Le prime 114 righe.
ترجمه شده توسط Min_A kimnamgil_ir___ و
(سه روز و چهار شب طول میکشه از ولادیوستک به ایرکوتسک)
(مهم نیست بقیه چی میگن غذای کره ای بهترینه)
چرا انقدر زود بیدار شدی؟
زود بیدار شدم
سون کیون میخوای یکم رامن بخوری؟
سون کیون
دوست داری یه کم رامن بخوری؟
هی مین شیک
بیاین رامن بخوریم
نام گیل
مین شیک کدومو میخوای؟
تو چطور نام گیل؟
فقط یک کم صبر کن بعدا با هم میخوریم
اینجا باید کسی باشـــ نه کسی نیست
حسی مثل صبحانه نداری؟
اگه میخوای بخوری- باشه فقط بیاین بخوریم-
تو معمولا صبحانه نمیخوری
من امیدوارم یک نفر رامن مخصوص صبح درست کنه
میدونی با یک طعم ملایم
یک طعم ملایم؟- مثلا-
بعدش اونا رامن رو برای صبحونه آماده میکنن
مردم معمولا غر غر میکنن که راامن در صبح؟
بعد ما باید اسمشو بزاریم رامن در صبح
کیوپیل اینو بگیر
عالیه
خوردنو شروع کردی؟
خوب نیست؟ کنسرو گوشت؟- کاملا-
قطار اینجا وا میسته- برای بیست و یک دقیقه-
لعنت بهش- پس ما باید بیرون بخوریم-
تقریبا درست شده
میخوای بیرون بخوریش؟
این جوری هم خوبه
هرچند که داره بارون میاد- هوا بارونیه-
پس یکی برای تو برداریم
تو یک کیف آبی اونجاست هیونگ
چی؟
تو اون کیف آبی- یکی بردار فقط با بسته اش-
هنوز داره بارون میاد چیکار کنیم؟
باید بریم داخل واستیم
سلام نیکیتاا
خوشمزست؟
(مخصوصا اگه اونو با هم تقسیم کنید مزش دو برابر خوب میشه)
یک دوست جدید ملاقات کردم اُه اینو دوست داری؟
دلت برای ناز شدن تنگ شده؟
اون بخاطر من نیومده بود
زندگی یک سریاله از دیدار ها و وداع ها
زندگی همینه
مامانته؟
اون واقعا مهربونه
مامان
این مامانمونه
ما باید بریم داخل
خدایا
حدس میزنم این طوریه که ما روزو شروع میکنیم
الان ساعت چنده؟
10:37
در این حال یک کم قهوه میخوای سون کیون؟
بیا اول اینو تموم کنیم
من امروز حالم خوبه شاید بخاطر بارونه
دلپذیز نیست؟- چرا هست-
در همین حالیکه داره بارون میاد من میتونم یه فنجون قهوه بخورم
این واقعا حس متفاوتی داره- خوبه-
همینطوره؟
مزش بهتره- این واقعا حس گرم و راحتی داره-
وقتی که در یک روز بارونی قهوه میخوریم
آره این حس گرم و نرمی داره
صادقانه من واقعا نگران امروزم
من فکر میکنم خیلی حوصله سر بر بشه
من فکر نمیکنم حوصله سر بر بشه- من حس راحتی بیشتری میکنم-
روز اول من حس فشار داشتم که حتما باید کاری انجام بدم
ولی روز دوم من حس راحت تری داشتم
و همه این احساسات واقعی بودن
این چیزا به من کمک کرد که راحت تر باشم
خوب خوابیدی؟
این یکی؟- اوکی-
بیا سنگ کاغذ قیچی بازی کنیم
سنگ کاغذ
سنگ کاغذ قیچی
فکر نکنم متوجه شده باشه
سنگ کاغذ قیچی
اگه اینو میدونستم
روسی رو بعنوان زبان دومم آموزش میدیدم
(در یک وضعیت عجیب در حال افسوس خوردنه)
مالِ تو مامان
مالِ منه- آره مالِ تو-
این ژامبونه
میدونی ما خیلی خرت و پرت آوردیم
مثل بازی های تخته ای و فیلم
اما من حس خوبی دارم بدون هیچ کدوم از اونها
من فقط این حس آروم و بی فعالیتی رو دوست دارم
خدایا بیاین بریم و پاهامونو بکشیم شماها میخواین همین جا بمونین؟
تو جلو برو- چقدر میمونیم؟-
چه مدت وامیستیم؟- هجده دقیقه-
بهتره که با خانوادم تماس بگیرم
درسته تلفن اینجا کار میکنه
آره تلفن ها فقط موقع رسیدن به هر ایستگاه کار میکنه
میخوای بخریش؟- من فقط کنجکاوم که این چیه؟-
این یک چیزایی شبیه چوب غذاخوریه و مردم خیلی ازش میخرن
سیب زمینی؟
این سیب زمینیه؟- آره-
درسته- بعد این چیه؟-
این گامِ- منظورم اینه-
گام چیه؟
یه چیزی مثل زیلیتول
زیلیتول؟- مزش حتی بهتره-
زیلیتول؟
واقعا؟
بیا پس این گام رو بخریم- این واقعا گامِ؟-
بیا یه کم گام بخریم
همه شو بخواه- ممنون-
قورتش نده
خوبه نه اونو تف نکن بیرون
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.