Le prime 200 righe.
قسمت هشتم
بیدار شو اون خواهر منه
باید چیکار کنیم ؟ برو کنار
کجا داریم میریم ؟ لطفا نجاتش بدید
این کارو نکنید از اینجا برید
برو اونجا
چی دیدی ؟ به خودت بیا
... اون
در ماه مارس ، سال اسب سیاه
... کارگرهایی
که در پایتخت کار می کردند در اثر بیماری مسری جونشون رو از دست دادن
اونایی که زنده موندن ادعا می کردن
مردی بدون چهره رو دیدن
در ماه فوریه ، سال مرغ سیاه
بعد از گذشت سه روز
شایعه ای وجود داشت که می گفت مردی بدون چهره توی هانیانگ وجود داره
آتش سوزی از قسمت جنوبی هانیانگ رخ داد
و کل شهر رو در بر گرفت و بیشتر از 2000 خونه رو نابود کرد
در فوریه سال اژدهای سفید ، نزدیکای بهار
در استان گیونگسانگ تگرگی که دونه های آن به اندازه تخم مرغ بود شروع به باریدن کرد
و باعث از بین رفتن و یخ زدگی محصولات شد
کشاورز ها ادعا می کردن زنی بدون چهره رو دیدن
وای خدای من
اینا تاریخچه بلاهایی هستن که
مردم ادعا می کنن بعد از دیدن فردی بدون چهره اتفاق افتاده
در دوره های دیگه هم همچین سوابقی وجود داره
آدم های بدون چهره ؟
روح های تخم مرغی
تو قسمت ارواح شیطانی در موردش توضیح داده
دایره المعارف ارواح سرگردان
... ارواح تخم مرغی از طریق
... درهم تنیدگی ارواحی که در یک روز و یک ساعت
در اثر حوادثی مثل جنگ، همه گیری یا آتش سوزی مرده اند
ایجاد میشه
این ارواح در صورتشون چشم ، دماغ و دهن ندارن و با این ویژگی ها قابل شناسایی اند
هنگامی که این ارواح مشاهده بشن
افراد زیادی بیمار میشن و میمرن
بچه ای که اوه سونگ شیک اون شب با خودش اورده بود هم صورت نداشت
روحی بوده که در اثر آتش سوزی مرده و تبدیل به روح تخم مرغی شده
بعدم اون بچه رو تسخیر کرده
... اما اینجا گفته
اینجور روح ها رو نمی شه با سوزن از بدن اون فرد بیرون کرد
همین باعث نگرانی من شده
مامانم حتما می دونسته که استفاده از سوزن بی فایدست
ولی مطمئنم اون روز از سوزن استفاده کرد
باید بدونم مامانم اون روز می خواسته چیکار کنه
بهرحال برای اینکه بتونی روح یه جنگیر رو بفرستی
به یه واسطه قوی نیاز داری
اوه این بوم به اندازه کافی قویه
ولی موفق نشدیم
ممکنه مشکل از واسطه نباشه
همون طور که من فکر می کردم خاطراتی که از 20 سال پیش به یاد دارم دقیقه
ممکنه چیزی رو از قلم انداخته باشم
به هر حال تنها سرنخی که دارم همون روح تخم مرغیه
ولی
یه ساعته دنبال چی می گردی ؟ مثل این حواس پرتا
دارم دنبال سوابق جنگیری اجدادم می گردم
شاید یکی از اونا روح تخم مرغی رو دیده باشه
عجیبه که فقط سوابق سال 1997 اینجا نیست
واقعا ؟
من تنها کسیم که این سوابق رو می خونه
فکر کنم یه نفر دیگه هم هست
از غروب تا طلوع آفتاب
پس چیزایی که از پانسیون و ماشین گم شدن
شامل چهار تا لپ تاپ و دوتا تبلته ، درسته ؟
تا الان بله ، همیناست
اگه چیزی پیدا کردم باهاتون تماس می گیرم
ولی چون این اطراف دوربین مدار بسته نداره ، کار آسونی نیست
نگران ما شدی ؟
چیز مهمی نیست تو به قفسه کتابای من دست زدی ؟
بله ؟
یکی از کتاب های تاریخچه جنگیری که مامان بزرگم داده بود گم شده
تو برداشتیش ؟
با من مثل دزدا رفتار می کنه ، فعلا که از خود من دزدی کردن
از دئه باک هم دزدی شده ؟
کتاب تاریخچه جنگیری چیه ؟ گرونه ؟
اگه کاره تو نیست که هیچی
نمیشه که همین طوری بذاری بری
تاریخچه جنگیری چیه ؟
بگو بعد برو
بدون مدرک به آدم مشکوک می شی ،نباید معذرت خواهی کنی ؟
مدرک دارم
به این زودی یادت رفته داشتی کشوی منو می گشتی مچتو گرفتم ؟
چرا بیخیال این موضوع نمی شی ؟ کینه ای
خانم هونگ من میرم بله
شب می بینمت باشه
حالا این سوابق جنگیری چی هست ؟
سوابقیه که یه جنگیر می نویسه
پس یه کتاب در مورد کارته
