Le prime 200 righe.
« SinCities زیرنویس از سـینـا صـداقـت »
بدین نحو شروع میشه
دو میلیارد سال پیش، یک آمیب
.صبرکنین، بیاین... بیاین برگردیم عقب از ارتباطات خیلی زیادی رد شدم
از دل هیچ، در یک لحظه... همه چیز پدیدار شد
یک لگام گسیختگیِ بی حد و حصر کیهانی از ماده و انرژی
در حال مالیده شدن، برخورد و ساییده شدن در کنار هم
،هیچ کهکشانی، هیچ خورشیدی، هیچ سیارهای
هیچ حیاتی بدونِ برخورد اجسامِ آسمانی به وجود نمیاومد
برگردیم سرِ آمیبمون
اون یه باکتری با قدرتهای منحصربفرد !رو در بر میگیره و... بفرمایین
اولین سازوارهی قادر به فتوسنتزِ زمین
شاید شانسی بود
شاید اجتناب ناپذیر بود
این یک آمیبِ تغییریافته
تبدیل به پیشگونهی هر گیاه ،زندهی روی زمین میشه
...که در عوض زمین رو سرشار از اکسیژن میکنه
راه رو برای همهی گونههای دیگر حیات ...که میشناسیم هموار میکنه
،موجبِ به وجود آمدنِ ارواح ،و ارتباطات بیشتر میشه
و بنابراین جهانهای جدیدِ دیگری از میانِ اولی منشعب میشن
،زمانی که این نیروهای طبیعت به هم ملحق میشن
،چه برخوردهای نجومی باشن ،چه اتحادهای بیولوژیکی
استعداد بیکران ارتباطاتِ بین ما رو نشون میدن
این حقیقت همچنین به قلبِ انسان هم گسترش پیدا میکنه
یه بسته استاتونز
،قصد بیاحترامی ندارم ولی پولِ اینا رو میدی؟
از یه "اَدبادی" برای پرداخت هزینهی این خرید استفاده میکنم
اون عوضیها گفتگوهای مشتریها رو ضبط میکنن
پایگاه ملی دادههای مربوط به علایق
کاسب، چیزی در موردش شنیدی؟
اونا تو رو بهتر از خودت میشناسن
باشه - ،این توطئه نیست -
فقط یه تئوریِ توطئهست
...فرضیه
همهی ارواح در جستجوی ارتباط با یکدیگرند
...نتیجه
اذهانِ ما اطلاعی از این جستجو ندارند
اوه
میدونستی که اکثر سکهها توسط انسان بلعیده و دفع شدن؟
...فرضیه تمامِ دنیاهایی که تقریباً وجود داشتن
درست به اندازهی دنیایی که ما درش هستیم اهمیت دارن
...نتیجه
این دنیاهای مخفی برای ما درد و رنج فراوان به بار میارن
بدونِ کیف، بدونِ کفش...
حتی نمیدونم اولش چطوری سر از لهستان در آوردم
،داداش، دارم بهت میگم
این جداً موقعیتِ خیلی احمقانهای بود
...از لهستان... من تو
...نمیدونستم نمیدونستم چطور از اونجا سر در آوردم
،رفاقت، همدلی
خانواده، دوستی، عشق، اینجور چیزها
ما بدونِ ارتباط گم میشیم
روابط عاطفی سخت هستن...
