Le prime 183 righe.
اه
اي خدا
داشت يادم ميرفت که ضبط صوت رو روشن کنم
بانک بيشتر از 10 ميليون دلار از دست داد
مامور امنيتي، شغلش رو از دست داد
فکر کنم بجاي خوابيدن
بايد دزدها رو ميگرفت
ها ها ها
المر جي فاد" هستم که گزارش ميکنم"
َ 10 ميليون دلار؟
معمولا من تنها کسي هستم که هر وقت دافي اخراج بشه
خسارتش رو ميدم
باور نکردنيه
اخراج بخاطر خوابيدن سر کار
بعدش چي؟ سر کار نميتوني نفس هم بکشي؟
فکر کردن من چي ام، يه روبات؟
قيافه ام شيبه روباته؟
از آهن ساخته شدم؟
صداهاي روباتي در ميارم و چراغهاي روباتي ام چشمک ميزنه؟
من واسه صبحونه پيچ و مهره ميخورم؟
نه، من هر روز واسه صبحونه نون مکزيکي ميخورم
لسم يه روبات رو بيار که هر روز واسه صبحونه نون مکزيکي بخوره
نميتوني؟
و ميدوني چرا نميتوني؟
چون روباتها روح ندارن
حالا، لطفا ميشه يکي بهم بگه
من داشتم راجع به چي حرف ميزدم
نميذونم
من بعد از اون روبات نون مکزيکي ميخوره ديگه گوش نميدادم
ميدوني چيه، اين چيز خوبيه
... بدون کار، من ميتونم هرکاري
که بخوام بکنم
بهرحال، اين خونه ي منه
با قانون من
داف، اينجا خونه منه
و قانون من اينه که اگه ميخواي اينجا زندگي ميکني
بايد يه طرف ميز رو بگيري
اين يعني چي؟
ميدوني، يکم کمک کني
يکم کارهاي خونه انجام بدي پول يه چند تا چيز رو بدي
من کارهاي خونه رو انجام ميدم - نه، نميدي -
خب، پول بعضي چيزا رو ميدم - مثل چي؟ -
من اونروز جوراب چرمي خريدم
چرم قرمز
دافي، تو بايد يه کار ديگه بگيري
راحت باش. يکي مثل من؟ من يه فردا يه کار جديد دارم
تضمين ميکنم
همم
جستجوي کار به کجا رسيد؟
من هنوز دارم روي خلاصه کاري ام کار ميکنم
بذار اينو ببندم
منظورم اينه که زير ايناست
همينجاست
اينم خلاصه کاريم
نه
خيلي خوب، اينم خلاصه کاريم
اوه، شرمنده. اين صد در صد خلاصه کاريم نبود
اينم خلاصه کاريم
دافي شلدون داک
تحصيلات: ندارد
معرفي شده: ندارد
مهارتها: ندارد
سابقه شغلي: بزار اون قسمت رو نگيم
تو مگه خل و چلي؟
نه من کودن ام
حداقل بر اساس اين تست آي کيوي اينترنتي
دافي، توي اين 3 ماه گذشته
من داشتم جور تو رو ميکشم ... چون فکر کردم
تو داشتي دنبال کار ميگشتي
چرا بايد دنبال کار بگردم اگه تو جور منو ميکشي؟
پس چيزي که تو ميگي اينه که که من تو رو تامين ميکنم
تو منو تامين نميکني
تو منو خيلي ساده از نتايجي که رفتار مخربم بدنبال داره
محافظت ميکني
فکر کنم که تو درست ميگي
و ميخوام که ديگه اينکار رو نکنم
دافي، بخاطر خودت هم که شده من ميندازمت بيرون
چي؟
خب، حدس بزن؟
تو نميتوني بندازيم بيرون
چون من خودم ميرم
خوبه
عاليه
من ميرم وسايلم رو بردارم
باشه
لهم
من دارم ميرم
من واقعا ميرم
من وسايلم رو گذاشتم تو چمدونم، و دارم ميرم
اون چمدون منه
خب، پس من فقط وسايلم رو برميدارم
اونا وسايل منه
