Le prime 200 righe.
... مریمگلی تگزاسی
... مریمگلی معمولی
... آگاو، نـوپال
این یکی چیه؟
این ... «شما بگو چیه»ست
این «اسب چلاقکن»ـه
.معدن طلاست اینجا
.معدنِ سُرب
چی؟
.گفتم معدن سُربه
.درسته - ... اصلاً چرا دارم بات حرف میزنم -
.با اون ماسماسک روی سَرت
کُلی کاکتوس و علف ملف پیدا کردی؟ - ... فقط کاکتوس نیست. اقاقیا داره -
... زنگولهای - از نظر من همهش کاکتوسه -
یارو 150 نوع آبجو میشناسه ولی «بنتقنسول» رو از «زبان مادر شوهر» تشخیص نمیده
!کلیف
وقتی جایی زندگی میکنی باید یه چیزایی دربارهش یاد بگیری
!کاوش کن - .باید این رو ببینی -
!نمیخواد بگی
!گنج اسپانیایی، آره؟
!هشت «رئالی»های کاروان کورونادو؟
!یا عیسی
!کورونادو عضوِ فراماسونری بوده؟
:نویسنده و کارگردان جـان سـیلز
تـک ستـاره
بچههای پزشکی قانونی از «سن مارکوس» دارن میان
بجز آزمایشگاه طور دیگهای نمیشه زمان مرگ رو تشخیص داد
اون حلقه چی؟
.فراماسونها مدت زیادی اینجا بودهاند
تو کارِ گنجه؟
.گلولههای قدیمی
اثر هنری باشون میسازه
کلانتر میگه نباید به چیزی دست بزنیم
با اون دَم و دستگاه چیزی نمیشنوه
!مایکی
هِی، این دیگه چیه؟
باید همه چیز رو سَر محل کشفش بذاریم
در این مورد واقعاً سختگیری میکنن
!«صحنه جرم»
... نمیشه گفت، مگر جرمی در کار باشه
گرچه توی این سالها مشاجرات این منطقه کم نبوده
،قبلاً مدرسه میرفت وقتی «کُره» بودیم
... فرقی بینشون نبود، کودکانِ ارتش
.از نمرههاش پیداست دانش آموز خوبیه
.بیشتر نگران قسمتِ اجتماعیش هستم ... مثِ دار و دستهها یا تفنگ
،خصومتِ جدیای تابحال نداشتهایم .اگه منظورت اینه
.ولی یه ترکیبِ سرزنده قشنگ داریم بچههای مکزیکی، آمریکایی، سیاهپوست
و سیاها چطورن؟ - کوچکترین گروه -
.از بچههای کـیکاپو که بگذریم
مشخصه که مادر دلواپسی هستی
چِت اصلاً سابقهی درگیری نداره
!پیلار
حالِ آمادو خوبه؟
اینجا نیست؟
مریض شده؟
!قراره آرزوی مرگ کنه
یکی یه سیدی پلیر بهم بده
از کاستهای قدیمی خیلی پیشرفتهترن، نه؟
مشکلی هست؟
.اموال مسروقه باید جمیعاً ببرمتون زندان
،اگه مشکل دیگهای هست توی راهِ پاسگاه برام تعریف کن
ناخنهاش رو با ضامندار کوتاه میکرد
بهداشتیترین عضوِ «مکهنریها» بود
"طعمهماهی" ... بادی با اون لحنِ آرومش میگه
درباره تایرهایی که از «مرکل» دودَر شدهن چی میدونی؟
... طعمهماهی یه دقیقه فکر میکنه
بعد یه تخته از روی سقفِ انباری برمیداره ... و داد میزنه
!بیا بیرون هوتر، گرفتنمون
بادی واقعاً کارش رو بلد بود
،از رَد تایرها فهمیده بود که پشت گاراژ رو به محل سرقت وصل میکرد
... طعمهماهی، گفته بود
«هیچوقت چیزی که بشه قِلش داد رو بلند نمیکنم»
.هیشکی مثلاش نمیشه
