Le prime 200 righe.
همیشه از پیدا کردن سوزن توی انبار کاه لذت بردم.
چهارده روز تمام داشتم توی پروندههای سینکلر میگشتم.
اصلاً هیچی پیدا نکردی.
چرا کلانتری زنگ نزده؟
لازمت داریم برگردی اونجا. جای تو همونجاست.
یه کم بگرد و چندتا واقعیت پیدا کن، بهخاطر خدا.
جان تیلور، مشاور صحنهٔ جرم،
کارآگاه ایتن کول و کارآگاه کیتلین سالیوان.
سلام. فقط چیزی که لازم دارم
یه کارت شناسایی کوچیکه که اسم نشریهتون روش باشه،
و یکی که حاضر باشه بگه من برای مأموریت خبری اینجام.
رفیقت این هفته اینجا بود، همونجا نشست.
راسل کارتر رفته به دیدن آدام نیوزام.
از کجا میدونی؟
چون همین الان رفتم آدام نیوزام رو توی زندان دیدم.
نامزد داشتیم؛ مُرد.
اسمش مندی زیگلر بود.
همهٔ کامپیوترهای هالی پیندر به کلانتری منتقل شدن.
از این به بعد ورود همهمون به زیرزمین ممنوعه.
هر چیزی رو که دنبالشیم، پیدا میکنن.
مشاور جدیدمون، جان تیلور.
برادر رئیس کارآگاه تیلور. برادر دوقلوی همسانش.
جوآن کمپر، نمایندهٔ پارلمان از حوزهٔ کمبریج سنت مایکل.
- از آشناییتون خوشحالم. - اون قطعاً جیمز رو میشناخته.
و زیگلر رو رونان صدا زد.
جیمز از جوآن کمپر چیزی گفت؟
اسمش توی پروندههای سینکلره.
ولی این دیگه واقعاً مسخرهست.
حالا میتونید عروس رو ببوسید.
- - آخیش!
یکی یه کم کمک کنه، لطفاً!
دایرههاتون رو تشکیل بدین، بریم.
زيرنويس از مهدي shine021
یه لحظه صبر کن!
کی اینا رو گذاشتی اینجا؟
خیلی علنی، جلوی خودت گذاشتمشون.
این رو ببین. صفحهٔ شش.
عکس واقعیِ یه مظنون واقعی رو بهش دادم
که بابت یه قتل واقعی دستگیر شده بود.
اون پشت منم. ببین.
با یه مشاور واقعی که واقعاً هم اون پشت ایستاده.
ببین چی رفته روی صفحهٔ اول.
باشه.
این واقعاً صرفهجویی بزرگیه.
- همچین چیزی ممکنه؟ - چی ممکنه؟
اون چیزی که توی پروندهٔ سینکلر دربارهٔ جوآن کمپر و خانوادهش نوشته؟
خب، نه.
مطمئنی؟
'آیین قربانی کردن انسان،
'که هر عضو خاندان کمپر انجامش بده،
'اگه هر ده سال یکبار انجام بشه،
'رسیدن به زندگی ابدی رو تضمین میکنه.'
تقریباً مطمئنم.
باشه، فقط پرسیدم.
از هر چیز دیگهای که این مدت اتفاق افتاده عجیبتر نیست.
خیلی عجیبتره
از همهٔ اتفاقهای دیگه. پای جادو وسطه.
باشه، ولی اسم اون توی پرونده هست.
زیگلر مستقیماً به اون مربوطه.
و طبق حرف تو، جیمز رو میشناخته.
اوه، قطعاً جیمز رو میشناخته.
خب، پس این میشه یک، دو، سه تا تصادف.
این... این خودش یه چیزیه.
همون چیزه که... تو بهش...
چی بود؟ بهش چی میگن؟
تعدادِ معنادار از نظر آماری؟
بله، همینه.
الو؟
جان، کجایی؟ خونهای؟
نه، توی ماشینم. لوسی هم اینجاست.
- سلام، راسل. - سلام، لوسی.
- سلام میرسونه. - آره، میدونم. صدایش رو میشنوم.
قتل اتفاق افتاده؟
خب، راستش آره، اتفاق افتاده.
توی ملأعام، با چاقو،
جلوی بیش از سی تا شاهد که دورش حلقه زده بودن.
و برای این به کمک نیاز داری؟
خب، چرا نمیای اینجا
و خودت بهم نمیگی که نیاز دارم یا نه؟
آدرس رو برات پیامک میکنم.
اون چیه؟
همون چیزیه که شماها توی عروسی میپوشین.
کمربند رسمیِ لباسه، قربان. انگار بازش کرده
و روی زخم نگهش داشته تا جلوی خونریزی رو بگیره.
که ظاهراً هم خیلی خوب جواب داده. خون بیشتری توی اون هست تا توی بدن خودش.
و بقیهاش ریخته پایِ...
...سی تا شاهد،
که همهشون somehow تونستن نبینن جنایت واقعی
درست کنار دستشون اتفاق افتاده.
غرق موسیقی بودن.
خیلی شاعرانه گفتی، پاسبان.
جان، شاید مجبور بشیم یه حدی تعیین کنیم
- برای اینکه تا کجا حاضرم بهخاطر یه قتل برسونمت. - هوم.
اوه! چه صحنهٔ جرم باکلاسی.
لوسی! صبر کن... نکن... اوه!
بس کن... بس کن دیگه!
بس کن! بازرس ارشد کارتر داره میاد.
میخواد چی کار کنه؟ دوربینم رو ضبط کنه؟ من حقوقم رو میدونم.
