Nine Perfect Strangers

Nine Perfect Strangers

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Nine Perfect Strangers S01E02 XviD-AFG
Nine Perfect Strangers S01E02 WEB x264-TG
Nine Perfect Strangers S01E02 WEB XviD-RMX
Nine Perfect Strangers S01E02 WEBRip x264-ION10
Nine Perfect Strangers S01E02 720p WEB H264-GGWP
Nine Perfect Strangers S01E02 1080p WEB H264-GGEZ
Nine Perfect Strangers S01E02 1080p HEVC x265-MeGusta
Nine Perfect Strangers S01E02 The Critical Path 1080p HULU
Nine Perfect Strangers S01E02 The Critical Path WEBRip XviD-RMX
Nine Perfect Strangers S01E02 The Critical Path 480p WEBRip x264-RMTeam
Un commento di HosseinTL
██► AbG و ســروش HosseinTL حسین | Bia2Movies.bid ◄◄

Tag

web
XviD
x264
webrip
BRip
480p
480
720p
720
1080
Pubblicato il: 2021-08-19
Download: 57
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫ناماسته. ‫به سرای آرامکده خوش اومدین

‫من ماشا هستم

‫منظورت اینه که کتابم رو نمیخوان؟

‫نرمال نیست که آدم فریاد بزنه

‫"من توی این دنیا نیستم" ‫اونم با تمام توان

‫داریم میریم چون مشکل داریم بنجامین

‫تو رابطه‌مون

‫تو برای چی اومدی؟

‫کاهش وزن، افزایش اعتمادبه‌نفس، ‫تحول روح و جسم

‫همین الانم حس بهتری دارم. ‫جدی میگم

‫واقعاً اینجا محشر نیست؟

‫چیه اون؟

‫خون میگیریم. ‫رویه معموله

‫بهت گفت باید انتظار ‫چی رو داشته باشیم؟

عذاب

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

:تــرجــمــه « حـسـیـن رضایی و ســـروش » :.:.: SuRouSH_AbG & HosseinTL :.:.:

‫سلام عرض شد

‫- سلام! ‫- حالت خوبه؟

‫آره. آره. نه، خوبم. فقط...

‫فقط یه وحشتزدگی کوچیکه

‫میاد و میره. ‫بعضی وقتا هم

‫حس میکنم که الان وحشت میکنم ‫برای همین نمی‌خواستم

‫جلسه رو بهم بزنم و اینا

‫اون جلسه که دیگه بهم ریخته

‫بابات الان جلوی مامانت رو گرفته

‫فکر کنم میخواد...

‫چشمای ماشا رو دربیاره

‫یه چیزی درباره مرگ و اینا گفتن

‫درست نفهمیدم

‫آره، آره

‫برادرم زک رو میگن

‫سه سال پیش زندگیش متوقف شد

‫یه جورایی برای همینم اینجاییم

‫این هفته میشد تولد 21 سالگیش

‫یا تولد 21 سالگی‌مون. ‫دوقلو بودیم

‫ولی، اون...

‫روز قبل از تولد 18 سالگیمون ‫زندگیش تموم شد

‫وای خدا

‫اینم از این، ‫بار و بندیل خانواده مارکونی

‫که اتفاقاً تجسس هم شده

‫بله

‫متأسفم عزیزم

‫اشکالی نداره. ‫خیلی صمیمی نبودیم

‫پس...

