The Crown

The Crown

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 4

Informazioni sulla release

The Crown S04E08 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Crown S04E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Crown S04E08 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GGWP
The Crown S04E08 1080p WEB H264-CAKES
The Crown S04E08 WEBRip x264-ION10
The Crown S04E08 WEB XviD-RMX
The Crown S04E08 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Crown S04E08 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Crown S04E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Crown S04E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Un commento di mehrdadss
▓░╠⫸ علی و مهرداد ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Tag

web
XviD
720p
720
x265
HEVC
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
2CH
1080
Pubblicato il: 2020-11-19
Download: 50
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫« کیپ‌تاون، آفریقای جنوبی - سال ۱۹۴۷ »

‫- همه آماده‌ان؟ ‫- آماده‌ایم، قربان

‫بله. بله، عجله کنید. عجله کنید

‫اپراتور آماده‌ست

‫صحیح

‫سکوت ملطق، در همه جا

‫شروع ضبط

‫در حال ضبط زنده

‫آماده‌اید، والاحضرت همایونی؟

۵

۴

۳

۲

۱

‫و...

‫«در روزِ...

‫تولد ۲۱ سالگیم...

‫این فرصت را غنیمت می‌شمارم تا

‫با مردم امپراطوری بریتانیا و ‫کشورهای مشترک‌المنافع،

‫از جای جای دنیا،

‫با هر نژاد و زبانی،

‫سخن بگویم

‫امروز که از کیپ‌تاون با شما صحبت می‌کنم،

‫۹۶۰۰ کیلومتر از زادگاهم دورم

‫اما قطع به یقین ۹۶۰۰ کیلومتر ‫از خانه دور نیستم

‫این مزیت فوق‌العاده‌‌ی ما، ‫ ‫مردمان کشورهای مشترک‌المنافع است

‫خانه‌هایی در هر ۵ قارۀ زمین ‫آمادۀ استقبال از ما هستند

‫امیدوارم پیش از سالخوردگی،

‫با بسیاری از آنها آشنا شوم

‫علیرغم علاقۀ وافرم به ادای احترام به ‫تمام اتباع پدرم، از پیر تا جوان،

‫امروز مخاطب خاص من ‫تمام مردان و زنان جوانی هستند که

‫با من هم سن و سالند و

‫همانند خودم در دوران سخت و ‫باشکوهِ جنگ جهانی دوم بزرگ شده‌اند

‫جوانان قلمروی مشترک‌المنافع بریتانیا، آیا به من

‫اجازه می‌دهید که در روز تولدم ‫از طرف شما نیز سخن بگویم؟

‫حال که ما مردان و زنانی بالغ شده‌ایم،

‫مسلماً مایۀ مسرت ماست که

‫باری را از دوش بزرگ‌ترها، که جنگیدند، کار کردند و

‫رنج بُردند تا از کودکیِ ما محافظت کنند، برداریم

‫به آن نسل باید بگویم که ‫اضطراب و سختی‌های

‫به جا مانده از دوران جنگ ‫در کشورهای مشترک‌المنافع

‫نبایست مایۀ دلهرۀ ما شوند

‫می‌دانیم اینها بهایی‌ست که ۷ سال پیش ‫با خوشحالی پرداختیم تا

‫تا به این افتخار بزرگ نایل شویم ‫که یک‌تنه از آزادی جهان دفاع کنیم

‫اگر همگی با ایمانی راسخ، شجاعتی فوق‌العاده، ‫و قلبی آرام به راه خود ادامه دهیم،

‫خواهیم توانست کشورهای مشترک‌المنافع کهن را،

‫که به آنها عشق می‌ورزیم،

‫باشکوه‌تر کنیم

‫این کشورها باید آزادتر، متمول‌تر،

‫شادتر،

‫و بانفوذتر از دوران اوجشان ‫در زمان نیاکانمان باشند تا

‫خوبی‌ها را در سراسر دنیا گسترش دهند»

‫لطفاً به مارگارت رابرت خوش‌آمد بگویید

‫«به این منظور...

‫به قول پدرم،

‫پادشاه جُرج، اولین رئیس ‫کشورهای مشترک‌المنافع، باید

‫تمام توان خود را به کار گیریم»

‫شب بخیر

‫«بسیاری از اجداد من شعاری را ‫سرلوحۀ زندگی خود قرار دادند

‫شعاری شرافتمندانه

‫'من خدمت می‌کنم'

‫هم‌اکنون می‌خواهم ‫به آنان ملحق شوم

‫- بسیار ساده‌ست» ‫- لبخند بزنید!

‫«در مقابل همۀ شما ‫اعلام می‌کنم که تمام عمرم را...

