Riverdale

Riverdale

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 7

Informazioni sulla release

Riverdale US S07E12 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E12 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E12 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E12 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E12 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E12 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un commento di AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tag

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-06-23
Download: 41
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫این داستان دوتا پسر نوجَوونه

‫که با هم توی یه اتاق زندگی می‌کنن.

‫به یه مدرسه میرن...

‫فکر و ذکرشون یه‌چیزه...

‫اکثراً هم ماشین و دختر

‫اما انگیزه‌ی کاملاً متفاوتی دارن.

‫توی یه صبح معمولی

‫اولین کاری که این دوتا پسر می‌کنن

‫وقتی که همه هنوز خوابن ‫میرن دوی صبحگاهی.

‫برای رجی، دویدن ‫گرم کردن حساب میشه

‫تا فعالیتی که واقعاً عاشقشه ‫رو شروع کنه، بسکتبال.

‫برای آرچی...

‫یه‌جور گرم کردن دیگه حساب میشه

‫تا بره سر کاغذ و قلمش.

‫البته بهتون بگم ‫امروز یه صبح معمولی و عادی نیست.

‫امروز فردای هالووین‌ـه.

‫هالووینی که یه ماشین ‫پر از بچه‌های بولداگ

‫از روی پل پرت شدن ‫توی رودخونه‌ی سوییت‌واتر.

‫کاپیتان تیم یعنی جولیان بلاسم ‫پشت فرمون بوده.

‫اگه به‌خاطر رجی نبود ‫که رفت توی آب و دونه دونه نجاتشون داد

‫الان همه‌شون مُرده بودن.

‫اما جولیان بلاسم بیهوش بود

‫بین مرگ و زندگی معلق بود.

‫حتی فرنک اندروز ‫داشت تمام تلاشش رو می‌کرد

‫تا کلیفورد بلاسم عصبی رو آروم کنه.

‫می‌دونستم آوردن اون بچه‌ی تخس ‫تصمیم بدیه.

‫تقصیر خودشه. ‫حتماً تقصیر خودشه.

‫باید از تیمم اخراج شه.

‫جناب بلاسم ‫ما هنوز می‌خوایم بفهمیم

‫که جریان از چه قرار بوده

‫اما من فکر می‌کنم

‫که جولیان پشت فرمون بوده.

‫می‌دونی من از چی مطمئنم؟

‫اون نکبت از وقتی که اومده ‫چیزی جز دردسر نبوده

‫و می‌خوام بره.

‫جناب شهردار ‫شما الان نباید به تیم فکر کنید.

‫تمرکزتون باید روی سلامتی پسرتون باشه.

‫بقیه‌ی چیزها بعداً هم حل میشن.

‫اون شب تصادف بولداگ‌ها ‫تنها اتفاق غم‌انگیز نبودن.

‫پیک شیرفروش خواست دوست من، اتل رو هم بکُشه.

‫این همون شیرفروشیه ‫که دیدم بعد از کُشتن مادر و پدرم

‫از خونه‌مون اومد بیرون، جناب کلانتر.

‫اما، تونستم چاقو رو از دستش به‌زور بگیرم

‫- و بعد... ‫- دفاع از خود بوده کلانتر.

‫گفتم شاید فکر بد کنید.

‫خب، حداقل جواب سؤال‌هامون رو گرفتیم.

‫شوخی می‌کنید؟

‫الان اتفاقاً سؤال‌های بیشتری داریم.

‫لازمه بیام کلانتری و اظهاریه بدم؟

‫نه، نیازی نیست.

‫به‌نظر من که پرونده ساده حل شده.

‫ساده حل شد؟

‫کلانتر، این روانی هر کی که هست ‫مادر و پدر اتل رو کشته

‫آقای ری‌بری رو هم کشته ‫و می‌خواسته اتل رو هم بکُشه.

‫اگه جواب سؤال‌هاتون رو گرفتید ‫پس این کیه؟

‫شیرفروش کیه؟

‫به اون هم میرسم.

‫شاید اثر انگشت‌هاش توی سیستم باشه

‫اما تا اون موقع

‫باید اتل رو برگردونیم خانه‌ی خواهران ترحم.

‫- نه! ‫- نه، نه، نه.

‫اونجا از اتل سوءاستفاده می‌کنن.

‫اتل پیش خودم می‌مونه.

‫سرپرستش باید بالغ باشه جاگهد.

‫درسته، اما خواهران نه.

