Le prime 200 righe.
« زندگی جنسی »
یکی از اساتیدم یه بار بهم گفت
یه روانپزشک نمیتونه روی بیمارهاش حساب کنه
که روای قابل اعتماد زندگیشون باشن
نه بهخاطر اینکه قصد فریب داشته باشن
...بلکه طبیعت انسانه
که دوست داریم همه چیز طوری که میخوایم باشه
پس درمورد اونچه که در واقعیت هست صادق نیستیم
نمیتونیم با بقیه صادق باشیم
چون حتی نمیتونیم با خودمون صادق باشیم
سلام، خوابالو
دیشب بهم خوش گذشت
خیلی غیرمنتظره بود البته به بهترین وجه ممکنش
قطعا غیرمنتظره بود
نه اینکه بخوام عجیب رفتار کنم
گروه «دی نشنال» توی «پیر27» اجرا داره
و یه سری از دوستان از دانشگاه نیویورک میرن
دوست داری بیای؟
میری دانشگاه نیویورک؟
آره، سال سومم
باشه
میرم یهکم قهوه درست کنم
«متـــرجم: سینا» Sina_z
یا خدا
نمیدونستم داداشت اینجا بود
اسپنس، میدونستی؟
نه، کی فکرش رو میکرد کسی اینجا باشه
کل شب ساکت و آروم بود
سوت و کور بود
خیلیخب
شکایتی ندارم
بهنظر میرسید مثل قدیمها خیلی بهت خوش گذشته
من شاکیم چون اصلا هم آزاد دهنده نیست
که صدای سکس داداشت رو بشنوی
تو همخونهای داری
دوستت کیه، کوپر؟
این سامره
درواقع، آتِمم
عشقم بازم خوبه نگفت، اسپرینگ
عیب نداره، تا تو نگفتی منم اسمش رو یادم نبود
اوه، ازش خوشم میاد
میبینمت، کوپ
خب، با آتم کجا آشنا شدی؟
فکر کنم راننده اوبرم بود
امیدوارم توی نظرسنجی بهش 5ستاره داده باشی
کوپر، چی کار میکنی؟
زمان از دست رفته رو جبران میکنم تو چی کار داری؟
از وقتی از بیلی جدا شدی این اولین شبیه که توی خونهمون میمونی
برداشتی یه نوجوون با خودت آوردی - باشه -
دانشجوئه
وقت دوش گرفتنه اسپنس، زیاد بهش سخت نگیر
فرنچسکا که به اصطلاح دوستدخترته رو یادت میاد
تا حالا ندیدمش ولی دیشب یه سره پیام میداد
میگفت چند روزه خبری ازت نشنیده و خیلی نگرانه
لعنتی - من هوات رو داشتم -
ولی تو اون رو به بچههات معرفی کردی
چی شد؟
با بیلی مشاجره داشتم
دوبار، در واقع
کوپر، باید زمان بذاری
تا با تاثیرات عاطفی جدایی کنار بیای
دارم میذارم - نه، که نمیذاری -
تو از بیلی جدا شدی و مستقیم رفتی سراغ فرنچسکا
همون شب بلافاصله رفتی سراغش
طلاق فقدان بزرگیه
مثل مرگ میمونه - مرگی که خودم میخواستم -
هرکاری الان میکنم خواست خودمه
شاید واسه اولین بار توی عمرم باشه
ببین من هم این عقیده رو داشتم که سکس حلال مشکلاته
واسه یه ربع عالیه احساس میکنیم جذابترین مردی
یادت چهقدر از خودت متنفری
نه، از اون متنفرم، نه خودم
تو هیچوقت از کسی متنفر نبودی هیچوقت دلیلی واسه اینکار نداشتی
که یعنی زندگی جذابی داشتی
این معنی رو هم میده که حالا که اوضاع طبق برنامه پیش نمیره
سردرگمی و نمیدونی چی کار کنی
همیشه میدونستم یه پسر همجنسگرای بدبخت و مخفی بودن
توی دهه 90 ایالت کنتیکت با ذهنیت ضد همجنسگرایی نتیجه خوبی داره
خیلی اسفناک بود
ولی با مشکلم کنار اومدم
که دیگه بقیه عمرم رو مخفی نشم که شامل برت هم میشه
آفرین بهت
هر مشکلی که الان گریبان گیرشی رو ازش عبور کن
مثل من شکستش بده و ازش عبور کن
سعی کن آسیبهای جانبی به حداقل برسونی
عادلانه نیست فرانچسکا رو هم با خودت نابود کنی
باشه، عزیزم، خیلی دلم برات تنگ میشه
ولی امیدوارم با بابایی بهت خوش بگذره
بابایی گفت میبرتمون اسکی و هاتچاکلت میخوریم
جدی؟
عالیه
ماشین رسید
از تاجم خوشت میاد؟
تاج تولدمه میخوام کل رو سرم بذارم
حتی توی مهمونی آبگرم منهتنم
شما هم مثل من هیجانزدهاین؟
کرولاین ببخشید، فکر نکنم بتونم بیام
چند روز اخیر مشغلههای زیادی داشتم
