Le prime 200 righe.
آری, عزیزم
میشه از تخت بیای بیرون باید بریم
اینطوری که نمیتونیم حر کت کنیم
آری ...
نمیخوام برم
میدونم, ولی من جاهایی میرم که مناسب بچه ها نیست
من توانایی مراقبت از تو رو ندارم
فقط با پدرت که نیستی
مامانبزرگت هم اونجاست و عاشق اینه که تو رو ببینه
لطفا بلند شو, عزیزم
تو ماشین جایی برای دوچرخه نیست - من بدون این جایی نمیرم
جا واسش نیست بزارش تو کامیون
بیا اینجا, عزیزم
خودت میدونی که خیلی دلم واست تنگ میشه
بعدا بهت زنگ میزنم مشکلی واسم پیش نمیاد, قول میدم
گنجشگ ها
سلام رفیق سلام
همش همینه ؟ -آره
پرواز چطور بود؟
خوب بود
آشفتگی ای پیش نیومد؟
نه, فقط یکم
قبل از اینکه حرکت کنید تونل باز شده بود؟ -نه
مطمئنی؟
آره, مطمئنم
سفرت رو کوتاه تر کن
حالا دیگه اینجا زندگی میکنیم -میدونم, مامان بهم گفته
آره .... سلاااام
تو راهم
ما با ساعت مامان غذا میخوریم, ساعت هفت
اما عجله کن چون منتظرته
باید برگردم سرکار
اتاق دومی بالای پله ها واسه توست
همه چی ردیفه ؟ -باشه پس
اوه, پسرک عزیزم نوه خوشگلم
خیلی خوبه که میبینمت -سلام مامن بزرگ
مدت ها میگذره از آخرین باری که دیدمت عزیزم
آخرین بار مراسم کریسمس تو تلوزیون بود
خیلی زیبا میخوندی -آره, ممنون
اسپانیا چطور بود ؟
خوب بود, ما پیزرن ها فقط زیاد نوشیدنی میخوریم
قهوه میل داری؟ -نه, مرسی, اهل قهوه نیستم
نه, اون اهل قهوه نیست
مادرت همین الان زنگ زده بود بهت رسید؟
آره
خیلی خوبه
من با شوهرش اون روز حرف زدم
مرد خیلی تو دل برویی بود
و اونا نقل مکان کردن به آنگولا
نه, اوگاندا
بعدش هم میرن به کنیا, اتیوپی و یه چند تا جای دیگه
واسم مهم نیست که پدرت چی میگه من انرژی مادرت رو تحسین میکنم
امممم, خیلی خوبه
تا خونه قدیمی مون قدم زدم
واقعا؟ -آره
خیلی وقته تو قسمت فروشه؟
آره, از زمانی که بانک تصاحبش کرد, همینطور قایق رو
پسرها یکم بیشتر بخورید
مربا رو میدی؟ -چرا که نه
پیش پات با دیدی صحبت کردم
و اینکه اون فردا صبح برای کار منتظرته
کار؟ -بله, کار
برنامه داشتی که تا زمان شروع مدرسه ها تو تخت بمونی ؟
نه
مربا رو بهم برمیگردونی؟ -ببخشید
این روشنایی زیاد تو شب های ریکیاویک باقی نمیمونه نه ؟
نه
ما شمالی ترین آدم های اینجا هستیم
سلام -سلام
سلام, داگور -آری
به غرب خوش اومدی -مرسی
میرم طبقه یبالا -حله رفیق
ببین, قوانین عوض شده
پسره دیگه با من زندگی میکنه, گرفتی ؟
آره, آره
نمیتونی دیگه همینطوری قر بدی بیای تو و بری بیرون
نه , نه , نه
سیگار داری ؟ -چرا که نه
این دستیار جدیده منه
نیروش اندازه یه دختره شش ساله است
بعدا میبینمت
سلام -سلام
سلام
سلام
واو - باورم نمیشه خوشحالم که میبینمت
منم همینطور
خیلی وقته اینجایی ؟ -نه, تازه دیروز رسیدم
زیاد میمونی ؟
در حقیقت کلا برگشتم که بمونم -خوبه
این تابستون تو کارخونه ماهی کار میکنم
بعدش تو پاییز تو همینجا میرم مدرسه
سلام -سلام
این اینره, دوست پسرم ایشونم آریِ, دوست دوران کودکی
سلام -سلام
باید بریما ؟ -باشه
میبینمت -حتما
فعلا
سلام
سلام, اون همون لارا کوچولو نبود ؟
چی؟ آره
واقعا؟ خوب رُشد کرده نه ؟ -بابا, بیخیال
انقدر مامانی نباش
چند وقت این خارجیه که مادرت باهاش ازدواج کرده تو ایسلند بوده؟
حدودا هشت سال -هشت سال ؟
سعی کردم به مامانت زنگ بزنم, اما اون جواب داد
اصلا ایسلندی صحبت میتونه بکنه ؟
