Le prime 200 righe.
بیدار شو
الان نباید بمیری
حالت خوبه؟ بیدار شدی؟
دراز بکش ، تازه از اتاق عمل بیرون اومدی
چه اتفاقی افتاد؟
بعد از اینکه تیر خوردی نجاتت دادم
تو نجاتم دادی؟
... خودت تنهایی
اومدی بیرون؟
آره ، چاره ای نداشتم
کیونگ سو جایِ دوری بود فقط من بودم که میتونستم کمکت کنم
یکی طلبت
من باید نجاتت میدادم ولی تو نجاتم دادی
حالت خوبه؟
نگرانم نباش ، خودت حالت تعریفی نداره
کیونگ سو هم کمکم کرد
من فقط صداشُ دنبال کردم
.... خب
اون کارش درسته
هنوز داره کانگ جین کو رو دنبال میکنه؟
گمش کردیم
تقصیرِ منه
نه ، به لطفِ تو از خونه بیرون اومدم
بومی
واقعا حالت خوبه؟
آره
خوبم گمونم
ممنون
من اومدم
کدوم اتاقه؟
من تویِ راهروئم ، تو کجایی؟
جدی؟
من پیشِ آسانسورم
هی
پیدات کردم
تو تونستی تنهایی بیای اینجا
باریکلا بومی
تو کی هستی؟
فکر میکردم میشناسمت
ببخشید
الان دقیقا کجایی؟
بومی
تو همیشه اصرار داشتی که ازم بزرگتری
... واقعا هم
سن و سالی ازت گذشته
ببخشید انقدر بی تربیتم
من می سون هستم ، پارک می سون
ببخشید
واقعا اینجایی؟
آره سمتِ چپت
ده قدم جلو
جلو ، 3 ، 4
5 ، 6 ، 7
8،9،10
بچرخ راست - راست؟ -
تو سو بومی هستی؟
آره من سو بو می هستم
هی
اصلا شبیهِ اون چیزی نیستی که تصور میکردم
چی؟
... خب
بیش از حدِ انتظارم خوشگلی
از دیدنت خوشحالم
واست زوده که بلند شی
اینجا محلِ کارمه ، جات اینجا امنه
تو بودی پدر
من داشتم رد میشدم
دیدم تویِ دردسر افتادی و کمکت کردم همین
تصادفی بود؟
فکر کنم تا حالا دوستت بهت خبر داده باشه
اون ما رو به خطر انداخت و بعد نجاتمون داد
من که سر در نمیارم چی تو سرش میگذره
ولی از یه چیزی مطمئنم
... داره از ما سوء استفاده میکنه
تا یه کارِ خطرناکی انجام بده
ما هم هیچ فرقی با تو نداریم
... ما هم مثلِ تو
دورانِ سختی داشتیم
... برایِ کنار زدنِ موانع
واردِ عمل شدیم
زود خوب شو
.. احیانا من
.. دوستت رو
میشناسم؟
شک دارم
بهتره هیچوقت نشناسی
ببخشید دیر کردم ، جدیدا خیلی تو خیابونا ماشین هست
منم تازه رسیدم
ببخشید ، واردِ اتاقِ اشتباهی شدم
تو نخواستی منُ ببینی
از دوستت خواستم یه قرار ملاقات بچینه
لطفا یه ذره از وقتتُ در اختیارم بذار
... گفتم
حرفی برای گفتن ندارم
مایلم تو مجلس ببینمت
مجلس؟
من
... اون افشاگری که فسادِ دادستان یون رو
فاش کرد
همون واسه اینکه واردِ مجلس بشی کافیه
... در زمانِ اعلامیه ی صلاحیت ها شاهدمون
تویِ دادستانی کل باش
... من حتی
اخبار نمیبینم چون سرمُ درد میاره
هیچ علاقه ای به سیاست ندارم انقدر بهم پیله نکن
دیدیش؟
شبیهِ اون چیزی نیست که تعریف کردی
مگه نگفتی مخالفِ سونگ رو شده؟
هیچوقت همچین حرفی نزدم
گفتم به زودی میشه
مثلِ اینکه دو به هم زنی کردی
فکر میکنی همچین روابطِ کاری تا کی دووم میاره؟
... الان به هم اعتماد دارن
... ولی وقتی اشتباهاتشون رو بشه
و اعتمادشون نسبت به هم از بین بره چی؟
باید خودشون رو نجات بدن
