Le prime 200 righe.
در جکسون کانتی در کارولینای شمالی
فامیلم معنایی داشت
قانونشکنی مثل رنگ مو و قد
ارثی بود
وقتی 9 یا 10 ساله بودم
بابایی بهم میگفت بسته های بزرگ کریستال رو تقسیم کنم
از طریق دوست موتورسوارش "اد مکگرو"
از مکزیکی ها اونا رو گرفته بود
تعمیرگاه اتومبیل فقط برای ظاهرسازی بود که
با جرالد و برادر استخونیش جرمی اونجا کار میکردم
اونا کارهای کثیف بابایی رو انجام میدادن
و همه تو این مناطق میدونستن که
اون آدمی نیست که بخوای تو روش بایستی
حتی با اینکه خیلی بدجنس بودن
برادران کیب اندازه بستگان درجه یک بهم نزدیک بودن
متامفتامین مثل یه انسان زنده که نفس میکشید
در جکسون کانتی بود
...و بابایی قلبش بود
و در هر رگ منطقه خون رسانی میکرد
من سهمی از فروش ها مثل بیشتر بچه هایی که پول تو جیبی میگیرن داشتم
ولی بابایی پول هام رو برای حفاظت نگه میداشت
شاید زندگیه که میتونستم قبول کردم
مثل نسل های دیگه مکنیلی قبل از من
...ولی مگی جنینگز
یه کاری کرد که نتونم
من هیچوقت تو رو مقصر ندونستم ...خدا میدونه که
خدا رو وارد این قضیه نکن
منو مقصر ندون !تو خودت اصلا مسئول هیچی نیستی
میخوای خدا رو وارد این قضیه کنم؟
!...تو مسئول نیستی برای
فهمیدم
تو کی ای؟
جیکوب مکنیلی
منم همین فکرو میکردم
چی میخوای؟
منتظر دخترتونم
دخترخونده
عزیزم، داری معذبش میکنی
سلام جیکوب - خانم جونز -
باید مهمون نواز نبودن شوهرم رو ببخشی
تو کجا میری؟
بیا - جوابی نداری؟ -
هیچی؟
مراقب باشین
ای خدا
از این بابت عذر میخوام
دیگه همینه که هست
منظورت چیه؟
مکنیلی
هدیه ای که تمومی نداره
«قـلـهی شیـطان»
خب اگه خواستی بری دانشگاه کجا میری؟
ویلمینگتون
ویلمینگتون؟
آره. مگه ویلمینگتون چشه؟
کارولینای شمالی؟ - آره -
چیه؟
من تاحالا اقیانوس ندیدم
پس گمونم باید دوتامون بریم. نه؟
سلام. اوضاع تعمیرگاه چطوره؟
خوبه
میتونی دیپلمت رو بگیری
دیپلم چیه؟ یه جور بیماریه؟
بچه زرنگی
هی
شنیدم مامانت برگشته سراغش
مامان
تو از کدوم گوری اومدی؟
شوفر منو رسوند
چیکار میکنی؟
یه لامپ کوفتی گرفته بودم
تازه گرفته بودمش و الان نمیتونم پیداش کنم
لامصب! نمیتونی هیچی بکشی
اصلا نمیخوام پلیس ها بیان این طرفا
فقط سیگاره مامان
لامپ کوفتی رو چیکار کردی؟
من چند هفته است نیومدم اینجا
میدونم
میدونم نیومدی
دلم خیلی برات تنگ شده
دلم برات تنگ شده عزیزم
میای پیشم بشینی؟
گفتی دیگه نشئه نمیکنی
گُل داری؟
کجا میری؟
خونه
ببین کدوم کسخلی اومده
منم خوشحال شدم دیدمت، جوسی
قضیه 36-26-36 چیه؟
به نظر خودت چیه؟
وقتی چاق میشی چیکار میکنی؟
فقط عددهارو عوض میکنی؟
خوزه" دیگه چیه؟"
نوشته "جوسی" ، بی سواد احمق
تو که بلد نیستی
