Le prime 200 righe.
میگم، یه چیز خیلی باحال بگم؟
بازم؟
!نه این دفعه واقعا دیگه باحاله
....اگه بخوام بگم چقدر
....مثل یه سمور با سنگی که خیلی دوست داره صدف رو
.ولش کن. سریع بگو
....میگم، رویا باشه یا هر چی
.اگه تسلیم بشی بازی همین جا تموم میشه
!نه! از اینجاش باحال میشه
!باشه؟ یکم دیگه گوش بده
.اصلا این جمله مال آنزای سنسی است
یک مربی توی مانگا و انیمه ی اسلم دانک
آنزای سنسی؟
بدون اینکه بدونی گفتی؟
نه، دیروز توی راه برگشت از خرید
....اگه تسلیم بشی
....اگه تسلیم بشی بازی همین جا تموم میشه
یه کارمندی که مست بود داشت روی تیر چراغ برق بالا میاورد
.منم یکم گوش دادم
....مدیر! منم میخوام که
اون کارمند خیلی زجر کشیده، نه؟
.ولی خیلی جمله ی باحالیه
!اگه تسلیم بشی بازی همین جا تموم میشه
!آدم رو شارژ میکنه
!خیلی باحاله
!ها
با اینکه بازی تموم شده، تحت تاثیر .همچین جملاتی قرار میگیری
ها؟
هه؟
بازی تمومه؟ پایان؟
: ترجمان
kiakong
نگاما
...خوابم میاد
واه! واقعا؟
!تیشوتوکو پی سان آهنگ جدید داد بیرون
!پی وی و متنش خیلی غمگینه !عجب چیز توپیه
.حوصله ام سر رفته بود گفتم سلفی بگیرم ناز نشدم؟
....برای همین من تصمیمم رو گرفتم
....تو... تو
....برای تو قوی تر بشم
....اون لبخند
.ولی همه خیلی کارشون درسته .همه با استعداد
احساس اینکه جامعه تو رو قضاوت کنه چجوریه؟
....منم یه روزی
معروف میشم و با درآمدم !زندگی رویایی ام رو میسازم
!نادیده نگیر
اونم وقتی که من داشتم خیلی جدی .راه های مخ زدن پسر ها رو مرور میکردم
.ساکت شو. برعکس تو بقیه کار و زندگی دارن
آآآ! بخاطر تو دیروز ینقدر حوصله !ام سر رفته بود که داشتم میمردم
....واقعا؟ ای کاش میمردی
روبو تو چی؟ آخر هفته چیکار کردی؟
.جمعه رفتم خوابیدم .بیدار شدم دیدم دوشنبه است
....آه
.هوی یاماموتو
اون موی بلوند دیگه چیه؟
میخوای خارجی بشی؟
.سنسی
.آخه من دورگه ی حکومت آلتانیایی و نژاد دراگونیا ام
.که اینطور
.پس دفعه ی بعدی سند خانوادگی ات رو بیار
.کیکوچی
رنگ موهات از قبل روشن تر شده و دامن کوتاه تر، نه؟
....سنسی
دانش آموز های هوکایدو دامن های کوتاه تری دارن و توچیگی ها معمولا موهاشون رو رنگ روشن میکنن
....آخــــه مــــن، دورگه ی توچیگی و هوکایدو ام
.که اینطور .پس کاریش نمیشه کرد
!نه خیر میشه کاریش کرد تسوکومی ات چی شد؟
.تاناکا
....تو
....تو
.تسلیم نشو
بچه های این دوره زمونه
واقعا تو روی آدم وایمیستن
.انگار که ما رو مسخره میکنن
...واقعا سخته
....خب
.هر کسی توی این سن و سال اینجوری میشه
....برای اینکه دختر های دانشگاهی خو
آدم بزرگ های خوبی بشن
.کار ما اینه که مراقبشون باشیم
....د... رسته
.....راستی
خیلی زیادی به گرما حساس نیست؟
!نه! نکن
چیکار میکنی؟
!ماجیمه! کمکم کن
!باکا میخواد لباسام رو دربیاره
.....لـ... لباس رو دربیاره
!حالا نشونمون بده دیگه !چیزی که ازت کم نمیشه
!نمیخوام
.تاناکا سان، خودش میگه نه
.درسته، اگه کسی تو رو لخت ببینه چیزی ازت کم نمیشه