آره, میتونه فقط لهجه داره
ما همیشه ایسلندی حرف میزدیم
خوب, من که یه کلمه از حرف هاش رو نفهمیدم
از آخرین باری که رفتی شکار, خیلی وقته گذشته ؟ -آره یه مدتی میشه
دَن تو رو نمیبرد شکار؟
نه او گیاهخواره
گیاهخوار ؟ -آره
نظرت چیه ما باهم بریم شکار
چرا که نه -عالیه, حله پس
درود, اوضاع چطوره ؟ بد نیست
در مورد سیگی چیزی شنیدی ؟ -الانا چیکار میکنه ؟
دورباره گند زده -دوباره ؟
قایق داشت نفت میسوزوند وقتی که اون صبح رفته بود بیرون
در کل رفتش دیگه
اون مرد ازنظر ذهنی به چالش کشیده شد
ریدی بابا -گه نخور
جای میری ؟ -آره, یکم میرم بیرون
با ما بازی نمیکنی ؟ -نه مرسی
بیخیال, بیا پیش ما ؟
سلام آری -سلام
به خونه خوش اومدی -مرسی
خوشحالم که میبینمت -مرسی, فعلا
سلام پسرها -سلام
اوه فاک
چیکار میکنی
تمومش کن بسه
دهنتو ... بسه
شما دوتا این کس کلک بازی هارو تموم کنید
باشه
همین الان !!! -باشه ببخشید
احمق کصخل
ببخشید مرد زیاده روی کردم شاید
عقب مونده -ردیفی ؟
الان دیگه با هم رفیقیم رفیق ؟
آره رفیق
بوی سگ مرده میدم دارم میرم استخر, تو هم میای ؟
البته باید اول اینجارو تموم کنم
حله , یک ساعت و نیم دیگه خوبه ؟
میبینمت -همچنین
بگیرش
تو میتونی اول نوازشش کنی
واو
باحاله , نه ؟ -آره, خیلی باحاله
سلام رفیق
خیلی آرومه -آره, شبیه توست
آره
خیلی بانمکه -آره
میری جایی ؟ -آره
نمیای با ما تلوزیون تماشا کنی ؟
نه, یکم میرم بیرون
خیلی دیر خونه نیا -نه, نه
مرسی واسه شام مادربزرگ -خواهش مکینم
اوضاع بین شما دو تا چطوره عزیزم؟
نمیدونم
فکر نمیکنم به اندازه ای که من درکش میکنم اون من رو درک کنه
شاید بهتر باشه صبر کنی من غذا خوردنم تموم بشه, بعد ؟
میخوای بندازمش بیرون -نه, نه
چه خبره ؟ -مهمونی شب نیمه تابستونی تو روستا شروع شده
وسیله دارید ؟ -آره, واسه رابی ه
فکر میکنی جایی واسه من هم پیدا میشه ؟
فکر نکنم .... ماشین پره
من دیگه برم واسه بقیه رو امتحان کن
باشه
عجله کن
هیچ شانسی نیست که بتونم با شما بیام؟ -فقط جا واسه دو نفر هست
لطفا
میتونی بپری عقب اگه بخوای
مشکلی پیش نمیاد ؟ -نه, پس عجله کن داریم میریم
هی, لعنت بهش -ببخشید
با خودت چی فکر کردی ؟ -ببخشید نمیدونستم
هی, چه خبر شده ؟
دوست دختر من رو دید میزنی ؟ تو دیگه چجور منحرفی هستی ؟
عجیب غریب کصخل شاشیدنش رو میبینی
ازش دور بمون
یا من میزنم مادرت رو میگام
تنهاش بزار اون آشناست
میکشمش
حالت خوبه ؟ -فراموشش کن
تو مستی -تو دیگه مردی عجیب الخلقه
اون آشناست -میکشمت رفیق
از کجا میدونست که اون داره میشاشه ؟
مشخص بود, اون آبجوش رو داد به من و گذاشت رفت
اون یه حرمزاده ی منحرفه
حتی اگرم اینطور باشه, میتونی دست از سرش برداری؟
اگه اون دست از سر دوست دخترم برداره - اون تازه رسیده, یکم بهش فرصت بده
اون یه حرمزاده ی منحرفه -باشه, حالا نمیشه همه با هم دوست باشیم ؟
مشکلی نیست دیگه ؟ -آره, مشکلی نیست
فقط بهش بگو دست از سرش برداره -تو بیخیال اون شو, اونم دست از سر لورا برمیداره
اون بهتره بیخیال بشه
سلام
پیش خودت چی فکر کردی
من فکر خاصی نمیکردم, اون پیش خودش چی فکر کرده ؟ -میدونی این داستان چقدر جلوه ی بدی از تو باقی میزاره ؟
به تخمم -شاید تو درک نکنی ولی من میدونم
حداقلش با اینر حرف زدم دیگه باهات کاری نداره
No comments yet. Be the first to leave one.