No Activity

No Activity (NO ACTIVITY)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

No Activity S01E06
Un commento di Gitt_y
Giti Antonio

Tag

other
Pubblicato il: 2022-01-28
Download: 21
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

ما یه کامیون مشکوک تو پارکینگ پیدا کردیم

در حال بررسی

یه کامیون که ما معتقدیم مال یک

فروشنده‌ی مواد مخدره، تو یه پارکینگ در غرب هاندا، شهر اوتا، منفجر شده

همه‌ی وسایل نقلیه‌ی نزدیک، هرچه سریعتر به اونجا برین

ماشین ۹ ،دریافت کنید

ماشین ۱۱، هیچ فعالیتی؟؟

ماشین ۱۱، چیزی برای گزارش نیست. به سمت محل انفجار!

-خودرو هشت؟ -خودروی هشت، در مسیر صحنه!

اونا ما رو یادشون رفته؟

همه‌ی وسایل نقلیه، یه کامیون منفجر شده

در یک پارکینگ، 3-22، غرب هاندا، شهر اوتا!

تمام خودروهایی که بهشون دستور داده شد، در اسرع وقت به صحنه منتقل شوید

خیلی هیجانی رفتار نکنید

وظیفه ما انتقال اطلاعات است

یه بازرس، آرام و دقیق.

اگر فریاد بزنین که"یه کامیون منفجر شده" مثل یه مشکل بزرگ به نظر می‌رسه

"یه کامیون منفجر شده" این چیزیه که شما میخواین

بله، خانم

اووو، درد میکنه

اوه، نه، درد میکنه

یه جوری به من نگاه نکن که انگار من پیرم

نه اونجوری نیست، فقط شگفت زده‌م میکنه که میبینم پاهات چقدر قشنگن

چی؟ واقعا؟

من کار به خصوصی باهاشون انجام نمیدم

شاید فقط ژنتیکیه؟

-داری به چی نگاه میکنی؟ -متاسفم، دارم سعی میکنم کف پات رو ببینم

ولش کن

کنجکاو بودم که آیا خال دارین یا نه؟

خال؟ چرا؟

شنیدی میگن خیلی بد می‌میری، اگه کف پات خال داشته باشی؟

-نه -مادربزرگم همیشه همینو میگفت

هیچ وقت از این خرافات چیزی نشنیدم

صبر کن، من دارم؟

من هیچی ندیدم

راست میگی، خداروشکر

تو چی؟

داشتم، ولی برشون داشتم

جراحی زیبایی؟

فقط برداشتن خال

بیشتر شبیه کنترل بلا بود تا جراحی زیبایی

"کنترل بلا"؟

میخوام حداقل براش گل بذارم

شاید همیشه سرنوشت اون این بود که این اتفاق بیوفته

داری جوری با من رفتار میکنی انگار همش تقصیر منه که اون مرد؟

فکر نمیکنم تقصیر هیچ کسی باشه واقعا

اما...

ممنونم

یه جوری به نظر میرسی که انگار از مخمصه رها شدی

ممنونم

این از همون اولش اتفاق افتاد چون تو بهش شلیک کردی

اون یه تصادف بود، من هیچ وقت فکر نمی‌کردم به کسی آسیب بزنه

منم همینطور

اما آقای ایچیجو...

داشتی سعی میکردی تنهایی کجا بری؟

تو داشتی..‌

سعی میکردی به ما خیانت کنی، مگه نه ایچیجو؟

خب اگه میخواستم چی؟

چی؟

واقعا؟

تو واقعا اینکارو میکنی؟ به ما خیانت میکنی؟

وایستا بیینم منظورت چیه از "خیانت"؟

اونجوری نیست که ما رفیق باشیم

چطوری میتونی اینو بگی؟ من فکر کردم ما یه خانواده‌ایم

ما دو روز پیش همو دیدیم، شما واقعا همیچین فکری میکردین؟

ماریل!