ممنون، نمایندگیِ دوستیابی
تنها بودن... واقعاً وحشتناکه
...ساده بگم، هدفِ من اینه که تمام اَشکال
غیرضروری و کم بازده درد انسان رو ریشه کن کنم
برای همیشه
باید از درد و رنج خودمون تحول یافته و عبور کنیم
این آشغاله، نه صدقه. برو ببینم
تو چی هستی، پلیسی؟
.از نظر اختیارات فرقِ زیادی نمیکنه راه بیوفت
...البته تحقیق من در این مورد
هنوز در جریانه
شاهد قبلاً در محضر دادگاه سوگند یاد کرده
،آقای میلگریم، میتونین نسبتِ خودتون با متهم آقای جد میلگریم رو به دادگاه اعلام کنین؟
...اون
اون برادرمه - متشکرم -
تا به حال دستگیر شدین؟
نه - متأهل هستین؟ -
نه - بچه دارین؟ -
نه
و میتونین در مورد حالتِ روانپریشانه
که تقریباً 10 سال قبل تجربه کردین بهمون بگین؟
واقعاً؟ - فقط دارم میپرسم -
یعنی اینجوری شروع میکنن؟ بابا، بیخیال
لزوماً به این معنی نیست که تو دادگاه ،قراره همینجوری باشه، اُون
...ولی، گاهی اوقات دادستانها، اونا
...حملاتِ غیرمعمول رو امتحان میکنن
تا ارادهـت رو بشکنن
...برای همینه که باید برای اتفاقاتِ غیرمنتظره آماده شیم
میشه لطفاً ادامه بدین؟
تا حالا به دلیل بیماری روانی بستری شدین؟
بله، 10 سال قبل
لطفاً توضیح بدین چه اتفاقی افتاد
...من بستری شدم
...و دارو درمانی شدم
...و
اون آخرین حملهای بود که داشتم
نوعِ روانپریشیِ شما متوهّمانه نبود؟
که گاهی فکر میکردین برادرتون رو دیدین وقتی اون حضور نداشت؟
دقیقاً نه
فقط بگین نه
پس روانپریشیِ شما از چه نوعی بود؟
اُون، فکر نمیکنی که بیماریِ روانیـت
باید از شهادت دادن به عنوان شاهدی از جانب برادرت سلبِ صلاحیتت کنه؟
ببین، فقط یک سؤال هست که واقعاً اهمیت داره
اُون، تو میدونی چی واقعیه؟
صد در صد
من کاملاً عاقلم
به نیویورک خوش اومدین
و این مجسمهی آزادیِ مضاعفـه
مجسمهی آزادیِ مضاعف
جلسهی آمادگی قبل از دادگاه برای یه برادر بدجنس چطور پیش رفت؟
چیزی در مورد من بهشون گفتی؟
تو نباید اینجا باشی
خوبه. هنوز داری از کلماتِ رمز استفاده میکنی
گرچه من از نظر فنی نامرئی هستم
اُون، این هفته حتماً برات معرکه بوده، آره؟
،فکر کردی از شرِ من خلاص شدی ولی من اطلاعاتِ جدیدی دارم
این دفعه میدونم
تو برای نجاتِ دنیا انتخاب شدی
قراره یه قهرمان باشی
من این رو نمیخوام. نمیخوامش
من این رو نمیخوام
جزئیاتِ مأموریت توسط یه مأمور بهت تحویل داده میشه، یه زن
وقتی ببینیش میشناسیش، بهم اعتماد کن
فقط باهاش ارتباط برقرار کن
الگو، الگوئه
!اون برای دستوراتِ بیشتر باهات تماس میگیره
!گند نزن به این
خوش آمدید. لطفاً برای شروع انتخاب کنید
شما بلیت تک سفره انتخاب کردید
چگونه پرداخت میکنید؟
شما اعتبار را انتخاب کردید
لطفاً حالا کارت بکشید
رد رشد. موجودی کافی نیست
تمایل دارید از یک اَدبادی برای افزایش موجودی استفاده کنید؟
بله یا خیر؟
از اینجا خسته شدید؟ پروازهای یکطرفه ] [ به فضا با قیمتِ حداقل 1,799 دلار
خوش آمدید
...قطار هم اکنون از راه میرسد...
