Le prime 200 righe.
= قسمت 21 =-
چطوری تونستی بیای اینجا؟ دیوونه شدی؟
فکر کردی خودم دلم میخواست پولمو بذارم پای بلیط هواپیما و بیام اینجا؟
توی همچین خونه ای زندگی میکنی و به من پول نمیدی؟
دلت میخواد من و بچه ات از گشنگی بمیریم؟
بهت گفتم برات میفرستم...زود باش برو من برات پولو میفرستم
ایشون کی هستن؟
اگه میخوای زنده بمونی آروم باش اگه من بمیرم تو هم میمیری
گرفتی؟
مترو از اون طرفه
!متشکرم
خدا بهتون خیر بده
سلام مادر
اون کی بود؟ یه ساعته داری باهاش حرف میزنی
اوه ازم سوال داشت
اما اون زنه چرا اینطوری حرف میزد متشکرم ...خدا بهتون خیر بده
انگار مال یانبیان بود
درسته
چیکار میکنی؟ اینهارو بگیر
کیم سون بوک ...حسابی بلیطت برنده شده
حتی اگه پول خوردای این خانواده رو بخورم هرگز نمی میرم
چیکار باید بکنم؟
اگه بهش پول ندم مثل چسب میخواد بهم بچسبه
حالا از کجا باید پول بیارم
زود باش با پول بیا بیرون
من حتی پول ندارم برم توی متل بمونم
شین ئه چت شده ؟ حالت بده؟
...هی دونگ
چی شده؟ بازم مادرم یه چیزی بهت گفته؟
نه همیچین چیزی نیست
پس چی شده؟
هر چی شده بهم بگو ...نگران نباش
هر طور که شده می تونم کمکت کنم
...راستش
من همیشه به خیر کمک میکردم
ولی از وقتی ازدواج کردم کارمو ول کردم برای همین هیچ پولی برام نمونده
ولی یکی از بچه ها به نظر میاد خیلی مریض شده
برای همین منم مضطرب شدم
میخوام بهش کمک کنم ولی پول ندارم
شین ئه واقعا نگران همچین چیزی شدی؟ من شوهرتم ...شوهرت
شاید زیاد ثروتمند نباشم اما به اندازه کافی پول دارم
واقعا؟
ممنونم هی دونگ
من هیچ وقت بهت به عنوان یه مرد فکر نکردم
منم
بیا همدیگرو ببینیم
هی لی جانگ گو واسه چی با این همه کار منو تا اینجا کشیدی؟
اینجا خیلی سرده
نکنه میخوای دوباره منو بزنی؟
بانگ سونگ سیک
چیه؟
چیه مرتیکه
بذار یه چیزی ازت بپرسم
چی؟ چیه؟
تو احساست به می پونگ واقعیه؟
بخاطر همین بهم زنگ زدی؟
جواب بده
البته که صادقانه و واقعیه
به نظرم در مورد من اشتباه برداشت کردی
من از اون آدمها نیستم
منم یه عشق خالص دارم
به هر حال
هنوز نفهمیدی می پونگ برای من چقدر با رزشه؟
من سعی کردم دیشب ببوسمش ولی وقتی اون نخواست من کوتاه اومدم
چرا؟
برای اینکه من صادقانه میخوام ازش محافظت کنم
چون صادقانه دوستش دارم
قصد دارم اونو حفظ کنم برای لحظه ای که آمادگی شو داشته باشه
این نشون میده من چقدر نسبت بهش صادقم
تو در موردش جدی هستی درسته؟
بله که هستم برای چی هی می پرسی؟
خدای من احساس مجرم بودن میکنم
لی جونگ گو نکنه تو برادر یا عموشی؟
سونگ سیک
... می پونگ
زخم خورده است
حتی فکرشم نمی کنی چقدر سخت و دردناک زندگیش بوده
به همین دلیل می پونگ از حالا باید خوشحال زندگی کنه
...بنابر این
اگه احساست به اون صادقانه است من امیدوارم
دیگه صدمه نبینه و همیشه خوشحالش کنی
التماست می کنم
حتما ...البته
هی لی جانگ گو از حالا مسئولیت
می پونگ قبول میکنم پس دیگه نگران اون نباش فهمیدی
چه هوایی
این چقدره؟
فعلا با این زندگی کن بعدا برات بیشتر میفرستم
باشه
یوجین حالش چطوره؟
باید زودتر می پرسیدی
همچین بهش خوب می خورونم و خوب می پوشونم که انگار بچه پولداره
اما شوهر جدیدت با خونوادش خبر ندارن که تو بچه داری ...نه؟
برای همین اگه میخوای به پولت برسی باید برگردی
اتوبوس اومد باهاش برگرد فرودگاه
!خدا حافظ
