Le prime 200 righe.
.مردها وحشتناکاند .موجوداتی که باید ازشون ترسید
اما،چرا؟
چرا قلبام انقدر تند میزنه؟
P-D-Ace
سگ
آکانه کیاس
!متاسفم، سنسی
مردها خطرناکاند
چه خبره؟
تیم سگ
چه خبر شده؟
اتفاقی افتاده؟
سازانکا و آساگائو
.گم شدند
دوباره؟
.من گمان میکنم که اونها رفتند بیرون
فرار کردن؟
بیشتر شبیه مسخره بازیه
به عنوان رهبر تیم سگه کلاس آکانه
تسوباکی سازانکا آساگائو
چطوری مسئولیت این اتفاق رو برعهده میگیری؟
!فورا اونها رو برمیگردونم
...از دست شما
...تو این همه وقت، دقیقا امشب
سنسی امشب اتفاقی میافته؟
.کلاس آئویی یه تمرین شبونه داره
!امکان نداره
کلاس آئویی؟
یعنی بهمون نزدیکاند؟
!اون گفت کلاس آئویی
منظورت مردهای کثیف اون سمت کوه هاست؟
!شنیدم که مردها فوقالعاده احمقاند
!به نظر میاد جثههای بزرگ اما مغزهای کوچیک دارند
اونها دقیقا مثل میمونهان، آره؟
اونها یجورایی بدبو هستن، این چیزیه که من شنیدم
!چی میگی؟ خیلی عجیباند
نگو، یعنی اونها هرگز حموم نمیرند؟
تیم سگ
همچین، لای پاهاشون نقطه ضعف-شونه !شکست آسون
!احمقها
!مردها رو دست کم نگیرید
مگه همیشه بهتون نمیگم؟
!اونها قوی و خیلی وحشیاند
!اونها رو دست کم بگیرید تو خطر میافتید
.خب، تا وقتی بفهمید مشکلی نیست
دو یا سه تا از شما میتونه با اون بره؟
!سنسی
تنها برم ایرادی نداره؟
خب...از ایجاد مزاحمت برای گروههای دیگه .احساس بدی دارم
.فکر میکنم که تنهایی مشکلی نداشته باشی
.بهرحال همه اونها از مردا میترسند
.بنظرم اونها از شما میترسند
پس، روت حساب میکنم
بله
من تسوباکی کونوایچی از کلاس آکانه !مطمئنا با سازانکا و آساگائو برمیگردم
همم
.مطمئن شو که اون دوتا رو به هیچ مردی نزدیک نشند
فهمیدی؟
بله
!من برمیگردم
امیدوارم هیچ اتفاقی نیفته
مردا بالای کوهاند
...م-مردها
!بس کن
...سازانکا، آساگائو
هی،سازانکا
بیا برگردیم خونه
در مورد چی صحبت میکنی، آساگائو؟
.ما میخوایم به نه-ساما نشون بدیم چه کارهایی میتونیم بکنیم !حواست به کارت باشه
نمیتونم، خوابم میاد و گرسنمه
از دست تو، در مقابل خوابآلودگی و .گرسنگی خیلی ضعیفی
...دیگه طاقت ندارم
باشه خب بیا یه چندتا قارچ پیدا کنیم
آساگائو!؟
چیکار میکنی؟ خودتُ جمع و جور کن
...هی، وقت خواب نیست
آساگائو؟
--هی، حالت خو
.به--به نظر میاد که دیگه بیدار شدی
هی، ما داریم چیکار میکنیم؟
ها؟ سرت ضربه خورده؟
ما دنبال مردا هستیم دیگه
حالا یادت افتاد؟
.هوم. و بخاطر این نیمه شب زدی بیرون
.دختر بدی هستی، سازانکا
ن-نه
!نه-ساما
اومدم تو رو پیدا کنم، سازانکا
...اوه
...این یه عادته،فقط
.از دست تو
...خب
از کجا میدونی مردا رو کوهها هستند؟
.صدای صحبت معلمها رو شنیدم
اون زمان که برای بازی از تمرین جیم زدی؟
...از دست تو
اینطوری نیست
داشتم گل میچیدم که بهت هدیه بدم
.اون وقت بود که...اتفاقی شنیدم
و خب، قصد داشتی چیکار کنی؟
...ممکنه که تو
!بله، حتما !میخواستم کتک-شون بزنم
!مردها دشمن زنها هستن
