The Orville

The Orville

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 3

Informazioni sulla release

The Orville S03E08 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E08 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E08 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E08 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E08 1080p WEB H264-CAKES
The Orville S03E08 720p WEB H264-CAKES
The Orville S03E08 WEBRip x264-ION10
The Orville S03E08 720p WEB x265-MiNX
Un commento di thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tag

web
720p
720
x265
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Pubblicato il: 2022-07-23
Download: 36
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫شرمنده که دیر کردم

‫غمت نباشه. بیا. اوپسادات

‫ممنون

‫همه‌چی مرتبه؟

‫روزهایی هست که ترجیح میدم...

‫با یه ناوگان فضاپیمای جنگی کریل ‫مواجه بشیم...

‫تا اینکه پدر یه بچه باشم

‫جریان چیه؟

‫فکر می‌کنم توپا به یه مرد علاقه‌مند شده

‫عه، روی یه پسر کراش زده

‫آره

‫ازش سوال کردم، ولی حاضر نمیشه...

‫در مورد جزئیات این مسئله صحبت کنه

‫مدام خودشو توی اتاقش حبس می‌کنه...

‫و چندین ساعت نمیاد بیرون

‫دخترا در مورد این چیزا ‫می‌تونن خجالتی باشن، بورتوس

‫به خصوص پیش پدرشون

‫واسه چی؟

‫خب بعضی وقتا یه مقدار ‫احساس خجالت‌آور بودن میده

‫یا حداقل خیلی شخصی به نظر میاد

‫کلایدن بیشتر توی صحبت کردن با توپا...

‫در مورد مسائل شخصی مهارت داشت

‫حالا که رفته، این مدت سخت بوده

‫شاید توپا راحت‌تر بتونه ‫با یه زن دیگه صحبت کنه

‫پس شما باهاش صحبت می‌کنید. ممنون

‫صبر کن ببینم، وایستا

‫من؟

‫توپا خیلی برای شما احترام قائله، فرمانده

‫شما رو مربی خودش می‌بینه

‫ببینم چه کاری از دستم بر میاد

‫الان نه، بابا!

‫چیه؟

‫فرمانده گریسون

‫اشکالی نداره. لازم نیست بلند بشی

‫می‌تونم بیام داخل؟

‫آره، البته

‫فردا یه شبیه‌سازی تاکتیکی جدید اجرا می‌کنم

‫جنگ اتمسفری

‫بعد گفتم شاید بخوای تو هم بیای

‫شاید بتونی چندتا پرش مکانی انجام بدی

‫خیلی هیجان‌انگیز میشه قربان. ممنون

‫- شبیه‌ساز 2، ساعت 6 بعد از ظهر ‫- حتماً میام

‫می‌دونی، توپا...

‫امسال برای تو خیلی سخت بوده

‫بعد تو همه‌ی ماجراها رو...

‫با توازن و سرسختی طوری تحمل کردی...

‫که یه سری آدما که دو برابر تو ‫سن دارن، نمی‌تونن

‫ولی می‌خوام بدونی که...

‫لازم نیست تنهایی انجامش بدی

‫همیشه می‌تونی با من در مورد ‫هرچی که تو ذهنته صحبت کنی

‫زندگی، مدرسه...

‫پسرا، دخترا...

‫آدم از کجا باید بفهمه که یه پسر ‫ازش خوشش میاد یا نه؟

‫خب...

‫گاهی وقتا تشخیصش به این آسونیا نیست

‫پسرا خیلی وقتا احساساتشون رو بروز نمیدن

‫کسی هست که ازش خوشت میاد؟

‫آره

‫بعد به این آدم گفتی چه احساسی داری؟

‫نگفتم

‫واسه چی؟

‫اگه اون از من خوشش نیاد چی؟

‫همیشه امکانش هست

‫از چه ویژگیش خوشت میاد؟

‫بانمکه

‫صمیمیه

‫علایق مشترک زیادی داریم

‫خب پس میگم احتمالش خیلی زیاده...