پسرش اینکاره نیست
!آفتابه لگنش هفت دسته
سلام، رفقا
ذکر خیرِ آقا جانت بود
!شخصِ بیمانندی بود
قطعاً همینطور بوده
همه رفتنیاند
ای کاش وقتی زنده بود بهفکر بودیم
خیلی ناگهانی رفت
دیروقت بهتر از هیچوقته
،قهرمان جنگ کُره ... سی سال سابقه کلانتری
«دادگستری یادبودِ بـادی دیدز»
شنیدم اینجا یهکم سروصدا بوده
خب، همون مزاحمهای همیشگی
.دنی پادیلا از سنتینل .اون جماعت
توی این منطقه اسم همهجا رو میذارن «مارتین لوتر کینگ»
نمیشه یه دادگستری فکسنی مالِ ما باشه؟
!کینگ» مکزیکی نبود، فنتون»
همینکه اسمِ کل خیابونا اسپانیاییه به اندازه کافی زشته
!اونا زودتر اومدن اینجا
پس چطوره اسمِ رییس قبیله، «عَن در سطل» رو بذاریم روش چون «تانکواها» چند قرن زودتر از مکزیکیا اینجا بودن
اینجا از هر 20 نفر 19تاشون مکزیکیان
یه فرقه بود که اسمِ اون پسر کشتهشده ... در جنگ خلیج رو روش گذاشتن
آره «سانتیاگو»
،مکزیکیها میدونن چه چیزی رو زنده نگه دارن .بادی متعلق به مردمشون بود
لعنتی، «مرسده» که قبلاً اینجا بود تعداد آرا رو به نفعش عوض کرد
رسوندش به 3 دربرابر 3 منِ شهردار باید «مرحله دوم» برگزار میکردم
.قدیمیها هیچ مخالفتی نخواهند کرد .میدونن بادی چطور کلانتر شد
اون ماجرا رو تعریف کن، هالیس - همه یه میلیون بار شنیدنش -
من میخوام بشنوم
از زبونِ تو
،آره بگو، هالیس
... خوب، ما دو تا
تنها معاونهای کلانتر بودیم، اون زمان
من و بادی، چه سالی، 58؟
سال 57 بنظرم
.کلانترِ وقت چارلی ویدِ بزرگ بود
... چارلی
.از اون قدیمیها، کلانترای «رشوه یا گلوله» بود
از هر جنبندهای که گذرش به اینجا میافتاد یه تیکه میکَند
... یه شب همینجا بودیم
زمانی که جیمی هرِرا اینجا رو میگردوند
ماجرا از سبدِ تورتیلا شروع شد
،غذای مکزیکی بهم نمیسازه .ولی قیمتش مناسبه
،آشپزخونه جیمی پرِ مهاجر غیرقانونیه اکثراً قوم و خویشان
این ملت عینِ خرگوش بچه میزان
خوب؟
خِر یه جوون مکزیکی رو تو خیابون گرفتم برگشت گفت : من کارگرِ جیمی هررا هستم
... اینطوریه
من میزنمش اون ماساژم میده همچی قراری داریم، اگه متوجه باشی
.یکی از عوارضیهای تو اینجاست اولِ ماه، عینِ اجاره بها
ماشین رو بیار، هالیس
این کار رو نمیکنم
!دوباره بگو
کاسبی توئه
تَهش یه چیزی واسه تو میمونه
هوای افرادم رو دارم
مساله این نیست، چارلی
غصهی جیمی رو میخوری؟
نگفتم وقتی اونطرف مرز بود چه باج سبیل کلانی ازش میگرفتن
... اون پیرمردای سیوداد لن
من جمعش نمیکنم
تو هر کاری که من میگم رو میکنی وگرنه مرخصت میکنم، پسر
خُب این چطوره، چارلی؟
چطوره تو اون غلافت رو بذاری روی میز ... و غیب بشی
... قبل از اینکه بمیری
.یا بیافتی زندان
داری پرت و پلا میگی، بادی
