Le prime 200 righe.
داریم به سیگما لوتیا دوم نزدیک میشیم کاپیتان
مدار استاندارد، آقاي چکوف کاپيتان
من از یک ایستگاه رسمی تماس صوتی دریافت کردم
خودشو معرفی کرده با اسم اکسمیکس
لقبش رئیسه
رئیس? خيلي خب، ستوان،وصلش کن
اکسمیکس
کاپيتان جيمز تي کرک از سفینه فضائی انترپرايز هستم
به نمایندگی از فدراسیون سیارات
سلام کاپيتان تو از همون گروه هوریزون هستي؟
آره. متاسفانه، هوریزون از بین رفته
کاملا از دست دادیمش از زمانی که سیاره شما را ترک کرده
ما فقط ماه پيش گزارش راديوييش رو دريافت کرديم
ماه پيش؟ در مورد چی حرف می زنی؟
هوریزون صد سال پيش اينجا رو ترک کرد
خب، توضيح دادنش يه کم سخته
گزارشی دریافت کردیم با صد سال تاخیر
چون توسط رادیو معمولی فرستاده شده
سیستم سیاره شما در نقاط بیرونیه کهکشانه
اون روزها ارتباطات زیر فضای نداشتیم
نقطه بیرونی چه؟
وقتي ديدمش با جزئيات بيشتري توضيحش ميدم
سفينه فرود نمياد
اما ما چند نفر رو به پايين منتقل ميکنيم
خب،یه مقدار درک کردنش برات سخته
وقتي ديدمتون با جزئيات بيشتري توضيح ميدم کجا میتونم شما را ملاقات کنم؟
خب، يه تقاطع درست آخر بلوک هست
نزديک يه شیر آتش نشانی زرد
شیرآتش نشانی زرد فکر می کنی بتونی پیداش کنی؟
اسکاتی، مختصاتش را داری؟
روش قفل شده قربان خوبه
آقاي اکسمیکس، تقاطع شما رو پيدا کرديم
پنج دقیقه دیگه میبینمتون؟ باشه باشه
من يه کميته پذيرايي اونجا میفرستم تا شما رو ببينم
خوب، من مشتاقانه منتظر آنها خواهم بود کرک تمام
اسکاتي، فرماندهی سفینه به عهده تو بله قربان
اسپاک، مک کوی، باید بریم پایین تجهیزات استاندارد
یه تماس از هوریزون داشتیم
قبل از اجرایی شدن دستورالعمل عدم مداخله
حتما دخالت کرده اند در تکامل طبیعی سیاره
دیدن نتایج حاصل از دخالت جالب خواهد بود
ما نمی دانیم که دخالتی وجود داره یا نه شواهد فقط به صورت غیرمستقیم هستن
خب، قبل از اينکه هوریزون بره حالت فرهنگ لوتيان چي بوده؟
گزارش های هوریزون نشون میده
شروع صنعتی شدن
لوتیان ها فوق العاده باهوش هستند و تا حدودی تقلیدی
پس ما ميريم پايين تا اونا رو دوباره درگیرکنیم
اگه آسیبی وارد شده باشه، دکتر، ما اینجا هستیم تا آن را تعمیر کنیم
بیایید در موردش بحث نکنیم، بریم مطالعه کنیم
انتقال
شگفت انگیزه مثل اين ميمونه که برگردي خونه
خونه هیچوقت اینجوری نبود
من عکس های زمان قدیم را دیدم که شبیه این بود
جالبه کاپیتان
به اعتقاد من رهگذران دارن اسلحه گرم حمل ميکنن
خيلي خب، شما سه تا، دلم میخواد سرجاتون میخکوب شین
آقا لطفا میتونید بگید منظورتون از این حرف چیه؟
ميخوام ببينم که به مثل یه سنگ ميشيد
دستات رو بذار روي سرت
وگرنه دیگه سری رو نداري که دستت رو بذاري روش
فضا آخرين مرز
اينها سفرهايي هستند از فضاپيماي انترپرايز
ماموريتي پنج ساله براي کشف عجايب و دنياهاي جديد
تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا کند
جسورانه به جايي برود که هيچ بشري تاکنون نرفته است
این چیه؟
اون یه سلاحه مواظب اون باش
يه هفت تیره(در زبان عامیانه آمریکایی) نه؟ هي، رئيس عاشقش ميشه
حالا، ببين، از ما توسط يه آقايی به اسم اکسمیکس خواسته شده که بيايم اينجا
اون گفت ميدونم چي گفت رفيق
