Informazioni sulla release

On the Way to the Airport Episode 16
Un commento di Persian Dream Team
Mahsany @persiandreamteam

Tag

other
Pubblicato il: 2016-11-11
Download: 39
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

چی کار میکنی ؟

فقط قدم زدن

این کار هر روزه م توی ججو به یه عادت تبدیل شده

مستقیم بیا پیشم

آخر جاده م

هیچ کوچه یا ساحلی اینجا نیست

دارم قدم میزنم اما نمیتونم پیدات کنم

کی اینجا رسیدی ؟

تازه رسیدم

میدونستم به خاطر رفتن هیو یون ناراحتی

یادته اولین بار کی پشت تلفن با هم حرف زدیم ؟

باید خسته باشی

نه زیاد

اما فقط متاسفم

این اولین باری بود که دیدمت اما یادمه

یادمه چه لباسی پوشیده بودی و چطور جابه جا میشدی

آدما رو خوب یادم نمیمونه

منو دیدی ؟

از کجا ؟ چطور ؟

من توی یه خیابون دیگه بودم

نمیتونستی اونجا باشی

اینجا یه حس جادویی داره

لحظه ای که وارد اینجا شدم

حالم بهتر شد

... خونه ای که میخوام توش زندگی کنم

...و خونواده ای که میخوام داشته باشم

این اتاق الان این حسو بهم میده

پس اینجا همون خونه ست

افتخار میکنم تنهایی این تصمیم رو گرفتم

اول خودم میخواستم اینو بهت بگم

طلاق گرفتن آسون نیست

باید یه قسمتی از زندگیتو نادیده بگیری

هیچ وقت نمیتونه آسون باشه

تو الان توی موقعیت سختی هستی

اما بعداز جدا شدن

حس میکنی انتظارشو نداشتی

آسون نیست

.. دیدن و جداشدن

هر روزه اتفاق میفته

...دیدن و زندگی کردن و جدا شدن

وقتی زندگی کردن باهاش قاتی میشه

کارو سختتر هم میکنه

باید اینکارو با تو امتحان کنم

خیلی فکر میکنی

اوه آره ؟

دوستش داری ؟

خوبه

اونجا بهاره ؟

و کلی گل اونجا هست ؟

واقعا ؟

...توی فکرم میخواستم

با هیو یون به ججو برگردم

قصد نداشتم کار دیگه ای انجام بدم

جراتشو نداشتم

حالا که هیو یون رفته

واقعی به نظر میرسه

گیج شدم

...در مورد جزیره ججو

...نمیدونم اگه

.... اگه بشه

برگردم اونجا

... کلی خاطره با هیویون

توی اونجا دارم

فکر نکنم به همین زودیها برگردم

خیلی بده

تصمیم داشتم اونجا مخفیانه زندگی کنم

فقط تو و من

امروز چی کار کنیم ؟

استراحت میکنیم و استراحت میکنیم

توی خونه

کی اینجا رسیدی ؟

سلام کن

اون مثل خونواده مه ایشون مین سوکه

سلام

اون کیه ؟

اون مثل خونواده مه

ایشون چوی سو آه هستن

سال 2000 چی کار میکردی؟

اون زمان 20 سالم بود

یه بار با دوستام رفتیم گانگ نئونگ

اغلب فیلم نگاه میکردم

معمولا توی جونگنو نگاه میکردم

دانسئونگسا رو یادته ؟

البته

بعد از یه فیلم ماهی خال خالی رو ماکگولی میخوردم

درست میگی

سال 2003 بود ؟

دبی بود ؟

قبلا کلی سفر میکردم

تنها جاییه که نرفتم

دقیقا . چرا نمیومدی ؟

منتظر توئم

وقتی توی ججو منتظرت بودم

به آنی فکر میکردم

....حس میکردم

بیرون در منتظر میموند

...به نظر میرسه

انتظار کشیدن رو یاد گرفته بود

شنیدم همیشه از تو میخواست ببریش

میتونست تنها بره اما همیشه از تو میخواست ببریش

فکر کنم از عمد اینکارو میکرد

چون وقتی بیرون منتظرمیموندی

دیگه نگران نمیشد

هر چند بیرون در بودی

احتمالا حس امنیت بهش دست میداد

الان منم این حسو دارم

گفتی شوهرت فردا میاد ؟

یه راهی وجود داره

... میتونی همه چی رو نادیده بگیری

و فرار کنی

"عدم تمایل"