‫خواه کوتاه و خواه طولانی...

‫در راه خدمت به شما...

‫و خانوادۀ بزرگ امپراطوری، ‫که خانوادۀ همۀ ماست، وقف کنم

‫از خداوند می‌خواهم که در وفای به عهد یاور من...

‫و پشت و پناه یکایک شمایی که

‫در این مسیر با من هم‌قدم می‌شوید، باشد»

‫- ممنون، خانم ‫- ممنون

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و مهرداد » :. Ali 99 & Mehrdadss .:

‫ناگه ائورودیکه روی برگرداند ‫(ارجاع به داستان فرار ائورودیکه از اَریستائوس در اساطیر یونان)

‫لیکن من اَریستائوس بودم،

‫و وی را به سوی آن مار رانده بودم...

‫'ملاکی، ملاکی'...

‫دو بار مرا به این نام صدا کرد

‫و دو بار با انگشتش به من اشاره کرد...

‫من در تاریکی اِستاده بودم؛ ‫او در روشنایی بود

‫و با این حال من خورشید بودم،

‫و او ستاره‌ای بود در حال فروپاشی،

‫البته اگر بتوان...

‫چنین تمایز ناچیزی را قائل شد

‫صبح دمی شگفت از دل شب زاده می‌شد

‫جزیره‌، آن خشکیِ در محاصرۀ آب، ‫آرام و قرار نداشت

‫دگر بار به او نگریستم

‫پوستش در شعاع کم‌رمق آفتاب به سانِ

‫پوست کِشیدۀ ماهی، شفاف شده بود

‫برای آخرین بار نگاهی به من انداخت

‫و سپس به پایین رفت

‫و به همراه جزیره، در آب‌های ‫دریای یونان زیرپایش غوطه‌ور گشت...

‫مرگ تو زندگی من است

‫پایان

‫عجب! یه جنگ و صلح برای خودت نوشتی که ‫(رمان مشهور تولستوی)

‫بی‌زحمت بگو اولیس ‫(رمان معروف جیمز جویس)

‫باید... یه سال وقت بگذارم بخونمش

‫- چی؟ ‫- شوخی می‌کنم

‫تا آخر هفتۀ دیگه خوندمش

‫- لطف می‌کنی ‫- راستی، مایکل، دست مریزاد!

‫نه خیر! تا نخوندیش بهم تبریک نگو

‫فقط به‌خاطر همینکه تونستی از

‫پله‌ها بیاریش بالا، باید بهت ‫تبریک گفت. بازم شوخی کردم

‫خب...

‫منتظرِ...

‫خبرت هستم

‫تاکسی!

‫- کاخ باکینگهام، لطفاً ‫- سوار بشید، جناب

‫« بلومزبریِ لندن، سال ۱۹۸۵ »

‫خسته نباشی. بذارش رو میزم

‫- صبح بخیر، جیمز ‫- صبح بخیر، قربان

‫- صبح بخیر، مایکل ‫- سارا

‫ببخشید که یهو مزاحمتون میشم،

‫ولی روزنامۀ تودِی ازم پرسید که آیا

‫راز ظاهراً آشکار ‫اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع

‫مبنی بر خشم شدید ملکه ‫از عدم حمایت تاچر از

‫وضع تحریم علیه رژیم آپارتایدِ ‫آفریقای جنوبی رو تأیید می‌کنیم یا نه

‫خشمی که ممکنه رابطۀ ‫ملکه و نخست‌وزیر رو

‫تیره و تار کنه؛

‫و اینکه ملکه هم شخصاً نخست‌وزیر ‫رو بابت این ماجرا مقصر می‌دونه؛

‫به‌علاوه می‌خوان شما هم نظرتون ‫رو به عنوان دبیر مطبوعات کاخ اعلام کنید

‫سارا، خودت باید عقل برسه که

‫نیای این خزعبلات رو به من بگی

‫ملکه در دوران سلطنت ۳۳ ساله‌ش

‫حتی یک بار هم درمورد هیچ کدوم ‫از نخست‌وزیرهاش نظری نداده،

‫چه مثبت چه منفی،

‫و هرگز هم نخواهد داد

‫اون شدیداً به

‫بی‌طرفی سیاسی و حمایت از ‫نخست‌وزیرهاش اعتقاد داره

‫و همه‌مون می‌دونیم که ملکه چقدر...

