Bleeding Love

Bleeding Love

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

bleeding l0-ve 2023 1080p webrip ddp 5 1 10bit h 265-ivy
Un commento di warez
Translated subtitle from English to Persian Bleeding Love 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tag

webdl
Pubblicato il: 2026-02-18
Download: 18
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 186 righe.

دی-دام

دستشویی دارم

اوه! یه تعمیرگاهی چیزی پیدا می‌کنیم

نه، همین‌جا... همین بغل نگه دار

خالیش کن بره

فقط کنجکاوم بدونم، اونجا نقشه‌ت چی بود؟

نمی‌دونم

منظورم اینه که اگه دنبالت نیومده بودم

می‌خواستی... می‌خواستی چیکار کنی؟

راستش رو بخوای، به اونجاش فکر نکرده بودم

خیلی از ریخت افتادیا

هی

من هیچ‌وقت به گرد پاتم نمی‌رسم، توربو

حتماً گشنه‌ته. گشنه‌ته؟

من که گشنمه

اوم... دوتا از اینا می‌خوام

کارت شناسایی داری؟

اوه، اینا... اینا مال اونه

فقط یه بسته وینستون ۲۷ بگیر

میشه این رو ردیفش کنی؟

اوم

اوم... یه لقمه می‌خوای؟

من وگانم

وگانی؟ از کی تا حالا؟

از ۱۵ سالگی

اوه

می‌دونی با حیوونا مواد وارد کشور می‌کنن، نه؟

دقیقاً کوکائین رو می‌چپونن تو ماتحتشون

خیلی جالبه ولی من واقعاً کوکائین مصرف نمی‌کنم، پس بیخیال

اوه، آره. تو بیشتر تو کار بنزو و مواد افیونی هستی

آخیش، خیالم راحت شد. بنزو

ضربه مستقیم به سمت راست زمین

یه بازی بدون امتیاز برای روفوس

بدون هیچ ضربه‌ای اوت شد

فقط برای هشتمین بار در عصر مدرن

فقط آب‌نبات گرفتی؟ هوم

باشه. خب، می‌ریم یه رستوران درست و حسابی

قبل از اینکه برسیم به متل

متل؟ آره

تا سانتافه حدود ۱۴ ساعت رانندگیه

این یارو اصلاً چه جور هنری کار می‌کنه؟

اوم، فکر کنم هر جور هنری

اون همون یاروئه... همون

اون آشپزه رو یادته که یه صفحه فلزی تو سرش بود؟

چی؟ اون... مال همون کافه‌ای که صبحونه‌هاش رو دوست داشتی، اوم

کافه «گربه باحال»، همون که پنکیک‌های شکلاتی عالی داشت

خب، این برادر اونه

این... این همون خونه‌ایه که داریم می‌ریم پیشش

به هر حال، فکر کردم جای خوبیه... می‌دونی، یه مقصد تفریحی

می‌تونیم بریم اونجا و چند روزی بمونیم

و بعدش، اوم... شاید بتونی از یه استودیو بازدید کنی

و، می‌دونی... شاید دوباره ذوقت برای نقاشی باز بشه

و بعدش برمی‌گردیم

چرا برات مهمه که من نقاشی بکشم؟

میشه نگه داری؟

نه، من دوباره وسط بیابون دنبالت نمی‌دوئم

ببخشید. نه، جدی می‌گم

جدی می‌گم. لطفاً نگه دار

حالت خوبه؟

می‌دونم... این حس رو می‌شناسم

می‌دونم چقدر داری عذاب می‌کشی

می‌دونی که منم تو این موقعیت بودم، پس

آخرین چیزی که از من لازم داری نصیحته

اما مامانت بهم گفت که

که صورتت کبود شده بود

می‌فهمی یعنی چی؟

این... این قضیه جدیه، می‌فهمی؟

عزیزم؟

آه... خیلی خب. خیلی خب

چیه، داری سعی می‌کنی توی مسابقه‌ی سرطان ریه شرکت کنی یا چی؟

روشن نمیشه، ها؟ ای لعنت بهش

هی، به کامیون نزن. به کامیون لگد نزن

حیف شد که نمی‌تونی اون سیگار رو روشن کنی

اوه، گندش بزنن

اوه

چی؟

عالی شد

آه... خدا

بیا دیگه. لعنتی

اتفاقی پیچ‌گوشتی همراهت نیست، نه؟

داری شوخی می‌کنی دیگه، نه؟

می‌تونی مامانت رو بابت مثانه‌ی بیش‌فعالت سرزنش کنی

وقتی داشتی یاد می‌گرفتی بری دستشویی، هر بار که می‌رفتی بهت یه شکلات می‌داد

و به خدا قسم روزی ۵۰ بار می‌رفتی

این شکمو بودنت به من رفته

اوه

همین؟

هوم؟

این تنها چیزیه که از تو به ارث بردم؟

کسی رقاص سفارش داده بود؟

فقط داشتم شوخی می‌کردم