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم

‫خواستم یکم هوا بخورم

‫- سلام ‫- سلام

‫- میشه با دخترم حرف بزنم... ‫- بله

‫- لطفاً؟ ‫- مامان، چیزی نیست

‫من خوبم. فرانسیس، من خوبم

‫اتفاقاً میخواستم برم یکم بدوم

‫کلاً کارمون دوییدنه. ‫عه، می‌بینمتون

‫موضوع پسرتون رو داشت میگفت

‫اوه

‫خیلی متأسفم

‫ممنون

‫آره، جایی نخوندم که قراره

‫ساک‌هامون رو هم بگردین

‫کسی همچین چیزی دیده؟

‫- چون من که چیزی نخوندم... ‫- هی

‫- دربارش ‫- بهتره یه نفس عمیق بکشی

‫جان؟

‫نمیخوام نفس عمیق بکشم

‫این کار جرمه

‫تو سلولمون دنبال قاچاق میگردی؟

‫وسایلمون رو پس نمیدی، ‫این تخلف از

‫حقوق انسانی‌مونه خانم جون

‫ببین، من تو ساکم داروی نسخه‌ای دارم

‫و همین الان باید پسش بدین بهم

‫میگیری چی میگم؟

‫یائو. میشه بری داروی تونی رو بیاری؟

‫آره. خوبه. ممنون

‫ودکا هم میخوای باهاش؟

‫یا جدا میخوری؟

‫- گوه نخور ‫- آروم باش

‫- سختش نکن ‫- تو هم گوه نخور

‫من برای اینا نیومدم اینجا

‫- محض اطلاع گفتم ‫- مشکلی نداریم

‫برای شفا دادن، ‫باید زخم رو پیدا کرد

‫برای همین ما رو انتخاب کردی، نه؟

‫یعنی چی انتخاب کرده؟

‫کمتر از ده درصد از ‫داوطلب‌هاش رو قبول میکنه

‫ما فقط یه معادله‌ایم

‫زشتی‌های همدیگه رو تکمیل میکنیم

‫چرندیات

‫تو مهمان‌هات دنبال چی هستی؟

‫- آسیب ‫- پتانسیل

‫چه فرقی داره حالا؟

‫به خودتم همین حس رو داری

‫فرانسیس؟ درسته؟

‫در مورد مسائل، زندگیت. ‫"چه فرقی داره حالا"؟

‫زن‌های امثال تو رو می‌شناسم

‫نمی‌شناسی. ‫خیلی پرتلاشی

‫و انقدر متعد به...

‫کمال هستی که دیگه ‫حتی انسان نیستی

‫و بقیه رو خرد میکنی

‫که مجبور نشی زخم و کبودی‌های ‫خودت رو ببینی

‫شاید بعضی از این مهمون‌ها ‫برای کشمکش اومدن اینجا

‫ولی من تو زندگی روزمره‌ام ‫به قدر کافی کشمکش دارم

‫نیومدم اینجا که رگم رو بزنم

‫اومدم یکم عشق و حال کنم

‫اگه ممکنه میخوام خصوصی ‫باهات صحبت کنم

‫ببین، بدون شک ‫تو آدم خیلی باهوشی هستی

‫که اینجا رو...

‫ساختی

‫ولی اصلاً منطقی نیست

‫هیچ فرد حرفه‌ای صلاحیت‌داری ‫تو دنیا نیست

‫که داروهای یه نفر رو مصادره کنه

‫تو معتاد مواد مخدری تونی

‫برای ترک کردن و سم‌زدایی کردن ‫خیلی جاها میتونی بری

‫ولی اومدی اینجا

‫شاید برای اینکه علت معتاد شدنت

‫- رو حل کنی ‫- میدونم

‫میدونم علتش چیه، خب؟

‫سه تا جراحی فقراتی، ‫یه زانوی ترکیده

‫این فقط یه قصه‌ست

‫قصه‌ای که بی‌حست کرده ‫و از زندگیت بیرونت انداخته

‫تو همین روز اول ‫همه اینا رو فهمیدی، آره؟

‫طلاق گرفتی، بله؟

‫آره

‫دو تا بچه داری

‫رابطه‌ات باهاشون چطوره؟

‫اینجوریه، آره؟ ‫کارت اینه؟

‫از زیر زبون ملت حرف میکشی

‫بعدم علیه خودشون استفاده میکنی

‫ها؟ الان میخوای منو بزنی ‫تو دستگاه خودپرداز؟

‫از زندگیت راضی هستی؟

‫از زندگیم راضی‌ام؟

‫اوهوم

‫کدوم خری از زندگیش راضیه؟

‫فقط دارو رو بده بهم، لطفاً

‫بخور

‫همین الان

‫یکی دیگه هم صبح

‫هر روز

‫نمیخوام مریض باشی تونی

‫هوم؟ فقط میخوام...

