Le prime 200 righe.
آنچه گذشت...
این درس مهمی ـه
مردم بهتر یاد میگیرن
وقتی احساسات تشدید شده با دستورالعمل همراه میشه.
صندلی خالی شده «اپستین» به عنوان دادستان کل نیویورک آماده است برای من
ولی به محض اینکه بخوام کاری بکنم
«جک فوئلی» میاد دنبالم.
میخوام «داگلاس میسون» رو ملاقات کنی. اون پدرمه
فکر کردم آماده ای
آمادهام از ضمایری که ترجیح میدی استفاده کنم...؟
کسانی که به من احترام میذارن از اون ضمایر استفاده میکنن
تیلور میدونه دارم موقعیتهاشون رو از پیش هدف قرار میدم
دیگه سر به سر تیلور میسون نذار
من از صمیم قلب دلم میخواد که دادستان کل بعدیتون باشم!
به کمکت نیاز دارم. با بخش پایه اش شروع میشه...
ازم میخوای کمکت کنم
وارد دفتر دادستانی ایالت بشی.
همینطوره
:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN
Billions.S04E04: حد مجاز 98/02/11
5 ساعت تا شروع فصلی مبادلات بورس
کل شبو اینجا خواهیم بود
اگه گیر نیوفتیم
گیر نمیافتیم
خب، با این لباس زردی که پوشیدی خیلی مطمئن حرف میزنی
انگار که فیلم «بیل را بکش» ـه (Kill Bill)
من استتار کردم، دادا
بین این همه زردی، نامرئی به نظر میام
به علاوه، پول خوبی بهمون میدن...
2:25 تا شروع مبادلات
یه بار وقتی یه پسر بچه بودم، سر یه بازی
شرطی 100 دلار باختم که اون پول رو نداشتم (بازیهایی که داخل شهربازی انجام میشه)
تصورش سخته. ولی قبل اینکه بازی رو شروع کنی...
خیلی جوون بودم
فکر میکردم هدف بازی اینه که سیبلها رو بندازی
درحالی که هدف بازی این بود که مردم رو مجبور کنه پول بدن
تا سعی کنن سیبل رو بزنن.
که البته، نمیشد زدشون
و افرادی که اون بازی رو انجام میدادن کارکنان همونجا بودن
- و تو هم میشه گفت... - یه بازنده
درسته. آره
امروز، رقیبت فکر میکنه که انتخاباتی درحال برگزاریـه
ولی نمیدونه چندتا از رای دهندههاش
وارد یه مسیر شدن که
پولی گیرشون میاد.
یا خانوادههای مناطقی که انتظار رای ازشون داره
مجبور شدن شخصا بچههاشونو ببرن مدرسه
جای اینکه برن به صندوقهای رای
چون تمام اتوبوسهای مدرسه خراب شدن :)
تا پایان روز، کمترین میزان مشارکت در
انتخابات دور مقدماتی ثبت خواهد شد، که این باعث میشه تو به پیروزی برسی.
و بعدش تو، دادستان کل منتخب
ایالت نیویورک خواهی بود.
تو این مدلی رقص شادی میکنی !؟
اگه میدونستم همچین اتفاقی رخ میده، مطمئن باش
میزدم میرقصیدم.
رقص ملوانی... از اونا که توی «اوزارکس» انجام میدن.
ولی متاسفانه... هرچقدرم تعداد رای دهنده کم باشه
پیروزی رو بدست نمیارم.
مسالهای که باید یادت بیاد بلک جک، اینه که تنها کسانی
در «بنبست مکزیکی» پیروز میشن، بقیهمون هستیم. (تنش دوطرفه بدون استراتژی)
چون تمام مکزیکی ها میمیرن
نه. این وضعیت فرق داره.
فرقی رو نمیبینم
تو اسلحههات رو به سمت پسر من نشونه رفتی
پسر من هم به سمت تو نشونه رفته.
هرکسی شلیک کنه، همه شلیک میکنن
یکی بمیره همه میمیرن
ولی اگه کسی شلیک نکنه
همه زنده میمونن
و کامیاب میشن.
خب، شاید من قضیه رو اینطور که تو میبینی نبینم.
چون شاید من به اندازه شما
نگران مردن در تیراندازی نباشم.
تا وقتی که پسرت هم این وسط کشته بشه برام مهم نیست.
الان وقتش نیست که یه عمر واقع بینی رو بندازی دور.
شاید دقیقا دارم برعکس دورانداختنش، ازش بهره میبرم، چارلز
شاید دارم واقع بینانه ترین کاری که به نظرم میاد رو انجام میدم
و اون اینه: مطمئن بشم که این دفتر پاک و دست نخوره باقی بمونه
به هر قیمتی
پس شکی نداشته باش:
پسرت هرگز دادستان کل ...
این ایالت سربلند نخواهد شد...
یا هر ایالتی کوچکتر از این کشور بزرگ.
نه تا وقتی من هستم.
و معنیش اینه که بخواد داستان ِفلزات و قاچاق
و کارای من رو علنیش کنه، بذار همینکارو بکنه
ولی دیگه نمیتونه تحت پیگرد قرارش بده.
و من اصلا فکر نمیکنم که این داستان قابل قیاس با
داستان زندگی زناشویی منحرفانهاش قابل قیاس باشه.
تا ساعت 5 بعد از ظهر فردا
اعلام میکنه که از انتخابات مقدماتی کنار کشیده
وگرنه من قضیه رو علنی میکنم.
چیزی که ازت داره اینقدر موثق و محکمه؟
اگه منتشرش کنه، فرصتهام نابود میشن.