فقط ماه تولدتون رو نمی‌گم

سن هر کسی رو هم می‌تونم حدس بزنم

این یه استعدادیه که از بچگی داشتم. آره

سن همه رو توی شهر خودمون حدس زدم. آره

روزنامه هم سال ۶۴ دربارش نوشت

عکسم رو گرفتن و همه‌چی

من بزرگترین اتفاقی بودم که از زمان اون بشقاب‌پرنده اینجا افتاده بود

اینجا بشقاب‌پرنده دیده شده؟ اوه، معلومه که دیده شده

هر جور چیز عجیب و غریب فضایی که فکرش رو بکنی

توی این مناطق اتفاق می‌افته

خیلی خب. حالا می‌خوام حدس بزنم، باشه؟

باشه. هوم... بذار ببینم

مهر ماهی، ۲۵ ساله

آذر ماهی

هوم. ۳۷ ساله

نزدیک بود. نزدیک بود. من مهری‌ام ولی ۲۰ سالمه

اونم فروردینیه و ۴۷ سالشه

لعنتی! نزدیک بود. خیلی نزدیک بود

خیلی نزدیک شدی. ولی می‌دونی چیه؟

من طالع‌بینی باستانیِ ودایی انجام می‌دم

دنبال این مزخرفات هیپستری غربی نمی‌رم

اونا حتی لرزش زمین رو هم در نظر نمی‌گیرن

و فکر می‌کنم مشکل از همون‌جا آب می‌خوره

درسته. درسته. منطقیه

۴۷؟

اینجا کسی قضاوت نمی‌کنه. منظورم اینه که عشق، عشقه دیگه

اوه، نه. می‌دونی، پدر و مادر من ۷۲ سال با هم زندگی کردن

وقتی ۹۰ سالشون بود مُردن

به فاصله‌ی چند ثانیه از هم

اوه، این خیلی قشنگه

مامان اول مُرد چون جلوی موتور نشسته بود

و بیشتر ضربه رو اون خورد

و بابا از پشت موتور پرت شد

متأسفم

اوه، پسر

آره، بابت اون متأسفم

آره، خیلی بد بود. خب، بگذریم

هی، شما دوتا ناراحت نمی‌شید اگه یه توقف کوتاه داشته باشیم؟

اوه، آخه مسئله اینه که ما یه کم عجله داریم

متأسفم ولی واقعاً باید سریع بریم

واقعاً؟

فقط یه ثانیه طول می‌کشه

میشه یه لطفی بهم بکنی و دستت رو دراز کنی اون عقب و اون بسته رو برداری؟

باشه

خوشگله، نه؟

اوه، نگران نباش. گلوله‌ها توی کارت تبریک تولدن

باشه. این کادوی برادرزادمه

درسته

هی، می‌دونی... برادر من کل عمرش روی ماشین‌ها کار کرده

مطمئنم می‌تونه این رو برات ردیف کنه و فقط

فکر کنم ارزون‌تر و خیلی سریع‌تر از اونجایی دربیاد

که من مجبورم شما رو ببرم

خب، شاید بهتر باشه من همون برم به

نه! دارم بهت می‌گم

تعمیرگاه اون بهشتِ مکانیک‌هاست

باشه. من حرفی ندارم. باشه. ممنون

برادرزادم عاشقش میشه

آره، واقعاً خوشگله. تفنگ قشنگیه

نه، پر نیست. پر نیست دیگه، درسته؟

مگه کری؟ گفتم گلوله‌ها توی کارت تبریک تولدن

حالا

با هیچ‌کس چشم تو چشم نشید

بیا بریم

فکر نمی‌کنی یه ذره کنایه‌آمیزه؟

چی؟

خب، می‌دونی، من رو آوردی به این سفر که چی؟

که دور از خطر باشم و بعد سر از کامیون یه غریبه درمی‌آریم

اونم با یه تفنگ وسط ناکجاآباد

من فقط تو رو نیاوردم

که دورت کنم از خطر، خب؟

خوشحالم که پیشتم، می‌فهمی؟

سلام، چطوری؟

سلام

سلام. حال شما؟

هی. خوشبختم

خوشبختم

کامیون‌دار

آره. یه سیرا قدیمیِ دهه‌ی ۸۰ئه

ما از اون... گرفتیمش

بفرما

گفتی می‌خوای

چی می‌خوای؟ گفتی یه توله سگ کوچولو می‌خوای؟

شرط می‌بندم نمی‌تونی دماغم رو بگیری. شرط می‌بندم نمی‌تونی

سگ می‌خوای یا چی؟ بیا. فقط یکی‌یکی

یکی‌یکی. یکی‌یکی. یکی‌یکی. یکی‌یکی. صبر کن. صبر کن، صبر کن

صبر کن. صبر کن، صبر کن. اول باید بذاری درستش کنم، پسر

اول باید بذاری درستش کنم

بسه، بسه، بسه، بسه

تولدم نزدیکه

آره؟

آره، عمه‌م مجبورم می‌کنه هر سال این کار رو بکنم، پس

خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب

چیزی برات بیارم؟ مثلاً

همبرگر می‌خوای یا مثلاً فکر کنم یه کم سالاد داشته باشیم

من یه آبجو می‌خورم. یا یه چیزی تو همین مایه‌ها

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left