Le prime 200 righe.
...آنچه گذشت
میدونی من چی فکر میکنم کله هویجی؟
من فکر میکنم قهرمان بازی داری درمیاری
جولیان کیه؟
جولیان قرار بود قل سومتون باشه
تو سومی رو خوردی
روح جولیان داره تیسلهاوس رو تسخیر میکنه؟
مگه چه توضیح دیگه ای میتونه باشه؟
حالا که دادگاه ها تموم شدن
بنظرم وقتشه که گذشته هارو فراموش کنیم
ورونیکا، من پدرت رو دعوت کردم
اصلاً درکت نمیکنم
ما سر اون توافق کردیم
میخواستم راجب بابابزرگ بپرسم
میدونستی نویسنده اس؟
بابای من نویسنده نبود
اون یه دائم الخمر عوضی بود
شما دوتا میخواید یه چیزی رو راجب خودکشی چیپینگ لاپوشونی کنید
مرگش یه قتل بوده
خودت بودی جونز، کسی هلش نداد پایین
این چیه؟
شش ساعت از خونمون
چرا باید کسی اینکارو بکنه؟
ضبط کنه و بعنوان مدرک ولش کنه جلوی در؟
بعد از یه وقفه کوتاه زاغ سیا چوب زن ریوردیل
یکی از مورد انتظار ترین کارهاشو منتشر کرد
در تاریکی شب
راند دومی از نوار های ویدئو
در سراسر شهر جلوی در خونه ها رها شد
یه بار دیگه دستگاه های ویدئو با ترس و لرز روشن شدن
و یبار دیگه چندین ساعت خونه مردم
توش بود
فقط ایندفعه دوربین خیلی نزدیک تر بود
مفهومی که میتونست داشته باشه وحشتناک بود
کار بعدیش چی بود؟ بیاد توی خونه های مردم؟
و انگار اون ویدئو ها کافی نبودن
چون دانشگاه ها و مدرسه ها
فرستادن اولین موج پاکت هارو شروع کردن
برای بعضیا سنگین بعضیا سبک
همشون زندگی رو تغییر میدادن
زندگی سال آخری هارو
به شدت پر از استرس کرده بود
که برای همین آقای هانی از مشاور مدرسه
خانم بربل خواست تا ساعت اداری رو زیاد کنه
هر ناراحتی ای که دانش آموزا داشتن
اونا یه گواهی معتبر داشتن تا
به دانش آموزا مشاوره و آسایش روانی بدن
چیزی که معلوم شد
ماها خیلی وقته رنگش رو هم ندیدیم
سلام مامان میخوام برم خرید
چیزی میخوای؟
چی شده؟ همه چیز خوبه؟
وقتی بچه بودی خیلی بانمک بودی الیزابت
خیلی معصوم بودی از کی دروغ گو شدی؟
راجب چی حرف میزنی؟
"سرکار خانم الیزابت کوپر
بعد از بررسی درخواست نامهی شما
متأسفانه بخش پذیرش باید اعلام کند که
ما در ارائهی جا به شما در دانشگاه ییل
معذوریم"
قبول نشدم؟
وایسا ببینم، تو نامه منو باز کردی؟
با خودم فکر کردم
چطور بتیی من نتونست دانشگاه قبول شه؟
تمرکزش روی چی بود
که به قیمت آیندش تموم شد؟
برای همین اتاق خوابتو گشتم چیکار کردی؟-
و میدونی زیر تخت خوابت
چی پیدا کردم؟
وای خدا !مامان
تو باید درس بخونی
باید تمرکزت روی درس باشه
در عوض، از کنترل خارج شدی
خیلی خب دیگه کافیه
ما درمورد این دیگه بحث نمیکنیم
در مورد هیچی بحث نمیکنیم
من و تو توی شرایط حرف زدن نیستیم
تو چندین ساله داری حریم خصوصی منو ندید میگیری
و دیگه تمومه
خانم بربل وقت دارید؟
بله
خانم کوپر بفرمایید داخل
آبنبات؟
نه، ممنون
من دندونام مشکلی نداره
چطور میتونم کمک کنم؟
مامان؟
ما راستش وسط جلسه هستیم خانم کوپر
راستش خانم اسمیت هستم
حالا دیگه زاغ سیاهمو چوب میزنی؟
شاید برات عجیب باشه بتی
ولی نمیدونستم اینجایی
اومدم خودم با خانم بربل حرف بزنم
...تا یه راهنمایی راجب
حرف زدن با تو بهم بکنه
این. این چیزیه که اذیتم میکنه
اون حس کنترلش اون واکنش های بیش از حدش
مشکل من اینه
نه، مشکلش اینه که
از دانشگاه رد شده
چون خیلی سرش گرم سکس هست
شما نیاز جنسی رو اینطوری تعریف میکنید خانم اسمیت؟
کمبود؟ منو ببخشید خانم بربل-