فکر نمیکنی حرفت یکم تند بود؟ من واسه این یکی باهاش موافقم.

من مشکلی با یه سفر یا یه باربیکیو نداشتم

اگه ما یه خانواده بودیم، تو چطوری میتونی اونجوری بخندی وقتی من یاماکورا رو کشتم؟؟

چه خبر؟؟ اون مواد فروشه بود؟

چی گفتی؟

گفتم دارم میگردم که ببینمش

چی؟

چرا هنوز دارین معامله رو انجام میدین؟ یاماکورا مرده‌

دقیقا به خاطر هیمنه

اگه من یاماکورا رو بکشم و معامله رو خراب کنم، یاکوزا منو میکشه.

اما اگه مواد مخدرها رو بگیرم، بعدش میتونم باهاش مذاکره کنم

ایچیجو، تو واقعا بزرگ شدی

این اتفاق نمیوفته اگه من فرار کنم

تو تا آخرش به ما چسبیدی

درسته

من با ۵۰/۵۰ اوکیم

داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟ من هیچ پول و موادی نیاز ندارم

-اگه تو وقت داری درباره‌ی این چیزا نگران باشی-- -نه نه منظورم این نبود

سرزنش برای کشتن یاماکورا

من با ۵۰/۵۰ اوکیم

همین خوبه

۸۰/۲۰

-۸۰؟ -چیه؟

درسته

در هر صورت، من بهش شلیک کردم

درسته

۸۰

من در اتاق بازجوییم با مظنون،

یه زن متاهله، اون یه دفعه‌ای شروع به گریه کرده و میگه

"عاشق من باش"

اوکی

و این چیزی بود که من بهش میگم

"پس بالاخره اعتراف کردی."

همین؟ هیچ کار دیگه‌ای نمیخوای قبل استعفا دادنت بکنی؟

اره، صبر کن، یکی دیگه

یکی دیگه؟

میخوام تفنگمو روی یه چیزی خالی کنم

پس، تو میخواستی که به یکی شلیک کنی؟

اره

برای اینکار باید تفنگ داشته باشی

میدونم

دارم به استعفا دادن فکر میکنم، چون" هنوز پیداش نکردم"

فکر میکنی دلت برای این شغل تنگ میشه؟

نه، من بیش از حد کار کردم

تو ۱۷ تا چیزی که میخواستی انجام بدی قبل استعفا دادنت رو به من گفتی

شینا، تو چی؟

من قرار نیست کاری کنم که باعث اخراجم بشه

منم همینطوری بودم وقتی همسن تو بودم

هرکاری که لارمه رو بکنم که آدمای بد رو بگیرم،

بعد هلشون میدادم به صورت رئیسم تا خفه‌شون کنه

کی فهمیدی که این ممکنه اتفاق نیوفته؟

مطمئنی میخوای بدونی؟ چرا؟

گمونم بهتره که بدونم

مطمئنم که نمیخوام اینطوری تمومش کنم

ولی در واقع فکر کنم خواهم کرد

-چند سالت بود دوباره؟ -الان ۲۹ سالمه.

۲۸ بودی

ردش کردم قبلا

اما من ناامیدانه به اون رویا ادامه دادم تا 40 سالگی. حتی ازدواج کردم.

و تصمیم گرفتی بعد ۴۰ سال از نردبون بیای پایین، درسته؟

اره، نردبون‌ها فقط برای بالا رفتن نیستن

کاری نکن منم بهت بپیوندم

من پایین نمیام، من کلی چیز دارم که به عنوان پلیس انجام بدم

مثلا، تعقیب ماشین، تیراندازی

MPD به همه‌ی وسایل نقلیه

جسد یه مرد خارجی توی کامیون منفجر شده، پیدا شد

هیچ نشونه‌ای نبود که اون حامل مواد مخدر بوده

احتمال این باقی میمونه که معامله‌ی مواد هنوز توی راهه

من میخوام یه کار بزرگ و چشمگیر انجام بدم، حداقل برای یه بار یه مدالی چیزی بگیرم

اوه، من یکی دیگه دارم

من بیدار میشم، و زنی که اون شب باهاش بودم...

