The Last Empress

The Last Empress (황후의 품격)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

황후의 품격~The Last Empress E15-E16❤️(Barcode)❤️
Un commento di Mary_fall
❤️@barcodesubtitle❤️

Tag

other
Pubblicato il: 2018-12-14
Download: 16
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

خواهش میکنم بهشون بگو

بهشون بگو این حقیقت نداره

لطفا بس کنین بانوی من

من نمیتونم به پادشاه خیانت کنم

اگر بازم جلوتر بیاین

همینجا و همین لحظه میمیرم

همه برین بیرون

دوربین هاتون رو خاموش کنین

چه خبر شده؟

رابطه ی بین ملکه و نگهبان چیه؟

میدونستین که ملکه معشوقه داره؟

این مسئله بین ماست

پس لطفا بهم وقت بدین تا خودم حلش کنم

خواهش میکنم

این حقیقت نداره. به طور وحشتناکی اشتباه شده

بزارین توضیح بدم

...من اومدم اینجا چون

مطمئنم به من و یورا مشکوک شده بودی

حق با توئه. اون مال منه

منم دوستش دارم

از کِی؟

مگه مهمه؟

چیزی که مهمه اینه که من هیچوقت تو رو دوست نداشتم

...پس

چرا باهام ازدواج کردی؟

چون مادر بهم گفت

اون از کسایی که من دوستشون دارم متنفره

بااینحال برای وجهه عمومیم هم خوب بود

چطور تونستی این کار رو بکنی؟

همیشه همچین آدمی بودی؟

...تمام این مدت

داشتی بهم گولم میزدی؟

تو واقعا کی هستی؟

آخه چرا توی زندگی شخصیم سرک میکشیدی؟

باید ساکت از چیزی که بهت میدادن لذت میبردی

چطور میتونی اینقدر بی شرم باشی؟

چطور اینقدر به خیانتت افتخار میکنی؟

...مهم نیست چی بشه، پادشاه هیچوقت سرزنش نمیشه

چون پادشاهه

تو زیادی ساده ای یا واقعا احمقی؟

اینقدر بی عقلی؟

آخه چطور ممکنه من از یکی مثل تو خوشم بیاد؟

صبرم دیگه سر اومده، پس بی سروصدا از قصر برو

اون وقت منم لطف میکنم و این قضیه ی خیانتت رو پاک میکنم

این حرفای مسخره رو تحویلم نده. من اینجوری از اینجا نمیرم

چرا باید برم؟

این فقط اوضاع رو برای خودت سخت تر میکنه

خب، همین الانش هم سخته

...خیلی زود میفهمی

دربار چجور جاییه

عوضی

ولم کن! ولم کن

انگار ملکه سر عقل نیستن

باید ببریشون اقامتگاهشون

نگران نباشین عالیجناب

خداحافظ، ملکه ی من

ولم کن! کجا داری میری؟

نرو! همونجا صبر کن

این روی واقعی توعه؟

من بهت اعتماد کرده بودم

چرا داری اینکارو باهام میکنی؟

همونطوری که پادشاه گفتن

باید با طلاق موافقت کنین و قصر رو ترک کنین

طلاق؟

کسی که برای اون تصمیم میگیره منم

ربطی به تو نداره

بازش کن

چرا این وقت شب گوشت کبابی میخوریم؟

فکر کردم قراره نوشیدنی بزنیم - بیخیال -

...هی، من داشتم - بیا تو -

این.. این چیه؟ - بهت گفتم بیای وسط -

فهمیدم - اینا همه قماربازن اینجا؟ -

نه فقط بعد از گوشت کبابی خوردن برای خوش گذرونی دارن بازی میکنن

ما هم بهشون ملحق شیم؟ - من قمار رو کنار گذاشتم. به سانی قول دادم -

من میرم دیگه - بیخیال -

هی، سهمای اینجا خیلی زیاد نیست

بیا. یه چند دوری بازی کن

...این چیه؟ من نمیتونم

وای برو تو دیگه - بس کن -

هی، نه نه

...من نباید اینجا باشم. یعنی

ترک کردنش خیلی سخت بود

کی اینکارو کرده؟

آره! من سه تا پرنده دارم! برای بار سوم نوبتمه

هیچکس تکون نخوره

تکون نخورین

شما برای قمار غیرقانونی بازداشتین

همشون رو ببرین

دستاتون رو بالا ببرین - هی، بیاین بیرون -

تو که سه تا پرنده داری. زود باش - برین بیرون -

نه، گوش کن - زود باش -

این چیه؟

ما کجاییم؟

چیکار داری میکنی؟

نزدیک تر نیا. وایستا

میخوای منو اینجا بکشی؟

اینم یه قسمت از دستور پادشاهه؟

دیوونه شدی مگه؟

اصلا میدونی چه جرمی داری مرتکب میشی؟

برای همینه که باید به حرف عالیجناب گوش میدادین

بله

بهش رسیدگی کردم عالیجناب

کارت خوب بود. توی دربار میبینمت