من نمیخواستم این فرصت که انقدر بهمون نزدیکاند !از دست بره
.برمیگردیم
ها!؟
.سنسی عصبانی شده بود
تو حتی پای آساگائو هم به این قضیه باز کردی دختر خیلی بدی هستی سازانکا
!متاسفم، نه-ساما
فکر میکردم اگه مردها رو شکست بدم ازم تعریف میکنی
...برای همین
.خوشحالم که حالت خوبه
.خب، حالا بیا برگردیم خونه
ها؟
!سازانکا اون اشک تمساح بود!؟
نیازی به نگرانی نیست، نه-ساما
.همه اون مردا در مقابل قدرت من شکست میخورن
میتونی بعدا ازم تعریف کنی
همینجا وایسا
!سازانکا
!دختر بد
ایده خوبی بود؟
فریب دادن تسوباکی-چان
اومده ما رو پیدا کنه
در هر حال اگه برگردیم خونه سنسی ما رو تنبیه میکنه
اما اگه مردا رو شکست بدیم مطمئنم نه-ساما از ما تمجید میکنه
خیلی مطمئن نیستم
!سازانکا! آساگائو
تسوباکی-چان!؟
اون خودشُ آزاد کرد؟
شما دخترای بد رو میبرم خونه !حتی اگه مجبور باشم بکشم_تون
دیدی؟ !دیوونه شده
!ما فرار میکنیم
!فکر نمیکنم فرار جواب بده
!آساگائو
برمیگردیم
بله
وقتی برگردیم مجازات درکاره
بله
.احتمالا فردا بدون غذا میمونیم
!این خیلی زیادیه !میمیرم
!من فقط دنبال این اومدم، فقط همین
.این یه مسئولیت مشترکه
هر سه ما مجازات میشیم
حتی شما؟
!غذا
شما دو تا، گوش کنید
اگه درس-تون رو یاد گرفتید --از این به بعد از قوانین پیروی کنید و
کونای: چاقوی پرتابی نینجاها
...صدای کونای
باید مردها باشن نه-ساما بیاید بریم اونجا
...مردها
این فرصت ماست تا برجسته بشیم
!مردا...نزدیکاند
ما میتونیم مجازات نشیم
تو هم واقعا میخوای مردا رو بزنی مگه نه؟
من میخوام ببینم-شون
میخوای ببینی؟
!...اه،نه
گرفتم، تو به خاطر جایگاهت نمیتونی مسقیم این رو بگی !برای همین مبهم گفتی
!اشتباه میکنی !لطفا فراموشش کن
ها!؟
!بریم خونه
...آخه من دارم به چی فکر میکنم
بیا بریم بررسیش کنیم
!نمیشه
مردا احمق،ساده،پر سروصدا، بدبو و ابلهاند
اما نباید هرگز اونها رو دست کم بگیریم
ما نباید به اونا نزدیک بشیم
این چیزیه که همیشه به ما یاد دادند
پس، چرا اینطور شد؟
اخیرا، تمایل به شناخت مردها باعث میشه قلبم با صدای بلند بتپه
صورتم هم داغ میشه
چیز عجیبی برام پیش اومده؟
نظرت راجب این چیه؟ ما بریم فقط برای جاسوسی کردن
جاسوسی؟
آره، فقط نگاشون میکنیم
د-درسته، تایید ظاهر-شون مفیده
!ایول
من دارم چی میگم؟
بیا این کار رو بکنیم، آساگائو
چیکارکنیم؟ مگه قرار نیست نگاه کنیم؟
!نه، احمق .در واقع نه-ساما از ما میخواد که اونا رو شکست بدیم
!نه، این کارو نکن مگه همیشه راه درست رو انتخاب نکردم؟
!بیاید بریم
فقط نگاه میکنیم فهمیدی؟
معلومه
اوه، خدایا لطفا منو ببخشید
فقط نگاه میکنم بعد مستقیم برمیگردم خونه
...جلوتر
...مردا هستن
کسی اونجاست؟
وایسا نه-ساما چرا فرار کردیم؟
!رفتن دید زدن-شون هم ممنوعه
بیا برگردیم و چندتاشون رو سرویس کنیم
سرویس کنیم؟ اصلا به حرفام گوش دادی؟
!دختر بد
...امم، شما واقعا
یه مردی؟
یه لحظه،لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.