Le prime 200 righe.
به نومن خوش اومدید
خونه جزیره ای نویسنده ی معروف ، هری مارچ
هری اسم جزیره اش رو نومن گذاشته
که اگه کسی یه وقت ازش پرسید
نومن ؟ چی هست ؟
خیلی راحت بتونه جواب بده نومن یه جزیره است
تا امروز ، هیچکس این سوال رو نپرسیده
در ساحل مقابل
قلعه ای به مساحت 11 کیلومتر مربع قرار گرفته
که متعلق به آقا و خانوم لاپم هست
که بیشتر از اینکه دیده بشن ، اسمشون شنیده شده
و امروز در حالیکه لاپم ها دارن برنامه ریزی جشن منزل مبارکی شون
و رونمایی بزرگی که از بازسازی شگفت انگیزی که در قلعه انجام دادن رو
انجام میدن
هری مارچ نقشه های خاص خودش رو داره
نقشه های حیله گرانه و شیطانی
فصل اول : لاپم اینجاست
هکتور
خدا لعنتت کنه هکتور
هی ، اسم خدا رو واسه چیزای الکی نیار
چی شده هری ؟
وقتی بیدارم کردید ، غلت خوردم روش
نمی دونستم توی تخته و منو گاز گرفت
توام گازش گرفتی ؟
ببین بابت این همه ترق تروق اول صبح متاسفم
اون داره بهمون فشار میاره
و جناب لاپم امروز چی نیاز داره ؟
طبق معمول هری ، همه چیز
میدونی ده ماه واسه چنین کار بزرگی خیلی کمه
و از اون گذشته ، حالا داره یه جشن هم میگیره
ده ماه ؟
فقط ده ماه گذشته ؟
صبح بخیر هکتور صاحبت امروز از دنده چپ بلند شده
خدای بزرگ ارباب منه
ساخت بنا در چه حاله ؟
یه طبقه دیگه میخواد . چهار طبقه
آره خب چون هیچکس دیگه ای بیشتر از سه طبقه نداره
خب تا اینجا چی داریم ؟
یه آشپز خونه پیشرفته و مدرن
یه سالن سینمای پیشرفته و مدرن
یه دستشویی پیشرفته و مدرن ؟
بیست و شش تا دستشویی هری
همه شون توی حموم هستن ؟
ایوان آفتاب گیر ، ایوان مهتاب گیر
یه وان آب گرم ، یه وان آب سرد ، یه استخر که واسش جونتو بدی
یه روز یه رمان در موردش می نویسی هری
یه فکری دارم واسه تغییر یکم بنویس
ساکت باش
ساکتم
هامبرس ، خبر خوب الان زنگ زدم به اداره مهاجرت
هری .... به زودی می تونی دوستات رو ول کنی
و بری پیش زن هات و مادر هاشون
آقا ، آقا ، یه لحظه ، یه لحظه
داریم روی آقایون شرط می بندیم که چند سالشونه
تو چند سالته ؟ زود باش
صد و دوازده سال
صد و دوازده سال ؟
میگل ، میگل تو بردی 112 سالشه
هی برگرد سر کارت استراحت تموم شد
گوش کن هری خوشحالم که این کارو گرفتم خب ؟
ولی چیزی که یارو واسه 54 کیلومتر مربع مساحت می خواد ، رو نمی دونم
من دنیا رو نساختم فقط توش زندگی می کنم
اسکار لوانت ، تصنیف خیالی ؟
کوین ، پسرت اینجا تنها کسیه
که همه چیز رو در مورد گذشته می دونه
به جز تو ، جناب مرده
خب کی درخت هارو قطع میکنه و منظره منو به فنا میده ؟
خب اون واسه هفته آینده است
جناب مارچ اصلا چطوری جناب لاپم اینقدر پول در آورده ؟
جک
انبر مار چوپه
پدر بزرگ پدرش انبر مارچوبه رو اختراع کرد
بعدش گسترشش داد
گردو شکن ساخت ، لابستر شکن ساخت
قیچی انگور ، قاشق کوچیک واسه حلزون
خانواده اش از حرص و چنگ زدن ثروتمند میشه
کار میکنه ؟
بلاگ می نویسه . جملات قصار می نویسه
جملات قصار لاپم ، هر روز یکیش رو واسه کارگر هام می خونه
این یکی رو گوش بده
کسی که خودشو ارتقا نده ، ارتقا داده نمیشه
نه بابا
دیروزی رو بیشتر دوست داشتم
بیشتر ، بیشتره
این یکی رو حفظ کردم هری
اوه این یکی خوب بود
تحمل داشته باش هری
پایانش نزدیکه
انگار که نیازی به یاد آوری داشتم
هری مارچ آخرین و کوچک ترین عضو
از سه نسل مارچ هاست
که کل سال در جزیره ای که زمانی آرام بود
درون روستای کواگ که زمانی آرام بود زندگی کرده
مارچ های گذشته خانواده های
قوی و خوشتیپی رو توی این خونه تشکیل دادن
که زمانی مثل ساکن فعلیش
قوی و خوشتیپ بودن
گفتی چرا میری شاتاکوا ؟
سخنرانی دارم
