Le prime 200 righe.
وضعیتش چطوره؟ - مرد 34 ساله ، تصادف با ماشین -
...سر صحنه سی پی آر شد
علائم حیاتیش برگشت
الان هم داره فشار خونش میاد پایین
یعنی چی
منظورت اینه با ماشین تصادف کرده؟
کی ...چرا؟
...به نظر میرسه مدیر سون
عصبانیتشُ رو اون خالی کرده
.خدای من چیکار کنم
حالا من چیکار کنم؟
... مدیر سون سر صحنه دستگیر شد
و پلیسها بردنش
...حال هه جون من
چطوره؟
عمل چطور پیش رفت؟
خونریزی مغزی داشت خدارو شکر جلوشو گرفتیم
شکستگی پاشم عمل کردیم
فعلا بدترین قسمت تموم شده
منشی گوم حالت خوبه؟
متاسفم
واقعا عصبی بودم
الان مطمئنی حالت خوبه؟
من باید زخمی می شدم
اون بخاطر من صدمه دید واقعا متاسفم
.متاسفم
همش تقصیر منه
.متاسفم
.متاسفم
مگه تو سفید برفی ای؟
به جای غذا خوردن
همش داری سیب میخوری
معده ام ضعیفه
بخاطر همین نمی تونم غذای زندان بخورم
غذای زندان؟
به زودی با قید وثیفه آزاد می شم
بخاطر همین تصمیم گرفتم به چشم یک رژیم بهش نگاه کنم
این سوک
این سوک اومد
بیا این سوک
وکیلمونو دیدی؟
کی قراره نتیجه درخواست وثیفه رو بگن؟
این سوک
چی شده ...اتفاقی افتاده؟
دو هی
هه جون ....هه جون تصادف کرده
واسه چی؟
چی شده؟
همش تقصیر منه
...هه جونم
بخاطر من نزدیک بوده بمیره
من بدترین مادر دنیام
چی؟
چرا باید هه جون بخاطر تو بمیره؟
بگو ببینم چی شده
بهم بگو چه اتفاقی افتاده این سوک
بدجوری آسیب دیده ...هان؟
لطفا بهوش بیا هه جون
تو نباید اینطوی بیفتی رو تخت
اینکارو با من نکن
...چطوری دلت میاد همچین
احساسی بهم بدی بچه
به زودی به هوش میاد پدر بزرگ
...اون بخاطر همه مون و
شرکت بیدار میشه
چرا اونجا وایسادی
بیا تو
...دکتر گفت
معلوم نیست کی بهوش میاد
اما عملش خوب بوده ، زیاد نگران نباش
به زودی به هوش میاد
...خب
می تونم ازت خواهشی کنم؟
...اشکالی نداره
اگه من ازش مراقبت کنم؟
...حس می کنم تنها کاریه که
می تونم براش انجام بدم
ازتون خواهش میکنم
وقتی هیچی بهت نگفته یعنی اجازه شو بهت داده
تو میتونی از هه جون مراقبت کنی
مطمئنم هه جونم دوست داره
حتما خیلی درد داره
شنیدم عمل خوب پیش رفته
پس الان دیگه باید زودتر بیدار شی
...لطفا بهوش بیا
تا بتونم دوباه به چشمات نگاه کنم
اوضاع چطور پیش میره؟
...داریم به درگیری با نورسکای
نزدیک می شیم
...ما باید بر این واقعیت تاکید کنیم
ما نمی تونیم اجازه بدیم مدیریت شرکتمون دست یک سرمایه گذار خارجی بیفته
...اما
...طبق تحقیقات این خیلی موثر نیست
بخاطر تصویر منفی که مردم نسبت به شرکت ما دارن
پس پیشنهادت چیه ما نیاز به راه حل داریم
فقط نشینین حرف بزنین
باید برین بیرون هر کار می تونین بکنین
تا جایی که می تونین برین ملاقات سهامداران
چشم قربان
موضوع چیه ...چرا از همه خواستی این وقت شب دور هم جمع بشن؟
...هر وقت اینها می خوان یه چیزی بگن
