Le prime 200 righe.
این برنامه از ابتدا شامل کلمات تند و برخی الفاظ توهینآمیز است
مضامین خشونتآمیز و صحنههایی با ماهیت جنسی
«چشمام رو میبندم و تا ده میشمارم» اثر داستی اسپرینگفیلد
# نه به خاطر ظاهرته
# و نه به خاطر طرز حرفزدنت
# نه کارهایی که میکنی یا حرفهایی که میزنی
# که باعث میشه اینقدر بخوامت
# ربطی به مستیِ شراب نداره
# یا موسیقیای که توی سرم میپیچه
# اما هیچوقت اینقدر مطمئن نبودم
# که تو همون کسی هستی که توی رؤیاهام دنبالش میگشتم
# به خاطر حسیه که بهم میدی
# همون لحظهای که بهت نزدیکم
# حسیه که خیلی غیرواقعیه
# یه جورایی باورم نمیشه که حقیقته
# تپشی که توی... حس میکنم... #
خفه شو دیگه داستی
خوبی فیدل؟ خوبی مینتی؟
کوشلا. چه خبر؟ همهچی ردیفه؟ اوضاع چطوره؟
خوبه
داری سعی میکنی با این کار حالِ اون پروتستانها رو بگیری؟
نسل جوان حالا دیگه توی سنگپرانیها شرکت میکنن
جوانان کاتولیک در دو طرفِ بهاصطلاح «دیوار صلح» با هم درگیر شدند
هیچ دیواری اونقدر بلند نیست که جلوی اینها رو بگیره. قصدی نداشتم ایمون
بهم برنخورد فیدل
هیچی جای صابون لایفبوی رو نمیگیره. با یه دستمال ظرفشویی
و اما در بخش خبرهای خوشتر
تری کندی به خیابونهای بلفاست رفته تا
دینگ
نظر مردم رو درباره لخت دویدن توی خیابون بدونه
بعد از اتفاقی که اخیراً توی بازی رنجرز افتاد
بری ریشش رو مرتب کرده
پیشونیش رو بزرگ نشون میده
معلومه یارو خیلی وقتش آزاده
خوبه. با بقیه چیزا فرق داره
قیافهش رو ببین
به نظرم یه کم دیوانگیه. چرا؟ به نظرم مسخرهست
اول از همه اینکه هوا خیلی سرده
تو هم اهل این کارا هستی کوشلا؟
تو چی مینتی؟
اون شکم گندهت رو برق بندازی تا مثل ماه شب چهارده بدرخشه؟
میشی یه معجزه آسمانی. دو تا ماه، یکی جلو، یکی عقب
خیلی وقت بود ندیده بودمت، مایکل. ایمون
چطوری؟
بلفت برات زیادی داغ شده؟
پدرسوختهی خائن
چی برات بیارم؟
یه جیمسون لطفاً
بشین کنار شومینه، خودم برات میارمش
همینجا پشت بار راحتم
برو دیگه خوشگلپسر. فکر میکردم خیلی کلهخر باشی
بزن! بزن! بزن! بزن! بزن! بزن! بزن
صدای جیرینگ بلند
صدای خنده
عجب احمقِ کلهخری هستی تو
دهنتو آب بکش
یا عیسی مسیح
یکی افتاد
خوبی؟
هی
اوه
آروم باش جونز
چی؟ خودت میدونی. عجب هیکلی داره
اون برادرشه که اون بالا وایساده. حواستو جمع کن
دیدی اون سرباز همین الان چیکار کرد؟ نه
چرا دیدی، دروغگو. زنگ بزن پادگان
به هیچجا زنگ نمیزنم
همین الان زنگ بزن پادگان. اگه مامان اینجا بود حتماً این کارو میکرد
بابا عاقلتر بود. سر پایین. دهن بسته. بار هم باز
صدای ضربه
چهار تا آبجو
منظرهی قشنگیه
پیرمرد، این دختره خودشو زده به نشنیدن
شاید چون داری تحقیرش میکنی
بیخیال رفیق. فقط داشتیم میخندیدیم
شوخی وقتی قشنگه که دوطرفه باشه
ببریدش خونه، بچهها
یالا، برگردید پادگان
هی، زود باش. بریم
باشه، باشه. راه بیفت بریم
ببخشید
یکی دیگه نمیخورید، بچهها؟
میشه لطفاً یه تیکه دیگه بندازی اون تو؟
خودتم یکی میل داری؟
فردا صبح کلاس دارم. ولی ممنون
به نظر من، از هلن میرن تو این فیلم درست استفاده نشده
مکداول هم که بعد از «پرتقال کوکی» دیگه تو یه قالب گیر کرده
من کتابشو نتونستم تموم کنم، چه برسه به فیلمش
فیلمش زیباست
حتی خشونتش هم خیرهکننده است
اون کتابو بعد از اینکه سربازها به زنش حمله کردن نوشت
اون رنجشو تبدیل به هنر کرد
من هنرِ بدون رنج رو ترجیح میدم
مطمئنم زنش هم همینطور
میشه یکی رو داشت بدون اون یکی؟