بعضی کتابا مال دوران چوسانه
یه جور شغل خانوادگیه
درسته
ولی من آخرین نفری هستم که این کارو انجام میده
چرا ؟
چیز به این مزخرفی و چرا باید به ارث بذارم
به خاطر خاطرات یه غریبه باید احساس ناراحتی
نفرت و پشیمونی بکنی
بعدم از هرچی آدمه متنفر میشی
بعد از یه مدتم احساسات واقعی خودت رو فراموش می کنی
در آخرم تمام زندگیت رو از دست می دی
نگران نباش
... تو کسی نیستی که
به این راحتی فراموش بشی
کسی نیست ؟ بریم تو ؟
کی هستید ؟
مادر بزرگ
اینجا خونه اوه این بومه درسته ؟
ما دوست این بومیم
سلام
اونجا رو بگرد ؟ دنبال چی می گردید ؟
برو بیرون برو بیرون از اینجا
اذیت نکن
ما روستایی که اوه این بوم توش زندگی می کرد
و خونه مادر بزرگش رو گشتیم
ولی تفاهم نامه ای پیدا نکردیم
رئیس دو هاک سونگ
مطمئنی ؟
اینکه این روزا اوه این بوم آشناهای عموش رو ملاقات می کنه
نشون میده چیزه زیادی نمی دونه
قول دادی به ما یه آپارتمان بدی
چی ؟ اونجا رو آتیش زدم
و مردم رو کشتم
نه
کسی که از چیزی خبر نداره همچین حرفی نمی زنه
مطمئنم یه چیزی هست
مراسم توسعه مجدد آپارتمان طلایی
این چیه ؟
قبل خواب چیزی بخورم ؟
چی بود ؟
صبر کن
اشتباه دیدم
وای ترسیدم
قلبم ریخت
چیشد ؟
چش شد ؟
چی ؟
...یه ماهه که
شایعه ای در مورد روح یه بچه پخش شد
اینکه روح ها تو محل تصادف حضور داشته باشن عادیه
شما هم روح اون بچه رو تا حالا دیدین ؟
نه
پس چرا می خواین خونتون رو بفروشید ؟
اون دختر ما بیوله
بله ؟ ... روح اون بچه که مردم ازش حرف می زنن
اون دختر ما بیوله
دختر ما چون در حقش ظلم شده
نمی تونه اینجا رو ترک کنه
به خاطره اینکه مجرمی که دخترمون رو کشت هنوز مجازات نشده
خیلی بیشرمه
همش انکار می کنه و می گه کاری نکرده
عزیزم
راستش
من تا حالا به روح اعتقاد نداشتم
ولی
بعد از اینکه شندیم اون بچه تو خیابونا سرگردونه
چه طور می تونستم نادیده بگیرم ؟
به همین دلیل برای کمک گرفتن از شما اینجا اومدیم
لطفا به دخترمون کمک کنید
تا به آرامش برسه
این لطف رو به ما بکنید
هنوز از چیزی مطمئن نیستیم
ممکنه همون طور که شایعات می گن روح اونجا باشه
یا ممکنه داستانی باشه که مردم برای سرگرمی از خودشون در اوردن
یا اشتباه دیده باشن
اگر مشخص شد هیچ روح سرگردانی اونجا نیست
درخواستتون رو نادیده می گیریم
خلاصه رو بهتون می گم
مجتمع آپارتمانی معیادگاه
دختر جوانی در یک تصادف روبروی یک مجتمع آپارتمانی درگذشت
شایعه ای در مورد وجود روح در اطراف مجتمع آپارتمانی از یه ماه پیش
بعد از تصادف رانندگی
پخش شده
اسم قربانی یون بیوله و 10 سالشه
تو بلوک 108 زندگی می کرده
وقتی با ماشین دوستش که تو بلوک 109 زندگی میکنه
داشته برمیگشته خونه با ماشین یکی از ساکنین برخورد میکنه
آخی دختر بیچاره
راننده هم ادعا کرده که بی گناهه
قاتلی برش گردون
بس کن دیگه
چند باربهت بگم؟ من نکشتمش
قبلش رو زمین افتاده بود
تاریک تر از اونی بود که بتونم ببینمش
ولش کن دخترمو برگردون
فیلم های دوربین مداربسته چی؟
چون مشغول نصب نرده داخل مجتمع بودن
واسه همین هم چراغ های خیابان و هم دوربین مداربسته خاموش بودن
نصب نرده؟
نصب نرده توی مجتمع آپارتمانی طبیعیه؟
یه مجتمع ترکیبیه
که توش هم ساکنان محلی و هم ساکنان اجاره عمومی
باهم زندگی میکنن
مجتمع ترکیبی؟
بعضی از خونه ها رو وقتی داشتن بازسازی میکردن
در اختیار خانواده های کم درآمد قرار دادن
واسه همین وضعیت اجتماعی خانواده ها باهم فرق داره
به خاطر همین بهش مجتمع ترکیبی میگن
کنار هم قرار دادنشون اونا رو که بهم نزدیک نمیکنه
واسه همین باهم درگیر شدن
ساکنان محلی نرده نصب کردن تا خودشون رو از اونا جدا کنن
No comments yet. Be the first to leave one.