ممکنه فقط ادا باشه
میدونه که تو نمیخوای پاسخ متقابل بدی.
اگه اینطوری بود چارلز رودز ِبزرگ میفهمید
نه نه
شاید مجبور بشم تسلیمش بشم و از رقابت بیرون بیام
"همیشه تعدادشان بیشتر است، همیشه اسلحههایشان بیشتر است"
همونطور که «موزلی» به بهترین وجه گفته. (اوسوالد موزلی سیاستمدار انگلیسی)
راه و روش بازی برای افرادی مثل ما اینه
این چیزیه که بهش نیاز داریم تا مثل خورشید بریم بالا
نمیتونی کنار بکشی
کافیه لب تر کنم...
ولی اینکارو نمیکنی
میدونی...
و این گفتنش راحت نیست:
تو ترسناکترین رقیبی بودی که داشتم.
چون ذهنم رو میخوندی
به ظاهر نمیترسیدم، درسته
ولی ته دلم، وقتی فهمیدم داری میای دنبالم
قلبم به طپش افتاده بود.
اعتراف میکنم این حرفت بهم روحیه میده
خب پس ازش استفاده کن رفیق. بذار بهت نیرو بده. بعد به جنگ ادامه بده
میدونی قبل از مهلتی که داده، از نظر انسانی
هر کاری بتونم میکنم.
اگه بهم نیاز داشتی، فقط یه تلفن باهات فاصله دارم
کارل!
سر در بیار که چرا اینقدر فوئلی دلش میخواد جلوی من رو بگیره
یه نکته دیگه ای هست که دارم جا میندازم
باشه
میدونم به ندرت وقت میکنی مراقبت شخصی انجام بدی
یه قهوه لاته، اونطور که دوست داری، با پودر زنجبیل
البته بدون گلوتن و شکر
داری برمیگردی خونه؟
برنامه دارم ...
آمار و اعداد چی هستن... یه کسب و کار پیشنهادی؟
بله. شبکه هدایت از راه دور
نهنگ سفیدی که صید کردی
از نظر ریاضی محاسبه شده
سود فوق العادهای رو به همراه خواهد داشت
شاید بتونی یه نگاهی بهش بندازی
یا میتونم برات توضیح بدم...
نمیخوام در موقعیتی قرار بگیرم که بهت «نه» بگم
کی گفت قراره بگی نه؟
نگاهش کن خودت می بینی...
منو باش فکر میکردم بیشتر موندنت به خاطر روابطمون ـه
همینطور بود. همینطور هست
میتونم از یه کمک بهره ببرم... یه کمک مالی با تلاشم... همش همین.
ولی خیلی به خصوصه
این بار واقعا هست
لطفا بهش نگاه کن. هروقت تونستی
1:33 ساعت تا شروع مبادلات بورس
- تو خوبی؟ - آره
روندن این ماشین حال میده
میخوای یکی دو دور بزنی؟
باید برم فرودگاه
پس داری هیوستون رو ترک میکنی
آره. مطمئنی نمیخوای بهم ملحق شی؟
به نظر میاد دلت بخواد بهم ملحق شی
میتونیم اونجا آزمایش اصطکاک انجام بدیم
به نام علم
مطلقاً
سالهاست که دلم میخواد پرواز با گرانش صفر رو تجربه کنم
تمام هواپیما در اختیار خودمه. 165هزار دلار پول دادم
هرچقدر میخواستن بهشون میدادم
ممنون، ولی مجبورم ستاره دنباله دار تهوع آور رو به تو بسپارم
ترسو
شاید یه وقت دیگه
ولی واقعا نمیتونم
باید خودم امروز یه سفر تهوع آور دیگه برم
برم پیش مدیرعامل شرکت «نون تو نایت استورز»...
یعنی، چطور میتونی با در اختیار داشتن 2هزار
مغازه برای فروش نوشابه و سیگار، سود دهی نکنی؟
با «ایوان روباردز» جلسه داری؟
نه. اول با «کریس سکا»
اون از سهام من پشتیبانی میکنه
بعدش قبل از جلسه سهامداران شرکت، روباردز رو
از کار برکنار میکنم.
اگه بخواد مقاومت کنه، من همراه دو تا از اعضای هیئت مدیره از شرکت خارج میشیم
از یورش به قلعه لذت ببر
اینکارو میکنم
خارج از هوا کُره برام یه عکس بفرست
خب؟
خوب سواری میده. قیمت؟؟
132.000 $
دو تا می برم
چه رنگی میخوای؟
37 دقیقه تا شروع مبادلات
داره درز میکنه اکس... داره درز میکنه
و قراره منفجر بشه و هیچکس نمیتونه کاری کنه
کیه زنگ زده؟
«کارتر کالوی» از شرکت «باتون روژ»
باشه آروم باش. نفس بکش، و بهم بگو قضیه چیه
یکی از لولههای خروجی گاز مایع در بندر، سوراخ داره
وقتی معلوم شد که دیگه خیلی دیر شده
و وقتی گاز به جریان بیوفته...
- میره هوا - بدجورم میره هوا
محفظه منفجر میشه
بعد انفجاز اون محفظه باعث منفجر شدن بقیه محفظهها میشه
در این باره مطمئنی؟
علمی ـه. اجتناب ناپذیرـه
مثل یه قورباغه بزرگ که توی کونش ترقه گذاشته باشی میره هوا
دیگه کی در این باره میدونه؟
فعلا هیچکس. ولی به زودی همه میفهمن
من تخصصت رو میخوام، به همین دلیل بهت زنگ زدم. خودت گفتی...
آره میدونم چی گفتم. بعدا باهم کار میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.