اون همه ی چیزیه که ما بین سه تا قانونمون جا گذاشتیم

یادت باشه

باید اونو هم نابود کنیم

هیو یون و من قول دادیم امروز ویدیویی با هم حرف بزنیم

وقتی کارت تموم شد بهم زنگ بزن

! پارک هیو یون - ! مامان -

دو وو ، ببخشید که بدون خدافظی رفتم

اگه 5 دقیقه ی دیگه میموندم

...حس میکردم درست مثل حرفی که تو زدی

فرار کردم

هنوز سخته بدونم چی برام بهتره

اما فعلا ، فکر کنم بی گناه زندگی کردن

بهترین کاریه که میتونم برای خودم انجام بدم

...چشمامو میبندم

و به این فکر میکنم

وقتی دوباره بازشون میکنم

... آروز میکردم میتونستم کنارت با

یه قلب پر آرامش بشینم

بهش نگو اینجام . نمیخوام سو آه رو ببینم

بهش پیام زدم گفتم اینجایی

بهش گوش کن

فرار نکن

فرار ؟ - فعلا خدافظ -

باید بهش غلبه کنی کاپیتان پارک

غلبه ؟

همگی موفق باشید - وایسا خانم سونگ -

...یادتونه خانم چویی برای کار دفتری

درخواست دادن بودن ؟ هنوزم اونو میخواد ؟

میخواد اسمشو خط بزنم ؟

بزار باشه

باشه

نمیتونم با هیو یون برم

تا زمانی که با تو حرف نزنم نمیتونم برم

این چیه ؟

بلیطت

خیلی زوده

توی فرودگاه میبینمت

این یه بلیط یه طرف برای هردومونه

...توی فرودگاه همو میبینیم ، برو اونجا

و به عنوان یه خونواده ی کامل اونجا زندگی کنیم آسونه درسته ؟

یه چیزی میخوام بگم - بگو -

فقط باید بهش غلبه کنیم

وقتی زمان داشتیم توی نیوزیلند بیشتر با هم حرف میزنیم

توی همه چیز خوب و مرتب بودم

چه عصبانی بشی یا اینکه سوال بپرسی

وقتی خونه میرسیدی چیزی حس نمیکردی ؟

"رویا پردازی کردن"

بیدار شو چویی سو آه

بیدار شم؟

پس چی میخوای بگی ؟

میگمش

اگه نگم مجبورم کل زندگیمو با این سرخوردگی زندگی کنم

...هیو یون

به نظر میرسه مدرسه ش توی نیوزیلند رو دوست داره

گفتش میخواد بمونه

تو هم که به اوکلند اعزام شدی

پس درستش اینه که بری

اما من اینجا میمونم

زندگی کردن توی یه محل معین اینقدر برات مهمه ؟

برام مهمه

کجا و با کی

با کی میخوای زندگی کنی ؟

طفره نرو

نمیرم

...بیا

از هم جداشیم

...و - سو دو وو ؟ -

... سو

...دو

وو

بهت همه چیزو میگم - نه -

به نظر میرسه اعتراف کردی

برای اینکه حسم بهتر بشه نمیتونی عذرخواهی کنی

اگه حس بدی برای خونواده ت داری

.. تا اونجایی که میتونی اون کلمات رو

توی دلت نگه دار

پس منم بهش اشاره ای نمیکنم

...من

نیوزیلند نمیام

این فقط یه سختیه بهش غلبه کن

فقط یه سختی نیست

ما همین الانشم از هم جداشدیم

من مشکلی ندارم

خوبم

مشکلی ندارم

احتمالا دوباره کوتاه میای

میخواستی منو ببینی

به خاطر من برگشتی ؟

درخواست رو گرفتی ؟

More Farsi Persian subtitles for On the Way to the Airport

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left