، چی شده؟
میخوام درباره عروسیتون باهاتون صحبت کنم
درباره چیش؟
کِیه؟
اوه
راستش بعد از طوفان و جابجایی
خیلی بهش فکر نکردیم
البته، منطقیه
پس بیاید الان بهش فکر کنیم
چرا با این عجله؟
خب، دارید باهم زندگی میکنید
باهم میخوابید
و کارهای دیگه میکنید
گفتم زیادی داریم سر و صدا میکنیم
.قلقلکم میاد خب نمیتونم کاریش بکنم
...خیلیخب، فقط میگم
اگه میخواید چنین کاری بکنید
باید ازدواج کنید
فکر میکردم آدم وقتی ازدواج میکنه دست از این کارها برمیداره
...نه، در واقع بحث رو عوض نکن
،من مانیتور و کامپیوتر رو میارم تو پرینتر رو بیار
سلام - سلام -
مودم رو یادت نره
فکر میکردم دانشگاهی
بودم
با اوان اومدم کامپیوترم رو بردارم
بهگمونم اوان ایشونه
بله
ببین چه پسر خوبیه
آه، شلی
داشتیم صحبت میکردیمها
هنوز تموم شده؟ فکر میکردم تموم شد
نه، تموم نشده
.وانمود کنید من اینجا نیستم همونطور که من وانمود میکنم
مادرم بیراه هم نمیگهها
منتظر چی هستیم خب؟
بهگمونم هیچی
خب دیگه
بیاید تدارکات عروسی رو مهیا کنیم - وایسا ببینم -
عروسی؟
این یعنی من ساقدوش میشم؟
نه، شلدون
خیلیخب، ولی من بهترینم
،مرد هم هستم به صدام گوش بدید
باشه، ساقدوش میشم
من هم دعوتم؟ - آره بابا -
نه - نه -
آه
سلام - چه سورپرایز قشنگی -
مامان هستش؟
چرا؟
.نیومدم دعوا کنم اومدم خبر عروسیم رو بدم
بوی دعوا میاد که
بابا - آدری -
مندی اومده. میگه نیومده دعوا کنه
سلام آماندا - سلام مامان -
هوا سرد شد، نه؟
صرفا خواستم بهتون بگم
که من و جورجی، جمعه هفته بعد
میریم محضر و عقد میکنیم
و دوست داشتم بیاین
محضر؟
واقعا دلت همچین عروسیای میخواد؟
خب، ایدهآلمون نیست
ولی بعد از طوفان پول همین محضر هم
به زور داریم
معلومه که میایم
اگه عروسی مجللتر بخوای ما پولش رو میدیم
...چی؟ فکر میکردم
اونقدری برات خجالتآوریم که نمیخوای عروسی مجلل بگیریم
...ببخشید، من
نمیخوام بحث کنم
صرفا میخوام بخشی از زندگی نوهم
و تو باشم
و همینطور زندگی جورجی، درسته؟
اوهوم
...و اگه یه عروسی مجلل
خوشحالت میکنه
پس برات عروسی مجلل میگیرم
خیلیخب، در ازاش چی میخوای؟
هیچی
اگه بخوای توی محضر هم عروسی کنی
من حرفی ندارم
بابا، مامان داره عجیب و غریب رفتار میکنه
من اینجا نیستم
...صرفا
صرفا میخوام میونهمون درست بشه
باشه
ممنون
حالا چی میشه؟
به مکالمهای عادت ندارم
که تهش یکیمون قاطی نکنه
همدیگه رو بغل کنیم؟
باشه
واقعا عجیبه
لطف کردین که پول عروسی رو دادین
پدر و مادر عروسیم دیگه
رسمه - آره -
اگه کمکی لازم باشه ما هم هستیم
نه، نیازی به کمک نیست - خوبه، چون وسعمون نمیرسه -
طوری نیست. بالاخره میتونم دخترم رو تا دم محراب ببرم
نمیشه روی این قیمت گذاشت - آره -
وقتی شنیدم مندی و مامانش میونهشون خوب شده، خوشحال شدم
من هم
میدونی، این رو بهشون نمیگمها
...ولی جفتشون یه خرده
خیره سرن؟
آره، خیره سر هم براشون مناسبه
خیلی خوشحالم که قراره عروسی درست و حسابی بگیرن
خودم توی محضر عروسی کردم
و همیشه بابتش پشیمون میشم
ما کلی بریز و بپاش کردیم
لباس عروس مخصوص خودم رو توی دالاس دوختن
کفشهام هم ست بود
یه کلاه کابویی سفیدِ اکلیلی هم سفارش دادم
اوه
بایستی خیلی خوشگل شده باشی
جیم، کتشلوار پوشید؟
احتمالا آره. یادم نیست
بهنظرت مندی میذاره که توی انتخاب لباس، کمکش کنیم؟
امیدوارم بذاره
وقتی مجری اخبار هواشناسی بود
لباسهای خیلی مسخرهای میپوشید
مطمئنم بهش میاومده
تیپش مناسب مجریگری توی خیابونها بود
وای خدا
خب، مطمئنم واسه کلیسا لباس مناسبی میپوشه
توی کلیسا عروسی میگیرن دیگه؟
شک نکن
این تنها چیزیه که سرش کوتاه نمیام
خوبه، جفتمون از این بابت همنظریم
در واقع، از قبل با پدر داناوان صحبت کردم
اوه
پدرته؟
نه، کشیشمونه
اوه
پس فکر میکنی که قراره توی یه کلیسای کاتولیک عروسی کنن؟
معلومه، ما کاتولیکیم دیگه
اوه
خب، مندی گفته بود
...که زیاد نمیری کلیسا، پس
مگه چقدر کاتولیکی؟
No comments yet. Be the first to leave one.