Giri/Haji

Giri/Haji

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Giri Haji S01E01 Episode 1 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SPiRiT
Giri Haji S01E01 Episode 1 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SPiRiT
Giri Haji S01E01 Episode 1 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-TEPES
Giri Haji S01E01 2160p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-NYH
Giri Haji S01E01 2160p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 265-NYH
Giri Haji S01E01 iNTERNAL HDR 1080p WEB H265-GHOSTS
Giri Haji S01E01 iNTERNAL 1080p WEB x264-GHOSTS
Giri Haji S01E01 iNTERNAL 720p WEB x264-GHOSTS
Giri Haji S01E01 WEBRip x264-ION10
Un commento di 9B0DY
► [ قسمت اول ] WEB / Netflix / 25.000 FPS / 56min 58s

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
HD
TS
x264
webrip
BRip
Pubblicato il: 2023-05-07
Download: 21
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫آره. الان دارم به عکس نگاه می‌کنم...

‫نظری ندارم...

‫اوضاع چقدر بَده؟

‫خُب، نمی‌تونم دقیقا به عنوان یک "خبر خوب" توصیفش کنم

‫نمی‌دونم و نپرسیدم

‫گوش به زنگ باش

‫غذام داره سرد می‌شه

‫قطع می‌کنم

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫- قهوه هست؟ ‫- توی کتری‌ـه.

‫تاکی

‫اون هنوز خوابه، دختره تنبل.

‫- بیدارش کنم؟ ‫- چطوری؟

‫نمیتونی که زیاد دور بشی.

‫این تخم مرغ‌ خیلی پخته‌ شده.

‫اون عسلی دوست داره.

‫- اون دیر میرسه به مدرسه‌ها. ‫- چیزیش نمیشه، بابا.

‫تاکی! صبحونه!

‫ناهار با ناهو قرار دادم. ‫چیزی احتیاج داری برات بیارم؟

‫روز تعطیل منه.

‫رئیس. اخبار رو ببین.

‫تاکی، کاری نکن دوباره بهت بگم!

‫- تاکی! ‫- تاکی!

‫اون گوش نمیکنه.

‫چون خیلی لوسش کردی.

‫اون لوس نیست.

‫نزدیک اکسیژن نکش!

‫تو همه‌مون رو منفجر میکنی!

‫تا دیدمش فهمیدم لوس شده.

‫در پی تیراندازی شب گذشته...

‫در رستورانی در توکیو...

‫صلحِ شکننده بین گروه‌های .یاکوزا مورد تهدید قرار گرفت

‫تعداد کشته‌ها هنوز مشخص نیست،

‫اما به نظر میرسه حداقل ده نفر باشن...

‫یا خدا.

‫آره. برنامه‌هات رو لغو کن.

‫همین الان دارم میام.

‫برام قهوه می‌ریزی؟

‫لگد به بختت نزن.

‫تاکی رو از اتاقش میاری بیرون؟

‫من باید برم سرکار.

‫تو قول دادی امروز مراقب والدینت باشی

‫اینجا تیراندازی شده.

‫گوش نمیدادی؟

‫من متاسفم. جبران میکنم.

‫به همکارت بگو یه جمعه به من بدهکاره.

‫میدونم صدای ما رو می‌شنوی

‫من یه بار اینجا اومدم

‫خدماتش افتضاحه.

‫تا الان چی میدونیم؟

‫از ماشین شلیک میکردن. ‫ما فکر میکردیم هدف مورد نظر فوکوهارا بوده.

‫شما دو نفر سابقه دارید، درسته؟

‫به شایعه ها گوش ندید.

‫این گورو ادا هست.

‫و اینم پسر عموش هست.

‫اینم ماکوتو ساکای.

‫نیمه شب، مهمانی شام یاکوزا.

‫خب، رئیسشون کجاست؟

‫اون زیر خاکه.

‫سر بازرس. فوکوهارا گم شده؟

‫بله.

‫فکر می‌کنید هنوز زنده‌ست، قربان؟

‫ما نمیدونیم.

‫کی جرات این کار رو داشته؟

‫ما هنور نمیدونیم،

‫ولی از همتون میخوام به بقیه گروه های یاکوزا فشار بیارید

‫تو از ما میخوای دستگیری رئیس‌های یاکوزا رو شروع کنیم؟

‫ازتون میخوام ازشون سوال کنید.

‫مودبانه.

‫این عکس چی؟

‫داریم بهش نگاه میکنیم.

‫ما سالیان سال بود که در صلح بودیم.

‫الان جنگ نمیخوام.

‫کسی اومد یا رفت؟

‫هیچکس.

‫میتونیم از دیوار بالا بریم.

‫ما با حکم بر میگردیم

‫فوکوهارا، پلیس هستم.

‫تو اونجایی؟

‫فقط برای اینکه بدونیم هنوز زنده‌ای.

‫منم اگر جای اون بودم قایم میشدم.

‫فکر نمیکنم اون قایم شده باشه.

‫پس داره چیکار میکنه؟

‫منتظر وقتشه.

‫هنوز حرکت نکرده؟

‫بگو چی میخوای،

‫اما من خوابم رو از دست نمیدم به خاطر مردن یه دسته گانگستر

‫تو برای آخرین مناقشه در دسترس نبودی کجا بودی؟

‫نه.

‫کاراگاه موری. ‫ایشون کاراگاه ایتو هستن.

‫به رئیست بگو خوشحال میشم یه دقیقه وقتش رو بهم بده

‫اندو.

