Le prime 200 righe.
چه کاری از دستم بر میاد کلانتر؟
داریم سعی میکنیم خونوادهی ریبری رو پیدا کنیم، البته اگه داشته باشه.
تو خبر نداری کس و کاری داره یا نه؟
گندش بزنن. فکر نکـ...
راستش گمونم زن داشته.
اسمش رو میدونی؟ یا خونهش کجاست؟
نه، نه. زیاد درمورد زندگی مشترکش حرف نمیزد.
فقط گذرا بهش اشاره کرده بود.
اما شاید توی پپ کمیکس یهسری فرم اطلاعات پُر کرده باشه.
میتونم برم ازشون بپرسم.
ممنونت میشم. اگه چیزی بود بهم خبر بده.
خیلی مهمه که این فاجعه رو زودتر تمومش کنیم.
توهم زدی رج.
عمو فرنک، میشه به رجی بگی
که مرلین مونرو خیلی سکسیتر و جذابتر از الیزابت تیلورـه؟
بهش بگو هیچکس روی زمین از مرلین مونرو سکسیتر نیست.
سوفیا لورن، بریژیت باردو ارتا کیت.
و بله، از نظر بنده...الیزابت تیلور.
بهت که گفتم.
یعنی چی خب؟!
شما دست به یکی کردید.
دیشب آقای فدرهد بهم زنگ زد آرچی.
گفت معدلت برگشته بالا، ۱۶/۱۷ هستی.
همونطور که توافق کردیم.
جدی؟ خب الان این یعنی...
توی گاراژ منتظرته.
یهوقت دست نزنید به سفره.
یا خدا! این خوشگلترین چیزیه که توی عمرم دیدم.
نمیدونستم همچین ماشین خفنی داری.
من هم نمیدونستم ماشینبازی.
خیلی دوست داشتم یکی داشته باشم اما پولش رو نداشتم.
من هم پولش رو ندارم.
باید وقتی توی خرابه پیداش کردیم میدیدیش.
یه قراضهای بود دومی نداشت.
من و بابام با هم بازسازیش کردیم.
- حتماً چند ماهی طول کشیده. - چند ماه چیه، بگو چند سال.
قبل از اینکه اعزام شه جبهه تمومش کردیم.
انگار خیلی با بابات صمیمی بودی.
دوتا دوست صمیمی بودیم.
هر چی که راجعبه ماشینها میدونم اون بهم یاد داده.
مطمئنم راحعبه دختربازی هم بهت یاد داده.
موتورش ۶ سیلندر خطیه؟
وی۸ با هدرزـه. پر سر و صداتر و سریعتره.
جعبهدندهش چیه؟
- ۳ دنده اتومات. - دستخوش.
مهمترین سؤال...
تخته گاز میره یا نه؟
حالا که نمرههام بالا رفته نظرت چیه جیم بزنیم و خود ببینی؟
پس مُرده؟
عجب ضد حالی.
شما نویسندهها هم همهتون دردهای خودتون رو دارید، مگه نه؟
حیف شد. خیلی کارش درست بود.
ببینم، احیاناً نمیدونی زن داشته یا نه؟
نه، فقط گفت نصف حقوقش رو بفرستیم به یه شهر کوچیک توی کارولینای جنوبی.
شاید اونجا زندگی میکنه.
اسم یا آدرسی داری؟
نه، فقط شمارهی یه صندوق پستی.
به برنی میگم بهت بگه.
مرسی آقای فیلدستون.
خواهش.
مُرده، عجب.
چیزی که دربارهی کاری که رالف الیسون با مرد نامرئی کرد خیلی دوست دارم
اینه که ایدهی کلی اگزیستانسیالیسم رو گرفت
و از زندگی آفریقایی آمریکایی ردش کرد.
خب، من بیشتر تحت تأثیر سبک رمان قرار گرفتم.
مثل موسیقی جاز بود. خیلی بداهه بود.
تعحبی نداره. الیسون قبل از نویسندگی، درامر جاز بوده.
واضحاً روی کارش هم تأثیر گذاشته.
این به کنار، اما بعضی از نقدهای ادبیش زیاد به مذاق من خوش نمیاد.
مثلاً من عاشق رمان «چشمان آنها به خدا مینگریست»
اثر زورا نیل هرستون هستم.
اما بهش گفت: آفتی از تقلیدی مضحک و حساب شده.
هر جور حساب میکنم تقریباً بهخاطر این گفته که
نویسندهی رمان زن بوده و داستانش در مورد یه زن بوده.
من از کتابهای هرستون خوشم میاد
اما نگرانی الیسون هم درک میکنم.
چون داره ما رو مثل یه کاریکاتور برای مخاطبهای سفیدپوست مینویسه.
با چند جا از رمان مرد نامرئی ارتباط گرفتم
اما همهش خیلی عصبی و زجر دیده بود.
الیسون داره حقیقتی بزرگتر از ماهیت ما رو میگه.
کتاب دربارهی زندگی روزمره نیست.
دربارهی احساسش از چشم زندگی انسانی ماست
تا توی پوست ما قدم بزنه.
من که این بحث برام خیلی جذابه.
با اشاره به چیزی که تبتا گفت...
نظرمون دربارهی «چشمان آنها به خدا مینگریست» چیه؟
سلام.
عشقم و بچهمون در چه حالن؟
حالا که خوشتیپترین و بهترین راکستار ریوردیل اینجاست، بهتریم.
راستش یه خبری دارم.
توی سنترویل یه اجرا رزرو کردم.
خوانندهی اصلی من نیستم. ریچی ولنزـه.
ولی فهمیدم قراره چندتا آهنگساز بیان
که دنبال استعدادن.
فنگز، این محشره!
آدرس و تاریخ بگو که یادم نره.
