Le prime 200 righe.
اوه
گندش بزنن
اوه!
آه! عوضی!
شوخی میکنی؟
اوه، خدایا
اوه! اوه... اوه... آه
چرا همچین میکنی؟
من نه. نه کاری نمیکنم
من فقط...
اوه!
اوم...
دیشب بهم زنگ زدن
گفتن که دوباره میتونم برگردم سر کار، خب
اوه، واسه همینه که موهاتو شونه کردی؟
چی؟ من همیشه موهامو شونه میکنم
آره، خیلی خوبه
صبر کن ببینم، اون کیه؟
صبر کن ببینم، اینجا چه خبره؟ صبر کن ببینم، اینجا چه خبره؟
صدای چیه؟
- خدایا، بابا داره پورن میبینه... - صدای چیه؟
و اون نمیدونه که بلوتوثش روشنه
چی؟
اوه، خدای من. پدر و مادرم چرا اینجورین؟
دنی!
گندش بزنن
چیکار میکنی؟
- چیکار میکنی؟ - میخوام دوش بگیرم
اوه، نه، دوش نمیگیری!
الان شنیدم داشتی چیکار میکردی
ما... ما... دخترت شنید که داشتی چیکار میکردی!
- چی؟ چطور؟ - بلوتوث روشن بود! صدا از اسپیکر اومد!
- اوه - نکن
این پورن تو انبار فروشگاهه
تو سکس مردم
- تو انبار فروشگاه رو نگاه میکنی؟ - خیلی خب
فقط... برو بیرون، لطفا. میشه...
میدونی که ما میتونستیم این کار رو با هم انجام بدیم؟
میتونستیم
تمام این مدت، فقط خودم و خودت، بهصورت واقعی و فیزیکی
من فقط ۶ متر ازت فاصله داشتم
فقط نظرمو میگم
هی دختر
سواری نمیخوای؟
از تو؟ نه
میتونی سوار ماشین بشی؟
لطفا؟
چیه؟
از کاپشنت خوشم اومد
ری، تو چی...
ری!
سلام، چه خبر، کِو؟ بیا داخل حاجی
خوشحالم که میبینمت
- سلام. کوین هستی، درسته؟ - بله
اوه، موفق باشی
اوه، جلسه رواندرمانگری داریم
اوه. آره، راستی، نمیشه...
نمیشه چیزی نگیم، میدونی از اتفاقی که افتاده؟
اوه، اتفاقا بحث رو با این موضوع شروع میکنم
چون هر هفته در مورد
کار افتضاحی که انجام دادهام صحبت میشه، پس...
باشه، فقط... من کاری انجام ندادم
- که افتضاح یا اشتباه یا... باشه - خیلی خب
من این حس و حال
بگم بگم که راه انداختی رو دوست ندارم
من... این... من چیزی...
- ببخشید - اون چیه؟
چیزی داره وز وز میکنه؟
نه. نه این... نه، این فقط یه کیسهست. توش زبالهست
- چی؟ صبر کن - الان میخوای آشغالها رو بررسی کنی؟
- اوه!
تو میدان جنگ جونشو از دست داد
ممنون. مرسی
اوه... ببخشید
پورن نگاه میکنی؟
چی؟ نه. نه
نه، اوه
- اوه، اوه... - عجب
خب، اوه، باید حواست به اینا باشه
اوه... الان یه لاکپشت
- از اونجات افتاد - اوه، عجیبه
اوه، درسته
اوه، چیزه... کبود شده بود...
اوم، پس داشتی پورن نگاه میکردی؟
اوه...
چطور میتونم کمکت کنم؟
این متقاضیان باید اطلاعات
بیمه درمانیشون رو پر کنن
باید باهاشون تماس گرفته بشه
و جالب اینه که بعضیهاشون
شماره تماس ندارن
عالیه. خیلی خب
خوشحالی که برگشتی؟
خیر
ولی، در واقع، باید چک حقوقیام رو بگیرم
تا شبها تو رختخواب دراز نکشم و به اقساط وام و
باطل شدن بیمه سلامتم فکر کنم، پس...
این همون چیزهاییه که شما قدیمیها تو رختخواب بهشون فکر میکنید؟
ناراحتکنندهست
نسل جدیدو گاییدم
هیچکس نمیخواد بشنوه که تو کیو میگایی
فیش ازم جدا شد
و بچههای سال آخر
اسم منو تو رده چهارم لیستِ کردنیترین دخترها گذاشتن
چهارم لعنتی!
متاسفم واسه این اتفاق
لعنتی. حالا لازم نیست انقدر جدی باشی
مادرت قبلا حسابی از خجالتم دراومده
خدایا. اوم...