اینجاها بپِلک تا بخاطر پروژه جاده علیهت اقامه دعوا کنم
دو سوم اون پول مستقیم به جیبِ تو میره
داری بیهوا حرف میزنی، پسر
تا حالا شده کسی رو رودررو بزنی چارلی؟
زمین تا آسمون فرقشه، نه؟
اخراجی
احدی توی این ناحیه نیست که از کثافتکاریای تو جون به لب نشده باشه
خودت رو گُم و گور کن تا آدمای زیادی شاد بشن
خرمگس رذل - هر وقت که بخوای -
پیدا کردن من زحمتی برات نداره
.کارِت تمومه
ماشین بیصاحاب رو بیار میریم مکان رودریک
... پسر
یه آبجو دیگه، لطفاً
بله، «بادی» مثِ نسیم خنک بود
،میگفتن «وید» سَر چند نفر رو زیر آب کرده و بابات باش چشم تو چشم شد
رفتیم باجمون رو از مکان رودریک گرفتیم
بعد از اون دود شد و به هوا رفت
فردای اون روز، چارلی و 10هزار دلار بودجه منطقه از گاوصندوق گم شدند
دیگه هیچ خبری ازش نشد
بادی دیدز پای حرفی که میزد محکم میایستاد
دیگه مثلش پیدا نمیشه
پس، فکر کنم بعدش کارگرای ... جیمی هررِا رو بازداشت کرد و
فرستادشون اونطرف مرز؟
باشون به توافقی رسید
پول نمیتونه همیشه جای دستی که چرخ رو میگردونه بشینه
میدونم مشکلاتی با پدرت داشتی
... همینطور اون و موریل - مادرت قدیسه بود -
ولی «بادی دیدز» مایه نجات من بود
دیگه مثلش پیدا نمیشه
پذیرفتن فرماندهی این یگان باعث افتخار بندهست
مشتاقانه منتظرِ همکاری با شما بودم
قطعاً همگی از تصمیم ارتش برای تعطیل کردن این قرارگاه مطلع هستید
ولی این به معنای «درجازدن» تا ماموریت جدید نیست
احتمالاً شایعاتی دالِ بر سختگیر بودن من به گوشتان خورده است
... این شایعات
.اغراقآمیز نیستند
!یکی دکتر خبر کنه
تو امشب اینجا نبودی، بودی؟
نه، نه آقا
از در پشت برو بیرون
!یکی دکتر خبر کنه
همهچیز رو زیر پا بذاریم
میراثمون رو زیر پا بذاریم یادِ مردمی که برای این خاک جنگیدند و مردند
ما هم برای این خاک جنگیدیم و خون دادیم
با ارتش آمریکا جنگیدیم ... با کماندوهای تگزاس
!آره، و باختید
برندهها حقِ تفوق دارند
دوستان! بهتره این مساله رو با ملاک برنده و بازنده بررسی نکنیم
،روش تدریسِ ایشون ایشون همه چیز رو وارونه کرده
.من توی کمیته کتب درسی بودم ... روایت ایشون
کتابهای درسی از نظر ما راهنما هستن نه وحی منزل
این برخلاف چیزیه که به عنوان استاندارد تصویب کردیم
شما هر نظری میخواهید، داشته باشید ... هر چی میلتونه
... ولی وقتی پای آموزش درمیونه
بچههای ما هم اینجان. به عنوان اکثریتِ این اجتماع، حق با ماست
مردمی که این ایالت رو بنا کردند حق دارن که تاریخشون گفته بشه
مردمی که این ایالت رو بنا کردند از مکزیک جدا شدند
میخواستن بـردهداری قانونی باشه تا از پنبه پول دربیارن
No comments yet. Be the first to leave one.