من وسايلت رو لازم ندارم
و من تو رو لازم ندارم
من خودم ميتونم رو پاي خودم وايسم
پس ميرم
اين دور و ورا ميبينمت
اين ورا ميبينمت
من ميرم
همين الان
من رفتم
ر-ف-ت
رفتم
خدافظ
من هم خونه اي نميخوام که بهم بگه بايد يه طرف ميز رو بگيرم
من کار لازم ندارم
من هيچکدوم از اين چرنديات رو لازم ندارم
من دافي داکم
شنيدي، دنيا؟
من از خودم مواظبت ميکنم
لطفا ازم مواظبت کن
داري چيکار ميکني؟
دارم خودم رو آماده ميکنم که ميز بلند کنم
من واسه ات يه کار گير آورم
که تجربه و مُعرف و مهارتي لازم نداره
تو فردا کارت رو توي "اينورموکرپ" شروع ميکني
اينورموکرپ"؟"
پنجمين شرکت بزرگ دنيا که از مجموعه چند شرکت درست شده؟
تو واقعا فکر ميکني که من ميتونم مدير عامل باشم؟
نه. تو چرخ کلوچه رو هل ميدي
تو واقعا فکر ميکني که من ميتونم چرخ کلوچه رو هل بدم؟
"حواست باشه، "اينورموکرپ
امروز من چرخ کلوچه رو دارم
ولي يه روز ممکنه که اون دفتر گوشه رو داشته باشم
اووه، ميتونم توجهتون رو به يه کلوچه جلب کنم؟
نه
بيخيال. من باطعم موز و فندق دارم
با يذره دارچين
البته نه زياد که خيلي طعم دارچين بگيره
ولي به اندازه اي که بدوني داره
گفتم نه
کلوچه شکلاتي - نه -
يالا، تو استحقاقش رو داري
من دارم با تلفن حرف ميزنم
يکي ميخواي؟
نه
کلوچه؟
اين فايده نداره
من بدرد کارکردن نميخورم
من بايد مامان خونه دار بشم
يعني، به اين آدمها نگاه کن
اونا روزهاشون رو اينجوري ميگذرونن؟
از اين يارو دستور ميگيرن؟
وقتي، ميگم، وقتي من "انورموکرپ" رو بدست آوردم 10 سال پيش بود
من قسم خوردم، ميگم، من قسم خوردم ... که "انورموکرپ" رو
به صنعت اول جهان تبديل کنم
ميگم، ميگم من يه خروس چاقم
من شرکت رو ميگردونم
به من نگاه کنيد که انگشتم گنده ام رو تکون ميدم
انگار که رييس شمام
من اين شرکت رو ميچرخونم - ... من ميگم -
اينجا چه خبره؟
ميگم ، ميگم
ها ها ها
هوو هوو
ها ها
بيا اينجا
آره، تو
تو فکر ميکني کي هستي؟
مسئول کلوچه
و تو اينجا چي داري؟
کلوچه
پسر، ميدوني، ميگم ميدوني من دارم به چي فکر ميکنم؟
من ميدونم خودم به چي فکر ميکنم
من بهت ميگم به چي فکر ميکنم
من دارم فکر ميکنم که اون کلوچه زغال اخته است
من کلوچه دوست دارم
اوه خدا، کلوچه "پاپي سيد" با طعم ليمو
ممم
مامان بزرگم قبلا واسم کلوچه "پاپي سيد" با طعم ليمو درست ميکرد
ولي اون کلوچه "پاپي سيد" خيلي تو دندون گير ميکنن
مگه نه؟
اينا پر از مربا هستن؟
اوه ، خدا، هستن
اينا پر از مربا هستن
ميدوني، وقتي بچه بودم من مرباش رو با ني ميکشيدم بيرون
داستانش وافعيه
ولي ، ميدوني، نظرم برميگرده
ميگم، نظرم برميگرده به زغال اخته
فقط يکي رو انتخاب کن
پسر من يه چيزي بهت ميگم
تو، ميگم، تو جربزه داري
من چي دارم؟
No comments yet. Be the first to leave one.