Le prime 200 righe.
چی میخونی؟
الگوریتمهای کامپیوتر کوانتومی به سمت راست
کتاب ادیه به نظر پیچیده میاد، رفیق
فکر کنم یاد گرفتم اونها آدمهای خوبی هستن
تو اصلاً یاد نگرفتی
بله مامان مراقب رفتارم هستم
زود باش مایک بهمون بگو چطور انجامش میدی
امکان نداره خودتون میتونید ازش سر دربیارید
آره، همه اینجا هستیم نه، غیرعادی نیست
شما به مقصد خودتان رسیدید
الو؟ مامان؟ فکر کنم رسیدیم
محاسبه مجدد مسیر اوه، صبر کن صبر کن
لطفاً دور بزنید فکر کنم قطع و وصل میشه
الو؟ الو؟ چی شد!
مامان، اگر هنوز صدامو میشنوی من قطع میکنم باشه؟
خوب، به نظرم همینجاست
کمی با تبلیغاتش فرق داره
اینجا خیلی عالیه، ادی
اوه، متاسفم... خوبی؟ من تسلیم شدم
مامان، ما تازه صحبت کردیم
ببخشید؟ چی؟
میتونی تکرار کنی؟
تو کی هستی؟
بچه ها، لطفاً کمک کنید! آره، متاسفم جان!
من جان هستم فکر کنم شماره رو اشتباهی گرفتید
خداحافظ سلام؟
من اومدم
ممنون ری
ری اسم واقعی توئه یا کوتاه شده یک اسم هست؟
سانری مونری؟
استینگری!
شما هم نمیدونید؟ نه، حتی نزدیک نشدیم
چیه، فکر کردید چون شبیه یک هیپی هست
باید یک اسم احمقانه هیپی داشته باشه؟
آره نه، اسم من رین بو (رنگین کمان) هست
اوه، خیلی بهتر شد اصلاً هیپی نیست
خیلی بهتر شد
به سلامتی رفیق همه چی مرتبه ادی؟
ادوارد... اسم من ادوارد هست قبلاً به همتون گفتم
فقط همسرم منو ادی صدا میکنه باعث میشه بیشتر غصه بخورم
اول خانم ها
ادوارد مراقب باش
مراقب باش مایک... مراقب باش! اینجا خیلی بزرگه!
مزخرف نگو خانم مارپل و خیلی به سبک دهه 70 هست
خیلی فرومایه هست بله
بله، همینطوره
کهنه هم هست خوب من دوستش دارم
هی، روی اون برگه ننوشته بود که اینجا برای ...
ویلچرها قابل استفاده هست؟ نمیدونم... نوشته؟
یادم نمیاد خوب، چرا باید یادت نباشه
اما، آره... من مطمئنم روی برگه نوشته بود
بله، اتفاقاً نوشته بود
فکر میکنم روی بروشور در مورد یه چیزهایی اغراق کردن
اغراق کردن؟ جایی که من ازش میام اسم این دروغ گفتن هست
خیلی خب، هیچ کدوم از اتاق های این پائین برای تو مناسب نیستن
ما یه فکری میکنیم رفیق
آشپزخانه و اتاق نشیمن این بالا هستن بچه ها
یک اتاق خواب برای جان هست؟ و یک دستشوئی؟
آره، هردوش هست و یک بهارخواب اینجاست
نابکار... بخند السی خیلی خب، پس بیاین انجامش بدیم
کار تیمی، درسته؟ آره، قطعاً
هرچند هیچ کدوم از ما زحمتش رو به دوش نمیکشه
خیلی خب... آماده؟ دو... سه
وای مراقب باش
صبر کن! نه، این جواب نمیده
اوه!... ببخشید باید بیشتر کشف کنم
حداقل تو بوی خوبی میدی
درسته راحت باشید بچه ها
دارم میام، ببخشید کمک زیادی بهم کردی
رفیق بزار بهت بگم برام مهم نیست چه اتفاقی بیفته
تا آخر تعطیلات تو این طبقه میمونی باشه؟
آره، خیلی ممنونم... خواهش میکنم خیلی ممنونم
این بالا اتاق خواب ها و دستشوئی های بیشتری هست
در واقع خیلی اتاق های خوبی داره دیپس!
اوه، شما خیلی نابالغ هستید!
واقعاً؟ این جواب میده
من میتونم در یک طبقه از پسش بربیام
و ته اون راهرو اتاق توئه
اوه، متاسفم بزار ببینم
من فراموش کردم این چقدر بزرگه خوب، نگران اون نباش
به زودی به بزرگی اون عادت میکنی
بس کن جان
متاسفم
و من فکر میکردم تو کاملاً جدی گفتی
آره، خوب به هیچ کس نگو
فکر کردم خوب میشه ...
اگر بتونیم باهم در آخر هفته بنوشیم
من شامپاین آوردم، چیپس ...
خوب، من میرم یک کاسه بیارم هرچی که باشه ...
و لیوان ها
عالیه
پرده ها عالی هستن یه کمی برق میزنن
مایک؟
میتونم کمک کنم؟
نه، اون انجامش میده کسی ...
اووه!
اوه، به سلامتی
آه، ممنون السی به خاطر هماهنگ کردن تمام اینا
امروز نشان یک سال هست ...
از موقع اون اتفاقاتی که ما رو دور هم جمع کرد
و ما رو پیش این دکتر شگفت انگیز لایق آورد
و درمان گروهی
و... یک سال از ...
