Steal

Steal

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Steal S01E05 1080p WEB h264-NESTED
Un commento di NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tag

webdl
Pubblicato il: 2026-02-03
Download: 79
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- شروع کن حرف بزن. ‫- باشه. ببین.

‫میدونم هنوز پولتو نگرفتی.

‫من 5 میلیون دارم.

‫کمکم کن فرار کنم،

‫پولش رو نصف نصف میکنیم.

‫دو و نیم میلیون به درد نمیخوره.

‫نه وقتی میتونم اینجا ‫یه یکی دو روز دیگه صبر کنم.

‫که چی؟ اینجا بمونی ‫با آدمایی که بهت اعتماد ندارن؟

‫آره، ولی همونطور که گفتم،

‫کی گفته اصلا قراره پولت رو بدن؟

‫شاید فقط اینجایی ‫که یهو بزنن بکشنت؟ یا دستگیرت کنن؟

‫حداقل با من ‫میدونی پولت تضمینیه.

‫باشه، 5 میلیون.

‫پنج میلیون.

‫تو هیچ وقت کل پولت رو به من نمیدی.

‫مجبور میشدم بکشمت.

‫من 5 میلیونم رو پیشنهاد ندادم.

‫زارا؟

‫پول اونو بگیر ‫و انتقامت رو بگیر.

‫ ‫قسمت پنجم

‫زارا؟

‫نظرت چیه بریم یه قدم بزنیم؟

‫این حرومزاده ها نمیذارن داخل ویپ بکشیم.

‫یکی از دلیلاییه که اومدیم بیرون.

‫در واقع تنها دلیلشه.

‫هر بار میخوام برم بیرون ‫مجبورم اینو بدم اسکن کنن،

‫برا همینه ورود و خروج ثبت میشه. ‫کلا 10 دقیقه طول میکشه.

‫سعی میکنم از هر بار بیرون اومدن ‫حداکثر استفاده رو بکنم.

‫ببین زارا، ما زیر نظر داشتیمت. ‫میدونیم درگیری.

‫میدونیم داری یه تحقیق مخفی ‫راه میندازی

‫با کاراگاه ریس کواواچی.

‫و اطلاعات باارزشی داری ‫که بقیه ندارن.

‫زارا، گوش کن.

‫ما بهترین گزینه ات هستیم.

‫ما همون چیزایی رو میخوایم ‫که تو میخوای.

‫واقعا؟

‫تو میخوای همه چی برگرده به حالت عادی. ‫زندگی قبلیت.

‫ما هم همونو میخوایم.

‫ما اوضاع رو سرپا نگه میداریم ‫که مردم صبح بیدار شن

‫و نگران شورش و حمله تروریستی نباشن.

‫سیستم مالی داره میپاشه ‫چون یه سرقت صندوق بازنشستگی

‫باعث سقوط اعتماد شده.

‫پس لطفا،

‫هر چی میدونی بهمون بگو.

‫- وگرنه چی؟ ‫- وگرنه ما ام آی فایویم.

‫میتونیم بکشیمت ‫و شبیه سکته نشونش بدیم.

‫یا شبیه خفت گیری با چاقو، ‫یا یه خودکشی ساده.

‫- من معامله میخوام. ‫- نه، تو تو موقعیتی نیستی که...

‫فکر میکنم یکی دیگه ‫تو لاکمیل دست داشته.

‫یکی رده بالا.

‫شاید کسی که کلش رو طراحی کرده.

‫کیه؟

‫هنوز نمیدونم.

‫- لعنتی. ‫- ولی دارم روش کار میکنم.

‫فقط یکی دو روز بهم وقت بده.

‫و در عوض،

‫میخوام نرم زندان

‫و پولم رو نگه دارم.

‫آره نه، ما کارت خروج رایگان از زندان نداریم.

‫ولی چیزی که میتونم بهت بدم ‫یه هویت جدیده.

‫اسم جدید، پاسپورت جدید، ‫گذشته جدید، آینده جدید.

‫گیرش چیه؟

‫اول اینکه نمیتونی تو کشور بمونی.

‫دوم اینکه چیزی که میدی ‫نباید خرت و پرت باشه.

