Le prime 200 righe.
لایرا، عموت اومده
کار احمقانهای نکن
شهری توی آسمون
هزاران جهان وجود داره که کلیسای اعظم فقط میتونه یکیشون رو کنترل کنه
هزاران دنیا که فقط
از طریق این ذرات ناخوشایند،
- یعنی «غبار»، نمایان شدن - غبار چیه؟
این حرفها کفرآمیزه
معلومه که ازریل روش کنترل داره
بهش مقدار زیادی پول دادن که به شمال سفر کنه
- و کارش رو ادامه بده - منو باخودت ببر شمال!
شمال جای مناسبی برای بچهها نیست
لایرا، ایشون خانم کولتر هستن
احتمالاً صحبت باهاشون برات جالب باشه
میتونیم تیم خوبی تشکیل بدیم
- میریم شمال؟ - میریم لندن
و باید آماده بشی که فردا بریم
این یه دستگاه حقیقتیابه
حقیقت رو بهت میگه
یه پسر جیپشن بیلی کاستا، گم شده
- حتماً کار گابلرهاست - گابلرها؟
بیلی اینجایی؟
گابلرها افسانهان، راجر، وجود ندارن!
گابلرها واقعیان
راجر؟
راجر؟!
ما میریم به لندن، و بچههامون رو پس میگیریم
تو هر کابوس بچهای، نشونهای از حقیقت هست، لایرا
بچهها راحت میتونن...
ناپدید بشن
خانوم
لایار، اینجا خونه جدیدته
اینجا همهاش مال شماست؟
خدایا، نه فقط یه طبقهاش
برو
باورم نمیشه اینجا خونه جدیدمونه پن
ببین زمین چقدر برق میزنه!
خب، بریم خونه رو نشونت برم
این اتاق نشیمنه
وای...
تراس...
و اینجا، اتاق خواب منه
و اتاق مطالعهام
که ترجیح میدم کسی داخلش نشه
و اینجا اتاقیه که برای تو آماده شده
برو یه نگاهی بهش بنداز
وای دارم غرق میشم!
دارم غرق میشم
خیلی از اتاق آکسفورد راحتتره
و خونه جدیدمونه
همچنین راجر وقتی که پیداش کنیم
خونهای برای همهمون
- بیلی؟ - راجر!
بیلی کاستا!
ارائهای از تیم ترجمه دیباموویز
ترجمه از ایـلیـا و نیـمـا EILIA & NimaAM
میونهات با ارتفاع چطوره؟
منو نمیترسونن
هیچوقت نترسوندن
قبلاً روی سقف دانشکده جردن زندگی میکردم
همه یکشنبهها اون بیرون میخوابیدم
نه این کارو نمیکردی
میکردم!
راجر هم اونجا بود. روی سقف
بهترین آدمام رو گذاشتم که دنبالش بگردن
پیداش میکنیم لایرا. به زودی
من هیچوقت میونه خوبی باهاشون نداشتم با ارتفاعها
نمیتونم از وسوسه پریدن خلاص بشم
خیلیخب. بریم به کارامون برسیم
قبل از اینکه به سمت انجمن شمالگان حرکت کنیم کلی کار داریم
- میخوایم بریم انجمن شمالگان؟ - آره البته که میریم
خب زود باش! باید برنامه بریزیم لباس بپوشیم، کلی کار داریم. بجنب
وای!
اون همون اسکرلینگه
که جریانهای آب اقیانوس کبیر شمالی رو نقشهبرداری کرده؟
سلام الایزا
- میشناسیش؟ - البته. بیا بریم لایرا
تو آکسفورد هم چیزای زیادی بود ولی اینجا...
خب، چی میخوری؟
غذا اهمیتی برام نداره
خب وقتی دل ضعفه داری باید غذا برات مهم باشه
اون اسکلت یه خرس زرهپوشه؟
- خیلی در موردشون شنیدم. چه گنده است - لایرا، لایرا
بیا بشین
سوئیتبرد هدیهای از طرف سرآشپز خانم کولتر
ازش تشکر کنین
خانم کولتر من در مورد راجر فکر کردم،
و به نظرم باید توی پیدا کردنش بهتون کمک کنم
همونطوری که توی جردن بهم گفتین... چشم بچهها، مفیده
لایرا، به گوشه و کنار این اتاق یه نگاهی بنداز
چندتا زن میبینی؟
توی هر اتاق، هستن کسایی که تحقیرت کنن
با کمک من نمیتونن به گرد پات برسن
تو دانشی به دست میاری که اونا ندارن
میتونم یادت بدم قدرتت رو روی همهشون اعمال کنی
ولی باید بذاری خوب شکلت بدم
باید بهم اعتماد کنی
بهتون اعتماد دارم
پس چرا نمیذاری خودم راجر رو برات پیدا کنم؟
- اون بهترین دوستمه - لایرا، ناامیدت نمیکنم
- باشه - خوبه
خب، میخوای اول به کی معرفی بشی؟
یه ون رو دیدن که به اینجا رفت و آمد داره
نمیتونیم تایید کنیم بچهها داخلش بودن
نمیتونیم تایید کنیم؟ باید تایید کنیم
گابلرها کاربلدن تجهیزات امنیتی و منابع خوبی دارن
انقدر خوبن که مردم فکر میکنن افسانهان
- پس مطمئنی خودشونن؟ - من میگم اون ون به احتمال خیلی زیاد
مال گابلرهاست و برای انتقال بچهها ازش استفاده میشه
چند روزه داریم جستجو میکنیم این بهترین چیزیه که دستمونو گرفته
پس، فردا بهشون حمله میکنیم صبح بهترین نفراتمون رو جمع میکنیم
مستقیم از در جلویی میریم داخل
و جلوی هرچی اون داخل باشه وایمیستیم
افراد رو آماده کن بهشون حمله میکنیم
تاحالا فکر کردی که موهاتو یه مدل دیگه بزنی؟
از موهام خوشم میاد
نه به نظرم اینجوری صورتت خودشو نشون نمیده
شاید باید بذارم بلند بشه
قبلاً موهام بلند بود خیلی به کارم میاومد
مثلاً یه بار من و راجر توی سیلوی گندم گیر افتادیم،
اون موهامو تبدیل به طناب کرد،
از من کشید بالا و رفت بیرون و بعد منو کشید بیرون
- لایرا لطفاً بهم دروغ نگو - نگفتم - گفتی
لایرا...