‫سالم باشی و التیام پیدا کنی

‫بی‌کم‌وکاست

‫و بنظرم تو هم همینو میخوای

‫هیچوقت نخواستم قرص‌هات رو بگیرم تونی

‫فقط رازت رو میخوام

‫- یا خدا! ‫- ببخشید. ببخشید

‫- خدایا ‫- ببخشید

‫- داشتم از ترس میمردم ‫- عذر میخوام

‫نباید تو تاریکی اینجوری ‫یواشکی بری سراغ آدما

‫یواشکی نبود. فقط... ‫میدونی، توی دفترچه

‫خوندم که باید رعایت بقیه رو بکنیم

‫چون ممکنه در حال مدیتیشن ‫باشن و سعی کنیم...

‫مزاحمشون نشیم. ‫برای همینم...

‫- آره ‫- مدیتیشن نمیکنم

‫فقط محزونانه زل زدم به ‫پوچی حیرت‌انگیز

‫ببین... اون... چیز خوشامدگویی...

‫- خیلی تخمی بود ‫- آره

‫- آره ‫- خب حله

‫چون فکر کردم من دارم دیوونه میشم

‫ببین...

‫احتمالاً دلت نمیخواد اینو بشنوی

‫میدونی، ملت میان خلوتگاه ‫که از این چیزا

‫دور شن و اینا ‫ولی باید بگم...

‫طرفدار پروپاقرصتم

‫بوسه‌ی ناتانیل رو سه بار خوندم

‫بنظر من عاشقانه‌ترین کتاب...

‫تو دنیاست

‫مرسی که گفتی

‫خب، بحران تو چیه؟

‫چیم چیه؟

‫اون یارو انگلیسیه گفت

‫ماشا ما رو بخاطر یه بحران خاص ‫انتخاب کرده

‫تو هم که انقدر موفقی، ‫برام سوال شد...

‫الان دارم می‌فهمم ‫که دارم پامو از گلیمم درازتر میکنم

‫واسه همین... حرفم رو پس میگیرم

‫اشکالی نداره. فقط اومدم ‫برای استراحت و تفریح

‫شاید بحران من اینه که ‫بحرانی ندارم

‫اوهوم

‫- خب الان داری کتاب جدیدی می‌نویسی...؟ ‫- بحران تو چیه؟

‫آها. مشاوره ازدواج. ‫آره. من و بن...

‫افتادیم تو یه مسیر سخت

‫- می‌شناسم اون مسیرو ‫- متأهلی؟

‫نه در حال حاضر. ‫دو بار ازدواج کردم

‫خوش‌بین-مازوخیست. تشخیصش سخته ‫(خودآزار)

‫"او را دید". ‫این جای مورد‌علاقم از

‫بوسه‌ی ناتانیل ـه. ‫نوشتین "او را دید

‫و تا آن زمان، دختر نفهمیده بود

‫قبل از آن هرگز دیده نشده بود

‫گویی به خانه برگشته بود"

‫یکم بدقواره‌ست

‫نه، نه. نیست

‫بهترین حس دنیاست

‫دیده شدن

‫نصیحت این پیرزن رو میخوای؟

‫- اگه میخوای میگم ‫- میخوام

‫من باشم توی رمان ‫و موسیقی و فیلم

‫دنبال حقیقت عشق نمیگردم

‫دروغ میگن

‫ما هم یه مشت دروغگوی کثیفیم

‫بله. یعنی آره

‫دغلکاران قلب

‫همین الان به ذهنت رسید؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left