بلدم که "خ-و-ز-ه" املایِ
خوزه" هست"
شوخیت گرفته؟
لود، کار تو بوده؟
!لود
اسگل حرومزاده
چیکار کردی؟
بس کن عزیزم. بیخیال
چارلی داش. بیخیال
چطور میتونی تاتوکار باشی ولی
املا بلد نباشی؟
کارم تموم نشده خب - کارتو بکن -
طبیعتا میدونم کارت تموم نشده
خراب شده
خودش درستش میکنه
میرم بیرون
سلام رفیق
شنیدم دوباره با اون دختر جنینگز دیده شدی
بهت چی گفتم در موردش؟
بهت گفتم که
نزدیک دختر کون خرگوشی بو جونز نشی
کون خرگوشی نیست
گاله رو ببند
لازم نیست بهت یادآوری کنم که
باباش فکر میکنه که
خداوندگار نظم و قانون در کوه های آپالاچه
اوه
هی
ببین
من و توییم، پسرم
باید یه رویکرد دیگه ای در پیش بگیری، جیکوب
دوایت
چارلی
گم شدی؟
ترجیح میدم بشم ولی نه
معاون کلانتر جدید جووشی
یک ساعت پیش ویرجی رو بازداشت کرد
توی "کیچن الی" وضعیتش داغون بود
گندش بزنن
آخرین باری که دیدیش کی بود، چارلی؟
حدود یه ماه پیش اینا اومد
و دنبال پول بود
من دیروز رفتم و دیدمش
تو اونجا چه غلطی میکنی؟
مشکل چیه؟
نگرانشم
گفتم بهتر باشه بدونی
صبح میرسونمش خونه
دیوونه شده
بهت گفتم نزدیکش نشی
مطمئنی روبراهی؟
ممنون
ویرج
بذار شماره تماسم رو بهت بدم
،اگه لازم بود باهامون تماس بگیری
مستقیم به خودم زنگ بزن. باشه؟
من چیزی نگفتم
خودتم نمیدونی گفتی یا نه
قول میدم، چارلی. نگفتم
هی
برات خرت و پرت گرفتم
بیا
ببخشید
خوبی. بیا
جسی کالیر" باهام تماس گرفت"
یادته اونو؟
جسی و ران؟
داشت یه داستان تعریف میکرد برام در مورد سگش که
رابی داگلاس بیچاره رو نیمهجون تو یه چال پیدا کرده
و شنیدم اون برادرهایی که برات کار میکنن
توش دستی داشتن
...الان
از "نیمه جون" منظورت چیه؟
یعنی نفس میکشیده
فقط باورم نمیشد چی شنیدم
هرکار که میکنن جیکوب رو وارد ماجرا نکن متوجهی؟
عزیزم
تا به حال متوجه شدین که پوست بیرون لبتون
از پوست داخل لبتون کلفت تره؟
تو میدونی عزیزم. نه؟
اهوم
وقتی برای "کانتی رود فورس" کار میکردم
توی تیم تعمیرات کار میکردیم
و یک روز توی جاده رانندگی میکردیم
و دنبال چاله میگشتیم که درست کنیم
و بعد به یه سگ خوردیم که
ماشین از روش رد شده بود
پاهاش خرد شده بود
و دل و روده اش بیرون ریخته بود
و داشت با پنجه های جلوش خودش رو
توی بزرگراه میکشید
و میدونستم باید چیکار کنم
از پنجه هاش گرفتمش و
از بزرگراه کشیدمش اونور
انداختمش توی چال
و رفتم جای ماشین و بیلم رو آوردم
و میدونی چیکار کرد؟
توی چشمام نگاه کرد
و نتونستم بکشمش
و از اون موقع از این پشیمونم که نکردم
حالا بهتره گورتون رو از اینجا گم کنین
برمیگردم عزیزم
ازمون دزدی میکردن
اونکارو با رابی کردن
تا لوشون نده
No comments yet. Be the first to leave one.