Informazioni sulla release

SpiceandWolf(2024)-04 [AioFilm com]
Un commento di AioFilm

Tag

other
Pubblicato il: 2024-04-25
Download: 50
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 158 righe.

ادویه و گرگ

ادویه و گرگ

ادویه و گرگ

قسمت چهارم تاجر رمانتیک و خداحافظی مهتابی

قسمت پنجم

گرگ انسان نما و بره‌ی مطیع

پس به همین خاطر به اینجا علاقه‌مند شدین؟

هنوز یه سری الکل ها .رو اینجا امتحان نکردم

به علاوه, انقدر درگیر صحبت کردن درمورد معامله‌مون بودیم

که فرصت نشد درمورد .چیزای دیگه حرف بزنیم

.خب, من از خدامه

برای یه تازه‌کار مثل من, چنین .صحبتی خیلی باعث خوشحالیه

,قبل از اینکه توی کلیسا ببینیمت کدوم مناطق رو رفته بودی؟

.من از قسمت شمالی رووینهایگن اومدم

اونجا وقتی سفرهای قبیله ای شمالی .شروع میشه, خطرناکه میشه

!ممنون بابت اطلاعاتت .بازم باهم در تماسیم

.بله, تا بعد

.منتظرتون میمونم آقا

.متوجه شدم که زرن چه شکلیه

.میسپارم که حواسشون بهش باشه

.خیلی ممنون

امیدوارم منبع این مشکلی .که گفتی رو پیدا کنیم

اما راستش, تعجب میکنم که .همه‌ی اینا توی یه روز اتفاق افتاده

ما از اولش شک داشتیم

.اما این یه کلاهبرداری ساده به نظر نمیاد

اون میره سراغ تجار و ادعا میکنه که

ارزش سکه نقره قراره زیاد شه و .این باعث میشه اونا برن سکه بخرن

.اما, در اصل, ارزش سکه کم میشه

اونا نقشه‌شون اینه که همه سکه‌ها رو از تجاری که برای فروششون عجله دارن, خریداری کنن