اون گفت یه سری از پسرا تو رو ميبينن
باشه، باهاتون ملاقات ميکنيم اون اسلحه ها لازم نيستن
داري سعي ميکني دردسر درست کني؟ کي، من؟
با اون چشمای آبی بچه گونت بهم نگاه نکن
چی؟ اون نگاه معصومانه روی من تاثیر نداره
آقا همه اینجا اسلحه گرم حمل میکنن؟
من هيچوقت چنين سوال هاي احمقانه اي رو توي زندگيم نشنيدم
خب، از اونجايي که اين اکسمیکس ازمون خواست بیاییم پايين،
فکر نميکني بايد ببينيمش؟ خيلي خب، برو پايين خيابون
کراکو همیشه اینقدر گستاخی میکنه
اینطوری از همه مهموناتون استقبال میکنین؟ اتفاق می افته، رفیق
اون مرد اون پشت مُرده خب، ما مجانی کار نمي کنيم
موضوع چيه، شماها تا حالا يه حمله نديده بودين؟
قربان، چند تا سوال هست که ميخوام بپرسم
از رئيس بپرس من هيچي نميدونم
حرکت کنید
این اون دخالتیه که ما دنبالش می گردیم
آره، ولي خدمه ي هوريزون از قاتل هاي خونسرد تشکیل نشده بودن،
و این فرهنگ را هم در این حالت گزارش نکردند، چه اتفاقی افتاده؟
هي کالو
هي، رئيس کي ميخواد يه کاري بکنه
در مورد چراغ خيابوني که اين اطراف هستن، ها؟
دخترا در امان نيستن
آره و در مورد راه اندازیه لباسشویی چی؟
ما سه هفته است کار نداشتيم
يه نامه بهش بنويس اينکارو کردم
با هزینه پست پس فرستاد
گوش کن، ما درصدهایمان را پرداخت می کنیم
ما حق داریم یک سرویس کوچک داشته باشیم به خاطر پولهای که میدیم ، ها؟
گم شو، میتونی؟
بعضي ها کاري جز شکايت کردن نداره
با این شیوه شهروندهای شما کسب و کار می کنند؟
حق و حقوق آنها؟
درصدهاشون را میدن و رئیس از آنها مراقبت میکنه
اون دکمه رو بزن
بله؟ گرفتمشون رييس مشکلی نیست
خيلي خب، بيارشون تو
کدوم يکي از شماها کاپيتانه؟
بستگی داره
براي خودت يه نوشيدني بریز کاپيتان
چیز خوبیه خودم درست میکنم
نه ممنون شما آقای اکسمیکس هستی؟ خودمم رفیق
این افسر اول منه آقای اسپاک دکتر مک کوی
دکتر، ها؟
هليکوپتر رو بذار زمين کالو اين آدما مهمون ما هستن
یک کیو(چوب بیلیارد) بردار، کاپیتان بفرما
بايد بچه هام رو ببخشيد
اين روزها باید خيلي مواظب باشي اين اطراف
بله با توجه به چيزي که تا حالا ديديم موافقم
اونا شما رو رئيس صدا ميزنن آقاي اکسمیکس رئيس چي؟
رییس منطقه منم
من بزرگترين منطقه رو تو دنيا دارم
ميدوني، داشتن منطقه بزرگ یه مشکلاتی داره
هميشه يه عوضي داره سعي ميکنه تو رو از گردونه خارج کنه
به همین دلیله که باید خیلی مراقب باشی
تو اینجا دولت هستی؟ کدوم دولت؟
همونطور که بهت گفتم، من منطقه رو دارم و ادارهش ميکنم، همش همین
اما رئیس های دیگری هم هستند، سرزمین های دیگر؟
اره حتما، شاید یک دوجین یا بیشتر
بدون احتساب سیبزمینی کوچولوها
اما بعد به هر حال می سوزند، به محض اینکه بهشون رسیدگی کنم
آیا این شامل یک آقایی به اسم کراکو هم میشه؟
از کجا در مورد کراکو ميدوني؟ اون به ما حمله کرد رئيس
باشه،تو بهشون حمله میکنی ، شنيدي؟ حمله سخت
من بهش رسیدگی میکنم
کاپیتان؟ دکتر؟
گانگسترها اوباش شیکاگو
منتشر شده در سال 1992
اینو از کجا آوردی؟ هی، هی، یک دقیقه صبر کن
این کتابه میدونم یه کتابه
کتاب، اونا اونو اینجا گذاشتن اون يکي سفینه، هوریزون
اين دخالته کاپيتان
شگفت آور یک فرهنگ کامل بر اساس این
گفتی اونا تقلیدی هستن و کتاب...