احتمالا دکتراتون رو روی دیوار ندیدم
چون من به روانشناس احتیاج ندارم
راستش روانشناس مجوز دار هستم
چیزی که بتی نیاز داره یه دخالت توی
بی مسئولیتیش نسبت به آیندشه
جالبه
من میخواستم بگم چند ماه
یا راستش چند سالی هست
که باید درمورد خانوادمون حرف بزنیم
واضحه که کلی احساسات اینجا جمع شده
بتی
اشکالی نداره مادرت بهمون ملحق شه؟
حتی اگه بگم نه اون بازم میمونه
بتی
تو چیزی از مادرت مخفی میکنی؟
خب آره
...البته، همه اینکارو میکنن ولی
خب، از استادش یاد گرفتم اینکارو
پس تو حس میکنی اونم ازت چیزی مخفی میکنه؟
از وقتی که بدنیا اومدم بله
اگه بوده به صلاحش بوده
اوه، پس رفتن به یه فرقه
به صلاح من بود؟
اینکه بهم نکفتی
درواقع اینهمه مدت شستشوی مغزی نشده بوده
و فقط یه مأمور مخفی اف بی آی بودی
که با برادر ناتنی گم شده ام کار میکرده
که من فکر میکردم مرده به صلاح من بوده؟
تو یه بچه ای داشتم ازت محافظت میکردم
پس اینو توضیح بده که چطور
دادن پول دانشگام به مزرعه جزوی از اون بوده
این قبل از این بود که زیر نظر ادگار باشم
اون موقع چی که بهم نگفتی
ژن قاتل سریالی دارم؟
یا وقتی که
پالی به خواهران بخشنده رفت
و به من نگفتی کجا بوده
یا وقتی که منو کشوندی توی اون جهنم دره
چون واقعا اینکارو کرده خانم بربل
وقتی که برخلاف خواسته من منو چیز خور کرد
ولی میدونی چیه، خوبه حداقل اونا فیزل راکس بودن
و ضد بارداری نبودن چون خدا حروم کرده اینجا متن مهمه-
متن اصلا میدونی چرا-
من قرصای ضد بارداری خوردم؟
چون نمیخواستم مثل تو و پالی توی 16 سالگی
بچه داشته باشم نمیخواستم مثل شما دوتا باشم
حامله و زن یه قاتل
یا یه رهبر فرقه یا هردوش؟
من امیدوار بودم باهوش تر از ما بزرگ شی
و توهین نباشه مامان من باهوش تر بزرگ شدم
فعال بودن یعنی باهوش بودن
و انقدر ساده لوح رفتار میکردی
انگار نمیدونستی من سکس میکنم
من و جاگهد توی یه تخت میخوابیم
اون برای سکس داشتن خیلی جوونه
نمیدونه چی براش خوبه
تو خیلی متظاهری
وقتی منو رها کردی و رفتی به مزرعه
من خیلی خوب مواظب خودم بودم
ولی هنوزم مثل یه بچه باهام رفتار میکنی
الان این بده؟
یه مادر که میخواد از بچش مراقبت کنه؟
چندین دفعه اینو گفتید
بتی جوونه بتی بچس
فکر میکنید چرا اینطوره؟
...!چون هست
برای من مشکلی نداره
من توهیناشو قبول میکنم
بعنوان یه مادر باید تحمل کنم
...ولی اون چیزی که توی دفتر خاطراتش نوشته
دفتر خاطراتشو خوندید؟
آره چون هیچ مرزی نداره
هیچ احترام احساساتی نداره
این چه حسی بهت میده؟
حسی مثل یه بمب ساعتی
که هرلحظه میتونم منفجر شم
تو باید دست از دخالت توی حریم خصوصیم برداری
و این حقیقت رو که من بالغ شدم قبول کنی
تو همیشه دختر منی الیزابت
و من خیلی برات نگرانم
ولی دلیل درستی نداری مامان ...چی-
سکس و دانشگاه و ژن قاتل سریالی رو ول گن
بچسب به این که چی سر من آوردی
بقیه زندگیم قراره اینو با خودم داشته باشم
...پس یا
مثل یه آدم بالغ باهام رفتار میکنی
یا دیگه منو نمیبینی
خانم اسمیت، درس بتی
...رفتارش، رابطه اش
فکر میکنم اونا باعث شدن شما بترسید
از این بترسید که بتی داره بزرگ میشه
اینکه شاید پول دانشگاهش رو برای کنترلش
داده باشید تا فقط یکم دیگه
اونو توی بچگیش نگه دارید
درسته؟
...فقط
من تا همینجاش دوتا بچه رو از دست دادم
No comments yet. Be the first to leave one.