این وقت شب کجا گذاشته رفته؟
!مادر
چرا اینقدر جا خوردی؟ کار بدی میکردی؟
درضمن این وقت شب معلوم هست کجا بودی؟
رفته بودم یه کم هوا بخورم
بشین
کاری هست که باید انجام بدم؟
بله
از هر راهی میتونی هی دونگ متقاعد کن
کاری کن اون وب تن احمقانه رو ول کنه و بیاد بره شرکت
شرکت؟
ویننر گروه
الان یه سری دیگه دارن مدیریتش می کنن
خب پدر شوهرم بزرگترین سهامدار اونجاست
بنابر این در نهایت فکر نمیکنی مدیریتش به عهده شوهر من و هی دونگ باشه؟
بله
هی دونگ حرف تو رو گوش میدی میفهمی که چی میگم؟
هر طور شده متقاعدش کن
بله چشم
باهاش صحبت میکنم
از اونجا یی که تو عروس ویننر گروهی
وقار خودت رو حفظ کنی مراقب رفتارت باش که مردم در موردت شایعه پراکنی نکنند
بله مادر
من خیلی نا امیدم
چه شانسی داره که تونست عروس همچین خانواده ای بشه
یه یتیم که بشه عروس ویینر گروه
دوش گرفتی نمی خوای لوسیون بزنی؟
نه همینطوری خوبه
اگه نزنی پوستت خراب میشه
چشمات ببند من برات بمالم
مادر میخواد تو بری شرکت کار کنی؟
شرکت؟
مادرم اینو بهت گفت؟
همش بخاطر اون نیست منم دلم میخواد تو این کارو بکنی
تو الان سرپرست یک خانواده ای
منم میخوام تو کارم موفق بشم
و میشم پس نگران نباش
فهمیدم
من همیشه کنارتم
یس
چشمات ببند بازم باید لوسیون بزنم
اما ...ما تنها خانواده پدربزرگیم؟
بله
هیچ کس دیگه ای نیست
خانواده پدر بزرگ همگی در کره شمالی فوت کردن
درست همونطوری که مادر گفت تنها کسی که
ثروت پدر بزرگ به ارث میبرن هی دونگ و پدرشه
چرا اینطوری نگام می کنی؟
برای اینکه خیلییی خوش تیپی
هر روز برام اینکارو بکن
باشه هر روز این کارو برات می کنم برای اینکه تو گنج منی
مثل خار توی چشمم می مونه
چیکار میتونم در مورد اون بکنم؟
اگه رفته بود دیگه من هیچ مشکلی نداشتم
از این کباب با قارچ خوشتون میاد؟
بله خیلی خوشمزه بود
پدربزرگ از این آب برنج هم بخورین
آب برنجم داریم؟
اما عروس گلم از این به بعد خودتو اینطوری به زحمت ننداز
من می تونم از غذای اینجا بخورم
نه پدر بزرگ
سلامت شما باعث خوشحالی خانواده است
اجازه بدید وقتی شما دفتری من براتون غذا آماده کنم
ممنون بخاطر حرفهای محبت آمیزت
بله؟
ببخشید داشتین ناهار می خوردین
نه تموم کردم
مشکلی نیست بفرمایید
بله
خب امروز قراره نمایش استعدادهای درخشان توی مهد یو سونگ برگزار بشه
ببخشید ولی من می تونم دو ساعت زودتر برم؟
یعنی قراره یو سونگ امروز اجرا داشته باشه؟
بله
دخترم نمی تونه بره
قراره یوسونگ استعدادشو نشون بده؟
منم میخوام بیام ببینم
پس بیا با هم بریم
ببخشید شمام میاین؟
!بله
ای وای
مادر منم
...نمیدونم باید بهتون بگم یا نه
چی شده ؟ داری منو نگران می کنی
چی ؟
پدر قراره بره مهد برای نمایش استعدادهای درخشان؟
برای چی میخواد بره؟
چی؟ چی گفتی؟
گفتی نوه کی؟
مهد کودکش کجاست؟
کجا با این عجله؟ - دارم میرم یه کلاهبردارو بگیرم -
کلاهبردار؟
!خدا حافظ - !خدا حافظ -
پس حقیقت داشت
این چیه دیگه؟
نباید بذارم بیشتر از این ادامه پیدا کنه
خانم جو بدبخت
بیچاره قراره از رستوران اخراج بشه
اما خانم جو بهتر نبود ما همدیگرو نمی دیدیم؟
تو از همه بهتر بودی برای نشون دادن استعدادت
راست می گین پدر بزرگ؟
!البته که راست میگم
برای همین میخوام برات یه چیز خوشمزه بخرم
بهم بگو چی دلت میخواد دوست داری چی بخوری؟
!بستنی
No comments yet. Be the first to leave one.