لطفاً از لبهی سکو فاصله بگیرید
،بسیار خب، آقای میلگریم لازمه که حواستون به من باشه
،وقتی دیگران دچار مصیبت میشن"
گاهی اوقات واقعاً سخته که ...بدونن چیکار باید بکنن تا الان
اُون
«بابایی خونهست». به این فکر کن که یه" شوهرِ سفارشی و داوطلبِ موقت بشی
و زندگی خانوادههای دلشکسته در منطقهی خودت رو عوض کنی
،باشه، خب، بعدی
ما یه چیزی به اسمِ «داروسازیِ نبردین» داریم
عصر بخیر، اُون"
آیا میدونستی که اجاره بهات 87.2 درصد "از درآمد سالانهـت رو شامل میشه؟
این واقعاً درسته؟
من تازه به خونهی خودم نقل مکان کردم - ...امان از این روزهای منهتن -
من خودم تو یه واحد انبار زیرزمینی زندگی میکنم
تو هوبوکن
راستش من تو رُزولت آیلند زندگی میکنم - ...باشه، خب -
...آه، بذار ببینیم
،یه وقفهی فاجعهبار تو زندگیِ شغلیـت"
مثلِ یه برکناریِ موقت، میتونه نابودت کنه
تا حالا به اضافه کردنِ درآمدت از "طریق آزمایشِ دارویی فکر کردی؟
نمایندگیِ دوستیابی
از صرف کردنِ وقت و انرژیـت برای" دوست پیدا کردن خسته شدی؟
«و به این دلیله که شرکتِ «بابایی خونهست خوشحال میشه در خدمتتون باشه، آقای میلگریم
و باید هزینههای نقل مکان رو خودم بدم؟
و هر قرضِ احتمالی که فرد فوت شده داشته رو تقبّل کنین
این منطقی نیست
خب، این یعنی بله؟
به چی؟
این کاملاً منطقیـه
ما به شما قهرمان بودن پیشنهاد میکنیم - خب این محوطهی دفترته -
دوباره، این سؤالی از روی تعهده
تبلیغِ شما گمراه کنندهست
چون به عنوان یه فرصتِ ،داوطلبانه بهش اشاره میکنین
ولی در نهایت مجبور میشم پول بدم
ولی به چیزی که به دست میارین فکر کنین
یه زنِ تنها و نیازمند - بله -
اُون. این یه معاملهی برگشت ناپذیره - باید برم -
رازی بررسی به طور ناشناس رو از بالا تا پایین انجام داد
و 12 نفر رو برای برکناریِ کوتاه مدت معرفی کرد
کِی؟ - خب، اونا الگو رو تصادفی کردن -
از امروز صبح 30 تا اطلاعیه در موردش منتشر کردیم
خب این برکناری چقدر طول میکشه؟
موقته - صحیح -
خب... کِی برمیگردم سرِ کار؟
.نمیدونم. داشتم شوخی میکردم احتمالاً دائمیـه
،از سبکِ شوخ طبعی خودت استفاده میکردم
وقتی حرفی میزنی که منظوری ازش نداری و هیچکس نمیخنده
...این... آره، اشکالی نداره. فقط
فقط میرم سراغِ پساندازم
خدافظ
خیلیخب، اُون
میدونی میخوام چیکار کنم؟ - بله -
مطمئنی که میدونی میخوام چیکار کنم؟
بله
،با روالی که این برنامهزدایی داره یه جور درمانِ یک شبه نیست
باید مثل یه سرود بهش گوش بدی
،اگه حس کردی داری دچار کژپنداری میشی فوراً این نوار رو پخش میکنی، باشه؟
باشه
حالا، وقتی چیزی میگم که حقیقت نداره، متوقفم کن
دنیا پیامهایی برات میفرسته
بله
،کلمات معمولاً به صورت رمز
یا برای رازهای مهم عباراتِ رمزی هستن
بله
برادری بهت سر زده که هیچکسِ دیگه تو خانوادهـت ازش خبر نداره
یه نسخهی کپی از برادرت جد
بله - اون پیامهایی برات میفرسته -
دستورالعملهایی برای مأموریتهای مهم که باید به انجام برسونی
No comments yet. Be the first to leave one.