Riverdale

Riverdale

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 7

Informazioni sulla release

Riverdale US S07E10 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E10 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E10 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E10 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E10 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un commento di AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tag

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-06-02
Download: 42
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫چه کاری از دستم بر میاد کلانتر؟

‫داریم سعی می‌کنیم خونواده‌ی ری‌بری ‫رو پیدا کنیم، البته اگه داشته باشه.

‫تو خبر نداری کس و کاری داره یا نه؟

‫گندش بزنن. ‫فکر نکـ...

‫راستش گمونم زن داشته.

‫اسمش رو می‌دونی؟ ‫یا خونه‌‍ش کجاست؟

‫نه، نه. ‫زیاد درمورد زندگی مشترکش حرف نمی‌زد.

‫فقط گذرا بهش اشاره کرده بود.

‫اما شاید توی پپ کمیکس ‫یه‌سری فرم اطلاعات پُر کرده باشه.

‫می‌تونم برم ازشون بپرسم.

‫ممنونت میشم. ‫اگه چیزی بود بهم خبر بده.

‫خیلی مهمه که این فاجعه ‫رو زودتر تمومش کنیم.

‫توهم زدی رج.

‫عمو فرنک، میشه به رجی بگی

‫که مرلین مونرو ‫خیلی سکسی‌تر و جذاب‌تر از الیزابت تیلورـه؟

‫بهش بگو هیچکس روی زمین ‫از مرلین مونرو سکسی‌تر نیست.

‫سوفیا لورن، بریژیت باردو ‫ارتا کیت.

‫و بله، از نظر بنده...الیزابت تیلور.

‫بهت که گفتم.

‫یعنی چی خب؟!

‫شما دست به یکی کردید.

‫دیشب آقای فدرهد بهم زنگ زد آرچی.

‫گفت معدلت برگشته بالا، ۱۶/۱۷ هستی.

‫همونطور که توافق کردیم.

‫جدی؟ ‫خب الان این یعنی...

‫توی گاراژ منتظرته.

‫یه‌وقت دست نزنید به سفره.

‫یا خدا! ‫این خوشگل‌ترین چیزیه که توی عمرم دیدم.

‫نمی‌دونستم همچین ماشین خفنی داری.

‫من هم نمی‌دونستم ماشین‌بازی.

‫خیلی دوست داشتم یکی داشته باشم ‫اما پولش رو نداشتم.

‫من هم پولش رو ندارم.

‫باید وقتی توی خرابه پیداش کردیم ‫می‌دیدیش.

‫یه قراضه‌ای بود دومی نداشت.

‫من و بابام با هم بازسازیش کردیم.

‫- حتماً چند ماهی طول کشیده. ‫- چند ماه چیه، بگو چند سال.

‫قبل از اینکه اعزام شه جبهه ‫تمومش کردیم.

‫انگار خیلی با بابات صمیمی بودی.

‫دوتا دوست صمیمی بودیم.

‫هر چی که راجع‌به ماشین‌ها می‌دونم ‫اون بهم یاد داده.

‫مطمئنم راحع‌به دختربازی هم بهت یاد داده.

‫موتورش ۶ سیلندر خطیه؟

‫وی۸ با هدرزـه. ‫پر سر و صداتر و سریع‌تره.

‫جعبه‌دنده‌‍ش چیه؟

‫- ۳ دنده اتومات. ‫- دستخوش.

‫مهم‌ترین سؤال...

‫تخته گاز میره یا نه؟

‫حالا که نمره‌هام بالا رفته ‫نظرت چیه جیم بزنیم و خود ببینی؟

‫پس مُرده؟

‫عجب ضد حالی.

‫شما نویسنده‌ها هم همه‌تون ‫دردهای خودتون رو دارید، مگه نه؟

‫حیف شد. ‫خیلی کارش درست بود.

‫ببینم، احیاناً نمی‌دونی زن داشته یا نه؟

‫نه، فقط گفت نصف حقوقش رو بفرستیم ‫به یه شهر کوچیک توی کارولینای جنوبی.

‫شاید اونجا زندگی می‌کنه.

‫اسم یا آدرسی داری؟

‫نه، فقط شماره‌ی یه صندوق پستی.

‫به برنی میگم بهت بگه.

‫مرسی آقای فیلدستون.

‫خواهش.

‫مُرده، عجب.

‫چیزی که درباره‌ی کاری که رالف الیسون ‫با مرد نامرئی کرد خیلی دوست دارم

‫اینه که ایده‌ی کلی اگزیستانسیالیسم رو گرفت

‫و از زندگی آفریقایی آمریکایی ردش کرد.