‫که اونم از تو خوشش بیاد

‫تو دختر خیلی خاصی هستی

‫من اگه جای تو بودم، ‫احساسمو بهش می‌گفتم

‫مامانم میگه: «چرا یه کار توی اورویل ‫براش دست و پا نمی‌کنی؟»

‫منم میگم: «چرا باید...»

‫«خودمو واسه این یارو به دردسر بندازم...»

‫«فقط به خاطر اینکه وقتی بچه بودیم ‫تو اشتباه کردی؟»

‫- آخه اون برادرته ‫- آره، ولی یه آدم داغون مسته

‫منم نمی‌خوام خودمو به خطر بندازم...

‫اگه بخواد کاری کنه شبیه اسکلا بشم

‫عه، سلام توپا

‫سلام، توپا. حالت چطوره؟

‫خوبم. تو حالت چطوره؟

‫اعتراضی ندارم. چه خبرا؟

‫من می‌خوام که...

‫می‌خوام بپرسم که آیا امکانش هست...

‫که با هم غذا بخوریم؟

‫یه وقتی؟

‫البته. چی شده؟ ‫در مورد چیزی مشورت می‌خوای؟

‫نه. من...

‫همه‌چی مرتبه؟

‫من زیاد بهت فکر می‌کنم

‫من ازت خوشم میاد

‫خب منم ازت خوشم میاد

‫- واقعاً؟ ‫- البته. چرا ازت خوشم نیاد؟

‫من از معاشرت باهات لذت می‌برم

‫تو مَردی، با این حال ‫ویژگی‌های برجسته‌ی زنانه‌ی زیادی داری

‫که به نظرم جذابه

‫عه

‫میشه با هم شام بخوریم؟

‫- آها ‫- حالا دوزاریت افتاد، نابغه

‫می‌دونی...

‫توپا، به نظرم تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی

‫بعد...

‫تو مثل خواهر کوچولویی هستی ‫که هرگز نداشتم

‫خواهر؟

‫آره. مثل خانواده

‫من همیشه هواتو دارم ‫و اگه یه وقت مشکلی داشتی...

‫یا یه اتفاقی افتاد که خوشت نیومد...

‫می‌دونی که من همیشه هواتو دارم

‫ممنون

‫دیگه باید برم، وگرنه مدرسه‌ام دیر میشه

‫خوبه. خوبه. نه، مدرسه مهمه

‫کلی چیز یاد بگیر

‫ببین، می‌دونی که اون واسه تو ‫زیادی عقل و شعورش بالاست دیگه؟

‫گوش نمیدم. نمی‌خندم

‫به نظرم بامزه‌ست. تو مرد جذابی هستی، ‫اونم متوجه شده

‫صحبت تموم شد. فعلاً

‫جذابه دیگه، نه؟

‫از پشت بهتره تا از جلو

‫تقریباً یه سال شده...

‫از زمانی که اتحادیه وضعیت حفاظتی...

‫به هوینا و گروه مهاجران ماکلانش داده

‫بر اساس توافقنامه، شورای اتحادیه ‫و دولت ماکلان...

‫هر کدوم موظف هستن که ‫هر سال از سیاره بازرسی کنن...

‫که خاطرجمع بشن که هر دو طرف ‫به شروطش عمل کرده

‫به خاطر گذشته‌ی اورویل ‫و آشناییش با این سیاره...

‫فرمانده گریسون و بورتوس رو ‫به عنوان نماینده‌ی اتحادیه انتخاب کردم

‫دقیقاً دنبال چی باید باشیم؟

‫هر اثری از مداخله توسط ‫مقامات ماکلان...

‫تهدید، آزار، نظارت...

‫هر عمل تعرض، هر چقدر هم کوچیک...

‫که معاهده رو نقض می‌کنه

‫بعد اگه میشه بپرسم، ‫ماکلان‌ها کیو می‌فرستن؟

‫تیم بازرسی اونا...

