Riverdale

Riverdale

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 7

Informazioni sulla release

Riverdale S07E07 INTERNAL 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale US S07E07 1080p WEB H264-CAKES
Riverdale US S07E07 XviD-AFG
Riverdale US S07E07 1080p HEVC x265-MeGusta
Riverdale US S07E07 1080p x265-ELiTE
Riverdale US S07E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
Un commento di AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tag

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
XviD
x264
Pubblicato il: 2023-05-12
Download: 49
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫بعد از اینکه آقای کوپر به ‫خانم کوپر گفت که بتی داشته

‫با لباس زیرش پشت پنجره ‫به...نفع آرچی می‌رقصیده...

‫خانم کوپر زنگ می‌زنه به هالیوود

‫تا حسابی بتوپه به هرماینی لاج

‫چون که دخترش ورانیکا ‫لباس زیرها رو به بتی داده بوده.

‫بعدش هم آلیس زنگ می‌زنه ‫به دوست عزیزش، پنلوپه بلاسم

‫تا کمک بگیره که چیکار بکنه.

‫نصیحت مادر به مادری.

‫خب، بعید هم نبود.

‫چی بعید نبود، مادر؟

‫اپراتور، میشه من رو وصل کنی ‫به استراتفورد-۷۴۷؟

‫آلیس کوپر زنگ زده نصحیت بگیره ‫دختر بی‌حیاش رو سر به راه کنه.

‫اگنس‌جون، به‌خدا اگه باورت بشه...

‫تا صبح همه یه روایت متفاوتی ‫از داستان اصلی رو شنیده بودن

‫که اکثراً غیرواقعی بود ‫و عواقبش هم کم و بیش حس می‌شد.

‫دیگه باهام حرف نمی‌زنه، مگه نه؟

‫مادرت باید این رو درک کنه

‫که تو یه مرد اصیل آمریکایی و جَوونی

‫و اون بتی هم یه دختر، داغ و...خیلی خوشگله.

‫آخه...واقعاً خجالت کشیدم عمو فرنک.

‫خب...

‫شلوار پات نبود مُچت رو گرفتم؟

‫بله.

‫کاری که داشتی می‌کردی ‫یه‌کم بی‌حیایی بود؟

‫خب، آره شاید.

‫اما اگه جذب اون دختره نمی‌شدی ‫بیشتر نگرانت می‌شدم.

‫فعلاً حواست جمع مدرسه‌‍ت باشه

‫و روی بسکتبال تمرکز کن

‫و دور و ور بتی نپلک.

‫حموم آب سرد هم زیاد بگیر.

‫این هم می‌گذرونی آرچی، خب؟

‫آره.

‫خوبه.

‫تو نباید جلوی پسرها همینطور لخت لخت بگردی.

‫باشه، باز هم میگم...

‫من و آرچی لخت نبودیم. ‫فقط...

‫داشتیم شوخی می‌کردیم. ‫توی دوتا خونه‌ی جدا بودیم مامان.

‫فکر کردی قرار بود مثلاً چی بشه؟

‫از تو بعید نیست.

‫برای همین از امروز قراره ‫توی ریوردیل گرنداستند برقصی.

‫مامان، نه!

‫دلم نمی‌خواد برم توی برنامه‌ی رقص بابا.

‫فقط آدم‌های حوصله سربر ‫و منگل میرن اونجا.

‫دیگه چشم سفید‌بازی بسه.

‫هر روز بعد از ظهر ‫از ساعت ۳ تا ۶ میری قر میدی.

‫انقدری که بفهمیم سر به راه شدی ‫و دیگه جونی برات نمونده

‫که بخوای نصف شبی ‫برای یه پسر داغ‌کرده عین آرچی لخت شی.

‫یعنی حتی اگه ببینم جواب ‫سلام اون پسره‌ی هیز رو دادی...

‫هر چی دیدی از چشم خودت دیدی.

‫خانم ورانیکا، شرمنده مزاحم شدم

‫اما یه تلگراف از پدر و مادرتون دارید.

‫ای بابا...

‫حتماً به‌خاطر چوغولی خانم کوپر ‫ازم عصبانی هستن.

‫«عزیزم، دختر بدی بود ‫تمام

‫وقتشه بهت درس عبرت بدیم ‫تمام

‫دیگه خبری از پول توی جیبی نیست ‫تمام

‫امروز رأس ۳ و نیم ‫برای کار برو سینمای بابیلونیوم

‫تمام»

‫پول توی جیبی من رو قطع کردن؟

‫مجبورم هم می‌کنن برم بعد از مدرسه کار کنم؟

‫این رسماً سوءاستفاده از بچه‌ست، اسمیدرز!