.ولی ممکنه چیز مهمی از قلبت کم بشه
!اگه یکم نشون بدی... این رو بهت میدم
اون چیه؟
!جعفری
!نمیخوام
میگم.. حتی اگه بین دختر ها باشه
.اگه از حد و مرز بگذره کار به آزار و دادگاه میکشه
!مسئله این نیست
مطمئنم اصلا زخمی نشده
!ولی دور بدنش باند میپیچه! میخواستم مطمئن بشم
.دیگه بسه
.اون از نظر روانی آسیب دیده
.بذار تو حال خودش باشه
.از اون مهم تر. سریع بریم سالن غذاخوری
فکر کنم ست غذای بی .برنج با جعفری بود
!واقعا؟ شما هم بیایید بریم
.بـ... باشه
اگه از جعفری هم بدت میاد .ست غذای ای هم هست
....شرمنده
.من خوشم نمیاد توی گروه باشم
.بعد غذای دنیای زیرین به مذاقم خوش نمیاد
.فعلا
(خرگوش سیاه(کوروتو
تنهام خخخخ ساندویچ سوپری خوشمزه است اونی که توش تون ماهی هست بعدا میخورم
چرا دخترا میخوان با هم باشن؟ اصلا حسش نی
.من خیلی احمقم
.دیگه برگردم
!واه
....از کی اونجا
چی؟ شورتت معمولیه؟
!تو باید شورت راه راه بپوشی
شورت معمولی دیگه چیه؟
.از اون معمولیا
.تو که عادی نیستی عادی ات فرق میکنه
....آه
...آخریشه
برای یه تیکه شکلات، نمیخوام .یه دعوای بی سر و ته کثیف بکنیم
....اینجا
....با سنگ کاغذ قیچی
....اول
!صبر کن
!سنگ
اصلا چرا باید سنگ اول باشه؟
!الان میخوای به این گیر بدی؟
!آخه عجیبه
چرا باید سنگ اول باشه؟
.حالا هر چی، پس تو شروع کن
....پس بزن بریم
....اول
!اکس
!صبر کن صبر کن صبر کن
...سنگ کاغذ
...چی شده؟ رسیدیم جای خوبش
!اکس چیه؟
!خیلی گیج کننده است
!خب تو هم باید بگی
!عمرا بشه! کسی تا حالا نشنیده
!اصلا روبو تو خیلی خوب همکاری میکنی
.اشتباه کردم به تو سپردم
.روبو تو بکن
.باشه. من میکنم
.عادی باشه ها
.اوکی. شروع کنیم
...سنگ کاغذ
.قیچی....
....برای همین
ها؟ اون کی بود؟
...آه
.سوزوکی
.صبح توی راه مدرسه پیداش کردم
افسر پلیس سوزوکی ماسایوشی
....نماد پلیسش رو گم کرده
...عجب پلیسی هستی تو سوزوکی
راستی چرا روبو با این برد؟
...چون سوزوکی کاغذه
ایهام قابل ترجمه نیست، ولی کاغذ آورد و برد
....توی سرش
!چوب غذاخوری مزاحم
!سوزوکـــــــی
!نه
.واقعا نبرد کاری است بس کثیف
.درست است. حال کاری مهم تر از نبرد داریم
.برویم
....برای نجات سوزوکی
!واه! واقعا بد جوری توی دردسر بودم
!ممنون! شما نجاتم دادید
!بعد بفرمایید شکلات
چرا؟
توی مانگا میخوره بعد میگه چقدر خیس بود
....واقعا
اشکالی نداره اینجوری وقت تلف کنم؟
کیکوچی آکانه
رویای من !میخوام مانگاکا بشم
.اگه تسلیم بشی بازی همین جا تموم میشه
هه؟
وتا تو میخوای من مانگات رو بخونم؟
با اینکه خجالت با لخت بودن برابری میکنه
میخوای مانگا رو بخونم و نظرم رو بگم؟
چرا من؟ چرا باکا نه؟
....آخه اگه به اون بگم حتما
ههه؟ این مانگای توـه؟
!توی سرت گلستانه
!بدو وتا سنسی! پشتم رو امضا کن !بدو بدو
سنسی، میتونم این شاهکار تاریخی رو بذارم توی کتاب خونه تا همه فیض ببرن؟
.اینجوری میشه....
.میشه. بدون شک
....برای همین لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.