حتی اگر منجر به کشته شدنِ همدیگه بشن
... این اشتباهی که ازش حرف میزنی
قتل خانواده ی میسو دونگه؟
شنیدم منابعِ زیادی داری
رویِ این پرونده داره تحقیق انجام میشه
چطور درباره ش میدونی؟
منم میخواستم همینُ بپرسم
شنیدم تو دفترِ دادستانی خبرچین داری
ظاهرا همینطوره
تو کی هستی؟
یه شهروند که دوست داره ناعدالتی ها رو گزارش بده
بیا فعلا صحبتمونُ همینجا تموم کنیم
درد نمیکنه؟ مطمئنی؟ جدی میگما
نکنه زخمت عفونت کنه؟
حالا واجبه از بیمارستان بری؟
میشه انقدر غر نزنی؟
فکر میکردم مامانم غر غروئه ولی تو بدتری
بومی همراهمون نبود؟
ای وای کجا رفت؟
داشتم دنبالِ تو میگشتم
زیادی سریع راه رفتم؟
چی میگی تو؟
دوباره گمت نمیکنم
... از این بعد میتونیم دستِ همو بگیریم
و هر جا تو بخوای بریم
حالا هر 3 تامون با همیم
اینکه چیزِ جدیدی نیست
همیشه ورِ دلِ هم بودیم
نبودیم
درسته
حالا اوضاع بر وفقِ مراده
مگه دیدنِ همدیگه فرقی ایجاد میکنه؟
دیدنِ صورتِ یه نفر مهمه
حالا شبیهِ همدست هایِ واقعی شدیم
بزنید بریم خونه ی من
خونه ی تو؟ - آره -
دفترمون
خونه ت لو رفته پس خطرناکه
حالا دیگه میتونی باهامون زندگی کنی
ممکنه دنبالِ تو باشن بومی
همینکه بری سراغِ وسایلت میتونن پیدات کنن
فکر کنم بهتره کنارِ هم باشیم
پس بذارید یه ذره اونجا باشم
یه ذره؟
تا ابد میتونی اونجا بمونی
پس بزنید بریم
سیستم مشکل داره ، واسه همین یه بخشی از فیلم سیو نشده
دادستان کیم
ما کار میکنیم تا پول در بیاریم و زنده بمونیم
چرا نهار نمیخوری؟
اگه اومدی اذیتم کنی بهتره بری بیرون
اذیتت کنم؟
به عنوانِ همکارت اومدم پروسه ی تحقیقات رو باهات در میون بذارم
انگار دلت نمیخواد با ما همکاری کنی ها
چی میخوای بگی؟
تو به محضِ دیدنِ مضنون ها فهمیدی پرونده راجع به چیه
چند وقته داری رویِ پرونده ی میسو - دونگ کار میکنی؟
وایسا ببینم ، الان داری رو این پرونده کار میکنی؟
اومدی راجع بهش اطلاعات جمع کنی؟
حدس میزنم یه نفر دل تو دلش نیست درباره ش بدونه
اون میترسه که تحقیقات دوباره از سر گرفته بشه
خب مطلعش کن
فعلا باید کاراگاه جو رو پیدا کنیم
اینجوری میتونیم حقیقتِ ماجرایِ دیروز رو بفهمیم
هی
امروز عجیب شدی
هر وقت میگفتم یه کاریُ نکن بیشتر میچسبیدی بهش
چی شده؟ نا امید شدی؟
نه که نا امید شده باشم ... خوشحالم که بالاخره
با هم موافقیم
امیدوارم هیچوقت نظرتُ عوض نکنی
بله دادستانِ ارشد؟
چیکار میکنی؟
داشتم میرفتم
پرونده ی قدیمی ـه ، ولی همتون خوب از جزئیاتش با خبرید
انگار تحقیق هم شروع کردید
پرونده ی معروفی بود
... منظورت از اشتباهاتِ گذشته
پرونده ی قتلِ میسو دونگه؟
اگه سه تاشون قاطی ماجرا باشن دادستان کیم نظرشُ عوض میکنه
میخوای سر و گوشی راجع به پرونده ی میسو دونگ آب بدم؟
نماینده چوی درخواست کرده ... اگه الان به پرونده رسیدگی کنیم
احتمالا باهامون همکاری کنه
پرونده ی یونا همینجوریش زیادی داره جلبِ توجه میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.