‫اگه فکر کردن می‌تونن روحیه‌ی من رو انگار ‫که بچه سوسول هستم خراب کنن، کور خوندن.

‫سلام بابا.

‫این دست تو چیکار می‌کنه کوین؟

‫خـ...خب...مجله‌ی بدن‌سازیه دیگه.

‫از کجا گیر آوردیش؟

‫همون رفیق جدیدت؟ ‫کِلی؟

‫اسمش کِلی واکرـه. ‫نه بابا، نه.

‫چـ...چطور مگه؟

‫نمی‌دونم.

‫نمی‌دونم، کوین.

‫دوست دخترت رو که دک کردی...

‫با پسرهای غریبه رفت و آمد داری.

‫و...یه همچین مجله‌هایی می‌خونی.

‫از این رفتار یه ذره هم خوشم نمیاد.

‫این وسط هم من ‫داشتم توسط عذاب وجدانی که از

‫خیانت به نویسنده‌ی علمی تخیلی محبوبم

‫یعنی بِرد ری‌بری کرده بودم ‫خُرد می‌شدم، که...

‫آقای جونز.

‫فدرهد احضارم کرد.

‫این چیه؟

‫من بعد از مدرسه ‫کار نویسندگی کمیک دارم.

‫ما بیشتر نگران محتواش هستیم آقای جونز.

‫محتوای خشن، وحشتناک و شدیداً جنسیش.

‫چندتا بچه مثل خودت اینا رو می‌خونن ‫که همچین بلاهایی سر دانش‌آموزها میاد.

‫تو خجالت نمی‌کشی ‫که توی همچین کار شنیعی دست داری؟

‫نه اتفاقاً خیلی هم به خودم افتخار می‌کنم ‫که اسمم روی جلد اون کمیک رفته.

‫و اصلاً به کسی چه که من ‫بعد از مدرسه چیکار می‌کنم؟

‫ما اگه خبردار بشیم که یکی از بچه‌هامون توی ‫خلق و توزیع محتوای پورنوگرافی دست داشته

‫صد درصد اخراجش می‌کنیم.

‫این یه کتاب کمیکه آقا.

‫مجله‌ی پورن نیست.

‫از نظر ما که زیاد تفاوتی ندارن ‫آقای جونز.

‫هر دو برای بچه‌ها نامناسب هستن

‫و ذهن و روح رو خراب و فاسـ...

‫برو بابا!

‫این مزخرف‌ترین چیزیه که توی عمرم شنیدم.

‫مسئله خیلی ساده‌ست آقای جونز.

‫این توافق‌نامه رو امضا کنید ‫که دیگه کمیک جنایی و ترسناک نمی‌نویسید

‫تا به تحصیل در اینجا ادامه بدید.

‫اگه امضا نکنی ‫شک نکن که اقدام به اخراجت می‌کنیم.

‫داداشم اندروز!

‫میشه بپرسم تا کجا پیش رفتید؟

‫چون چیزهای ضد و نقیض زیاد شنیدم.

‫ما فقط به‌هم نگاه کردیم.

‫می‌دونی چه جمله‌ای رو ‫توی انگلیسی دوست دارم؟

‫«می‌تونی نگاه کنی، اما دست زدن ممنوع»

‫حالا حالاها خبری از دست زدن ‫بین من و آرچی نیست.

‫دست زدن که بماند ‫نگاه هم نمی‌تونیم بکنیم.

‫مخصوصاً حالا که هر روز باید برم ‫برنامه رقص چندش بابام.

‫ریوردیل گرنداستند؟

‫خودم که ندیدم

‫می‌دونی، چون تلویزیون مور مورم می‌کنه.

‫اما انگار چیز باحالی باید باشه.

‫یه‌جور مهمونیه.

‫حتی بیشتر از این حرف‌ها... ‫افتخاره.

‫به‌خاطر کاپیتان رقص بودنم ‫خیلی جدی می‌گیرمش.

‫شرل، چرا و چطوری تو توی ریوردیل گرنداستند ‫کاپیتان رقصی؟

‫مامان باباش بزرگ‌ترین اسپانسر شبکه هستن.

‫من نقش خودم رو به‌عنوان کاپیتان رقص ‫و نماینده‌ی زنان اجرا می‌کنم.

