Le prime 200 righe.
«:: مــتـرجـمین: ماهی و اسکای واکر ::» |^| |^|
سوهو، لندن، پنجشنبه
میتونم کمکتون کنم؟
.مایلم یکی از اجناس شمارو خریداری کنم
-کتابها -کتابها
بهتره شرایط خرید رو تو خلوت بررسی کنیم
...آخه من میخوام یه
هرزه نگاری؟
.هرزه نگاری بخرم
.گابریل، تشریف بیارید تو اتاق پشتی
.ما انسانها خیلی زود خجالت زده میشیم
.حتما باید کتابهای پورن رو مخفیانه بخریم
...این آدما چقدر ساده ن
.چقدر زود فریب میخورن
.بله
.آره، خسته نباشید .همشون رو فریب دادید
ساندالفون رو که یادت هست؟
.سدوم و گوماراه
خیلی چیزارو خراب کردی
.کلی آدمم تبدیل به نمک کردی
.نمیشه فراموش کرد
.بوی یه چیز...سیطانی میاد
.اوه شرمنده، بوی کتابهای جفری آرچره
خب ما فقط اومدیم یه سری بزنیم
.و از وضعیت دجال خبردار بشیم
چطور؟ مشکلی پیش اومده؟
.یعنی میگم مگه مشکلی پیش اومده
.میتونم کسی رو مامور کنم حلش کنه
.هیچ مشکلی .همه چیز عالی پیش میره
.کلی چیزهای خوب داره اتفاق میفته
همش خوبه؟
.خب همه چیز طبق دستورات الهی پیش میره
سگ جهنمی آزاد شده
و حالا چهار سواره نظام روز قیامت .دارن احضار میشن
.مرگ، ناپاکی، قحطی و جنگ
.درسته
دقیقا کی احضارشون کرد؟
.از حوزه ی من نبوده
.بنظرم مسئولیت اینجور کارا با یه عده دیگه ست
.بنظر من که وقتش بود
.بدون جنگ که نمیتونیم جنگ داشته باشیم
.ساندلفون، عجب حرفی زدی
.بدون جنگ که نمی تونیم، جنگ داشته باشیم
شاید ازش استفاده کنم، نه؟
...بگذریم
مشکلی نیست پس؟ سگ جهنمی چطور بود؟
.من...نموندم ببینم چطوره
!بابت کتاب پورن ممنونم
.کارت عالی بود
".بدون جنگ که نمیشه جنگ داشت"
.زیرکانه ست
خوش اومدید سخنگوی امور خارجه ی دولت اینجا هستند تا
درمورد افزایش تنشهای بین المللی اخیر
.با ما گفتگو داشته باشن
اما قبلش، خبر دارید تو یخچالتون چی دارید؟
.صبح بخیر کراولی
.اومدیم یه سر بزنیم
.صندلی قشنگیه
.سلام رفقا
.درموردِ دجال
.آره، بچه ی خوبیه .به باباش رفته
مسئولین در بخش مرکزی تصمیم گرفتن
خانواده ی اون بچه رو
.بفرستن به خاورمیانه
اونجا، پسره و سگ شکاریش
.به "دره ی مگیدو" برده میشن
.چهار سواره نظام گردش آخرشون رو شروع میکنن
-ایول -.قیامت شروع میشه
.نبرد نهایی
چیزی که از وقتی شورش کردیم .به دنبالش بودیم
.ما سقوط کرده هستیم
.هیچوقت فراموشش نکن
.خب این چیزی نیست که بشه فراموشش کرد
.من بهت اعتماد ندارم کراولی
.همه چیز درست پیش میره
.من که نخواستم سقوط کنم
.فقط با آدمهای اشتباهی گشتم
یکنفر باید چهار سواره نظام
.قیامت رو احضار کنه
.ولی این روزها انجام این کار بر عهده ی دیگرانه
.با احضار کننده آشنا بشید
.در ونش چهاتا محموله برای تحویل داره
.اون برای شرکت پست بین الملل کار میکنه
و الان میخواد اولین محموله رو .به یک منطقه ی جنگی سابق تحویل بده
.گاهی، برخلاف همه چیز، صلح برقرار میشه
مردم از جنگ، درد و مرگ خسته میشن
.و میخوام دوباره از نو شروع کنن
ببخشید، شما کی هستی؟
.کارماین زینجیبر .از نشنال وورد ویکلی
.خبرنگار جنگ
.خب، این چیز خوبیه دوست من
خوبه که یکنفر از مطبوعات اینجاست تا شاهد
.امضای توافق صلح ما باشه
خب علی حضرت، اگر مایل باشید اول شما امضا کنید
و بعد نخست وزیر، و بعد رهبر ارشد
.و بعد یه عکس از سه تای شما باهم میگیرم
صبرکن، اون اول امضا میکنه؟