‫ببخشید مزاحمت شدم.

‫من همیشه برای پلیس توکیو وقت دارم

‫دیشب تیراندازی شده بود.

‫تعدادی از افراد فوکوهارا کشته شدن.

‫منم در موردش شنیدم.

‫قبل یا بعد حادثه؟

‫تو و فوکوهارا قبلا با هم درگیری داشتید.

‫آره، در گذشته.

‫قبل از اون تو دست بالاتر رو داشتی.

‫بهمون نگو دلت براش تنگ نشده.

‫البته.

‫بعدش هیچکس توی رستوران دیگه بهم شلیک نکرد

‫خب اینم هست

‫خب یه نفر قصد جون فوکوهارا رو کرده

‫تو به نفرین اعتقاد داری، کاراگاه؟

‫بله

‫من باور دارم که زیاد موندن تو این دنیا برای بعضی از مردم ممکن نیست

‫شاید اون رستوران نفرین شده

‫فکر میکنی تا حالا به این فکر افتاده که یه دفتر اجاره بکنه

‫بالای یه ماهی فروشی لعنتی نباشه؟

‫این ژاپنی نیست

‫پس چیه؟

‫یه نوع پریز دیگه‌ست

‫این نوع پریز رو کجا دارن؟

‫من متخصص پریز نیستم

‫کی مدام بهت زنگ می‌زنه؟

‫همسرم

‫اون متخصص پریز هست؟

‫شاید

‫من خونه ام

‫من بهت زنگ زده بودم ‫امروز روز شلوغی بود

‫تاکی غیرقابل کنترله

‫هر کاری اون کرده ‫مطمئنم که ما میتونیم...

‫اون یه نفر رو با تیزی زده

‫یه پسر تو مدرسه

‫اون زده به رونش با یه قیچی ناخن

‫باید گوشیم رو مینداختم توی رودخونه و نمیومدم خونه

کثافت شانس آورده که دودولش رو نبریده

‫بابا!

‫اون گفته که اون بغلش کرده بوده

‫این دلیلی برای تیزی زدن به کسی نمیشه

‫مدرسه تعلیقش کرده تا زمانی که تحقیقات تموم شه

‫خوب روزت چطور بود؟

‫بیا خودمون رو گول نزنیم ‫اگر میخوای تنبیه‌م کنی تنبیه‌م بکن

‫اونا بهم گفتن چه اتفاقی افتاده

‫تاکاشی هفته‌ها از من درخواست میکرد که باهاش قرار بذارم

‫من همش بهش نه می‌گفتم

‫اون من رو تا دستشویی دنبال کرد و دستش رو گذاشت روی دامنم

‫تو نباید بهش تیزی میزدی

‫ترجیح میدادی بهم تجاوز بشه؟

‫تو دوران من...

‫اگر یه پسر میخواست دختری رو لمس بکنه ‫دختره بهش سیلی میزد

‫نه اینکه اون رو اخته کنه

‫دخترها الان فرق کردن

‫آره

‫اون‌ها قراره به من توضیح بدن

‫من با اون‌ها صحبت می‌کنم

‫من میخوام اخراج بشم

‫توکیو مدرسه های زیادی داره تاکی

‫فهمیدی که کی دیشب به این آدم‌ها تیراندازی کرده؟

‫من دارم فکر میکنم ‫ممکنه تو بوده باشی

‫میرم ببینم کیه

‫شب بخیر

‫فوکوهارا

‫میشه بیایم داخل؟

‫البته

‫دمپایی؟

‫بله، ببخشید

‫شب شما بخیر

‫شب شما بخیر

‫این آپارتمان برای این همه آدم خیلی کوچیکه

‫یه جوری جا می‌شیم

‫دیشب یکی میخواست منو بکشه

‫میدونم

‫شین اندو بود

‫امروز رفتیم پیشش

‫و اون اقرار نکرد؟

‫نشونه‌ی پست فطرتی‌شه

‫چرا باید بهت حمله کنه؟

‫اسمش سابورو هست

‫توی یه شرکت صادراتی ژاپنی توی لندن کار میکنه

‫اون برادرزاده شین اندو هست

‫شمشیری که میخواستن اون رو باهاش به قتل برسونن برای منه

‫اون عکس به تمام گروه های یاکوزا توی شهر فرستاده شده

‫همه فکر میکنن که من برادرزاده اون رو کُشتم

‫خب...

‫تو کُشتی؟

‫من سالیان ساله که شمشیر خانوادگیم رو ندیدم

‫از زمانی که برادر کوچیکت ازم گرفتش

‫برادرم...

‫یوتو مرده

‫با این حال...

‫من دیدم که ماشینش رو از دریا بیرون کشیدن

‫رد گلوله رو دیدم ...خودت بهم گفتی

‫من قبلا بهت گفتم...

‫دیگه برای من کار نمی‌کنه چون سست شده بود

‫اون ماشینم و شمشیرم رو برداشت و ناپدید شد

‫ما جسدی ندیدیم ولی هر دو فرض کردیم که مُرده

‫این امکان نداره

‫هفته پیش ‫یوتو مُرده و سابورو زنده‌ بود

‫الان شاید قضیه فرق کنه

‫یکی یه سنگ پرتاب کرده توی برکه تو مسافت خیلی زیاد

‫و ما فقط متوجه امواجش شدیم

‫هیچ چیز غیرممکن نیست

‫کاراگاه

‫خب، خب

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left