Le prime 200 righe.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه در «رِیزینگ کینن» گذشت...
عمو ماروین!
یه مرد سفیدپوست خالکوبیشده بود.
داره دروغ میگه.
فکر کنم بتونم کاری کنم حرف بزنه.
واقعاً این خانوادهای رو که پیششونه دوست داره.
حتماً کار خود یونیک بوده.
ـ یونیک کجاست؟ ـ یونیک رفته.
اون فرار نکرده، ماروین.
فقط رفته دنبال زندگیش.
تو هم باید همین کار رو بکنی.
ویکودینها رو دو برابر کردی؟
زاناکس و ریتالین رو هم بیشتر کردم.
خوب به نظر میاد.
شنیدیم بریز بهخاطر یه بچه تازهوارد
تو رو کنار گذاشته.
ادای بزرگترها رو درمیاری...
ولی هنوز مادرت باید پاکت کنه...
دِفکان پدر من هم بود، کینن.
قبل از مادرت با مادر من بود.
من و تو همخونیم؛ برادریم.
اگه دنبال کاری، یه جا برات داریم.
فکر نکنم همین الان ازم پرسیدی
میخوام برات کار کنم یا نه.
برام مهم نیست چند نفر رو میکشی
یا چند نبش رو میگیری،
هیچوقت بالاتر از من نمیری،
چون نمیتونی اونقدر بالا بیای.
اصلاً حتی نمیتونی من رو ببینی!
سرپا بمون...
گنگستر.
میدونم جنس تو درجهیکه،
و قبلاً هم با هم کار کردیم،
پس باید راحت باشه.
علاقه دارم.
مادرت با
پینو برناردی شریک شده...
ـ سهم تو. ـ یه کیرخورِ بیرقیب.
انگار کسبوکار حسابی گرفته.
دخترها پولشون رو میخوان.
و فلاسی سیگل...
بهتره بهشون نگی فاحشه.
که یه مشت فاحشه زیر دستشه
و حالا جنس مادرت رو
توی شهر پخش میکنن.
هنوز از این زندگی برای تو متنفرم.
نمیشه فهمید کدوم بنجلتره،
ماشینت یا خونهات.
شروع کردم بهش پول بدم تا دست از سرم برداره
و همینطور بهم اطلاعات بده.
ـ بقیهاش کجاست؟ ـ همه پولت رو میدم،
فقط کمی وقت لازم دارم.
فکر کنم باید بفهمی
این قضیهٔ لعنتی چقدر جدیه.
فلاسی با یه موادفروش شریک شده
که از یه کلوب قدیمی توی ویلیج کار میکنه.
لطفاً بهم آسیب نزنید. هر کاری بخواید میکنم.
خوبه، عزیزم،
چون لازم داریم چندتا کار برامون بکنی.
بعد اون پسری که رئیسشون بود،
«به راک بگو کار کینن بود.»
پینو تا ابد نمیتونه ازت محافظت کنه.
گور بابای ابدیت؛ همین حالا اینجام.
استفانو علیهمون حرکت میکنه.
باید قبل از اون دستبهکار بشیم.
ولی آدمهای خودمون نباید انجامش بدن.
میتونم به ممفیس زنگ بزنم؛ ببینم اون سفیدها کار رو میخوان.
فقط یه فرصت دارین.
اگه خرابش کنید، زنده به تنسی برنمیگردید.
ـ اون چیه؟ ـ دردسر.
استفانو داره میاد سراغمون.
حتی رفیقت، دن فتوچینی لعنتی توی منهتن،
نمیتونه جلوش رو بگیره.
پینو خودش با استفانو مشکل داره
و آدم قدرتمندیه.
بذار اول ببینیم چی میگه،
بعد سنگ قبرهامون رو انتخاب کن.
از نظر من، اگه به چیزی اعتراف نکنیم،
پینو هم کاری نمیکنه.
اون میخواد پولش قطع نشه،
و ما الان از طریق این دخترها
پول زیادی براش درمیاریم.
ولی ممکنه فلاسی بههرحال کارمون رو بخوابونه.
حس میکنه جنس ما مشکلی داره.
در اون مورد حق داره.
حداقل درباره اون قاضی.
کینن اون دختر رو گرفت
و مجبورش کرد اون کوکائین خراب رو تحویل بده.
چرا تازه الان این رو بهم میگی؟
چون میخواستم قبل از اینکه تو کار احمقانهای بکنی،
بفهمم قدم بعدی خودم چیه.
فلاسی ازت خوشش میاد.
باید باهاش اوضاع رو درست کنی.
کینن چی؟
با اون هم همون کاری رو میکنیم که با استفانو کردیم.
صبر میکنیم ببینیم اوضاع چطور پیش میره.
