Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
به خونه تون نفوذ شده - خواهش میکنم -
نترس , با من بیا
نمیخام بهت صدمه بزنم
برای کمک اومدم
توسط آمریکا تقدیس شده
ملتی نوپا
بما برکت بده - لایلا -
اونم جزء اونا نیست
لطفا کمکش کن
امشب هیچ استنتونی در امان نیست- کمک -
ریک , جنا , درو باز کنید - ! لایلا -
.. و در این کشور
نمیتونی همسایه رو مجبور به رفتن بکنی
ولی میتونی تطهیر کنی
! جنا
نه , نه , نه
آه
... معرفی تو به کسی مثل رکس
اصلا لطف حساب نمیشه
! اوناهاش
بگیرینشون
پخش بشید و پیداشون کنید
قبل از اینکه بتونن خارج بشن
اون مکانی که بهت گفتم از اینوره
آره
اینجا در امانیم ؟ - آره , باور کن -
خوش اومدین
هی بهتره بری تو صف
ما میخایم وارد بشیم
نزدیک من بمون , پنی
هی , آروم باش
اسم من پیت ـه , خوش اومدی
پنلوپه ای , نه ؟ - بله -
گفتم که برمیگردم
... خوشحالم که میبینم صحیح و سالم
برگشتی- پیت بیا اینجا -
باید اینو بشنوی - صبر کن -
فکر میکنی چقدر نزدیکه ؟
نگران نباش
هی ... در امانی
کجا میری ؟ - حمام -
ببین میخای ... ؟ - خودم میتونم -
حالش بده ؟ - آره بابا -
یا خدا
.... شرمنده , منظوری نداشتم ... من
امشب واقعا یه شب طولانیه
باور کن میدونم
گفتم که .... متاسفم
نمیتونم تصور کنم چی کشیدی
تو کاری که مجبور بودی کردی - میدونم -
امشب داره به سر میرسه
باید روراست باشم
حس خوبی به فردا هم ندارم
حتی نمیدونم از کجا باید شروع کنم
شاید بهتره با کمک به همنوع شروع کنی
گمونم .. بهتره برم بالا
.... هی من میخاستم چند تا
ساندویجی چیزی برای جنا درست کنم
تو هم میخای ؟
البته
چرا که نه ؟
باشه
ممنون
تو هم اونجا کنارمی , نه ؟
البته
باورم نمیشه قراره اینکارو بکنم
به ندای درون و قلبت گوش بده
ایناهاش
فرشته ی من چطوره ؟
میدونی اون چیه ؟
اینو برای بیستمین سالگرد ازدواج مون برای مادرت خریدم
یه چیز کهنه و قرضی
و یه چیز جدید - یه چیز آبی رنگ -
عزیزم چی شده ؟
شاید ... اینکار برام زوده
شاید بهتره چند سال دیگه صبر کنم
اینکه یه کم سست بشی طبیعی ـه
این برات روز بزرگیه
برای همه خونواده
نه .. نمیتونم باهاش کنار بیام
عزیزم
داری زیادی سخت میگیری
نه , نمیگیرم
من این اتاق رو ترک نمیکنم
اهمیت نمیدم مردم چی دربارم فکر میکنن
عزیزم بابات راست میگه
داری زیادی سخت میگیری - نه بس کن -
تصمیم خودمُ گرفتم
باشه
هنوز نیومده
ای کاش میتونستی درباره رکس بهم بگی
کارائی که میکنه - جدی ؟ -
و اگه مجبور نبودم باهات میومدم
گمونم نه
پیت , اینجا سرویس غذا هم دارید ؟
مثل پنکیک ؟
... نمیدونم داداشت چه قولی بهت داده ولی
اینجا فهرست غذا نداریم
اون پشت چند تائی اسنک داریم
همینجا بشین , الان برات میارم
پس قبلا پلیس بودی ؟
تطهیر باعث شد از کار استعفا بدی
چون دیگه جرم ها عادی شده ؟
نمیدونم روال کار مردم چیه
من میدیدم که مردم برای دلایل کوچیک قانون شکنی میکردن