خب، هادسون، تو با هانا سوار شو
منم الان میام
باشه
خدافظ - خدافظ، عزیزم -
میدونم بین کوپر و ترینا چه اتفاقی افتاد
و فکر کنم تو و ترینا باید توی یه فضای آروم درموردش حرف بزنین
مثل آبگرم
نه - نمیتونین واسه همیشه از هم دوری کنین -
حداقل توی گرینویچ نمیشه
تازه... امروز تولدمه
و میخوام با هردوتا دوست صمیمیم جشن بگیرمش
تو رو خدا، خوشگله
باشه
هورا
درضمن، امروز صبح اخبار رو درمورد دوستپسر سابق جذابت دیدم
اتفاقی که داره براش میفته خیلی بده
درمورد چی داری حرف میزنی؟
شکایت حقوقی
چی؟
اوه
از برد سایمون برای کلاهبرداری از 17 هنرمند
به مبلغ 450 میلیون دلار شکایت شد
حداقل، عکس قشنگیه
لامصب خیلی خوشعکسه
ساش، چرا اینطوری لباس پوشیدی
وقتی جزء 10 فرد منفور توییتر باشی اینجوری میشه
یه لحظه دارم درمورد کیر جادویی کم حرف میزنم
و بعدش ضد فمنیتسم
مسخرهست و فراموش میشه
اینروزها دوره خبرها یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه - آره -
حداقل برای 450 میلیون دلار ازم شکایت نمیشه
خدای، من درسته؟
هنوزم باورم نمیشه
مطمئنم برد کاملا بی گناهه
معلومه همچین فکری میکنی
برد عاشق هنرمندهاش بود، مثل خانوادهش بودن هیچوقت ازشون دزدی نمیکنه
حتی اون مقاله هم گفت کار اون یارو ران شلبیه
اختلاس کار اون بوده اون رو یادت میاد؟
همیشه حس بدی نسبت بهش داشتم حتی به بردم هم گفتم وقتی استخدامش کرد
تازه موهای دست رو میزنه، هیچوقت به مردی که موهای دستش رو میزنه اعتماد نکن
برد حتما خیلی داغونه
کاش کاری از دستم برمیاومد
...آره، این قطعا میره جزء دستهی
سینک ظرفشویی من نیست پس ظرفها هم مال من نیست
میخواستم بگم تو سر پیازی یا ته پیاز
ولی جفتش یکیه
میدونم
شاید بهتره یه زنگ بهش بزنم
یادت نمیاد چقدر دیدن خودش و زنش توی مهمونی مجید سخت بود؟
فکر میکنم باید همهی اینها رو کنار بذارم
این کار خیلی بیرحمه مردم ممکنه در کسری از ثانیه علیهت بشن
میدونی، اون احتمالا الان به یه دوست نیاز داره
تو میخوای اون دوست باشی؟
اون هم جای من بود همین کار رو میکرد
این کار رو واسه تو هم میکرد، ساش خودت خوب میدونی
باشه، خیلیخب
مطمئنی قصدت از ارتباط با برد
این نیست که رابطهت با مجید شکرآبه؟
شکرآب نیست
اصلا الان رابطهای نداریم
از مهمونی تا حالا نه اون بهم زنگ زده نه من به اون
حتی فرصتش رو نداشتم بهش فکر کنم
امروز تازه به شهر برگشتم - میدونم -
هرچی قسمت شد
ولی ارتباط برقرار کردنم با برد ربطی به مجید نداره
بهش پیام میدم
سلام
سلام
میخوای عکس برداریم رو لغو کنم و بمونم؟
با کمال میل انجام میدم میخوام به هر نحوی که بتونم حمایتت کنم
مشکلی پیش نمیاد از پسش برمیام
معلومه که بر میای
تو برد برد سایمونی همیشه به مشکلات غلبه میکنی
تازه خبر رو شنیدم. خوبی؟
چیه؟
...هیچی، فقط
فقط یکی از وکیلهاست
...گوش کن
فقط برای خوشیها که اینجا نیستم، باشه؟
میخوام بدونی میتونی همیشه روم حساب کنی
من زنتم
یادت نره غذا بخوری
نمیره
عکسبرداری خوبی داشته باشی، باشه؟
هیچ جوابی نداد
حداقل حد و حدودش رو خوب میدونه
اوه، صبر کن، داره تایپ میکنه
میخواد باهام ملاقات کنه
محض رضای خدا
باید در کنارش باشم
کار درست همینه
میشه هم رو ببینیم؟
کجا؟
توی آپارتمانش
میدونی چیه؟
امروز خودم به اندازه کافی دردسر دارم که بهش برسم
از دوست برد بودن لذت ببر
مطمئنم برات مثل آب خوردنه
توی آپارتمانم
ممنون که اومدی
که بهم پیام دادی - البته، آره -
جیجی گجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.