نمیشه فقط واکنش نشون داد.
باید باهوش باشیم.
وقتی کسی توی آب شنا میکنه،
نمیفهمه بارون میاد.
اصلاً حسش نمیکنه، چون خودش از قبل خیسه.
توی این بازی هم همینطوره.
اونقدر عمیق فرو میری
که طوفانی رو که داره میاد حس نمیکنی.
و وقتی بالاخره حسش کنی،
دیگه دیره، چون داری غرق میشی.
پس از آب دور بمون، رفیق.
این زندگی برای تو نیست.
مادرت سعی کرد من رو بکشه.
من هیچ ربطی بهش نداشتم.
ـ به شرفم. ـ «به شرفم»؟
هر معنایی که داشته باشه.
اون مادرته، پسر.
انتظار داری باور کنم طرف من رو میگیری، نه اون رو؟
موضوع طرفِ اون نیست.
یا طرفِ تو.
موضوع طرفِ خودمه.
و در حال حاضر،
طرف من همون طرف توئه.
بهت هشدار دادم
اوضاع با اون ممکنه کثیف بشه.
و حالا... رسیدیم به همینجا.
هر کاری لازمه بکن.
قصدش رو دارم.
ـ چیزی برام داری؟ ـ تو همیشه یواشکی پیدات میشه.
بقیه پول لعنتیم کجاست؟
ـ باید کمی وقت بدی. ـ لازم نیست هیچی بهت بدم.
من افسر پلیسم.
هر وقت بخوام میتونم برای تو
و خانواده لعنتیت پرونده بسازم.
یه بار دیگه میگم
و بهتره خوب بشنوی.
پول لعنتیم رو برسون،
وگرنه اتفاق خیلی بدی برات میافته.
بین منهتن و کوئینز میانهٔ خوبی نیست.
بین من و استفانو مارکتی هم همینطور.
ولی اون هنوز یه رئیسه!
نمیدونم درباره چی حرف میزنی.
چندتا روستایی لعنتی رو اجیر کردی که بکشنش.
ولی اون ورق رو برگردوند.
من چیزی دربارهاش نمیدونم.
معلومه که نمیدونی.
این فقط مزخرفیه که استفانو سر هم کرده
تا تو رو از من دور کنه.
اون عوضی هر کاری از دستش بربیاد میکنه
تا تجارت ما رو خراب کنه،
حتی این چرند رو ساخته
که من خواستم بکشمش.
برو بابا با این مزخرفات.
به استفانو میگم من و تو حرف زدیم.
عجب تخم بزرگی داری.
پای تخم نیست.
همهش دله.
جنس بریز کجاست؟
تو دیگه کی هستی؟
وقت این مزخرفات رو ندارم.
برو جنس رو برام بیار.
من اصلاً تو رو نمیشناسم.
جدی میگی؟
من با بریز کار میکنم.
تا وقتی بریز به من نگه،
تو با بریز کار نمیکنی.
اصلاً کینن رو دیدی؟
نه خیلی.
یه مدت پیش توی لامونت کمی حرف زدیم.
کینن مشغول کار خودشه.
چه کاری میکنه؟
هر غلطی که خودش میکنه.
چرا؟
فقط میخوام حواسم بهش باشه.
اون پلیسه برای بقیه پولش حسابی بهم فشار میاره.
معلومه که میاره.
اون رو خریدهای،
ولی چیزی رو که باید بگیره بهش نمیدی.
ایستادن پشت بار پول کافی بهم نمیده.
هنوز نمیفهمم چرا اصلاً
با این پلیس وارد معامله شدی.
فقط برات دردسر میشه.
میخوام جنس خودم رو پخش کنم.
بههیچوجه.
همین حالا هم توی کلوب مستقرم.
من نمیخواستم اونجا باشی؛ مجبورم کردی.
میخوام آدمهای خودم رو برای تحویل بیارم
و از هرچی درمیارن سهم بردارم.
همین حالا هم خیلی بیشتر از چیزی که میخواستم به این کار نزدیکی.
یا با تو انجامش میدم
یا با یکی دیگه...
ولی انجامش میدم.
خسته شدم همه پول درمیارن جز من.
من و خاله راک...
سهم بزرگی از هرچی درمیاری برمیداریم.
میدونم این کار چطور پیش میره.
فکر میکنی میدونی.
ولی نمیدونی.
و همین من رو تا سرحد مرگ میترسونه.
این یارو نمیخواد گوش بده.
چه غلطی میکنی، خورخه؟
حتی این بچه رو نمیشناسم و داره بهم دستور میده؟
وقتی گفت من و اون با هم کار میکنیم،
No comments yet. Be the first to leave one.