Le prime 158 righe.
...ملیوداس در تلاشه که از برزخ فرار کنه
.در این حین ملیوداس گذشته خودش رو با برادر کوچیکترش زلدریس تعریف میکنه
...زلدریس عاشق گلدا از قبیلهی خونآشامها بوده
.و در نهایت تبدیل به جلادی بیرحم شد...
!گلدا... منتظرم باش
...در این حین، در قلعه پادشاهی کملوت
...نبرد بین اسکانور و زلدریس شدت گرفته...
.و در نهایت اسکانور با نوک انگشتش آخرین ضربه رو به زلدریس میزنه...
چی؟
.بالاخره موفق شد
.تاریکی
تاریکی
این داستان دورانیه که در اون هنوز انسانها و غیر انسانها ...در کنار هم زندگی میکردن، داستانی از دوران باستان
.جنگ مقدس دوباره آغاز شده
...با وجود اینکه بریتانیا در خطر بزرگی قرار گرفته
.حتی الههها هم قادر به پیشبینی نتیجه این نبرد نیستن...
.با این حال، اونا همچنان به مبارزه ادامه میدن
.برای آزاد شدن از چنگال شیاطین .برای محافظت کردن از آینده عشقشون
...اونا قهرمانهای منتخب هستن
!همه اونا رو به عنوان هفت گناه کبیره میشناسن...
ترجمانِ : نیما پناهی
دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
Empire eyes
مسیری همیشگی، سرنوشت ما از شیطنتهای خدایانه
و حالا زمان سپری شدهام با تو تبدیل شده به گناهم
...سرگردان این تناسخی که میپنداشتم شدم
و در این شب طولانی، لبخندها و دردهات رو شمارش میکنم
فریاد میکشم که دوباره فردای تو رو فراموش نکنم
نوری ضعیف باش نوری که تاریکی شب رو روشن کنه
برای همین هیچ وقت دستم رو رها نکن
من فریاد میزنم که فقط این یکبار این گناه رو در آغوش بگیرم
ما هنوز آرزو داریم ما هنوز آرزو داریم
در آرزوی نوری که به طلوع آفتاب منتهی میشه
منتظر نور باش منتظر نور باش
منتظر روزی که بالاخره به چشمان تو میتابه
قسمت چهارم
قربانیان جنگ مقدس
.تموم شد
.زلدریس ساما... بقیش رو به عهده ما بذارید
!باشه، به هر قیمتی که شده اجازه ندید مزاحم ملیوداس بشن
.قدرتت رو به اونا نشون بده
!قدرت قویترین شیطان که از قدرت ده فرمان هم بالاتره
.هر طور مایلین
...ولی فراموش نکنین
.که بالاخره قدرت شما از منم که استادتون بودم فراتر میره...
در مورد چی حرف میزنی؟
بالاخره خداحافظیت تموم شد یا نه؟
!مزاحم عوضی
...نمیشه، زخمش خیلی عمیقه، جادوی درمانیم جواب نمیده
!لودوسیل ساما !التماس میکنم گیل رو نجات بدین
.شرمنده، ولی الان وقتش ور ندارم
،میخوای من حساب این آشغالای دیگه رو برسم در حالی که خودت داری با اون ضعیفه مبارزه میکنی؟
...اگه تونستم جلوی زلدریس رو بگیرم
.دیگه شما دوتا پشیزی ارزش ندارین...
.قبل از نور موهبت من "فلش"، تو نابود میشی
.بدک نیست
.ناسلامتی من شمشیرزنی رو به جناب زلدریس یاد دادم
...ولی به خودت مغرور نشو
یک خراشم برنداشتی؟
حد توانایی بدن انسانی که قرض گرفتی همین قدره، لودوسیل؟
ما هم شروع کنیم، دختر بلیالوئین!؟
.ایندفعه کاری میکنم حسابی بهت خوش بگذره
اشعهی نابود کننده
اشعهی نابود کننده
.اشعهی نابود کننده
همون جادوی مرلین سان!؟ !ولی قدرتمندتر
یعنی این قدرت از جادوی مرلین دونو خیلی بیشتره!؟
.اسکانور! از فرصت استفاده کن و سریع برو زیر گنجینهی مقدس
ها، چی؟
!نمیشه، نمیشه، اصلاً نمیشه
معطل چی هستی؟ معطل چی هستی؟
.گسترش اینفینیتی
!بهش خورد
!هموطور که انتظارش رو داشتم ...در برابر اینفینیتی مرلین سان
.حتی قویترین شیطان هم شانس نداره...
.خب حالا، باید سریع برم زیر رهیتا
مرلین! اونا چه مرگشون شده؟
به خاطر قدرت جادوییـشون هست!؟
...نه، به نظر میرسه اونا
.قدرت اصلیـشونو به دلایلی مهروموم کردن...