‫سوم اینکه فقط به ما میدی.

‫نه به

‫دوست پسرت تو پلیس.

‫اون دوست پسرم نیست.

‫بعد مشکل لعنتیت با پلیس چیه اصلا؟

‫اگه معلوم بشه پول رو ‫یکی از دشمنای بریتانیا دزدیده چی؟

‫پلیس به اون اهمیت نمیده.

‫اونا هر جا بره دنبالش میرن. ‫وظیفشونه.

‫ولی ما، اگه ببینیم داستان ‫داره به سمتی میره که اوضاع رو به هم بریزه،

‫خیلی نرم هدایتش میکنیم ‫به یه مسیر دیگه.

‫و اگه یه پلیس بیگناه ‫زیر اتوبوس له بشه... خب که چی.

‫اون معتاد قمار کردنه.

‫میدونستی؟ بدهی های گنده.

‫از اونایی که واسه صاف کردنش ‫هر کاری میکنی. میفهمی چی میگم؟

‫این چیزی نیست که داره اتفاق میفته.

‫آره؟ فکر میکردی داشتی ‫باهاش بازی میکنی؟

‫نه نه نه. ‫الان تو لیگ حرفه ای هستی.

‫اینجا آخر بازی مهمه.

‫و میلیون راهی که ممکنه ‫ازش جون سالم به در نبری.

‫پس... نفوذی رو پیدا کن.

‫و یه تیم انتخاب کن.

‫قمارباز خرابکاری که دنبال پولته،

‫یا ما.

‫سلام، زارا هستم. ‫لطفا پیام بذارید.

‫اوایل امروز، گولد سیمونز ‫بیانیه ای به رسانه ها داد

‫و دوباره تاکید کرد ‫که شرکت هیچ ربطی به سرقت نداشته.

‫بعد از این بیانیه،

‫وزیر دارایی ‫یه نشست خبری برگزار کرد

‫تا سعی کنه به کسایی که آسیب دیدن ‫اطمینان خاطر بده.

‫فکر میکنید این کار

‫میتونه اون آرامشی که ‫دنبالش هستن ایجاد کنه؟

‫دیدیم که وزیر دارایی نگفت ‫کمک مالی قطعی شده یا نه

‫یا اصلا چقدر قراره باشه.

‫شاید تهش ‫چند قرون به پوند باشه.

‫چرا پول به حساب های گولد منتقل شد؟

‫کی پشت همه اینا بوده؟

‫کی میدونه؟

‫اصلا چه فرقی داره؟

‫همگی با هم، کی میدونه؟

‫در حالی که همه به جز پلیس بریتانیا ‫دارن دنبال جواب میگردن،

‫محبوب ترین فروشنده اسلحه کشور ‫اصرار داره که هیچ کار اشتباهی نکرده،

‫برای اون حساب های مشکوک ‫جزایر ویرجین بریتانیا،

‫برای رشوه دادن به دیکتاتورای روانی ‫در عوض وعده

‫خرید سلاح های کشتار جمعی.

‫لعنتی.

‫آدرسم رو از کجا آوردی؟

‫اون شب گواهینامه ات ‫تو ماشین جا مونده بود.

‫نباید اینجا باشی.

‫مشکل قمار کردنت چقدر جدیه؟

‫چی؟

‫- چقدر بدهکاری؟ ‫- چرا فکر میکنی بدهکارم؟

‫پوکر بازی، ریسک کردن.

‫خب معلومه یه جاهایی ‫خرابی به بار میاره، نه؟

‫چرا برات مهمه؟

‫زارا،

‫من دنبال پولت نیستم. ‫باهات بازی نمیکنم.

‫- ولی بدهکاری. ‫- آره.

‫چقدر؟

‫نزدیک 100 هزار پوند، ‫و یه هفته وقت دارم صافش کنم.

‫وگرنه چی؟

‫وگرنه فروخته میشه ‫از یه آدمیکه میشناسم

‫به آدمایی که حتی نمیخوام بهشون فکر کنم.

