Le prime 200 righe.
...آنچه گذشت در سریال رِزیدنت
.دیوارهی رگهام سخت شدن
.عزیزم، واقعاً متاسفم
.ما کنارتیم
دکترهای مایو گفتن
.میتونی به جراحی برگردی
.من خیلی امیدوارم
...یه چیزیو بهم قول بده
.که فعلا بیخیال اتاق عمل نشی
بیلی و اِیجِی میدونن
که میخوای مدرک برد پزشکیتو
در سختترین زمینهی پزشکی
یعنی در زمینهی جراحیِ قلبی سینهای بگیری؟
.گفتم که میخوام اینکارو بکنم
.باب پورتر
بیمارستان دانشگاه، آگستا
پس احتمالاً اسم توهم
.جز کساییه که میخوان توی هیئت مدیرهی پزشکی یه جایگاهی بگیرن
.پس باهم رقیبیم
میتونم بپرسم چرا اون جایگاهرو میخوای؟
.همینجوری
نه من به یه لیست پیشنهادی
.برای جورجیا استیت میخوام
.دارم با یه دکتر دیگه سرِ این جایگاه رقابت میکنم
کیه؟- اینه-
رابرت پورتر
.دنبال اون جایگاهه
.وقتی سیزده ساله بودم بهم تجاوز کرد
میخوای بری دنبال هیئت مدیره و بهشون بگی؟
.میخوام یه بیانیه بدم
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مترجم : یلدا
بله، کمرِ داغون، آرنج، مشکلاتِ زانو
...احتمالا بیماری لاعلاج نیست ولی
به خاطر عوارضش
.ممکنه حس کنی یه بیماری لاعلاجه
...اما
با تصویربرداری سه بعدی، خیلی زود
.میتونیم بافتِ مخصوصت رو پیوند بزنیم
.اختصاصی، مشخص و شخصی
.انقلابی میشه
"پیشرفت علم پزشکی"
"موجب امید هایی برای داروهای جدید شده"
"قدرت و انگیزه دادن به بیمارها و دادنِ اختیارِ بیشتر در پروسهی درمانشون"
ممنون و تحقیقات بالینی
حتی قدرت پیشرفت بیشتر رو فراهم کرده
...که قدرت تغییر
خدایا، از این خستهکنندهتر هم میشه؟
.من که شک دارم
اما هیچوقت
.اون تصویرِ سکسی از خودترو دست کم نگیر
هوم؟
.کاش باهام میومدی
.کاش
اما این کنفرانس ممکنه از جشنِ
.آشکار کردنِ جنسیت، اغواکنندهتر باشه
درمورد تو انجام دادنِ دو شاخهی جراحی
مشخصاً تصمیمش صددرصد با خودته
...اما خب خیلی
چالشِ بزرگ
.چالش خیلی خیلی بزرگیه
میدونم، تا وقتی درست و حسابی با بیلی درموردش حرف نزنم
.قرار نیست راجعبهش تصمیمی بگیرم
باشه؟
.باشه
.امیدوارم کنفرانست خوب پیش بره
.این خوشمزهترین ماکارونیه که تاحالا خوردم
.خواهرت خیلی خاصه
.آره هست، ثروتمند و زیبا
.ما همیشه باهم فرق داشتیم
نگاش کن آخه، ببین چقدر لاغره
.و سه ماهه که بارداره
.احتمالاً خیلی خوبه که تو و پادما انقدر شبیه به همین
.باید شباهت هارو بیخیال شی
.اوه نه شباهت هایی هم هست
یکیمون باحال و بیاختیاره
اون یکی جدی و خشکه
خودت میتونی حدس بزنی کی کدومه - نه- اوه-
. چقدرم چسبیدی به تمِ آبی و صورتی جیمز
اوه، مگه تِم داشت؟
.خبر نداشتم
.اوه بانمک
خیلی دوستداشتنی شدی
حتی با اینکه انگار برای مراسم ختم اومدی
.نه یه مراسم آشکاریِ جنسیت
...با توجه به اینکه جنسیت یک مفهومِ اجتماعیه
.مهمونی عالیایه
.ممنون که دعوتم کردین
.مرسی که اومدی
.عشق و حال قراره شروع شه
.یه سوپرایز برات داریم
.اون خیلی بامزهست
خدای من- آره-
اوه فرصت عکسبرداری. [فرصتی که برای گرفتن عکس از افراد مشهور و یا رویدادهای مهم در اختیار ِ عکاسان و خبرنگاران قرار میگیرد.]
