Le prime 185 righe.
« ...گذشت بابیلون برلین آنچه در »
من به سمت حقیقت راهنماییـت میکنم
!گیریون
شما توی جنگ بودی؟ - دنبال برادرم رفتم -
بعدش تنها برگشتم. مادرم نتونست بهش فائق بیاد
برای اون، پسر اشتباهی برگشت خونه
آنو رسماً مرده اعلام شد
و حالا؟ - اگه بخوای، ما اینجائیم -
لاته؟ کجا بودی؟
همهجا
من میخوام به جوخۀ قتل ملحق بشم - اونا هیچ زنی ندارن -
من برای سرگروهبانها در دسترس نیستم - نگران نباش -
بیا خودمون دونفری به این قضیه رسیدگی کنیم
مشکل چیه؟
برو ردّ کارـت! دیگه نمیخوام ببینمـت
آقای بندا قاتل نیست - اون رئیس پلیس سیاسیـه -
!نه! فریتس
اربابـت بندا، کار افراد اون بود
بهم بگو چیکار کنم، منم انجامـش میدم
فریتس، اینجا چیکار میکنی؟
من رو با کسی اشتباه گرفتید
این چیه، بابایی؟
من رو بهجا میاری؟
آنو؟
وایسا! چیکار داری میکنی؟
نمیتونی بری اونبیرون
!نرو اونبیرون! داخل بمون، رفیق
!ما پولمون رو پس میخوایم
« پنج هفته قبلتر » « 20سپتامبر 1929 »
چرا اینقدر رول؟ - نمیدونم -
صبح بهخیر - اون...؟ -
صبح بهخیر. کِی اومدی خونه؟ - صبح بهخیر -
دیروقت. نخواستم آرامشتون رو به هم بزنم
دلخور نشو
« ندامتگاه زنان » « برلین، فریدریشسهاین »
« رد شد »
در این امر خیلی مصر هستید
آرزوی قلبیـمه، خانم
من و گریتا اُوربک صمیمیایم
اون به ما این احساس رو نمیده
آخه چرا؟ - اینجا همچین چیزی ننوشته -
صریحاً از دیدن کسی سر باز میزنه
بهخصوص سرگروهبان شارلوته ریتر
من فقط یه کمککارآگاهام
اینجا که نوشته سرگروهبان
خب، در اون خصوص کمکی از دستـم ساخته نیست
حتی نسبتی هم با هم ندارید
« والتر وینتخاب »
لطفاً اینجا رو امضا کنید
یک مورد دیگه، وینتخاب. ایشون آقای اُلریش از سوابق پلیس هستن
بذلهگو چی میخواد؟
انگشتنگاری
اثر انگشت - تشریفاته -
برای آزادشدن؟ - برای پروندههامون. بهعنوان پیشگیری -
اقدام احتیاطیـه
خواهش میکنم
خب پس، نشونـم بده چجوری انجام میشه
انگشت شست
این جزئی ازـشه
« دروازۀ 2 »
اون رو ببین، فوکسِ فروگر
خوش برگشتی
خب، خب، خب
پوشش مناسب باعث میشه آدمحسابی بشی، نه؟
آقای والتر
سیگار؟
خدمت شما
وگا؟
آقای وینتخاب
با دستان آغشته به خون گیر افتادم
میدونی چیه؟ شما برید
من با بانو میرم یه چرخی بزنم - اونا همه منتظرـن -
خب اینجوری تعلیقـش بیشتر هم میشه
بیا نزدیکتر
نگران نباش
بهت صدمه نمیزنم. بیا
« استودیوهای فیلم بابلسبرگ » « پوتسدام، نوواوز »
،«بخش صحنهای «ما خیلی وقته همدیگه رو از دست دادیم برداشت سه و چهار رو دوباره میریم. بیاید برگردیم سر کار
ساکت، لطفاً - میگیریم -
صدا - صدا داره ضبط میشه -
بگیر - برداشت دوم -
و... حرکت
بتی؟
بتی؟
بتی؟ - اوه، خدا -
چیکار داری میکنی؟
متأسفام، گُل کوچک من
اول، باید کاری که باید انجام بدی رو انجام بدی
...و بعد
میتونی کاری که دلـت میخواد رو انجام بدی
بله؟ - بلمن هستم -
در استودیو حادثهای رخ داده
چه نوع حادثهای؟ - ...من، من، من -
تتهپته رو تموم کن، بلمن، حرف بزن
بتی وینتر مُرده
اومدم
اوه، ببخشید - ببخشید -
سلام
سلام
اگه قبل از امتحانـت میخوای کُل اینا رو بخونی، باید عجله کنی
نه، الآن دارم برـشون میگردونم به کتابخونه
اجازه هست؟
چه امتحانـیه؟ - پزشکی قانونی -
با اُلریش از بخش سوابق و گنات
،سی دقیقه با بخش عملی تحلیل صحنۀ جرم و تهیۀ مدرک