...حتی با این وجود، به غیر از پادشاه شیاطین
.اونا قویترین شیطان هستن...
.جوابش خیلی سادس
.اونا به شدت قوی، به شدت سریع و سرسختن
یع-یعنی هیچ نقطه ضعفی ندارن!؟
...صادقانه بخوام بگم
...از اون جایی که هیچ نقطه ضعفی ندارن
.پس باید خودمون براشون درست کنیم...
.مرلین، اونا بیدی نیستن که با این بادا بلرزن
از کجا؟
.من اصلا ندیدم حرکتی برای حمله انجام بده
...امکان نداره
.بازم از اون حرکتای خاله زنکی انجام داد
...ضربهی دوبل، شما حملهی که اول کار
بهتون آسیب زد رو فراموش کردین؟...
اونکه جادویی واسه حمله کردن نبوده؟
...با اولین موج، من جادویی
.که از چهار عنصر اصلی بدست میان رو اجرا کردم...
.همه اینا برای این بوده که مشخص بشه نسبت به چه عنصری مقاومت کمتری دارین
...برای چندلر برق
...و برای کیوزاک باد...
...و موج دوم برای این بود که...
...با استفاده از یک جادوی متعادل کننده مقاومتتون رو امتحان کنم...
...و اگه یک مقدار از جادوی اینفینیتیم بهش اضافه کنم..
...با هر ضربهای که بهتون وارد میشه...
.مقاومتتون کمتر و کمتر میشه...
.دعا میکنم هیچ وقت با این هیولا سرشاخ نشم
!تا امتحان نکنیم معلوم نمیشه
...عفریت مکنده !صبرکن
...توانایی مطـــــــــــــــــــلــــــــق
!دوباره؟
از کجا داره این حمله رو میکنه؟
...لعنت بـــــــــــــهـــــــــــــــــت
...کل این مکان با یک
...با یک تودهی طلسم غیرقابل تشخیص...
...برق و باد پُر شده که به هر حرکت، طلسم و حملهای که میکنین...
.واکنش نشون میده...
...و با جادوی اینفینیتیم دوباره و دوباره تولید میشه
.تا اینکه نفسی توی جونتون نمونه...
این دیگه چه جادوئیه؟ !با عقل جور در نمیاد
.خودمم نمیدونم
...من فقط چندتا جادوی ترکیبی رو با هم ادغام کردم
.بعدم "نامرئی"، "بینهایت" ، "غیرقابل تشخصی" و "شروع مجدد" رو بهش اضافه کردم...
.این اصلاً انصاف نیست
ولی کی وقت کردی همچین جادویی انجام بدی؟
.اون موقعی که تلپورت میکردم که از دست جادوی "لکهی شوم" زلدریس فرار کنم
.ها... ها ها ها ها
.لودوسیل ساما !لطفا با جادوتون زخمای گیلتندر رو درمان کنین
.اون برای محافظت از شما خودش رو سپر بلای شما کرد
.اون این کارو برای من نکرد
.بعلاوه، در حال حاضر باید تا آخرین قطرهی جادوم رو ذخیره کنم
.برای شیطان عالی رتبهای مثل ما شکست خوردن از یک انسان دون مایه مایه ننگه
.این غیر قابل قبوله
چی اینقدر خنده داره؟
رزونانس
مرلین سان؟
چه جالب، پس این چهره واقعی توئه؟
.خیلی نازی
...تو الان باید به سرنوشت مشابهی
!مثل اون پسره آرتور دچار بشی...
.توی جهنم کلی وقت داری به این فکر کنی چرا با شیطان رده بالایی مثل من در افتادی
.روحت دیگه مال من شده
.بهتره این حرفا رو من بهت بزنم
...آخه چرا
.از قبل فکرش رو میکردم که ممکنه بخوای منو تسخیر کنی
...واقعا فکر کردی با قدرت مقابله با تسخیری که الههی اعظم بهم داده
میتونی منو کنترل کنی؟...
.انگار هنوز نفهمیدی توی چه هچلی افتادی
...احمق
...خب حالا
.کلی وقت دارم که ذره ذرهی انتقام آرتور رو بگیرم...
.تموم نشد؟ زودباش کار این جادوگر رو تموم کن
ها؟
...اصلا خوب نیست! اگه این جوری پیش بره
...خیلی خودت رو دسته بلا گرفتی
...تا وقتی که قدرت جادویی پادشاه شیاطین رو دارم
!هیچ ترسی از قدرت جادویی تو ندارم...
!برنده شدیم !بالاخره این جنگ مقدس دائمی رو پیروز شدیم
No comments yet. Be the first to leave one.