‫خب، من بیشتر تحت تأثیر سبک رمان قرار گرفتم.

‫مثل موسیقی جاز بود. ‫خیلی بداهه بود.

‫تعحبی نداره. ‫الیسون قبل از نویسندگی، درامر جاز بوده.

‫واضحاً روی کارش هم تأثیر گذاشته.

‫این به کنار، اما بعضی از نقدهای ادبیش ‫زیاد به مذاق من خوش نمیاد.

‫مثلاً من عاشق رمان ‫«چشمان آن‌ها به خدا می‌نگریست»

‫اثر زورا نیل هرستون هستم.

‫اما بهش گفت: آفتی از ‫تقلیدی مضحک و حساب شده.

‫هر جور حساب می‌کنم ‫تقریباً به‌خاطر این گفته که

‫نویسنده‌ی رمان زن بوده و ‫داستانش در مورد یه زن بوده.

‫من از کتاب‌های هرستون خوشم میاد

‫اما نگرانی الیسون هم درک می‌کنم.

‫چون داره ما رو مثل یه کاریکاتور ‫برای مخاطب‌های سفیدپوست می‌نویسه.

‫با چند جا از رمان مرد نامرئی ‫ارتباط گرفتم

‫اما همه‌‍ش خیلی عصبی و زجر دیده بود.

‫الیسون داره حقیقتی ‫بزرگ‌تر از ماهیت ما رو میگه.

‫کتاب درباره‌ی زندگی روزمره نیست.

‫درباره‌ی احساسش از چشم زندگی انسانی ماست

‫تا توی پوست ما قدم بزنه.

‫من که این بحث برام خیلی جذابه.

‫با اشاره به چیزی که تبتا گفت...

‫نظرمون درباره‌ی ‫«چشمان آن‌ها به خدا می‌نگریست» چیه؟

‫سلام.

‫عشقم و بچه‌مون در چه حالن؟

‫حالا که خوشتیپ‌ترین و بهترین ‫راکستار ریوردیل اینجاست، بهتریم.

‫راستش یه خبری دارم.

‫توی سنترویل یه اجرا رزرو کردم.

‫خواننده‌ی اصلی من نیستم. ‫ریچی ولنز‌ـه.

‫ولی فهمیدم قراره چندتا آهنگساز بیان

‫که دنبال استعدادن.

‫فنگز، این محشره!

‫آدرس و تاریخ بگو ‫که یادم نره.

‫میج، راستش تو نمی‌تونی بیای.

‫چی؟

‫اجرا توی محله‌ی خطرناک سنترویل‌ـه.

‫خدایی نکرده ممکنه اتفاقی بیوفته.

‫مثلاً دعوایی بشه و بلایی سرت بیاد.

‫تازه، اگه مامان و بابات بفهمن با دوست پسر ‫بی‌عرضه‌‍ت رفتی سفر جای دور برای کنسرت چی؟

‫من باید تا دفعه‌ی بعد که می‌بینم‌شون ‫معروف و پولدار بشم

‫وگرنه راضی نمیشن ‫با هم باشیم.

‫اما راضی‌شون می‌کنم، باشه؟

‫برو سر کلاست.

‫حالا این رو گوش کن.

‫طبق آقای فیلدستون ‫آقای ری‌بری گفته بوده

‫نصف حقوقش رو به یه صندوق پستی ‫توی کارولینای جنوبی بفرسته.

‫کسی که می‌خواد خودکشی کنه ‫همچین کاری نمی‌کنه.

‫دقیقاً. ‫اما کلانتر کلر فکر می‌کنه خودکشی بوده.

‫به‌خدا قسم، تبتا...

‫یه دلم میگه برم داخل خونه‌ی ری‌بری

‫تا فقط ببینم صندوق پستی مال کیه.

‫امیدوارم مال زنش باشه ‫اما می‌خوام مدرک هم پیدا کنم.

‫چه‌جور مدرکی؟

‫مدرک اینکه خودکشی نکرده.

‫قربانی آدمکشی بوده.

‫خب برای اینکار، همراه هم می‌خوای؟

‫با کمال احترام به جیمز دین...

‫انتخابت بین مارلون براندو ‫و پال نیومن کیه؟

‫برای ازدواج؟ پال نیومن.

‫اما اگه منظورت رابطه‌ی یه شبه‌ست...

‫مارلون براندو.

‫بتی کوپر، دختره‌ی شیطون!

‫راستی می‌خواستم این رو ازت بپرسم.

‫کرِم جدید می‌زنی؟

‫چون پوستت خیلی روشن‌تر شده.