متأسفانه جزء نقاط قوت من نیست
تو میتونی
اینطور فکر میکنی؟ - خب آره، البته -
امروز صبح رفتی زندان؟
آها. گرتا دلـش نمیخواد من رو ببینه. علناً اعلام کرده
هنوز حکمی صادر نشده - من باید برم -
!پا بشکونی اصطلاحی برای ابراز «موفق باشی» که بیشتر در ] [ صنعت نمایش، بهخصوص در بازیگری و تئاتر کاربرد دارد
منظورم از اون نظر نبود
سلام، رئیس
چه خبر؟ - همونجا بمون، باید بریم طبقۀ پایین -
کجا؟ - استودیوی فیلم بابلسبرگ -
دستور بوداست، باید فوراً بریم اونجا
بتی وینتر
یکی از بزرگترین، چی دارم میگم، بزرگترین امیدی که روی صحنه و در سینما داریم
داشتیم - ببخشید؟ -
...خب، اون الآن دیگه
این مصیبت عظیمـیه
و من همین تازگی باهاش آشنا شده بودم
منظورت شخصاً هست؟ - کمتر از دو هفتۀ پیش -
یه دورهمی برای امضاگرفتن در بابلسبرگ، روز تولد بتی
عکس استودیویی برای آخرین فیلمـش
«اهریمنِ آمال»
مگه اون همین الآنش وجود نداره؟ - فقط نمایشـش -
ولی حالا یه فیلم موزیکال کاملاً جدید، با صدا
پس صدای حرفزدنشون رو میشنوی، توی سینما؟
.آره، و نه فقط صدای حرفزدنشون آواز هم میخونن
زن باورنکردنیای بود
تعجبی نداره آمریکاییها میخواستن جذبـش کنن سمت خودشون
دوباره میگی اون کی بود؟
شوهرش، تریستن رات
نقش اصلی مذکر رو توی فیلم بازی میکنه
شوهرش؟ فکر میکردم یارو همجنسبازـه
آره، هست، ولی بتی رو دوست داشت
خیلی زیاد
اینجا چه خبره؟
یک بار دیگه، مطبوعات از ما فرزتر بود
کارآگاه، اینجا چه خبره؟
از پروندۀ بتی وینتر چیز بیشتری میدونید؟
دایرۀ تحقیقات جنایی، راه رو باز کنید
خبری از ضبط نباشه - :بند 118 قانون رایش -
...هر شهروندی حق این رو داره که - ولی نه الآن و نه اینجا -
سانسور عقاید ممنوعـه - کافیه -
راینهولد، نمیتونی کاری بکنی؟ خواهش میکنم
دروازهها رو ببندید
به چیزی دست نزنید
جوخۀ قتل، سلام - قتل؟ -
ولی این که حادثه بود
شما؟ - یو بلمن، من تهیهکنندۀ فیلمام -
بدیهیه که یه حادثه بود
...منظورم اینه، ما همه دیدیم
ما اینجائیم که این مسئله رو روشن کنیم
شما پیش من بمون. بقیه لطفاً پایین صحنه منتظر باشید
خب، دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
بررسی موردی شمارۀ 16. یک جسم بیروح، اوایل ،صبح در گاراژِ ملک توسط باغبان خانوادگی پیدا شد
،توسط همسر شناسایی شد که فوراً با پلیس تماس گرفت
تمام شرایط ظاهری حاکی از خودکُشیـه
...خانم
ریتر. شارلوته ریتر - خواهش میکنم، خانم ریتر. خانمها مقدمترـن -
،پنج گام رویۀ تعیین مرگ رو توضیح بدید
به شیوۀ گنات
اول، یه نگاه اولیۀ کُلی به صحنۀ جرم میندازم
اینجا؟ - دقیقاً اینجا -
لطفاً دست نزن
دوم، کارمندها دنبال مدرک و سرنخ میگردن
این چطور میتونسته اتفاق افتاده باشه؟ - چراغ برگشت و سرپیچها بُریدن -
کابل نورافکن کجاست؟
اینجاست - !دست نزن -
سنگین هم هست، 10 کیلوواتیـه
رئیس، شروع کنیم؟
صحنه رو به دنبال سرنخ بگردید. به شیوۀ گنات - بله، قربان -
!دستکش
خیلی هم خوب، دستکش
هر جزء برچسبدار شده
نورافکن با این پیچها توی جاش ثابت شده بود
کاملاً سالمـه
سوم، گرفتن عکس از صحنۀ جرم
چهارم، از شاهدین سؤال پرسیده میشه
شوهرم تمام شب رو پیش من بود
یک لحظه، خانم کلاپش. اول سؤال، بعد جواب - ببخشید -
اسمتون؟ - تیلی بروکس -
No comments yet. Be the first to leave one.