میج، راستش تو نمیتونی بیای.
چی؟
اجرا توی محلهی خطرناک سنترویلـه.
خدایی نکرده ممکنه اتفاقی بیوفته.
مثلاً دعوایی بشه و بلایی سرت بیاد.
تازه، اگه مامان و بابات بفهمن با دوست پسر بیعرضهت رفتی سفر جای دور برای کنسرت چی؟
من باید تا دفعهی بعد که میبینمشون معروف و پولدار بشم
وگرنه راضی نمیشن با هم باشیم.
اما راضیشون میکنم، باشه؟
برو سر کلاست.
حالا این رو گوش کن.
طبق آقای فیلدستون آقای ریبری گفته بوده
نصف حقوقش رو به یه صندوق پستی توی کارولینای جنوبی بفرسته.
کسی که میخواد خودکشی کنه همچین کاری نمیکنه.
دقیقاً. اما کلانتر کلر فکر میکنه خودکشی بوده.
بهخدا قسم، تبتا...
یه دلم میگه برم داخل خونهی ریبری
تا فقط ببینم صندوق پستی مال کیه.
امیدوارم مال زنش باشه اما میخوام مدرک هم پیدا کنم.
چهجور مدرکی؟
مدرک اینکه خودکشی نکرده.
قربانی آدمکشی بوده.
خب برای اینکار، همراه هم میخوای؟
با کمال احترام به جیمز دین...
انتخابت بین مارلون براندو و پال نیومن کیه؟
برای ازدواج؟ پال نیومن.
اما اگه منظورت رابطهی یه شبهست...
مارلون براندو.
بتی کوپر، دخترهی شیطون!
راستی میخواستم این رو ازت بپرسم.
کرِم جدید میزنی؟
چون پوستت خیلی روشنتر شده.
نه، همون آب و صابون قدیمی رو میزنم.
اما مامانم به تهدیدش عمل کرده تا دیگه دخلی به زندگیم نداشته باشه
و دروغ نگفته باشم انگار یه باری از دوشم برداشتن.
خوش بهحالت.
دوتا زن جَوون مستقل
فارغ از آزار انتظارات جامعه، پدر مادرهامون و پسرها.
بزرگتر فکر کن بتی.
چرا توی فانتزی سیر کنیم
وقتی توی مدرسهی خودمون یه مارلون و پال داریم.
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: DigiMoviez@
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
«ریوردیل» «فصل: ۷ قسمت: ۱۰»
رجینالد؟
سلام.
میخواستم ازت عذرخواهی کنم
که با شلوغی بابیلونیوم نتونستم بیام سر قرارمون.
امیدوار بودم بتونی یه فرصت دیگه بهم بدی.
- چی عوض شده؟ - شرایط.
بهقول دوستم لورن باکال
یه دختر نمیتونه همهش کار کنه و سرگرمی نداشته باشه.
ببین، من از موش و گربهبازی نمیترسم.
اما طبق تجربهی من یهسریها دوست ندارن کلاً پا بدن.
تو از همونایی؟
ققط یه راه برای فهمیدنش هست.
اندروز، امشب بیکاری؟
آره، بیکار و بیعار.
عالی، پس میتونم ماشینت رو قرض بگیرم؟ با ورانیکا قرار دارم.
فکر کردم دیگه از مسخرهبازیهاش خسته شدی رج.
اصلاً مگه گواهینامه داری؟
معلومه. آخرهفتهها وانت بابام رو تا بازارچه میروندم.
نترس.
حسابی با دقت میرونم، قول میدم.
جهنم و ضرر.
باشه، چرا که نه؟
همونطور که توی کلاس اسپانیایی بهمون یاد دادن...
می کاسا اِس تو کاسا. (خونهی من خونهی خودته)
- مطمئنی کاری نداری؟ - کار دیگهای ندارم بکنم.
فقط خوب حواست بهش باشه. باشه؟
آتنای سیاه دقیقاً همونیه که تصور میکردم، شرل.
بالأخره حس میکنم دارم کاری میکنم که ارزش داره، میدونی؟
آره.
اتفاقی از جلوی جلسهی آخرتون رد شدم.
خیلی محشر بود.
آره.
هر چند همهش کِلی بحث رو تحمیل میکنه.
کاملاً واضحه که دیوونهی جیمز بالدوینـه.
کی هست؟
یه نویسندهی قدیمی اهل هارلم.
من هم دوستش دارم.
بگذریم، تو چهخبر بلبل خانم؟
راستش، خیلی دلم برات تنگ شده.
بین من و ویکسنها و تو و انجمن جدیدت...
دیگه خیلی کم همدیگه رو میبینیم.
وقتی هم میبینیم از هم دوریم.
نظرت چیه امشب یه فیلم ببینیم؟
کاش میتونستم اما باید رمان «پسر بومی» رو تموم کنم.
بحث بعدی انجمن آتنای سیاه در مورد اونه.
باشه.
خب، اگه من جلسهی بعدیتون رو بیام چی؟
لام تا کام حرف نمیزنم.
فقط گوش میدم.
تازه اوایل انجمنه و تازه شروع کردیم.
میخوام مطمئن شم همه احساس راحتی میکنن.
شاید بهتر باشه بذاریم برای آخرهای ترم که انجمن بیشتر جا افتاد، باشه؟
هر کاری فکر میکنی به صلاحه همون رو انجام بدیم.
سلام آرچی. چطوری؟
سلام بتی. عالیام.
عموم ماشینم رو پس داد.
دیدم. کل مدرسه دیدن.
یعنی دیگه عموت بهت آسون میگیره؟
آره. دیگه اوضاع خطری نیست.
خب اگه اینطوریه خواستم بدونم
No comments yet. Be the first to leave one.