پادشاه هر جرمی هم که مرتکب بشه بازم بی گناهه

چون پادشاهه

بابا

رئیس

هل رو - تو که گفتی ترک کردی -

همش دروغ بود؟

چرا دوباره قمار کردی ها؟ چرا؟

این دفعه من واقعا بی گناهم

رفته بودم خونه دوستم شام ولی یهو اوضاع قروقاطی شد

بابا داری دیوونم میکنی

بخدا راست میگم هل رو

آقای اوه گوم مو؟

دوستم رو پیدا کردین؟

اون بود که منو برد اونجا

اون پولا هم مال اون بود

کدوم دوستی به آدم 500هزار دلار میده؟

500هزار دلار؟ - 500هزار دلار؟ -

کدوم 500هزار دلار؟

من تاحالا این همه پول یه جا ندیدم

..داری میگی - ملکه هم گند بالا آورده -

چه ماجراییه. واقعا که خانوادگی حرف ندارین

منظورت چیه؟ یعنی چی گند بالا آورده؟

ملکه یه مرد با خودش برده تو ویلا

چی؟ - ان مزخرفات چیه؟ -

ویدئوش همه جا هست

ملکه است

بهشون بگو حقیقت نداره

فیلم نگیرین

چه احمقی. هزار بار بهش یادآوری کردم مراقب باشه

آخر توی دامی که مین یورا براش پهن کرده بود افتاد

الان ملکه کجان؟

مکان فعلیشون هنوز مشخص نیست

یعنی پادشاه به این زودی به حسابش رسیده؟

انگار الان دیگه وقت رفتنشه

کارهای کنفرانس مطبوعاتی تموم شدن سرورم

این قیافه خوبه؟

خیلی قابل باوره

راستی، پدرش الان داره توی اداره پلیس بازجویی میشه

خودم بهش رسیدگی کردم پس نیازی نیست نگران باشین

فقط باید منتظر بمونم جسدش روی آب بیاد؟

موقع خیانت مچش رو گرفتن برای همین خودش رو توی آب پرت کرد

این داستان قانع کننده هست؟

خیلی سختی کشیدین سرورم

الان دیگه همه چیز تمومه

(2تماس از دست رفته از خانم هان 4تماس از دست رفته از خانم هونگ)

ملکه چجوری سر از اینجا در آورده؟

داشته چیکار میکرده؟

اگه زیاد بدونی صدمه میبینی

بهترین سرم رو براش گذاشتی دیگه؟

من دیگه از شما بیمار قبول نمیکنم

اگه همینطور این وضع ادامه پیدا کنه تهش جسدم از اینجا بیرون میره

بیدار شدین؟

من زنده ام مگه نه؟

اگر مرده بودین نمیتونستین حرف بزنین

توی رودخونه افتاده بودین برای همین من بیرون کشیدمتون

شما ملکه این درسته؟

ممنونم که نجاتم دادین

هنوز باید درمان بشین

خیلی خون از دست دادین و پاهاتون چندتایی خراش برداشتن

باید برگردم دربار

فکر میکنم اگر برگردین جونتون در خطر باشه

توی آب افتادنتون یه حادثه ی ساده نبود مگه نه؟

چی؟

خیلی وقت پیش، ملکه ی مرحوم هم توی آب غرق شدن

اون موقع بود که ملکه سو هیون فوت کردن

ملکه سو هیون از سکته قلبی فوت کردن

...اون چیزیه که همه میدونن

اما ممکنه حقیقت نباشه

شما کی هستی؟

من خیلی وقت پیش توی قصر کار میکردم

...خیلی خوب میدونم

..چجور جاییه و چه شیاطینی

توش هستن

هی، اینو ببینین اینو ببینین

وظیفه ی ملکه، الگو بودن برای بقیه ی مردمه

من عمیقاً بابت حادثه ی ناگوار دیشب شرمسارم

...شدیداً بخاطر این اتفاق ناامید شدم

اون هم نه به عنوان پادشاه امپراتوری کره

بلکه به عنوان همسر اوه سانی

هرچند، چون موصوع به زندگی شخصی ملکه مربوط بود

قبل از اینکه ما بیانیه ای رسمی صادر کنیم

...میخوام ازتون خواهش کنم لطفا از نوشتن

مقاله های غلط و اغراق آمیز خودداری کنین

...بخاطر این عذاب وصف ناپذیری که

..برای شما، مردمی که به من اعتماد کردین پیش اومده

خیلی دل شکسته شدم

میدونم دارم چیز زیادی ازتون میخوام ولی یه خواهش دیگه ازتون دارم

همه چیز تقصیر منه

خواهش میکنم منو به قصر برگردونین

بانوی من، این بابت مطمئنین؟

اگه اتفاق دیگه ای براتون افتاد چی؟

من یه بار مردم، دیگه چیزی نیست که ازش بترسم

این ماجرا رو تمومش میکنم

...من تماماً با قلبم

وزن مسئولیتی که بر عهدمه رو درک میکنم

میترسم توضیحات ما، سوتفاهمات بیشتری به وجود بیاره

برای همینه که الان نمیتونم همه چیز رو بگم

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left