دیگه هیچ شوخی در مورد کتاب نباشه کتاب دیگه اي هم گذاشتن؟
آره مسلما"
چند کتاب درسی در مورد نحوه ساخت دستگاه های رادیویی و این جور چیزها اما...
ببين، من آوردمت اينجا تا بتوني کمکم کني
نه برای اینکه از من سوال بپرسی
ضمنا به هر چيزي که بخواي بدوني جواب ميدم
چي ميخواي؟
خب، داشتم فکر ميکردم
شما فدرال ها بايد پيشرفت هاي زيادي کرده باشيد
از اونجايي که اون سفینه دیگه اومد اينجا
احتمالا ً اون بالا همه جور هفت تیر های فانتزی دارين
بنابراین معامله اینجوریه تو تمام هفت تیر های لازم را به من می دهی،
ابزار کافی برای اینکه بتوانم یک دفعه همه آن آشغالها از بین بروم
بعدش من کارم رو به عهده ميگيرم و تنها کاري که شما بايد بکنيد اینه که
با من معامله کنید بگذار رک بگویم
شما از ما می خواهید که به شما اسلحه و کمک بدهیم
تا بتونی یه حمله ای را انجام بدی علیه همسایگانتان؟
چه حمله ای؟
باید چندتا ضربه بزنم من شما را می خواهم برای کمک به من برای ضربه زدن به آنها، همین
جذاب، اما کاملا غیر ممکنه
آقاي اکسميکس، دستورات من کاملاً صريح هستن تحت هیچ
من به دستورات شما علاقه اي ندارم
از این به بعد از من دستور میگیری
من فقط هشت ساعت به شما فرصت می دهم تا چیزهایی را که می خواهم به من بدید
اگر تا آن زمان اون ابزارها را نداشته باشم،
من با سفینه شما تماس میگیرم ...و ازشون میخوام که بیان دنبالت
توي يه جعبه تحویلت بگیرن، فهميدي رفيق؟
هي رييس
اين يه هفت تیره
و نميدونم اين چيه
خب، بذار ببينيم اين چجوري کار ميکنه اينکارو نکن
میتونه یه طرف ساختمون را از بین ببره
خيلي خوبه، ها؟
تنها کاري که بايد بکني اينه که
حدود 100 تا از اين هفت تیر هاي تخيلي بهم بدی و ديگه دردسري نداريم
محاله
کاپيتان کرک، من معمولا چيزي که ميخوام رو بدست ميام
اين چيه؟
-خيلي خب، بکششون دست نگهدار
این یک دستگاه ارتباطیه
چطور کار می کنه؟
روي سيستم سفینه من قفل شده
کالو، ببرشون انبار و بذارشون توي کيسه
حواست بهشون باشه، میشنوی؟ توی کیف، رئیس زود باش
هی تو
توي سفينه اون بالا
هي، توي سفینه اسکات اينجاست . اين کيه؟
اين بلا اکسميکس ه
من کاپیتان شما را گرفتم و دوستانش اینجا پایین
می خواهی آنها را زنده ببینی،
برام صد تا از این هفت تیرای فانتزی میفرستی
و چند نفر سرباز تا نحوه استفاده از آنها را به من نشان بده
درست فهمیدم که تو کاپيتان و همراهاش رو گرفتی؟
درست شنيدي رفيق
ميخوام فقط هشت ساعت بهت وقت بدم تا لوازم مورد نظرم رو برام بفرستی
وگرنه به دوستات صدمه میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.