‫نه، همون آب و صابون قدیمی رو می‌زنم.

‫اما مامانم به تهدیدش عمل کرده ‫تا دیگه دخلی به زندگیم نداشته باشه

‫و دروغ نگفته باشم ‫انگار یه باری از دوشم برداشتن.

‫خوش به‌حالت.

‫دوتا زن جَوون مستقل

‫فارغ از آزار انتظارات ‫جامعه، پدر مادرهامون و پسرها.

‫بزرگ‌تر فکر کن بتی.

‫چرا توی فانتزی سیر کنیم

‫وقتی توی مدرسه‌ی خودمون ‫یه مارلون و پال داریم.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۰»

‫رجینالد؟

‫سلام.

‫می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم

‫که با شلوغی بابیلونیوم ‫نتونستم بیام سر قرارمون.

‫امیدوار بودم بتونی یه فرصت دیگه بهم بدی.

‫- چی عوض شده؟ ‫- شرایط.

‫به‌قول دوستم لورن باکال

‫یه دختر نمی‌تونه همه‌‍ش کار کنه ‫و سرگرمی نداشته باشه.

‫ببین، من از موش و گربه‌بازی نمی‌ترسم.

‫اما طبق تجربه‌ی من ‫یه‌سری‌ها دوست ندارن کلاً پا بدن.

‫تو از همونایی؟

‫ققط یه راه برای فهمیدنش هست.

‫اندروز، امشب بیکاری؟

‫آره، بیکار و بی‌عار.

‫عالی، پس می‌تونم ماشینت رو قرض بگیرم؟ ‫با ورانیکا قرار دارم.

‫فکر کردم دیگه از ‫مسخره‌بازی‌هاش خسته شدی رج.

‫اصلاً مگه گواهی‌نامه داری؟

‫معلومه. آخرهفته‌ها وانت ‫بابام رو تا بازارچه می‌روندم.

‫نترس.

‫حسابی با دقت می‌رونم، قول میدم.

‫جهنم و ضرر.

‫باشه، چرا که نه؟

‫همونطور که توی کلاس ‫اسپانیایی بهمون یاد دادن...

‫می کاسا اِس تو کاسا. ‫(خونه‌ی من خونه‌ی خودته)

‫- مطمئنی کاری نداری؟ ‫- کار دیگه‌ای ندارم بکنم.

‫فقط خوب حواست بهش باشه. ‫باشه؟

‫آتنای سیاه دقیقاً همونیه ‫که تصور می‌کردم، شرل.

‫بالأخره حس می‌کنم دارم کاری می‌کنم ‫که ارزش داره، می‌دونی؟

‫آره.

‫اتفاقی از جلوی جلسه‌ی آخرتون رد شدم.

‫خیلی محشر بود.

‫آره.

‫هر چند همه‌‍ش کِلی بحث رو تحمیل می‌کنه.

‫کاملاً واضحه که دیوونه‌ی جیمز بالدوین‌ـه.

‫کی هست؟

‫یه نویسنده‌ی قدیمی اهل هارلم.

‫من هم دوستش دارم.

‫بگذریم، تو چه‌خبر بلبل خانم؟

‫راستش، خیلی دلم برات تنگ شده.

‫بین من و ویکسن‌ها و تو و انجمن جدیدت...

‫دیگه خیلی کم هم‌دیگه رو می‌بینیم.

‫وقتی هم می‌بینیم از هم دوریم.

‫نظرت چیه امشب یه فیلم ببینیم؟

‫کاش می‌تونستم اما باید رمان ‫«پسر بومی» رو تموم کنم.

‫بحث بعدی انجمن آتنای سیاه ‫در مورد اونه.

‫باشه.

‫خب، اگه من جلسه‌ی بعدی‌تون رو بیام چی؟

‫لام تا کام حرف نمی‌زنم.

‫فقط گوش میدم.

‫تازه اوایل انجمنه ‫و تازه شروع کردیم.

‫می‌خوام مطمئن شم همه احساس راحتی می‌کنن.

‫شاید بهتر باشه بذاریم برای آخرهای ‫ترم که انجمن بیشتر جا افتاد، باشه؟

‫هر کاری فکر می‌کنی به صلاحه ‫همون رو انجام بدیم.

‫سلام آرچی. ‫چطوری؟

‫سلام بتی. ‫عالی‌ام.

‫عموم ماشینم رو پس داد.

‫دیدم. ‫کل مدرسه دیدن.

‫یعنی دیگه عموت بهت آسون می‌گیره؟

‫آره. ‫دیگه اوضاع خطری نیست.

‫خب اگه اینطوریه ‫خواستم بدونم

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left