به نظرم تو میتونی خارقالعاده بشی
ولی خارقالعاده بودن تلاش و پشتکار لازم داره
یعنی باید آماده تغییرات باشی
و تغییر نیازمند راهنماییه. نه؟
فقط برای اینکه با اینجا وفق پیدا کنیم نباید خودمونو تغییر بدیم
اون خیلی باهامون مهربونه پن
خوشبرخوره
باهام خوب رفتار میکنه
لیاقت اینو نداریم که چیزای خوب داشته باشیم؟
- برای یه بار - البته که داریم
قبلاً هیچکس نگفته بود میتونم خارقالعاده باشم
لایرا. لایرا
- چیه؟ - لایرا پاشو. به اون صدا گوش کن
چیه؟
صدای لولههاست. چیزی نیست
یه چیزی هست. گوش کن
هیچی نیست
فکر نکنم صدای لولهها باشه
هی بس کن
به هیچ وجه متوقف نشین باید این بچهها رو نجات بدیم
وارد شدیم قربان
اون مال بیلیه
این ثابت میکنه اینجا بودن
حتماً گابلرها فهمیدن که داریم میام و اونا رو جابهجا کردن
اونا بچهها رو برای چی میخوان؟
- چیزی ندیدی؟ - نه هیچی
فقط یه دیوار آجری
دلم برای مامانم تنگ شده
من مامان ندارم که دلتنگش بشم
خالهام یه مدت ازم نگهداری کرد
و بعد یه شغل خوب برام پیدا کرد توی دانشکده جردن
و اونجا با لایرا آشنا شدم
میدونم لایار ما رو اینجا ول نمیکنه
الان داره دنبالمون میگرده
هرجا که هست
قراره یه مهمونی برگزار کنم برای چندتا از دوستام و چندتا مکتشف
و لایرا، به کمکت نیاز دارم که نوشیدنی رو سرو کنی
وایسین
خودشه. عالیه
زیاد راحت نیست
من دوست دارم ورجه وورجه کنم
لباسی که میپوشی، نوع نگاهی که مردم بهت دارن رو تعیین میکنه
حالا بیا. خودتو توی آینه ببین
ازش خوشم میاد
- فکر کنم - آبی رنگ خاص خودته
اینو میدونستی؟
اصلاً نمیدونستم رنگ خاصی دارم
که اجازه بده قدرتم رو اعمال کنم
ظاهراً فقط میذاره از چاقوی کیک استفاده کنی
عموم باید منو اینجوری میدید
خیلی برات ذوق میکرد. مطمئنم
درخواستت رو شنیدم ولی نمیتونم برآوردهاش کنم
خیلی ساده خواستم
بقایای اون سر که ازریل بهتون داده رو آزمایش کنم
قبل از اینکه مومیایی بشه و بذارینش توی سرداب
گرومن، محقق این دانشکده بود
نکته اینجاست که دستور دادین یخ سرش رو آب کنن و مومیاییش کنن
اینجوری ممکنه اطلاعات مهمی از دست بره
بوریل، همونطور که میدونی حق مصونیت آموزشی...
به عنوان عضو هیئت رئیسه دادگاه جامع
من باید بفهمم اون کجاها بوده
میگن بین دنیاها رفت و آمد داشته
این حرف کفرآمیزه
خیلی دوست داری از این کلمه استفاده کنی
مخصوصاً با توجه به چیزی که از بازدید ازریل
از این دانشکده شنیدم
حقیقت داره که از غبار صحبت کرده
و برای تحقیقاتش بهش پول دادین؟
به هرچیزی که داری تهدیدم میکنی...
من از هیچی نمیترسم
چی رو مخفی میکنی؟
تنها حقوقی که کلیسای اعظم اینجا داره
حقوقیه که من اجازه داشتنش رو میدم
جمجمه اون توی سرداب ماست
و همونجا میمونه
همونطور که حق اون،
No comments yet. Be the first to leave one.