.و از ضرر کردن اونا, سود ببرن

.سود اون مغز متفکری که پشتشه خیلی زیاد میشه

تجاری که گول خوردن

اینکه ضرر کردن رو اعلام نمیکنن چون .میترسن روی شهرتشون تاثیر بذاره

,داستان سکه نقره درز پیدا نمیکنه

و مغز متفکر پشتش موفق میشه که

.بدون اطلاع کسی کلی سکه نقره جمع کنه

من کنجکاوم بدونم با این .مقدار سکه میخواد چیکار بکنه

من با مقام‌های بالای شرکت .بازرگانی هم صحبت میکنم

.خیلی ممنونم

.همش به خاطر تجربه اس .عین اون عطر خزهای سمور

به نظرت موفق میشن؟

حتی اگر حدست درست باشه

اگه شرکت بازرگانی میلون .سریع اقدام نکنه, ما سودی نمیکنیم

.خب, من فکر میکنم حل میشه

این شرکت توی کشورهای .خارجی هم رونق داره

تواناییشون برای متوقف کردن .موقعیت های این شکلی باید خوب باشه

چیه؟

.یاد گذشته افتادم

با دیدن من؟

خب, اونم مثل تو رفتار میکرد .و در نهایت یهو کلی سود میکرد

.احمق بود ولی پر از ذوق و شوق

.از فرم گرگ من تعجب نکرد

.کاملا غریبه بود اما مهربون بود

.احتمالا اهل روستای پاسلو بوده

همونی که ازت خواست به ...انبوه شدن کشت گندم کمک کنی

درسته. اون همونجوری که با .بقیه رفتار میکرد با منم رفتار میکرد

.آره, اون اولین دوستم بود

.اون واقعا احمق بود .بعضی وقتا زبونم بند میومد

چیشد؟

.یه چیزی میخواستم بهت بگم

.فکر کنم گفتمش, اما یادم نمیاد

...مطمئنم چیز مهمی بود

.اگر مهم بوده, مطمئنا یادت میاد

.حق با توئه

دوست, آره؟

.من مدیر بخش, ریشتن مارلهایت, هستم

.این معامله ور قبول میکنیم

یعنی فهمیدین کی پشت زرنه؟

.آره. شرکت تجاری مدیو پشتشه

یادمه که اونا فروشنده مطرح .محصولات کشاورزی در پازیو هستند

...و کلی هم کشتی حمل و نقل دارن

.اما ممکن نیست تنهایی چنین کاری کنن

.مطمئنم یه پشتوانه محکمی دارن

درسته که هنوز نمیدونیم کیه

.اما مهم اینه که جلوی این قضیه رو بگیریم

پس, بیاین درمورد .سهاممون صحبت کنیم

.این بهترین روز زندگیمه

.خوشحال به نظر میای

...حداقل دویست‌هزار سکه نقره ترنی

نه, اگر همه چی خوب پیش .بره, چهارصدهزار تا منتقل میشه

اگر شرکت بازرگانی ده درصد .سود بگیره, من پنجاه درصد میگیرم

!که میشه دوهزار سکه نقره

با این مقدار پول, میتونم .توی شهر یه مغازه بزنم

خب, خوشحالم که همه‌چی .داره خوب پیش میره

گفتم اگر هنوز هنگ اووری .توی مسافرخونه استراحت کن

.ترسیدم سرت کلاه بذارن

منظورت چیه؟

.همین که شنیدی

.تحمل کن. مسافرخونه همین بغله

باشه

داری نقشه مغازه‌ت رو میکشی؟

کی بیدار شدی؟

.خوب خوابیدم و دیگه کسل نیستم

.تو خیلی با استعدادی

...نه واقعا

این مغازه توئه؟ دوست داری کدوم شهر باشی؟

هنوز تصمیم نگرفتم. این .مغازه ایده آلم توی شهر ایده آلمه

هر تاجر مسافری دلش میخواد مغازه .خودش رو داشته باشه و منم همینطورم

اما اگه معالمه ای که با شرکت میلون .دارم درست پیش بره, آرزوم بر اورده میشه

مغازه داشتن انقدر خوبه؟

تجار مسافر از این شهر .به اون شهر جابه‌جا میشن

.و برای اینکه بتونن پول دربیارن, یه جا ثابت نمیمونن

به همین خاطر اکثر سال رو .توی کالسکه ام زندگی کردم

.به همین خاطر, دوست صمیمی پیدا کردن سخته

تو بهترین حالت, من یه سری .آشنا توی جاهایی که کار میکنم دارم

اگر یه مغازه داشته باشم, .میتونم عضوی از اون شهر بشم

میتونم دوستای صمیمی پیدا .کنم و راحت تر همسر پیدا کنم

.درسته. باید به یارای درمورش بگم

.مطمئنم برام خوشحال میشه

...شاید دوباره بتونم باهاش کار کنم

...من یکم ضرر میکنم

چطور؟

.وقتی یه مغازه باز کنی, از اونجا جابه‌جا نمیشی

من باید تنها سفر کنم یا .یه همسفر جدید پیدا کنم

.تو گرگ دانایی

پولی که از فروش خز .سمورها گرفتی رو هم داری

.تنها سفر کردن مشکلی برات ایجاد نمیکنه

.از تنها بودن خسته ام

خب, من مشکلی ندارم تا وقتی .برگردی به خونه‌ات باهات سفر کنم

,حتی اگر پول داشته باشم .فعلا نمیتونم مغازه داشته باشم

راست میگی؟

دروغم چیه؟

...خب, میدونی

.این قیافه رو به خودت نگیر

باشه

.شبیه خودت نیستی

.من همیشه یه خوابی میبینم

خواب؟

.وقتی بیدار میشم, کاملا تنها ام

...یوئه, اینتی

.پارو و میوری هم همشون رفتن

.من میتونم صدها سال زندگی کنم

.برای همین تصمیم گرفتم سفر کنم

مطمئن بودم میتونم دوباره .ببینمشون اما پیدا نشدن

.دیگه نمیخوام بیدار شم و ببینم تنها ام

.از تنها بودن خسته ام

.تنها بودن سرده

.تنها بودن احساس بی کسی میده

.تجار مسافر هم درگیر همچین خوابی هستن

.چقدر خجالت آور

.اشکات صورتت رو چسبناک کرده .یه لحظه صبر کن

...اما این

.من طراحی میکنم و میندازمشون دور

.و اول باید معامله موفقیت آمیز باشه

.نباید بیخودی صابون به دلم بزنم

.یه بار دیگه بهت بدهکار شدم

.من هنوز خوابم میاد

نمیخوای بخوابی؟

.منم یکم دیگه میخوابم

.که شمع حیف نشه

.چه تفکر تاجرانه ای

چیکار میکنی!؟

.انقدر بدرفتار نباش

.دارم خفه میشم

چشمت به تاریکی عادت کرد؟

...چی

.یادم اومد چی میخواستم بهت بگم

.داری توی داستان بزرگی دخالت میکنی

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left