دلم نمی خواد ولی پولشون رو از قبل گرفتم
ایول شمال ایالت نیویورک
اصلا ملت واسه چی سخنرانی می کنن ؟
که صدای حرف زدن خودشون رو بشنون
فراموش کردم این سخنرانی در مورد چیه ؟
در مورد معنای قرن بیستمه
خوشحالم که تا آخرین لحظه صبر نکردم
می تونم بشنومش ؟ حتما
قرن بیستم ، 100 سال پیشرفت
در آمریکای ابتدایی
پول به تنهایی نمی تونست موقعیت اجتماعی رو بخره
امروزه ، هیچکس اهمیت نمیده این سخنرانی منه
مخاطب بی نظیری بودی . تا روز قیامت همینجام
هی وقت یکی از اون چرت های روزانه ات نرسیده ؟
اه خیلی کلیشه ای هستی
من کلیشه ام ؟ تو به یه سگ سخنگو چی میگی ؟
گمشو
وسوسه ام نکن
فصل دوم : همپتونز
هری فقط یه آیتم دیگه داشت
و شاهکار مخفیش در حال کامل شدن بود
هری متنفر بود از اون منطقه
مردمش ، ورزش ، و از کل تجربه
هر کاری میتونست واسه دوری ازش انجام میداد
اما امروز هری یه دلیل داشت
این یه اخلال اجتناب ناپذیر
در انزوای معمول و سکوتی که اون دوست داشت بود
هری مارچ مردی بود که توی ماموریت بود
خب در مورد ساوتهمپتون بهم بگو
سر وصدا و اراجیف
و وست همپتون ؟
سر و صدا و اراجیف و دندون پزشک ها
پس ایست همپتون چی ؟
سر و صدا و اراجیف . همین ؟
جناب مارچ جناب مارچ
اسکیپی بروستر ، از کلاب
آه آره کلاب
خیلی دوس داریم بهمون ملحق شی جناب مارچ
می دونی که در همیشه به روت بازه
حالم اصلا مساعد نیست
اوه خب ما داریم یه کمیته تشکیل می دیم
که جلوی شینیکاک هارو واسه افتتاح یه کازینو توی ساوتهمپتون بگیریم
اسمشو گذاشتیم شهروندان مخالف کازینو یا سی او سی
سی او سی ؟
دوس داریم یه طومار رو امضا کنی جناب مارچ
می تونید روم حساب کنید
عالیه میدونی اونا خیلی وحشتناکن
ادعا می کنن که زمین اینجا مال اوناست همیشه همینطورن
راستشو بخوای جناب مارچ
گمون نکنم اونا سرخپوست های واقعی باشن
گمونم یه چیز بدترن
بدتر از سرخپوست ها ؟ منظورت مکزیکی ها و مسلمون هاست ؟
خوبه که فهمیدم تو هم با مایی جناب مارچ
دقیقا
عوضی
اهالی همپتون در طول روز چیکار می کنن ؟
در مورد کار و حرفه شون صحبت میکنن
چرا اینکارو می کنن ؟
خوشحالشون می کنه
حتی گاهی وقتا با صحبت کردن با بقیه اهالی همپتون
شغل شون رو پیشرفت میدن
واسه همین اینجا زندگی می کنن
آها خوبه
خوب نیست
هیچکدومش خوب نیست
ولی آیا حرفه و شغل ، مهم نیست ؟
نه وقتی که توی یه زندگی تداخل ایجاد کنه
اهالی همپتون در طول روز دیگه چه کارهایی می کنن ؟
خودشونو خوشگل میکنن . و دیگه چی ؟
آماده ی حضور در جشن ها یا برگزاری جشن میشن
و دیگه چی ؟
در مورد کارهای بزرگ خیال پردازی می کنن
چی گیرشون میاد ؟
هیچی
و دیگه چی ؟
امیدوارن که بقیه اهالی همپتون بهشون فکر کنن
امیدوارن همه فکر خوبی در موردشون کنن
و اینطور فکر میکنن ؟
نه و نه
توی همپتونز آدمای فقیر هم هستن ؟
آره ولی اجازه ندارن بیان بیرون
کوین چی ؟ اونم ثروتمنده ؟
کوین ؟ نه کوین واسه امرار معاش کار میکنه
مثل تو ؟ بگو ببینم
خب ؟
نگران همپتونز نباش
همه شون عین همدیگه ان
مغازه های عین هم ، جاده های عین هم
گل های شمعدونی عین هم توی گلدون های عین هم
یخچال های زیر صفر و فر های عین هم .... آها
چهره های شکست خورده
آره
نظرات عین هم در مورد مسائل عین هم
حمص های عین هم روی چیپس های عین هم
اوه نه نه اون سخنرانی نه
نمی تونی واسه چپاکوئیدیک ها نگهش داری ؟
خودت بحثشو پیش کشیدی پس خودت هم میشنوی
فقط سعی داشتم در یه روز تابستونی
زمان رو به شکل مطبوعی بگذرونیم
اهالی همپتونز همگی عین همدیگه ان
و تمام دنیا چیزی رو که اهالی همپتونز دارن میخواد
No comments yet. Be the first to leave one.