‫توسط یه افسر اطلاعات رده‌بالا هدایت میشه

‫فرمانده کودان

‫یادتون باشه که اونا...

‫هنوزم هوینا رو با سوء ظن نگاه می‌کنن

‫دنبال هر نشانه‌ای هستن که اون ‫قولش رو زیر پا گذاشته...

‫که نذارن نوزادان دختر تازه‌متولد‌شده ‫از ماکلاس خارج بشن

‫کِی قراره بریم اونجا؟

‫دو روز دیگه. با یه شاتل فضایی میرید...

‫که با یکی از شاتل‌های اونا...

‫در مدار سیاره ملاقات می‌کنه

‫مفهوم بود

‫فرمانده، از تنشی که...

‫بین ماکلاس و بقیه‌ی اعضای اتحادیه ‫وجود داره باخبر هستید

‫اونا قدرتمندترین متحد ما ‫در برابر تهدید کیلان هستن

‫واسه همین نباید هیچ اتفاقی بیفته ‫که اوضاع رو بدتر کنه

‫حرفم واضح بود؟

‫خیلی محتاط خواهیم بود، قربان

‫به محض اینکه بازرسی‌تون تموم شد ‫گزارش بدید

‫هالزی، پایان تماس

‫می‌دونی که این یه مأموریت دیپلماتیکه دیگه؟

‫ماکلان‌ها بدون شک اسلحه میارن

‫من پروتکل‌های بازرسی رو ‫بررسی کردم. فقط اسلحه‌ی کمری مجازه

‫بابا، حقیقت داره؟

‫می‌خوای بری به اقامتگاه هوینا؟

‫آره

‫میشه منم باهات بیام؟ خیلی دوست دارم ببینمش

‫من و فرمانده گریسون وظایف مهمی داریم ‫که باید انجام بدیم

‫مناسب نیست

‫خواهش می‌کنم، بابا

‫توپا...

‫ماکلان‌هایی اونجا میان ‫که با تمام زنان دشمن هستن

‫من تو رو در معرض جهالت و تمسخرشون ‫قرار نمیدم

‫می‌دونی، بورتوس، اون هرگز...

‫فرصتی نداشته که با زن ماکلان دیگه‌ای ‫آشنا بشه

‫این براش می‌تونه تجربه‌ای باشه ‫که زندگی‌شو عوض می‌کنه

‫نمی‌دونم

‫مراقبش هستیم. چیزیش نمیشه

‫لازم نیست مراقب من باشید. ‫من خودم می‌تونم هوای خودمو داشته باشم

‫اگه فرمانده تأیید کنه، می‌تونی باهامون بیای

‫ممنون، بابا

‫دوستت دارم

‫ولی باید بهترین رفتار رو داشته باشی ‫و از دستورات من پیروی کنی

‫چشم

‫میرم وسایلمو جمع کنم

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫خیلی قشنگه

‫اسکن‌ها نشون میده که شاتل ماکلان‌ها ‫فرود اومده

‫قرار بود توی مدار باهامون ملاقات کنن

‫فعلاً اینجا بمون

‫فرمانده کودان

‫درسته

‫من فرمانده کلی گریسون هستم...

‫ایشون هم ناوسروان بورتوس هستن

‫تا جایی که من می‌دونم...

‫قرار بود با هم این بازرسی رو انجام بدیم

‫زودتر از موعد رسیدیم

‫به جای اینکه وقت تلف کنیم، ‫تصمیم گرفتیم بررسی خودمونو انجام بدیم

‫ظاهراً مهاجران طبق معاهده عمل کردن

‫شما هم می‌تونید بازرسی‌تونو شروع کنید

‫خب خیلی ممنون که بهمون اجازه دادید

‫سفر به سلامت

‫اینجا می‌مونیم که مطمئن بشیم...

‫اتحادیه، معاهده رو نقض نکنه

‫خیلی‌خب

‫ولی توی دست و پای ما نباشید

‫این دیگه کیه؟

More Farsi Persian subtitles for The Orville

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left