‫اگه پول رو بهت بدم، میگیری؟

‫- آره. ‫- پس قبلا دروغ میگفتی

‫- وقتی گفتی دنبال پول من نیستی؟ ‫- نه.

‫من بدهکارم. ‫این دلیل کاری که میکنم نیست.

‫این کار رو میکنم چون ‫دوست ندارم کسی منو هل بده این ور اون ور.

‫- باید بدونم دقیقا چه خبره... ‫- باورت نمیکنم.

‫یه چیز دیگه هم هست.

‫تمام چیزی که دارم کارمه، زارا.

‫اگه از دستش بدم،

‫هیچی برام نمی مونه ‫جز میزای پوکر.

‫و نمیدونم آخرش کجا در میام.

‫برا همینه که دارم این کار رو میکنم.

‫که خودم رو از خودم نجات بدم.

‫این... کل...

‫حقیقت محضه... ‫به جون خودم.

‫الان باورت شد؟

‫آره.

‫خوبه.

‫مرسی.

‫من... بابت الان ببخشید.

‫فقط...

‫من زیادی فکر میکنم و...

‫من... ببخشید اگه اعصابت رو خورد کردم.

‫نه، نکردی.

‫خوشحالم اومدی.

‫واقعا؟

‫آره.

‫نمیدونم چرا، ‫ولی بودن باهات رو دوست دارم.

‫- من فقط... چایی درست کنم... ‫- فقط میخواستم بگم...

‫چایی؟

‫چیه؟

‫از آزمایشگاه اثر انگشته.

‫چند تا تطبیق احتمالی فرستادن. ‫یه نگاه بنداز.

‫- کتری رو میذارم. ‫- باشه.

‫هیچی عوض نشده، باشه؟

‫برو سر کارت، گزارش های ریسک رو بزن ‫تا من بفهمم کی پشت همه ایناست.

‫و مراقب خودت باش.

‫هر اتفاقی افتاد، بهم زنگ بزن.

‫من اینجا تو وست مینستر هستم ‫در انتظار رسیدن اندرو بینز

‫برای یه کنفرانس خبری،

‫که اعلام ناگهانیش باید بگم

‫همه خبرنگارای سیاسی رو ‫غافلگیر کرد.

‫این اتفاق بعد از افشاگری هایی افتاد ‫که امروز تایمز منتشر کرد...

‫- چه خبره؟ ‫- یه افشای دیگه بوده.

‫پول تو یه سری حساب آفشور مشکوک پیدا شده

‫که به یه تراست خانوادگی مربوطه

‫که خود وزیر دارایی راه انداخته.

‫شوخی میکنی.

‫در مورد این اتهامات ‫چی برای گفتن دارید؟

‫به موقع بیانیه میدم.

‫دفتر نخست وزیری هنوز ‫این ادعاها رو رد نکرده...

‫به ما اطلاع داده شده ‫وزیر دارایی بعدا بیانیه میده...

‫باید در مورد یه چیزی ‫باهات حرف بزنم.

‫داشتی نرم افزار مدلسازی ریسک ‫اجرا میکردی.

‫تقریبا کل دیروز؟

‫چند تا شبیه سازی هم زدی؟

‫- شاید. ‫- تو تیم ریسک نیستی.

‫داری چی کار میکنی؟

‫ببین، این معامله های ‫بالانس مجددن.

‫باید گزارش ریسک بگیرم.

‫نصف دفتر مرخصیه، ‫دارم خودم پیش قدم میشم.

‫باشه.

‫هر بار شبیه سازی اجرا میکنی، ‫برنامه میلیون ها رگرسیون تولید میکنه.

‫- میدونم چطوری کار میکنه وین. ‫- که یعنی

‫سرور رو قفل کردی.

‫آره.

‫آره، هیچ کس دیگه نمیتونه کاری اجرا کنه.

‫دیروز کلی شکایت داشتم ‫تا بفهمم جریان چیه.

‫باشه، متاسفم. خبر نداشتم.

‫سرور مدلسازی ریسک رو

‫بسپار به تیم مدلسازی ریسک.

‫- نمیشه فقط چند تا کوچولو... ‫- نه.

More Farsi Persian subtitles for Steal

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left