و اون عکس قراره آنلاین باشه در
سه، دو
.یک
.اونا خیلی به هم میان
چطور همدیگهرو دیدن؟
اسکارلت مسئول بار بود
.و کنارشم یه خورده کار مدلی میکرد
.ویل اومد و اون نتونست چشم ازش برداره
از ماشین کرایهای سوار شدن
.رسید به جتِ شخصی
.واو
خیلیخب دخترا و پسرا
!بیاید جمع شیم دور هم
.ممنون از همتون که اومدید اینجا
بیاین ببینیم اولین فرزند
.دختره یا پسر
فقط ماما و پسرایی که اینو ساختن
.جنسیت بچهرو میدونن
اون یه توپ جنگیه؟
صبر کن، یه توپ جنگیِ واقعی؟
.والا از این دو نفر بعید نیست
.با شمارهی سه
.یک
.دو
.سه
شکسته؟
عزیزم- خدای من-
.یکی زنگ بزنه به اورژانس
.ببین حالش خوبه یا نه
...به نظرم بریم از رستوران لوییجی پاستا بگیریم یا
.آره من عاشق اون پاستا ها هستم
.پس حله
روش بستنی هم باشه؟
.نه، بابایی
.فقط پنیرِ پارمزان
.ولی من فکر کردم دوست داری روش بستنی باشه
.خداحافظ بابایی
.خیلیخب پس خودم میرم بستنی میخورم
.با این سن بلده بخونه؟ چه عالی
.آره، از منم زودتر شروع کرد به خوندن
.احتمالا به مامانش رفته
چند لحظه دیگه برمیگردم- ممنون-
امروز تو بخش اورژانس کار میکنی؟
.اره جای دیوان کار میکنم
.امروز رفته کنفرانس
.آها بله صحیح
.برای بعضیها صرفاً دکترِ اورژانس بودن کافی نیست
.باید یه دانشمند خفن هم باشن
خب؛ مریض هامون خوششانسن
.که تورو اینجا دارن دوستِ من
!کمک
.مسافرم داره میمیره
چه اتفاقی افتاد؟
از آپارتمانش سوارش کردم
و یهو شروع کرد به لرزیدن
.میگفت باید بیاد بیمارستان و یهو رو صندلی بیهوش شد
.من دکتر هاکینز هستم
.شما در بیمارستانِ چیستین هستین
میتونید بگید چه اتفاقی افتاده؟
باشه، اسمتون چیه؟
خون ۱۰۴
.اینارو میبرم به آزمایشگاه
فشار خون پایین
پسرشه؟
هوم، توی مغازه کار میکنه
.خب، چارلی آپریل مارتینز
متولدِ پانزدهم ژانویهی سال نود و هفت
یه موشکاف میبینم
خونریزی زیر پوستی در گردن و دستها
.به مخاطب اورژانسیش زنگ بزن
بیست و پنج سالشه و سالها پیش عفونت گوش داشته
.تا الان واکسینه شده
.چارلی مشهوره
زنگو روشن کن
.صرفاً جهت اینکه کسی زنگ بزنه که بتونه بهمون اطلاعاتی بده
.مخاطبِ اورژانسیش جواب نمیده
.دوباره زنگ میزنم
انگار اخیراً یه لاپروسکوپ جاگذاری کرده اونجا
.اما جراحی بطنی به بیشتر از یک سوراخ احتیاج داره
O2 sat's 98% on nasal cannula.
BP's 104/60.
.انگار داره از لولهی تنفسیش محافظت میکنه
.از این فرصت استفاده کنیم تا اطلاعات بیشتری بهدست بیاریم
.ترور، رپتور رو بخش کن، بگو بیاد سیتی
یه توقف کوچیک باید داشته باشم، اونجا میبینمتون
.هی
.بازم ممنون که اون لیست پیشنهادات رو نوشتی
.خب امیدوارم کمکی بکنه
و پورتر؟
اون همچنان دنبال همون جایگاهه؟
چرا نباشه؟
خب شنیدم یه سری شکایت در زمینهی اخلاقی
.بر علیهشه
.گفتم شاید بهخاطر همین مسئله صلاحیت اون جایگاه رو نداشته باشه
.اگه خبر جدیدی درموردش شد بهم بگو
.داری لبخند میزنی
خبر خوبیه، نه؟
این آخرین امآرای منه؟- اره-
.جواب آزمایشت عالیه
.جراحت جدیدی وجود نداره
از وقتی شروع کردی به دارو خوردن
.بیماریِ اماست پیشرفت نکرده
حالت چطوره؟
.درکل خوبم
.حالا بهترم
.یعنی نیازی به جراحی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.