خدایا، مگه تو کی هستی؟ هنرمندی؟ (خنده)
نه، ولی میگن همهی وکلای مدافع در واقع بازیگرای ناکامن
آه
صدای چرخیدن کلید توی قفل
صدای بستن در
ای بابا، آخه یا مسیح، مامان
پردهها رو زدی کنار که کل دنیا ببینن؟
بیخیال، آخه کی میاد یه گلوله رو واسه من حروم کنه؟
یه روز میام خونه و میبینم جزغاله شدی
دلت میخواد
خب، زود باش دیگه
اوه... سرتون شلوغ بود؟
آره، مثل همیشه
یه سری سرباز هم بودن
لجنها
استعدادت برای مامور ایمنیِ آتیشنشانی شدن هدر رفت
و یه مَرد
هوم؟
مایکل. آه
چهل و خوردهای سالشه. مو مشکی
خیلی، خیلی زیاد
اوه، مایکل اگنیو؟
عجب یادی از گذشتهها شد
یه پروتستانِ اعیونی
توی یکی از اون خونههای بزرگ بالای تپه زندگی میکنه
میشناسیش؟ آره. سالها پیش زیاد میاومد به کافه
بابات ازش خوشش میاومد
خیلی خوشمشرب بود
اون موقعها سیاست رو توی خونهش جا میذاشت
یا مسیح، امیدوارم واسه ایمون دردسر درست نکنه
منظورت چیه؟
با دفاع کردن از بعضی از بچههای ما، حرصِ رفقای پروتستانش رو درمیاره
آره. اون وقتا خیلی خوشقیافه بود
با اون جذابیتش قشنگ آدم رو خام میکرد
والا، اونطور که شنیدم زنش وضع و روزِ خوبی نداره
چطور مگه؟
اهلِ مشروبه
پس دائمالخمره، آره؟
خدا بهش صبر بده. آره
خب، بیا ببرمت بخوابی
باشه
یک، دو، سه. آه
بیا بریم بالا
بفرما، اینم از این
یالا دیگه، راه بیفت
آروم
و در نهایت، برید کوئین
خب. نظرتون با یه داستانِ کوتاه قبل از صفِ صبحگاه چیه؟
خانم معلم، پس اخبار چی؟
خب، یه خبر سریع. کی اول شروع میکنه؟
توی بلفاست بمب ترکیده
این رو که هر روز میگه
خب، امروز حق با اونه. ممنون
توی بلفاست نبود. یه بمبِ آتشزا بود
که قرار بود ارتش بریتانیا رو هدف قرار بده
و توسط «آیاناِلاِی» نزدیک مرز کار گذاشته شده بود
اما زودتر از موعد منفجر شد و باعث کشته شدن دو تا پسر شد
خانم، «آیاناِلاِی» چیه؟
ارتش آزادیبخش ملی ایرلند
شان، تو میتونی توی مسابقهی "مغز متفکر" شرکت کنی
موضوع انتخابی: اسامی اختصاری دوران "ناآرامیها"
یه جریانی هم بود در مورد لخت دویدن توی شهر
آره، بود. (صدای ریز خنده)
خانم، صورتتون سرخ شد
خانم از فکر اونایی که لختِ مادرزاد میدویدن، خجالتزده شده
ببخشید
همهچیز تحتِ کنترله، دوشیزه لاوری؟
بشینید سر جاهاتون
چند سالته؟
هشت سال
بذار یه قصه از یه بچهی هشتساله برات بگم
و تو بهتره از همه بیشتر حواست رو جمع کنی، دیوی مکگیون
توی اون شهرک پروتستاننشین زندگی میکرد
و همهجا محاصرهی اونا بود
یه دختربچهی کاتولیک
که برای مامانش رفته بود پیِ کاری بیرون
یه عده از مردهای پروتستان
کشیدنش توی یه پسکوچه.
خب، زنگ خورد. همگی برای صف... بجنبید، راه بیفتید
ای وروجکهای بدبو، ساکت! پشت سر هم، دعوا هم نکنید
بیا دیگه زویی، راه بیفت
آهنگ «آروم تابم بده» از اَندی کیم
# چقدر خوبه
# چقدر بهجاست
# که امشب اینجا پیش منی
# موسیقی داره مینوازه
# و تنهامون با ریتمش هماهنگه
# آروم تابم بده
# آروم منو تاب بده
# با ملایمت
# مگه نمیدونی
# که هیچوقت کسی اینطور عاشقم نبوده؟
# عزیزم، عزیزم
# با ملایمت منو تاب بده
# آروم منو تاب بده... #
مامان؟
من رفتم. برای شیفتم دیرم میشه
مامان؟
میگن با یه سرباز انگلیسی نامزد کرده
توی لاندندری بستنش به تیر برق و به تنش قیر و پَر مالیدن
یالا مامان، بیا
برو تو تخت. بیا بریم
مامان. (صدای خر و پف)
آخه لعنتی، مامان
نمیتونم با این وضعیت همینطوری روی زمین ولش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.