آره، اون، اوم، اون فقط...
یه روانی بهتمام معناست؟
آره
جلو پات رو ببین
این چیه؟
ماریجوانا تو قوطی. مادرم خیلی قبولش داره
شوگر عزیز
چند وقت پیش یه نامه برات نوشتم
و اوه، این وضعیتیه که اخیرا پیش اومده
اوم، من یه دوست پسر دارم
مدتیه که با همدیگه آشنا شدیم، تقریبا یک سال
و اوه، نمیدونم، اون...
اون معمولا همه چیزو بهم میگه
ولی یه روز، من زودتر از سر کار اومدم
و در اتاق خوابمو باز کردم
و اونو دیدم که لباس زیر منو پوشیده بود
و حالا من... نمیدونم چی بهش بگم
چیزی بهش بگم؟
یا نادیدهاش بگیرم؟
من واقعا دوستش دارم
ولی فکر نکنم در حال حاضر خوشم ازش بیاد
در واقع، واقعا ازش متنفرم
خیلی ازت متنفرم
سلام
حاضری؟
حالتون چطوره؟
- عالی. خیلی خوب - خوب
خیلی خوب. عالی
پس بهتر از هفته قبل هستید؟
- قطعا - اوم... در واقع، این...
دنی از اسپیکرهای بلوتوثی صدای پورن پخش کرد
- امروز صبح... - ویبراتورِ کلر
به معنای واقعی کلمه بهخاطر استفاده بیش از حد، ذوب شد
تا حالا مراجعهکنندهای داشتی
که فقط به تماشای
سکس خفن افراد عادی
- تو یه فروشگاه ابزارآلات... - عجب
- علاقهمند باشه؟ - اوه...
- منظورم اینه که، میدونم این خاص بهنظر میرسه ولی... - بیا... خیلی خب...
چیزه... وقتی که...
وقتی که بهش فکر میکنی، این فقط...
- ابزار برقی و... - کلر
- کلاههای ایمنی - خیلی خب، من...
پیچ و میخ. ابزارآلات ماکیتا (ماکیتا: مارک معروف ابزارآلات)
خیلی خب، میشه بس کنی؟ خدایا
- دنی - چه غلطی میکنی
- من فقط... - دنی
اینجا جای گفتن این حرفهاست؟
چیزی نیست که بخوای دربارهاش خجالت بکشی
تو اتاق بمون لطفا
خیلی خب
باشه
خب...
به نظر میرسه هر دوتون تجربیات فردی خودتون رو دارید
فکر کنم همینطور باشه
میدونم که سخته
ولی شاید بهتره بریم سراغ اصل مطلب
که چرا...
شما دوتا با هم سکس ندارید؟
در واقع ما در حال حاضر
عوامل استرسزای زیادی تو زندگی داریم
پس یه جورایی...
میل جنسی نداریم
مثلا چه عواملی؟
اوم، من... من برگشتم سر کار
میدونی، این، اوم...
باعث میشه بیمه سلامت و حساب پسانداز بازرنشستگی داشته باشیم
و هیچ حرفی هم از اینکه
برادرت کی قراره پولو پس بده، نمیزنی؟ عجیبه
میخوای باز همین روال رو ادامه بدی؟
سر این قضیه بارها و بارها و بارها دعوا کنیم؟ این واسهات جالبه؟
- میدونی چیه؟ اصلا متاسفم - این قضایا رو اینجا واسهات جالب میکنه؟
- این چیزه... - کمکی میکنه؟
داستانهای تموم نشدنی زندگی من
و... و آموزش ساز ترومبون به بچهها
با حساب پسانداز بازنشستگی همراه نیست
متاسفم، اما مسئله پوله
و این پولیه که من بهدست آوردم و تو اونو هدیه دادی
کلر، از رفتن سر کاری که بهت
بیمه سلامت و حساب پسانداز بازنشستگی میده، آزردهخاطر میشی؟
یا شاید هم به این خاطر آزردهخاطری
دنی دستمزد کمتری نسبت به تو داره؟
نه. ما، اوم، این تصمیمات رو با همدیگه گرفتیم
میدونی، خیلی وقت پیش
اینطور نیست که اونو مجبور کنم که...
ولی در عین حال این کار رو کردم
این کار رو کردم
من این کار رو انجام دادم تا تو کاری رو انجام بدی که دوست داری
خیلی خب، خب... خب... خب که چی؟ پس
پس چون دستمزدت از من بیشتره
یعنی میتونی هر کاری بخوای انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.