.اینکه کی اول امضا کنه فقط تشریفاته
تشریفات؟ میخوای من تو کشور خودم مایه ی خنده مردم بشم؟
اونوقت اسمش رو بزاری تشریفات؟
.بالاخره یکی باید اول صلح نامه رو امضا کنه
.درسته، و کار منه
.خانمها و آقایون راحت باشید
عجب روزیه، نه؟
.به سختی اینجارو پیدا کردم
انگار اصلا به تابلوی اعلان اعتقاد ندارن، نه؟
.یه بسته برای شما خانم
.باید...امضا کنید
.عجب جای قشنگی دارید اینجا
.همیشه دوست داشتم تو تعطیلاتم بیام اینجا
-. بالاخره -.بزارش کنار
.آخی عزیز دلم
جرئتش رو نداری، داری؟
.شرمنده رفقا
...دوست داشتم بمونم بیشتر باهم آشنا بشیم
.ولی ماموریت دارم
.اون اولین سوار بود
.و بدون اون جنگی درکار نیست
.مدت زیادی مشغوله وقت کشی بود
.وقت، و البته گاهی آدم
.و حالا 60قرن انتظار داره به سرانجام میرسه
این درواقع داستان یک جادوگر ، یک شکارچی جادوگر
.و یک کتاب هم هست
و این داستان تقریبا 360سال پیش اتفاق افتاده
.درست زمان سوزاندن آخرین جادوگر در انگلستان
.شکارچی پولسیفر، همه چیز محیاست
عجوزه کجاست؟
.تو کلبه .به هیچی شک نکرده
.فکر کردم با یک میخ روش آزمایش کردید
.انجام دادیم .طبق قوانین شکارچی جادوگر
-.همه جاش رو خراش دادیم -و نتیجه چی بود؟
.گفت درد مفاصلش خوب شد
.همم
متهم به چی هست؟
.بیشتر، پیش بینی آینده
به خانم بولکاک گفته که
بزودی "اَدالتری" وارد شهر میشه
.چه چرندی
تو اسمت همین نیست؟
.نه نیست
اسم من سرجوخه مگز
"تو نباید مرتکب بی عفتی بشی" هستش
ولی تو میتونی منو "سرگرد شکارچی جادوگر پالسیفر" .صدا کنی
پس یعنی بهت نمیگن "ادالتری پالسیفر"؟
.نه نمیگن
...شیر فروش مهربون
دیگه شیر نمیاره
نه امروز نه هیچوقت دیگه
.چون من امروز قراره در شعله آتش بسوزم
.ارادتمند شما، اگنس ناتر
.پیوست: سلام به همسرت برسون
!جادوگر! جادوگر
.دیر کردن
شنیدم که اهل دویدنه
.و کسی هم دنبالش نمیره
درسته. من هرروز میبینمش که اطراف دهکده
به طرز عجیبی میدوه
.واسه اینکه سالم بمونه
.هیولا
شاید شیطانهای نامرئی وقتی میدوه .دنبالش راه میرن
.نه، میگه برای سلامتی بهتره
.میگه باید تو غذاهامون فیبر بیشتری بخوریم
منم بهش گفتم، گفتم .برداشت محصول چه کار سختیه
.آره، قطعا دیوانه ست
ولی از کجا مطمئن باشیم جادوگره؟
.آبله ی دردناک من رو درمان کرد
.اسهال پسر منم خوب کرد
.مشخصه که جادوگره
.جادوگر
.جادوگر
.جادوگر
.جادوگر
...ادالتری پالسیفر
مردم خوب
.چقدر دیر کردید
.باید ده دقیقه پیش سوزونده میشدم
.درسته
خانم ناتر؟
- !هی - !هی
!هوی
.ما رسممون اینطوری نیست خانم ناتر
.ای انسانهای خوب نزدیک بشید
اونقدر نزدیک که سوختگی رو حس کنید
چون من دستور میدم که همه ی شما ببینید
.آخرین جادوگر برحقِ انگلستان چطور میمیره
.و باشد که مرگ من پیامی برای دنیا باشد
.بیاید
.بیاید، گفتم نزدیک بشید
و عاقبت کار کسانی رو ببینید که
.دیگران سر از کارشون در نمیارن
.ای کثافت
در بین مردم روستای کناری
این بحث داغ شده بود که آیا
.این مصیبت توسط خدا فرستاده شده بود یا شیطان
اگرچه یک یادداشت در کلبه ی اگنس پیدا شد
که هرگونه اقدام الهی یا شیطانی
در اصل توسط زیرپوش لباسِ اگنس انجام شده بود
که در اون زیر 50 پوند باروت
.و 30پوند میخ پنهان کرده بود
.ای کثافت
No comments yet. Be the first to leave one.