‫به اعتقاداتش پایبنده

‫... به روش‌های آشنای خشونت متوسل شده است

‫در ابتدا گاز اشک‌آور، سپس گلوله‌های پلاستیکی ‫و در نهایت گلوله‌های ساچمه‌ای

‫قریب به ۴ دهه است که ساختار تفکیک نژادی ‫« ماندلا باید آزاد شود »

‫ملقب به آپارتاید، تبدیل به سیاست اصلی ‫در آفریقای جنوبی شده است

‫رفتار ظالمانه و خشونت‌آمیز نیروهای حکومت با

‫معترضین سیاه‌پوست

‫خشم جهانیان را بیش از پیش برانگیخته است

‫وضعیت روز به روز بدتر میشه، خانم

‫موارد بی‌شماری از ‫وحشیگری‌های پلیس در برخورد با

‫مردم عادی رو در اونجا شاهد هستیم

‫همونطور که مستحضرید، به نظر ما ‫تنها راه توقف این قساوت‌ها

‫تحمیل فشار مداوم اقتصادیه

‫۴۸ عضو اتحادیۀ کشورهای مشترک‌المنافع

‫برای سرنگونیِ رژیم آپارتاید تصمیم به

‫اعمال تحریم‌‌هایی علیه پرتوریا گرفتن

‫اما، علیاحضرت، همونطور که در جریانید

‫لازمۀ اعمال تحریم‌ها، اتفاق نظر کامله،

‫و یک کشور همچنان مخالفه

‫بریتانیا

‫خانم تاچر کماکان مخالفه

‫در اجلاس پیش‌روی سران ‫کشورهای مشترک‌المنافع در باهاما

‫به صورت خصوصی با خانم تاچر ‫در این باره صحبت می‌کنم

‫مشترک‌المنافع

‫یه اتلاف وقت مسخره

‫یه سازمان مضحک

‫بدتر. اخلاقاً توهین‌آمیزه

‫چرا اجازه بدیم ملکه‌مون

‫با کشورهایی مثل اوگاندا، ‫مالاوی، نیجریه، سوازیلند و

‫بقیۀ کشورهای بی‌ثبات، در واقع...

‫حکومت‌های استبدادی بی‌ثبات

‫که ید طولایی در نقض هولناک حقوق بشر دارن، ‫رابطۀ دوستانه داشته باشه و

‫تازه اونها رو خانوادۀ خودش خطاب کنه

‫صحیح!

‫به هر حال، ملکه درخواست ‫یک جلسۀ خصوصی در کشتی سلطنتی رو داده

‫تا به قول کاخ «درمورد راهکار رفع مشکلات ‫در آفریقای جنوبی بی‌پرده گفتگو کنید»

‫ولم کن!

‫من بی‌پرده بهش میگم که ‫نمی‌خوام وقتم رو تلف کنم

‫ببخشید تخم‌مرغ‌ها افتادن بیرون، آقایون

‫آره. کی غذای گوشت و تخم‌مرغ می‌خواد؟

‫متأسفانه بهترین غذایی نیست که درست کردم

‫موقع شام،

‫- این لباس توریِ زرد رو می‌پوشید... ‫- بفرمایید

‫تا رنگ زرد پرچم اتحادیۀ ‫کشورهای مشترک‌المنافع بیشتر به چشم بیاد

‫خوشمزه‌ست!

‫سنجاق سینه که پادشاه اتومفوئو اوپوکواره ‫بهتون هدیه دادن

‫این یه جوجه‌تیغیـه؟

‫نماد قدرت و شجاعت در فرهنگ آشانتیـه

‫باید قوی و شجاع هم باشیم

‫- چه خبره؟ ‫- اجلاس سران کشورهای مشترک‌المنافع

‫- صحیح ‫- چرا به ملاقات من اومدی؟

‫اومدم بهت بگم که می‌خوام ‫ادوارد ساقدوشم باشه

‫چارلز نباشه؟

‫نه

‫- این باعث تعجب یه عده میشه ‫- خوبه!

‫بذار بفهمه چه حسی داره که ‫حتی از یه نقش جزئی هم...

‫محروم بشه،

‫چون به نظرم خیال می‌کنه ‫آیندۀ سلطنت هم باید همینجور باشه

‫شما، خودش و دودمان عزیزش

‫و بقیه‌مون بریم به درک

‫احمقِ حسود بی اعتماد به نفس

‫اون به چی حسادت می‌کنه؟

‫به من! همیشه بهم حسادت می‌کرده

‫اندرو

‫من و تو،

‫صـ...

‫صمیمیت‌مون

‫به اینکه من توی یه جنگ واقعی شرکت کردم

‫و مدال‌های واقعی گرفتم

‫یا اینکه توی عشق از اون خوشحال‌ترم ‫و محبوبیتم بیشتره

‫و...

More Farsi Persian subtitles for The Crown

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left