من دست و پام می لرزه
دیگه چی شده؟
این گواهی ثبت ازدواجه
ثبت ازدواج ...بین کی و کی؟
"گواهی ثبت ازدواج؟"
ما امروز رفتیم محضر و ازدواجمون ثبت کردیم
یک کپی گرفتیم برا خودمون آوردیم
آخه شماها که هنوز عروسی نگرفتین
واسه چی زودتر ثبتش کردین؟
فعلا نمی تونیم از پس مخارج عروسی بر بیایم
بخاطر همین توافق کردیم بعدا عروسی بگیریم
نمی دونستم یون جی اینقدر با گذشت ـه
ما شاهدشون بودیم
یادته؟
معلومه که یادمه ، مگه من خنگم
داروها کاری بوده
هم خیلی سالمی هم با حافظه
بعد از خوردن دارو خیلی بهترم
حس می کنم کاملا خوب شدم
خدارو شکر
اما هر طور شده باید عروسی بگیرین
اینطوری که نمی شه خشک و خالی ثبت کنین
...وقتی پولش جور شد
همگی عروسی مون دعوتین
بعدش میریم دنبال یک خونه برا زندگی مون
حالا که شوهر شدی
حرفهای حسابی و گنده گنده می زنی
من الان نون آور خونه ام بایدم گنده گنده حرف بزنم
عروس و داماد کجا می مونین؟
قرار شد با هم تو اتاق من بمونیم
اتاق تو؟
دوتایی می خواین اتاق شش بمونین؟
بله
ماک ری فکر کنم چون هیچ وقت عروسی نکردی
از هیچی خبر نداری
وقتی تازه عروسی میکنی
هر چی اتاق کوچیکتر بهتر
مان هو نظر تو چیه؟
حق با شماست
خداوندا ، این مردها چشونه خدایی؟
واااای چقدر خسته ام
...وای خدا راست میگی فکر کنم بخاطر این اداره اون اداره شدن باشه
روز خیلی شلوغی بود
منم خیلی خسته ام و خوابم میاد
من دیگه میرم اتاقمون
باشه - باید برم بخوابم -
می بینمت - صبر کن با هم بریم -
شب خوبی داشته باشید
با اجازه ، شب بخیر
حسودیم شد
فقط گفتم حسودیم شد
قبلا با یک دیوار بین مون می خوابیدیم
...الان یه جورایی خجالت می کشم
اینجوری بخوابیم
آره
آدم یه جوریش میشه
اما بالاخره که باید بخوابیم
باشه باید بخوابیم
باشه ، یوبو
باشه یوبو
اگه هنوز نخوابیدین می تونم بیام داخل؟
بله حتما
بیا تو مامان
خدای من این چیه؟
شب اولتونه باید رختخواب نو داشته باشین
مرسی مامان
مگه بهت نگفتم دیگه به من مامان نگو
کدوم مادری از عروسی دخترش خبر نداره
.متاسفم
لازم نکرده متاسف باشی
باید خسته باشی زود باش برو بخواب
چشم
شب بخیر
درست به موقع بود
از دست این مامان
بریم سر کارمون؟
سینه ات از چیزی که فکر می کردم بزرگتره
خوبه
من می خوام با یون جی بخوابم
نه یوبو ، بیا بریم اتاق خودمون
دلم برا یون جی تنگ شده می خوام باهاش بخوابم
باشه حتما
من می خوام با یون جی بخوابم
تا لحظه ای که خوابش ببره خوب بود
چی شدیهویی؟
هر لحظه شرایطش عوض میشه
یهویی ترسیدم
ای بابا
همچین روز تاریخی
نمی شه همینجوری بری بخوابی
بیا با هم یک استکان از این بخوریم
چی گفتی؟ - فکر کنم خوبه -
باشه
بریم
فکر کنم امشب نمی شه
خیلی خب ، بریم یک لبی تر کنیم
واقعا که
ماک ری
چی شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.