‫ورانیکا، تو چرا نمیری توی برنامه؟

‫فکرش هم نکن.

‫از خدامه.

‫اما امروز بعد از ظهر ‫باید برم سینما سر کار.

‫جزئی از تنبیه‌‍م برای ‫تشویق نوجَوون‌ها به فساده.

‫حالا که صحبتش شد، این لیست ‫قوانین برای شرکت‌کننده‌هاست.

‫اینا رو بخون یه‌وقت فکر ‫شیطونی باز به سرت نزنه.

‫آدامس ممنوع. ‫لباس فرم شدیداً الزامی.

‫بوسیدن ممنوع. ‫تماس بدنی ممنوع.

‫سر ساعت ۳ و نیم می‌بینمت.

‫خیلی‌خب بچه‌ها، جمع شید.

‫مطمئنم همه کوین کلر رو می‌شناسید

‫اما امروز عضو جدید تیم‌مونه.

‫بیاید یه خوش‌آمد گرم بولداگ‌ـی بهش بگیم.

‫همین مونده بود یه ‫تیتیش مامانی بیاد توی تیم.

‫ ‫

‫خیلی خوشگله

‫مگه نه؟

‫آره واقعاً.

‫خیلی پر برکته.

‫شما باید رئیس جدیدم باشید، آقای لملی.

‫ورانیکا لاج هستم.

‫هر برنامه‌ای که پدرم و مادرم با شما چیدن...

‫بذارید بهتون اطمینان بدم که سینما ‫واقعاً مثل خونه‌ی دوم منه.

‫از زمان اولین فیلمم ‫«عزیز در آغوش» همینطور بوده.

‫خب، کار من چیه؟

‫بلیت گیر؟

‫پاپ‌کورن فروش؟ ‫راهنمای صندلی؟

‫همه‌شون.

‫این روزها زیاد نمیشه شاگرد گرفت.

‫برای همین فقط تو می‌مونی، من...

‫و من.

‫من آپارات‌چی هستم ‫و سعی می‌کنم چیزها رو تعمیر کنم

‫تا اینجا روی خودش آوار نشه.

‫خوشوقتم کِلی.

‫- همچنین. ‫- واقعاً مشتاقم به‌عنوان عضو جدید

‫بیشتر بشناسم‌تون.

‫خیلی‌خب بچه‌ها.

‫وقت رقصه!

‫بتی‌جان! چرا نمی‌رقصی؟

‫چون نمی‌خوام اینجا باشم و برقصم.

‫باید برقصی!

‫خیلی برای آمار بد میشه ‫که دوربین بچرخه اینور

‫و دختر میزبان برنامه رو بگیره که عین ‫درخت یه گوشه وایساده.

‫می‌خوای چیکار کنم شرل؟ ‫همه برای خودشون جفت دارن.

‫نه‌بابا!

‫پس دیلتن چی؟

‫از وقتی اتل رفته خانه‌ی خواهران ترحم ‫شریک رقص ثابت نداشته، فقط...

‫جون هر کی دوست داری ‫باهاش درست برقص.

‫باشه.

‫اومدم بهت سر بزنم.

‫زیاد تا دیر وقت بیدار نمون.

‫عمو فرنک...

‫امروز سر تمرین ‫شما و کلانتر کلر راجع‌به چی حرف می‌زدید؟

‫داشت می‌گفت می‌خواد کوین بیشتر ورزش کنه.

‫گفت می‌تونه الگوهای مرد بهتری داشته باشه.

‫مثلاً عین خودم و خودت.

‫کوین مشکلی براش پیش اومده؟

‫خب...

‫بعضی وقت‌ها پسرها ‫گیج میشن که چطوری باید عمل کنن.

‫نترس آرچی، به تام قول دادم ‫که من و تو

‫با هم کوین رو درست می‌کنیم.

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۷»

‫کوین.

‫امروز ناهار چیکاره‌ای؟

‫گفتم شاید بخوای بریم بچرخیم ‫یه‌کم بسکتبال بزنیم.

‫آره، باشه.

‫عالیه!

‫پس توی سالن می‌بینمت.

‫فعلاً کِلی.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫آقای ری‌بری!

‫می‌خواستم ببینم می‌تونی ‫این چک رو برام نقد کنی.

‫زیاد به بانک‌ها اعتمادی ندارم.

‫حتماً آقای ری‌بری.

‫بذارید اول با بخش مالی مشورت کنم.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left