از جوئی
امیدوارم روحش در آرامش باشه
ما مشکلات زیادی داشتیم اما این آخر هفته ...
برای فراموش کردن اون مشکلات هست و اینکه فقط اوقات خوشی داشته باشیم
پس، به سلامتی همگی به سلامتی
درمان گروهی دیگه تمومه
درمان گروهی کافیه
به افتخار جوئی جوئی
اون در تمام زندگیش جلوتر از خودش بود
آره، که وقتی با صورتش سعی کرد جلوی یک گلوله رو بگیره، زندگی خودش رو به هدر دار
بیخیال ادوارد اون پسر شجاع بود
ادی تمسخر نمیکنه اون فقط ...
من فقط به حقایق اشاره میکنم
خوب، حقیقت اینه که جوئی برای نجات ما کشته شد ،... بعضی وقت ها ...
بعضی وقت ها احساس گناه میکنی همونطور که دکتر گفت
روی یک یادداشت آگاه کننده اینو ببین
زود باش... بهشون نشون بده ادی اوه ...
تادا!
این قرار بود یک سمبل از نجات شما از این شرایط باشه
میبینی؟ 6... برای گروگان ها
میدونم که مستقیماً درگیر نبودم اما ...
نمیتونم اینو باور کنم اون فقط یک خالکوبیه
من بهت بی احترامی کردم؟
نمیخواستم سرزده وارد بشم یا تجربه شما رو کوچک نشون بدم
من فقط فکر کردم ... نه، مساله این نیست
خوب پس مشکل چیه؟ خوب، من هم یکی از اونا دارم
با یک شماره 6
خیلی خب این تصادف جنون آمیزی هست
فکر میکنی این یک تصادفه؟
نعمت غیر مترقبه
وای خدای من تو هیپی هستی
ما در دوره درمان از این حرف نزدیم؟
نه، بحث خالکوبی پیش نیومد
میخواین یه چیز ترسناک ببینید؟
اوه!
آره، بسیار خب احتمالش چقدره؟
نه، منظورم ... این خیلی ...
منظورم... نه... کاملاً واقعی
خوب احتمال این اتفاق چقدره؟
منظورم اینه که... میدونی ... سبکش دقیقاً مثل همه
منظورم اینه که همون شماره 6 هست میخوای به کجا برسی؟
خوب، این یک جور جوکه، درسته؟
منظورم... حقه ای برای گول زدن دانشمند؟
خوب،... زود باش رفیق خالکوبی خودتو بهشون نشون بده
نه، من خیلی پیر شدم برای بازی ...
اگر مال خودتو نشونم بدی مال خودمو نشونت میدم!
و برای خالکوبی
پس... شما سعی دارید به من بگید که ...
به غیر از السی و من که باهم اینکارو کردیم
بقیه شما به صورت مستقل تصمیم گرفتید
که این خالکوبی به خصوص رو به این سبک انجام بدید... همم؟
خوب، به غیر از مایک
نعمت غیر مترقبه آره، درسته
من احمق نیستم
باشه ، من میرم بقیه چمدان ها رو از ماشین بیارم
به افتخار یک تعطیلات دلپذیر در بیرون شهر
میدونی کجاش عجیبه؟ من حتی خالکوبی نمیخواستم
یک آدم عادی در یک بار منو به اینکار راضی کرد
و هیچ وقت در دوره درمان به این اشاره ای نشد، مگه نه؟
گردهمایی مجدد... آره خالکوبی... نه
تو حالت خوبه ادوارد؟ چی؟
اوه... حتماً
اوه... دلپیچه دارم
سردیم کرده یا همچین چیزی نمیدونم
همه اینا خیلی عجیبه چرا باید همه ما همون فکر رو داشته باشیم؟
اون محلی که خالکوبی کردیم اسمش چی بود؟
نمیتونم به خاطر بیارم یه جای کثیف بود که تو اسمش اینک داشت
جینکس!
جینکس!
به خاطر اینکه هممون در یک لحظه همون کلمه رو گفتیم
پس همه ما دقیقاً در همون محل خالکوبی شدیم
و به جرات میتونم بگم توسط همون مامور بدبو خالکوبی شدیم
اون بیشتر ترسناک بود
درسته... بسیار خب... کافیه من به این خانم زنگ میزنم
از جوک های واقعی خسته شدم
در واقع، خسته نشدم
خوب، چه مشکلی داره؟ این چیز خوبیه، مگه نه؟
لعنت... باطریش تموم شده
من فراموش کردم تلفن رو شارژ کنم؟
خوب، من تازه تلفن خودم رو شارژ کردم
اوه، عجیبه این هم باطریش تموم شده
مال من هم همینطور
عجب روزی!
بهتون گفتم باید تو خونه میموندیم
این داستان داره احمقانه میشه
خوب، من میرم شارژر خودم رو از ماشین بیارم
تو کیف ها رو برنداشتی ادی؟ چی؟
نه... باید فراموش کرده باشم
تاثیر راهرو ... فراموش وقتی که ...
نقش روانشناس آماتور رو بازی نکن
اینجا واقعاً کهنه هست، مگه نه؟
چی شده؟
چه اتفاقی افتاد؟ کمرم... درد میکنه!
آه... انگار یه تعداد ...
نمیدونم ... سوزنی چیزی بود
بزار یه نگاهی بندازم ری؟
این درد داره؟ نه
No comments yet. Be the first to leave one.