واقعاً؟ چه حقوقی؟
خیلی خوب توی عکس میافته، مگه نه؟
حالا باید درباره این سر زدن کوچیکش به زندان جواب بگیریم.
نمیشه وقتی داره میاد طرفمون دربارهاش حرف نزنیم؟
رفته زندان به آدام نیوسام سر زده، همون قاتل هالی.
اصلاً نباید به اون پرونده نزدیک بشه.
- اینو میدونم. - پس باید اسمش رو خیلی نامحسوس وسط بکشی
- و ببینی چه واکنشی نشون میده. - من بلد نیستم اسم کسی رو نامحسوس وسط بکشم.
- خودت میدونی من بلد نیستم اسم کسی رو نامحسوس وسط بکشم. - هر کسی میتونه اسم یه نفر رو نامحسوس وسط بکشه
اگه واقعاً حواسش رو جمع کنه.
- عصر بخیر، بازرس ارشد کارتر! - خانم بتس-تیلور،
داشتید از صحنه جرم من عکس میگرفتید؟
نه فقط از اون.
خب، من دیگه میرم!
خوش بگذره.
نگران نباشید. مطمئنم خوش نمیگذره.
کارآگاه کول، امیدوارم چیزی که دست گرفتید سلاح قتل نباشه.
قربان، یه چاقوی استیک از بوفهست.
دهها تا ازشون بود، روی هر میزی چندتاشون بود،
و اگه قاتل چاقوی خودش رو نیاورده باشه،
شرط میبندم از یکی از همینها استفاده کرده.
پس از کجا میدونید سلاح قتل نیست؟
ببخشید؟
نمیدونید، مگه نه؟
خب...
فقط بذاریدش توی... اونجا.
احتمالش به نفع شماست، کارآگاه کول.
مطمئنم مشکلی پیش نمیاد.
مگر اینکه کار خودتون بوده باشه.
اسم قربانی اوون دویل بود.
نامزد سابق عروس. توی فهرست مهمونها نبود؟
بله. این تنها چیزیه که تونستیم ازشون بفهمیم.
وسط مراسم یهدفعه پیداش شد.
آره، بعدش یه رقص بزرگ
و از پیش طراحیشده اجرا شد.
- چی؟ - جدی میگم.
ما توی عروسی خالهم فقط یه ماکارنای افتضاح رقصیدیم.
اینها همینجا یه رقص کامل اسکاتلندی اجرا کردن.
قربانی هم somehow وسطش گیر میافته،
و تا رقص تموم میشه، قتل روی پیست رقص اتفاق افتاده.
- قشنگ بود. - ممنون.
- میخواید جسد رو ببینید؟ - نه، راستش نه.
مظنونها کجان؟
دارن بدترین آنتندهی تاریخ رو تجربه میکنن.
اوه. کسی هست به ما بگه چه خبره؟
- داری غذا میخوری؟ - آره.
مگه همین الان شاهد قتل نبودید؟
مگه همهٔ اینجا همین الان شاهد قتل نبودن؟
نگاه کن، اون یکی اونجاست داره شامپاین میخوره!
خیلی هم بهجا به نظر میاد. از کجا آوردنش؟
مامان!
خب، مظنونها کدومن؟
چی میگی؟ این دیگه کیه؟
ایشون جان تیلوره، مشاور صحنهٔ جرم. ببخشید.
ما مظنون نداریم، جان. شاهد داریم.
خب، این اصلاً خوب نیست. اصلاً خوب نیست.
با این نمیتونم کار کنم. باید تعدادشون رو کم کنیم!
اگه اون درست در مرکز
یک رقصِ ازپیشطراحیشده کشته شده،
پس قاتل حتماً توی همون رقصِ ازپیشطراحیشده بوده.
پس کدومیکی از اینجا توی اون رقص بودن؟
همه.
- چی؟! - همه.
حتی عروس و داماد. گفتم که، همه توش بودن.
- همه؟ - آره.
ولی این متغیرها خیلی زیادن.
که نمیشه اینهمه متغیر داشت.
اینجا گرمه؟
جان. جان. جان!
ببخشید...
- حالش خوبه؟ - آره، آره.
فقط... متغیرها خیلی زیادن.
چه مرد کوچولوی عجیبی.
فکر کنم دیگه نمیپرسید چرا صداتون کردیم.
- این دقیقاً حوزهٔ تخصص منه، مگه نه؟ - آره.
اوه.
- وای. - باشه.
باید جسد رو ببینم.
اوه، نه! خیلی دلخراشه.
میدونستم همینطوره.
میتونم خودِ... رو ببینم؟
اَه.
این قطعاً بهاندازهٔ چاقوی استیکه.
چی؟ نه. ببخشید.
اصلاً از کجا میتونی اینو بفهمی؟
قدش چقدر بود؟ حدود صدوهشتاد سانت؟
و مسلماً ایستاده بود،
و اینطرف و اونطرف میچرخید...
...فکر کنم داشته سعی میکرد بفهمه
چرا یهو وسط بریگادون سر از اینجا درآورده.
و بعد باید از سمتِ...
آره، فکر کنم.
و باید رو به بالا بوده باشه؟
رو به پایین؟
رو به پایین.
قاتل راستدست بوده و قدش بیشتر از ۱۸۰ سانتیمتره،
و احتمالاً کلی خون به دستوپاش پاشیده.
ولی همهٔ اینا فقط یه حدس کامله، مگه نه؟
دوست دارم فکر کنم حدسیه که حسابشدهست.
- امتحانش کنیم. - امتحانش کنیم؟ یعنی چی، امتحانش کنیم؟
جان، یعنی چی امتحانش کنیم؟
ببخشید.
No comments yet. Be the first to leave one.