نه مثل کسانی مثل تو که منتظرن یه شب رستگار بشن
ولی جرم کمتر شده , نه ؟
این چیزیه که بقیه میگن
تا وقتی ببینی همه چی بسته شده
در همچین شبی برادرمُ از دست دادم
یه تطهیرگر ناشناس سرشُ قطع کرد
گفت فقط میخاسته غلتیدن سرشُ تماشا کنه
خیلی وحشتناکه
من و میگل ... پدر و مادر نداریم
وقتی والدین مون مُردن مارو پیش روانشناس فرستادن
.... اون سعی داشت توضیح بده چطور فداکاری شون
به افراد بیشتری کمک خواهد کرد
و اون موقع خیلی بچه بودیم بیشترشُ یادم نمیاد
ولی این قسمت از حرفاشُ بیاد دارم
. و همین باعث شد کمی بهتر بشم
هی پیت یه لحظه بیا اینو ببین- باشه -
ببخشید
باور داشتن به چیزی باید حس خوبی داشته باشه
خدمات
آه
وای , عجب بوی خوبی میده
آره , خیلی براش زحمت کشیدم
بسلامتی یه شروع تازه
منظورت چیه ؟
... هیچی , فقط
گمونم امشب برای همه مون خیلی سخت بوده
.... و .. برای معامله با بابات
خیلی تلاش کردیم
و .... نمیدونم
ولی اون مُرده
... ولی شرکتش هنوز هست و
.... من تک فرزندم ... پس گمونم هر اتفاقی بیفته
بمن بستگی داره
... لایلا ما نمیخایم - من میخام -
میخام سر معامله باهات بمونم
ببین
.... این واقعا ساده نیست
... بخشی از من حس میکنه
. من و جنا هرگز نباید در این راه قدم بر میداشتیم
میخام بگم نباید به چیزی که . براش ساخته نشدیم اصرار کنیم
این پروژه فقط رویای تو نیست , ریک
رویای جنا هم هست
میخام چیزی رو درست کنم که در خراب شدنش نقش داشتم
لطفا بزار اینکارو بکنم
این سخاوتمندی تو رو نشون میده
خوب
همکار شدیم ؟
جواب بله ست یا نه ؟
هنوز میخای سر معامله بمونی ؟
... راستش لایلا
نمیتونم جواب بدم
. باید اول با جنا صحبت کنم
... هی من
الان میخاستم بیام پیشت
برات ساندویج پنیر درست کردم
ریک , میشه یه لحظه با لایلا تنها باشم ؟
ریک
آره , البته
بهتره برم دوباره خونه رو چک کنم
هی - لطفا بس کن -
چی شده ؟
نمیتونم در آشفتگی زندگی کنم
دیگه نمیتونم
ما کاری نمیکنیم
چرا بدون من به ریک پیشنهاد دادی ؟
شاید چون میدونستی من قبول نمیکنم ؟
من مثل اون طالب این معامله نیستم
جنا - گوش کن -
تو چیزی رو در من روشن کردی
تو منو ... متعادل تر کردی
با یه روش خوب
و من خودخواه بودم که بیشتر میخاستم
ولی , ما , این هر چی که هست
نمیشه ادامه پیدا کنه
من از همه بازی ها خسته شدم
ولی تو به چیزی نیاز داری که ازت محافظت کنه
نه , میتونم از خودم محافظت کنم
ریک گفته بیخیال بشی ؟
اون تو رو فریب میده
تا کِی میخای به ساز اون برقصی ؟
درباره من اینجوری فکر میکنی ؟
... نه , فقط
ما میتونیم خوشبخت باشیم
میدونی که تو اینو گفتی
من خیلی چیزا گفتم
بله احتمالا برات سخت ترش کردم
.... میدونم من
گیج شده بودم
لایلا میخام باهات روراست باشم
میدونم نمیخام در گذشته زندگی کنم
دیگه رابطه مون تموم ـه
نه
مزخرف ـه
چرند و مزخرف ـه
No comments yet. Be the first to leave one.