‫فرنک، آرچی ‫خبر جدیدی شد؟

‫جاگهد، آروم باش.

‫قضیه اتل‌ـه؟

‫اتل، عزیزم.

‫من و مری در مورد همه چیز صحبت کردیم

‫و به یه راه‌حلی رسیدیم.

‫با توجه به تمام اتفاق‌هایی که افتاده

‫هر دومون فکر کردیم شاید به صلاحه

‫که تو پیش خانواده‌ی کوپر بمونی.

‫چی، دوباره؟

‫نه، آخرین باری که پیش خانم کوپر موندم

‫من رو فرستاد اون جای مزخرف.

‫فرستادنت پیش خواهران ترحم بیشتر فکر ‫بابای بتی بود.

‫وسایلت رو می‌بریم توی اتاق خیاطی من.

‫بیا بریم عزیزم.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫اگه اونجا نبودی بچه‌ها غرق می‌شدن.

‫جون‌شون رو نجات دادی رجی، حتی جولیان.

‫- تو قهرمانی. ‫- من قهرمان نیستم.

‫وقتی فهمیدم که تنها کسی هستم

‫که تونستم از ماشین بیام بیرون ‫و بیام روی آب...

‫می‌دونستم که باید برگردم زیر آب

‫و بقیه رو نجات بدم.

‫حتی اون لحظه می‌دونستم ‫که اگه هر کدوم‌شون بمیرن...

‫مخصوصاً بلاسم، من رو مقصر می‌دونن.

‫بهم حبس ابد می‌دادن.

‫یا یه حکمی حتی بدتر از زندان.

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۲»

‫صبح بخیر.

‫من دارم میرم مدرسه، اتل

‫می‌خوای با هم بریم؟

‫- آره، حتماً. ‫- چی میگی برای خودت، الیزابت؟

‫من خودم اتل رو می‌رسونم مدرسه.

‫مامانم واقعاً خیلی مزخرفه.

‫اول اتل رو فرستاد خونه‌ی خواهران ترحم

‫حالا هم که باهاش مهربونه

‫و یه‌طوری رفتار می‌کنه ‫انگار من مهمون ناخونده‌‍م.

‫به جون خودم ‫یه دلم میگه فرار کنم از خونه.

‫می‌دونم چی میگی، درکت می‌کنم.

‫کاش می‌تونستم دعوتت کنم ‫بیای پمبروک پیش خودم بمونی

‫اما حقیقتش از وقتی مامان و بابام ‫از اونجا انداختنم بیرون

‫من توی بابیلونیوم می‌مونم.

‫چی؟ ‫توی سینما می‌مونی؟

‫ورانیکا لاج تبدیل شده به یه کارتن‌خواب.

‫بذار ببینم، دزدکی برگشتی توی خونه؟

‫می‌دونم دوره‌ی سختیه

‫اما خواستن با همه‌تون شعری رو در میون بذارم ‫که یکی‌تون هفته‌ی پیش بهم داد.

‫اسمش «شبح»ـه.

‫«به من می‌گویند قابل اتکا هستی.

‫روی شانه‌ام می‌زنند.

‫مرا به چشم یک پسر، ‫دانش‌آموز، بازیکن تیمی می‌بینند.

‫مرا همانند دیگر پسران می‌بینند.

‫اما به آیینه که نگاه می‌کنم

‫کسی را نمی‌بینم.

‫فقط یک متظاهر...

‫و نمی‌دانم چگونه قابل اتکا باشم.»

‫نظری دارید؟

‫قشنگ بود.

‫آره.

‫آره، قشنگ بود کِلی.

‫موافقم، اما من ننوشتمش.

‫نه، شعر آقای واکر نبود.

‫شعر آقای اندروز بود.

‫کاش توی کلاس بیشتر اهل حرف بودی، آرچی.

‫طبق این شعر، کاملاً مشخصه

‫که کلی حرف توی دلته.

‫خیلی‌خب رفقا، خوب گوش بدید.

‫همین جمعه شب ‫جلوی استونوال

‫یه بازی خیلی بزرگ و مهم داریم

‫اما بعد از اتفاق‌های اخیر

‫تصمیم گرفتیم یه کاپیتان ‫جدید انتخاب کنیم تا وقتی

‫که خدا بخواد جولیان ‫سلامتیش رو به دست بیاره.

‫و کاپیتان هم قراره...

‫آرچی باشه.

‫خب، بیاید زانو بزنیم و برای سلامتی ‫برادر بولداگ‌ـی‌مون دعا کنیم.