اسلحه رو به سمتم نشونه گرفته چون تو تخت تنها ولش کردم

همونطور که اون میگه،

"یه بار دیگه"

پس تو همیشه تنها کس با اسلحه نیستی

اره

سلام، ایچیجو

الان بهتر به نظر میرسی

صورتت

کی، من؟ داری میگی تغییر کردم؟

اره

وقتی اولین بار هم رو دیدیم،

من تقریبا از صورتت خوشم نمیومد

تو یه صورت کوچیکتری داشتی(بیبی فیس) بودی و من متنفر بودم از این

هیچ نظری ندارم که این یعنی چی.

اره، گمون نکنم. اون تقریبا شبیه این بود

"من ایچیجو هستم

"مشکلی وجود داره"؟

این من نیستم

ولی الان شبیه اینی

"ایچیجو

"من ایچیجو هستم

"من ایچیجو هستم".

دقیقا مثل همین

فکر میکنی این قراره جواب بده؟

نمیدونم

این جوری نیست که ما انتخاب دیگه‌ای داشته باشیم، درسته؟

یه صورت خوب دیگه! چه خبر؟

هنوز دو روز شده ولی من واقعا احساس میکنم زنده‌م

منظورت چیه؟

من یجورایی...

الان گرفتمش

مثل عجله‌ایه که موقع رد شدن از پل زهواری حسش میکنی؟

هیجانی که میگیری، یه چیز دیگه‌ست و فکر میکنی که ازش رد میشی

من واقعا پیش خودم احساس کردم که چرا مجرم‌ها، به ارتکاب جنایت ادامه میدن

پس، میفهمی؟

دقیقا همینه، هروقت من چیزی می‌دزدیدم اصلا فکرشم نمیکنم که

منو بگیرن

من هیچ دلیل منطقی ندارم ولی نمیتونم ببینم که این به وضعیت ضعیفی تبدیل میشه

هی، خوبه! به تو بستگی داره، رهبر شجاع

خیلی خوب، بیاین انجامش بدیم،هی!

ایوایاما، این اولین جرم منه.

سلام؟

سلام شما با ۱۱۰ تماس گرفتین، این MPD است. آیا این یه حادثه‌ست یا تصادف؟

ما یک گزارش دریافت کردیم

که یک کامیون مشکوک مشاهده شده که داره منطقه رو ترک میکنه

همه‌ی وسایل نقلیه، جلو برین و جستجو کنین هر وسیله‌ی نقلیه‌ی مشکوک رو

ما به ایست بازرسی در سراسر شهر نیاز داریم

-وسیله نقلیه 10. به بازرسی ابارا. -دریافت شد.

-خودروی نهم، حرکت از محل انفجار -دریافت شد

آریرا، میخوای خودتو پاره کنی؟ باید به خودت یه استراحت بدی‌...

-اما... -باید ریلکس کنی

بله، خانم

بچه‌ها همسن شما، همش توی گوشیشونن

من دارم به جابه جایی فکر میکنم

جابه جایی؟ این خیلی خوب میشه. من ۱۸ ساله که تو یه مکانم

چون نمیتونم اذیت بشم

من یه جای عالی پیدا کردم، اما اتفاق بدی اونجا افتاده

امکان نداره! من آرامش میخوام وقتی سر کار نیستم

-اون دوتا تخته، با ۹۰۰۰۰ هزار یون‌. -دارم بهت میگم اینکارو نکن

ظاهرا یک قتل اونجا اتفاق افتاده پس من نگاه کردم

یه زن مجرد اونجا زندگی میکرده، و یه مرد ۶۸ ساله وارد شده

در تلاش برای سرقت، بعد دعوا شروع شد

زنه اونو هل داده و سرش خورده به زمین

No Activity subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for No Activity

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left