Le prime 135 righe.
گویی که نسل بشر میرفت تا .توسط شیاطین نابود شود
.اما یک نفر همه را نجات داد
،او را پادشاه جادوگر خواندند .و تبدیل به افسانه شد
پایتخت سلطنتی مورد حملهی شوالیههایی که
.به صورت الف احیا شده بودند قرار گرفته و در آشوب بود
لئوپولد و دیگر شیرهای قرمز پس از مواجهه با نایب کاپیتانشان، راندال
.در موقعیت مرگ یا زندگی قرار داشتند
...سپس
...هیچکس نمیتونه
.سر راه من بایسته
،حتی با یک دست ...حتی اگه بدنم در آتش بسوزه
،تا زمانی که کسانی منتظرم هستن
،میرم پیششون ،چرا که من فوئگولئون ورمیلیون هستم
!کاپیتان شیرهای قرمز
.خوب مبارزه کردی، لئو
!داداش
،بعنوان کاپیتان شیرهای قرمز
،و بعنوان برادر بزرگترت
!دیگه... هرگز شکست نمیخورم
فوئگولئون بالاخره احیا شده بود ! با کمک روح آتش، سمند، در کنارش
...و همزمان، در مخفیگاه چشم خورشید نیمهشب
،شما زودتر برید خونه
.احمقا
...مرلئو
مرلئونا ورمیلیون سعی کرد .به تنهایی با رایا و بقیه مبارزه کند
مسیر پرکشمش زنده ماندند
چی؟
میخوای ما رو معطل کنی تا اون دو تا بتونن فرار کنن؟
خیلی هوای دوستات رو دوست داری، نه، بانوی من؟
.ظاهرا اشتباه متوجه شدی
.اون بچهها فقط تو دست و پام بودن
.معطلتون کنم؟ جوک نگو بابا
!میخوام همتون رو بکشم
همهمونو بکشی؟
.تویی که داری جوک میگی
کسی به سان تو کاملا متوجه شده .که تا الان با چی طرفه
شرمنده، ولی به زودی میریم سراغ ،اون بچه هه ضد جادوهه
چون اون گریمور و شمشیرها ،متعلق به لیچت واقعی هستن
من که این لیچت واقعی که میگی ذرهای اهمیت برام نداره
.ولی دیگه خفه شو
منطقهی مانا: کالیدوس براکیوم
!رگبار
،اگه میخوای بری دنبال اون احمق .هر وقت منو شکست دادین میرین
...پنج به یک
هنوزم برتری بیشتری میخوای؟
امکان نداره مرلئونا !بتونه تنهایی از پسشون بر بیاد
!باید برگردیم کمکش
.اسگل. باید بزنیم به چاک
هان!؟ چی میگی تو، عوضی!؟
...این طوری کاپیتان مرئولئونا
،نه خیلی که استراتژی داریم .برگردیم خودمون رو به کشتن میدیم
حتما چون جادو نداری
.حس نکردی اونا چقدر قوین
باور کن، منم نمیخوام یه اشرافی لعنتی .جونمو نجات بده
ولی برای اینکه یه عدهمون زنده بمونن .این بهترین راهه
..حق نداری تصمیم کاپیتان رو
.این طوری هدر بدی، بچهی عوضی
جادوی باد: موهبت بال فرشته
فکر کردی از پس همهی ما بر میای؟
.ما خواب بودیم آدما به خودشون غره شدن
.فکر کنم یه بار بهتون گفتم خفه شید
.پس بیا زودتر تمومش کنیم
،برخلاف شما آدمای خودخواه .ما الفهای پیوندهای قویای داریم
.حملاتت حتی بهمون نمیخورن
جادوی باد: بال زدن فرشته
!کالیدوس براکیوم
.تف. برام خیلی زیادن
جادوی تصویر: بازوی آهنی غول دریایی
فکر نکنم به این راحتیا بتونی چنین چیزی رو بسوزونی. موافقی؟
!بگیر که اومد
...تف
.تن و بدنم رو لرزوند .حواسم شوک شدن
.انگار حملاتم دارن ضعیف میشن
...چی
جادوی برف: باغ شبه برفی
من به زور حواس افراد این جا رو .مختل میکنم
.البته، همه به جز الفها
.بچهی هنرمندی هستی
،تو در استفاده از مانا مهارت داری .با اینکه انسانی بیش نیستی
ولی دیر یا زود .نمیتونی حرکت کنی
،خیلی دل و جرات داری به من حمله کنی
!روبن
!من روسا هستم، نه روبن
...و اینکه
!کسی به وحشیای تو نمیشناسم
جدی؟
!پس لازم نیست پرهیزکاری کنم
جادوی سنگ شنی: زندان سخت متغیر
.اون جا نفسهای آخرت رو بکش
.و تمام
.پایان خوشی داشت
...وای
،تو از اعضای شیرهای قرمز بودی
پس بهت لطف میکنم
!پس با شعلههای خودم میکشمت
این چه حسیه؟ انگار بدنم این زن رو میشناسه ...و ازش ترسیده
!دیگه بهت اجازه نمیدم دوستام رو بکشی
.خب، تا بعد، اشرافی خانم
!رایا
چی شد؟
مگه نمیخواین آدما رو بکشید؟
.من هنوز زندهم
این زن واقعا آدمه؟
!یالا... سعی کنید منو بکشید
!واقعا که سگ جونی
...من
...هنوز
.زندهم
.آره، واقعا نمیدونم چی بگم
واقعا بعد از این حمله هنوز سر پایی
...تا جایی که لازم باشه سر پا میشم
!تا وقتی که همتونو بکشم
.ولی دیگه وقتشه تمامش کنیم
...آره
...کار همتون تمومه .بعد از اینکه قویترین طلسمم رو بزنم
...منطقهی مانا
!آزادسازی کامل
هنوز این همه جادو داشت؟
این حس سوزنی چیه؟
.جادوی برفم ناپدید شد
...جادوی شعله
!جهنم کالیدوس براکیوم
!اووو، درد داشت
.یکم مانا صرف دفاع مصرف کردم
.این آدم آدم نیست
وای بر من، این آدم .دخلمون رو آورد
.تا آخر کار منو تحت تاثیر قرار داد
.حتی سر پا از حال رفت که فکر میکرد کم نمیاره، هان؟
...هوی
!وااای، زندس
باورم نمیشه! مطمئنید آدمه؟
.یالا... بیاین برام
کل جادوش رو که مصرف کرد حتی ...نمیتونه تکون بخوره، و همچنان
.لعنتی، تو چی هستی
.باید همین الان بکشیمش
No comments yet. Be the first to leave one.