‫خیلی خوشحالیم که برگشتی، اتل.

‫درسته، قبول دارم که واقعاً تغییر بزرگیه

‫اما ثابت کردی که سلامت روان داری

‫اون هم با تنهایی روبه‌رو شدن ‫با یه قاتل پرسه‌زن.

‫پرسه‌زن؟ ‫کی گفته شیرفروش پرسه‌زن بوده؟

‫اگه اشتباه نکنم، کلانتر کلر.

‫کاملاً مشخصه داستان از چه قرار بوده. ‫این پرسه‌زن...

‫ذهنش توسط کمیک‌های پپ کمیکس ‫مسموم شده بوده

‫و از اونا الهام گرفته بوده ‫تا دست به قتل‌های سریالی‌ای بزنه

‫که تقریباً مثل همون کمیک اصلی هستن.

‫بعد هم لباس یه پیک شیرفروش رو دزدیده ‫و به قتل رسوندن آدم‌ها رو شروع کرده

‫تا احساس تشنگیش به خون رو ارضا کنه.

‫عجب، چقدر منطقی بود فرمایش‌تون.

‫فقط اینکه، چرا باید اول ‫پدر و مادر اتل رو بکشه

‫و بعد بره سراغ آقای ری‌بری

‫و بعد دوباره بیاد خود اتل رو بکشه؟

‫به‌نظرتون یه پرسه‌زن همچین کاری می‌کنه؟

‫درسته. ‫مگه پرسه‌زن‌ها معمولاً جابه‌جا نمیشن؟

‫پرسه می‌زنن.

‫هیچ‌کدوم شما در جایگاهی نیستید ‫که تئوری مطرح کنید.

‫ما بهتون گفتیم دقیقاً ‫ماجرا از چه قرار بوده.

‫حالا هم امیدوارم ‫جفتتون متوجه خطری که

‫کمیک‌ها ممکنه توی ‫جامعه ایجاد کنن بشید.

‫- عمو فرنک؟ ‫- سلام آرچی.

‫من...واقعاً باعث افتخارمه

‫که کاپیتان تیم بشم

‫اما به‌نظرتون کاپیتان نباید رجی باشه؟

‫اون بهترین بازیکن‌مونه.

‫شاید همینطور باشه آرچی ‫اما دست من نبود.

‫کلیفورد بلاسم می‌خواست که تو کاپیتان بشی

‫و با توجه به اینکه ‫حامی مالی تیمه

‫گفتم شاید به صلاح باشه ‫که به خواسته‌هاش احترام بذاریم.

‫کلیفورد بلاسم از روز اول ‫با رجی لج بود.

‫تیم ما مایه‌ی افتخار و خوشحالی ‫شهرداره، آرچی.

‫از من به تو نصیحت، ‫این یکی رو بیخیال شو.

‫اما خوشحالم اومدی دیدنم.

‫یه‌چیزی هست می‌خواستم بهت بدم.

‫- این... ‫- وصله‌ی کاپیتانی باباته.

‫می‌دونم اگه زنده بود خودش می‌دادش بهت ‫تا توی اولین بازی که کاپیتانی دستت کنی.

‫باشه عمو فرنک.

‫من دارم میرم.

‫میرم پیش دوستم ورانیکا بمونم.

‫فقط خودمون دوتا توی خونه‌‍ش ‫هر کاری بخوایم می‌کنیم.

‫مگه تا حالا نمی‌کردی، الیزابت؟

‫از کجا همچین کاری یاد گرفتی؟

‫باز کردن قفل ‫با سنجاق سر.

‫نخند، اما با کتابچه‌ی ‫«تریسی ترو، کارآگاه نوجوان»ـم.

‫بخندم؟

‫من عاشق اون کتاب‌هام بتی.

‫یه سؤال...

‫اینجا چقدر باید ساکت باشیم تا اون...

‫اسمش اسمیدرزـه.

‫و توی خونه هر چقدر بخوایم ‫می‌تونی سر و صدا کنیم.

‫فقط از راه پله‌ی پشتی وقتی خواستیم ‫بریم و بیایم باید یه‌کم مراعات کنیم.

‫به پسرها هم گفتم.

‫کدوم پسرها؟

‫- آرچی و رجی؟ ‫- نه، نه‌بابا.

‫می‌خوام امشب خوش بگذرونم.

‫برای همین کوین و کِلی رو دعوت کردم ‫بعد از بستن بابیلونیوم بیان.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left